نگاه ...
شهید من
تمام شهیدان جبهه‌ی حق از آغاز حیات بشر تا برپایی صحرای محشر به خصوص
بسم الله الرحمن الرحیم

دانه‌های انار ...

اینکه
چرا وارد جنگ می‌شویم،
همیشه مـهم است. هـمـیـشـه؛

و می‌گویند ...

دوستان
زُبُر الحدید - آینده از آن مظلومین تاریخ … - ساده غزل - شیعیان یمن - مرگ آگاهی - بیقرار - وبلاگ بحر - دو رکعت عشق - راوی - اسماعیل نیوز - هابیل - ترنم فکر - هلا - وب‌نوشت دنج - مسئله روش - آخرالزمان و ظهور مهدی موعود(عج) - مهتد - فرزند انقلاب - فرصت - شرب مدام - كافه حزب الله - پاسداران - واژگون … - صاد - جنبش نرم افزاری و تولیدعلم و آزاداندیشی - مبارز کلیپ - آب و آتش - 22 خرداد 1388 - در جستجوی حقیقت - مظلومیت سانسور شده - یک خبرنگار - چشم ـ زخم - پابرهنه - نظر سوم - e-حدیث نفس - گاه نوشته‌های من - آرمانشهر - کیستی ما - چهار نما - گندم و بلدرچین - ناروزنامه نگار - پاسخ‌گويی سران سه قوه - دو نوع اسلام، دو نوع مسلمان - شش گوشه - پلخمون - خصوصی نیست …! - ــــــمــریــمـــــ نوشت - بیداری - یه دانِ ش جو و قس علیهذا - کلام نو - آذرباد - تارنما - یک فنجان فکر - دودینگ هاوس - اقاليم قبله - نفسانیات یک من - منطقه ممنوعه - ترديد راهي به دانايي - بی عمر - هبوط - بچه محل - دادگاه انقلاب اسلامی - مطالبه آرمان‌های انقلاب از صدا و سیما - چای نبات - فتوتا - خاکریز - مجاز - نون و القلم … - وادی - اسپريچو - قیام مستضعفین - عزم رفتن - کاریکاتورهای مازيار بیژنی - انتهای افق - کافه اندیشه - مجاهدین - ابتدا - میرزا قلي خان راپورتچي - ساقور - انتفاضه سوم - نون والقلم - انقلاب سوم - ســایـبـریـا - آهستان - شــعـــركـــده - اسکالپل - گام آخر - گروه فرهنگی عمار یاسر - نسیم حیات - یکتا - آغاز در نهایت - تاملات - نقد 123 - درد - وب نوشت - روزنوشت - شبکه در انتهای افق - حيرتكده ي عقل - درياچه ي قو - پاکت‌ها - تغلب سبز - تفکر با چاشنی خنده - مسلمان برابری طلب - شَوَند - قطعه 26 - عکاس مسلمان - دیار شهود - رصدخانه - دفتر بی خط - زرنگار - آرمان خواهی - طبیب - بی خوابی های یک برنامه نویس - شورآباد - جسد زنده - دانشطلب - بچه های قلم - چغـ(قـ)ک - دو اسلام - روزنامه دانشجویی - خاکریزیـسم - سـواد آیـنه - دوئل - دستنوشته های یک نسل سومی - آیات غمزه - سوتک - ادواردو - فراموشخانه عدالت - قلم زن - سجیل - داداشی وب - دردنامه - جنگي که بود، جنگي که هست -
وب 2
حواشی
  • RSS مطالب وبلاگ
  • RSS لینک‌های روزانه
  • وردپرس فارسی

  • بیشترین بازدیدها:
  • فوری// میرحسین موسوی توسط لباس شخصی‌ها کشته شد - 23,093 بار
  • هدیه‌ای برای نیویورک… - 17,841 بار
  • کارشکنی در کار رئیس جمهور، کفر است! - 17,557 بار
  • دختر جان! ارزش “خبری” نداری؛ حتی مرگت! - 4,398 بار
  • دست نوشته های شهید چمران درباره فلسطین - 4,312 بار
  • قتل و عام دانشجوها در ۱۶ آذر در دانشگاه امیرکبیر + عکس - 3,645 بار
  • ‫دفاع بد از حجاب یا توجیه ناشیانه رفتار هتاکان؟ - 3,012 بار
  • یزدان تفنگ ندارد - 2,975 بار
  • آقای یامین‌پور! اول جنگ است - 2,840 بار
  • رمضان اشرافی سیما - 2,738 بار
  • چرا باید شهید بهشتی تخریب می‌شد؟ - 2,714 بار
  • نگاهی به همه اتفاقات تسخیر سفارت انگلستان توسط دانشجویان و حواشی آن - 2,682 بار
  • نوید نصرت به فضل پایمردی ملت بر عهد با الله - 2,447 بار
  • چادری بر سر فمنیسم… - 2,351 بار
  • شوی تبلیغاتی اوباما - 2,261 بار
  • همین همسایه‌ی کناری! - 2,149 بار
  • درباره فیس بوک و انقلاب‌های منطقه - 2,118 بار
  • متهم قوه قضاییه است! - 2,064 بار
  • تاملی درباره علم دینی - 2,009 بار
  • کشف حجاب؛ و دو راهی باخت برای دیکتاتوری سبز - 1,965 بار
  • ۱۳ آبان به یادماندنی؛ نبرد با آمریکا و تفاله‌های آمریکا - 1,940 بار
  • مستی یزیدیان سبز و رسیدن به پایان چاه هلاکت - 1,915 بار
  • آیا «حسینیه ارشاد» فایده دارد؟ - 1,842 بار
  • ۹ دی حاصل ارتباط عمیق قلبی مردم با رهبر عزیز انقلاب - 1,839 بار
  • پرسش‌هایی پیش روی آقای ضرغامی - 1,830 بار
  • هسته‌های مقاومت مردمی علیه اشرافیت فرهنگی - 1,802 بار
  • پاسخ وزارت کشور به درخواست تجمع موسوی و کروبی - 1,698 بار
  • تاسیس اسرائیل؛ روز نکبت ! - 1,677 بار
  • مظلومیت مسلمانان سین کیانگ چین و موج سواری آمریکا - 1,640 بار
  • از تسخیر لانه تا تسخیر تهران - 1,590 بار
  • آخرین اخبار از تحولات انقلاب مردمی تونس - 1,566 بار
  • روز قدس جهانی! - 1,565 بار
  • آیت الله لاریجانی ممنونم؛ … - 1,462 بار
  • توهین در پاسخ گل؛ روایتی از تدفین شهدا در دانشگاه امیرکبیر - 1,461 بار
  • منورالفکری همزاد خشونت است - 1,456 بار
  • علیرضا توسلی! قربانی دروغ گویی و خباثت سبزها - 1,440 بار
  • ۱۲ نکته درباره یک افتضاح: دانشجوی پولی - 1,408 بار
  • پروژه شکست؛ از ترور تا شورش خیابانی! - 1,379 بار
  • آنچه جلسه وزیر علوم را جنجالی کرد - 1,342 بار
  • فرو رفته در گردابی از ترس و پوچی - 1,327 بار
  • من غلط کردم جاسوس نشدم! - 1,307 بار
  • دلم برای تو تنگ است مصطفی مازح - 1,275 بار
  • چاره‌ای به جز جنگیدن نداریم! - 1,247 بار
  • مبدا سنجش تاریخ و جغرافیا - 1,226 بار
  • از سیل تا قحطی! آزمون بزرگ رمضان - 1,208 بار
  • چرا حامیان موسوی خود را اغتشاشگر می دانند؟ - 1,203 بار
  • کاریکاتور : بعضی ها عادت دارند سخت فکر کنند - 1,188 بار
  • فواید سوسک در سلف - 1,146 بار
  • آیا صدای ملت را می‌شنود؟ - 1,138 بار
  • «۹ دی» قوی‌تر برخواهد گشت - 1,082 بار

  • کاروان جهانی الی بیت المقدس

    اشتغال زنان؛ فروپاشی خانواده

    فردریش نیچه متفکر برجسته آلمانی یکی از ویژگی های دوران مدرنیته را پدیده «زن زدگی» می داند. وی دوران مدرن را دورانی می داند که زنان بر مهمات امور چیره شده اند و مردان به چیزهایی دست دوم و حاشیه ای تبدیل شده اند. این نظر را نیچه در اواخر قرن نوزدهم مطرح کرد که این پدیده چندان عالمگیر نشده بود در حالی که در شرایط فعلی این پدیده بسیار دامن گستر شده است.

    به هر تقدیر، آغاز پدیده «زن زدگی» را باید در ابتدای انقلاب صنعتی جستجو کرد. زمانی که روز به روز بر شمار کارخانه های صنعتی و بنگاه های اقتصادی افزوده می شد. کمبود نیروی کار سبب افزایش دستمزد کارگرهای مرد شد و این گرانی به مذاق سرمایه داران خوش نیامد. آنها جهت جبران، دست به کارهای متعددی زدند که از جمله آنها استفاده از نیروی کار زن در کارخانجات بود. زن ها که پیشتر از این در جامعه فئودالی در سایه خانواده به کارهای کشاورزی و یا خانه داری، اشتغال داشتند، به کار مستقل در کارخانجات وارد شدند. بورژوازی صنعتی ضمن آن که با وارد کردن زنان عرصه را بر مردان که مزدهای بیشتری می طلبیدند تنگ کرد، تلاش کرد تا با پرداخت مزد های اندک، از آنها همان کار مردان را مطالبه نماید. این درآمد ناچیز به مذاق زنان که پیش از این درآمدی نداشتند خوش آمد و زین پس، پیوسته بر حضور آنان در مشاغل افزوده شد. این ورود زنان به عرصه کار به دور از محیط خانه و خانواده اگر چه ابتدا به داعیه کمک به خانواده انجام می شد و پاره ای از زنان نیز برای تامین زندگی خود و شوهران بعضا بی کار شده خود در واقع چاره ای جز این نداشتند اما بورژوازی که با مبالغ اندک تری کار مردان را از زنان مطالبه نموده و ضمنا از مزیت های دیگر زنان، بهره می برد، روز به روز بر شمار کارکنان زن خود افزود و زنان نیز شادمان از رها شدن از یوغ شوهران خود یوغ مردان بورژوا و صاحب کاران خود را با کمال میل پذیرفتند.

    البته نظام سرمایه سالاری با ورود زنان به عرصه اشتغالِ مستقل از خانواده بهره دیگری نیز برد و آن دامن زدن به مصرف زدگی جامعه بود، زیرا بخش زیادی از مصرف جامعه را زنان انجام می دهند. در واقع زنانی که با حضور در کارخانجات از حضور در خانه و در کنار فرزندان خود محروم شده بودند تا درآمدی کسب کنند، با تدبیر سرمایه سالاری بخش عظیمی از درآمد خود را خرج ارضای نیازهای کاذب خود، چون خرید لباس های لوکس وتجملی، لوازم آرایش و گریم و نیز جراحی های زیبایی و دیگر کارهایی که نظام سرمایه سالار با بمباران تبلیغاتی خود آنها را ارزشمند جلوه داد، می نمودند. مدرنیته و سرمایه سالاری غربی توانستند ضمن برافراشتن بیرق حمایت از حقوق زنان هم از نیروی کار ارزان زنان و هم از نیروی مصرف بالای آنان بهترین بهره را ببرند. در واقع سرمایه سالاری علی رغم تظاهر دروغینش به حمایت از حقوق زنان، به قول میشل فوکو آنان را بازیچه خود نمود.

    به هر روی استقلال اقتصادی زنان و کار مستقل از خانواده، موجب شد که آهسته آهسته ساختار خانواده در جامعه دستخوش تغییر شود؛ بدین ترتیب زنانی که درآمدی کسب کرده بودند دیگر میل کمتری برای حضور در خانه و خانواده و فرزند پروری و شوهر داری از خود نشان دادند و ضمنا به تحقیر این کارها نیز پرداختند و این در حالی بود که آنان کار در محیط خشک و خشن کارخانجات و یا ادارات و تبعیت بی چون و چرا از فرامین و خواسته های گاه نامشروع کارفرمایان را پیروزی ای بزرگ و دستاوردی چشمگیر و تاریخی برای خود قلمداد می کردند.

    این زنها در صورت ازدواج، به جای همکاری با همسر خود به رقابت برای کسب قدرت بیشتر در خانواده می پرداختند و از این رو بود که نقش مردان در خانواده به عنوان رییس خانواده کم کم به محاق رفت. زنان با این دستاویز که در طول تاریخ همواره به آنها ستم شده است، خواهان اخذ حق و حقوق بیشتر و در صورت امکان حقی بیشتر از مردان، جهت جبران مافات بودند. البته این دعوی فمنیست ها که در تاریخ همواره بر آنها ظلم شده است، حتی اگر قابل اثبات هم باشد تنها بخشی از حقیقت است؛ زیرا مردان نیز در طول تاریخ همواره مورد ظلم و ستم مستکبران و مستبدان بوده اند و حتی شاید این مستبدان گاهی از خون زن ها و کودکان می گذشتند اما هیچ گاه از خون مردان نمی گذشتند و با شدیدترین وجه ممکن آنها را مجازات می کردند.

    متاسفانه بسیاری از دیگر ادعاهای فمنیستی نیز چنین است؛ مثلا آنها مدعی می شوند که زن تاکنون تنها نقش همسر فداکار و مادر دلسوز را داشته است. این سخن اگر درست باشد با کمی تامل متوجه می شویم که مردان و پدران ما نیز تاکنون همین وضعیت را داشته اند؛ یعنی تنها دغدغه و همتشان کار و کوشش خستگی ناپذیر برای رفاه و آسایش خانواده شان، چه همسر و چه فرزندان، بوده است و آنها نیز چیزی بیشتر از همسر فداکار و پدر دلسوز نبودند.

    همچنین فمنیست ها مدعی اند که آنها در برابر کار در منزل مزدی دریافت نمی کردند. اگر چه از نظر شریعت اسلام زن می تواند برای کاری که در منزل می کند، طلب مزد نماید اما حقیقت این است که اکثریت مردان نیز هر چه دستمزد می گرفتند خرج زن و فرزند خود می کردند و بخش بسیار ناچیز آن را برای خود ذخیره می نمودند. در واقع بسیاری از دعاوی و شعارهای فمنیست ها چنین است. یعنی در بادی امر بدیهی و بی شک و شبهه می نماید ولی با کمی مطالعه و تعمق متوجه می شویم که این دعاوی ظلم و ستم چندان هم بدیهی و غیر قابل تردید نیستند.

    باید اذعان کرد سودای فمنیست ها از طرح چنین مطالبی به حاشیه کشاندن مردها و دست یافتن به مزایا و حقوق بیشتر در کنار تکلیف و وظایف کمتر است. یکی از حربه هایی که زنان فمنیست از آن تاکنون بیشترین بهره را گرفته اند حربه “مظلوم نمایی” است، آنها با استفاده از این حربه و متهم کردن مردان به ظلم در حق زنان گام به گام مردان را از سطح جامعه پس زدند؛ خانم هلن فیشر، که خود از فمنیست های معروف است در کتابی با عنوان “جنس اول” از این حربه زنان سخن به میان می آورد: «در جوامع غربی زنان با شرکت در گردهم آیی ها و سخنرانی های بین المللی، راهپیمایی ها، دیدار با نمایندگان مجلس و جلب نظر موافق آنها برای تصویب قوانین مورد نظر، نوشتن مقالات مختلف و سایر فعالیتهای مشابه، در جهت احقاق حقوق جنسی و باروری خویش تلاش می کنند. علاوه بر این در حال حاضر اکثر دعوی های مربوط به خشونت های جنسی را زنان مطرح می کنند و در بسیاری از این موارد نیز دادگاهها به نفع آنان رای می دهند. زنان با این گونه تلاش ها وکلا، قضات، روزنامه نگاران، سیاستمداران و سایر اقشار مردم را وادار می سازند تا درباره قوانین و عرف مربوط به مسایل جنسی مطابق معیارهای زنان بیندیشند» (فیشر، ۱۳۸۱ : ۳۱۳ ) این سخنان از یکی از سردمداران فمنیست خود بهترین شاهد بر مدعای ما مبنی بر اینکه زنان فمنیست با مظلوم نمایی در تلاش برای پیش برد مقاصد خود و تبدیل خود به جنس اول (همان طور که از عنوان کتاب خانم فیشر مشخص است) و تبدیل مردان به جنس حاشیه ای و دوم می باشند. خود خانم فیشر معتقد به نوعی انقلاب جنسیتی به نفع زنان نیز هست و در همین کتاب جنس اول به نقل از رابرت فرانکوئر و فیرلی دیکنسون چنین می آورد: «تنها آینده ای که می توان برای انقلاب جنسی نوین پیش بینی کرد این است که زنان و نه مردان هدایت امور را به دست خواهند گرفت.» ( فیشر، ۱۳۸۱ : ۳۴۱ )

    به هر روی این دست دعاوی فمنیست ها و ساده لوحی مردان و یا قصد آنان برای سوء استفاده از زنان، سبب شد مسابقه ای میان مردان به ویژه آنان که دارای اداهای روشنفکری هستند، جهت تقدیس زنان و تحقیر مردان شروع شود؛ روشنفکران مخنثی که چونان شرطی شده اند که هر گاه نام زنان و حقوق زنان به گوش آنها می خورد بدون هیچ تدبری به چاپلوسی زبانی یا عملی زنان و قدح و ذم مردیت و مردانگی می پردازند که نمونه هایی از این چاپلوسی ها را در اولویت دادن به استخدام خانم ها در ادارات و نهاده ها و یا دادن این امتیاز به دختران که از سربازی معاف باشند و به همین دلیل حدود ۷۰ درصد دانشگاه ها را اشغال کنند ولی مخالفت با دادن این امتیاز به پسران که در ازای دو سال سربازی، درصدی از سهمیه دانشگاه ها به آنها اختصاص یابد از چنین موارد است. همچنین پر رنگ کردن نقش زنان در فیلم های متعدد سینمایی یکی دیگر موارد تقدیس زنان و تحقیر مردان است. اخیرا فیلم “پارک وی” را مشاهده کردم که یکی از نقش های اصلی آن خانم روانشناسی بود که بسیار فرهیخته و فهمیده می نمود و شوهرش مردی بساز و بفروش و ابله و دایم الخمر که زن او را با لقب خپلو صدا می کرد، که این هم لابد نشان روشنفکریش بود. زن دایم شوهر را راهنمایی می کرد و گاهی هم توصیه می نمود که مواظب خودش باشد. البته این گویا تنها مخصوص ایران نیست و در کشورهای غربی نیز رواج گسترده ای دارد: «آگهی های بسیاری، مردان را به عنوان موجوداتی مسخره و لوده نشان می دهد. یکی از آنها تصویر مرد سنگین وزنی را که مشخص بود رئیس است نشان می داد که سعی می کرد با یک دستگاه ساده کپی کار کند، در پایان این آگهی بازرگانی، دفتر پوشیده از کپی و کاغذهایی بود که همه جا پراکنده شده بود و بالاخره دستیار رئیس که یک زن بود، او را نجات داد. بله آن آگهی مضحک و خنده دار بود اما چرا آن شخصیت مضحک یک زن نبود. پاسخش این است که از لحاظ سیاسی درست نیست که یک زن در یک آگهی تجاری به عنوان انسانی ساده و سبک به تصویر کشیده شود. در آگهی بازرگانی دیگری مردی نشان داده شد که همراه با یک زن بر روی کاناپه نشسته است. او نمی خواست که بازی فوتبال تماشا کند. اما در عوض یک چیز جالب تر و رمانتیک تر و آن اینکه زن می خواست بازی را تماشا کند. صنعت آگهی و تبلیغات، نقش وارونه ای را که فمنیستها در طی بیست سال گذشته به آن دست زده اند به تصویر می کشد. رویکرد احزاب فمنیست، که زنان را “مردتر” از مرد می دانست، می توانست به بقای خود امیدوار باشد. زن نسبت به مرد سوسولی که کنارش نشسته بود دانش بیشتری نسبت به ورزش داشت. کاریکاتور مردها به عنوان انسانهای تنبل و غیر ضروری اخیرا عنوانهای جدیدی را ساخته است» (پاسنو، ۱۳۸۶ : ۴۲ )

    در واقع تحقیر مردان توسط جنبش های فمنیستی و نیز خود مردان به اصطلاح روشنفکر روز به روز موجب ارتقای موقعیت زنان در جامعه و خانواده شده است، اما کم کم این قدرت یابی زنان موجب شد که مردان به عناصری حاشیه ای و کم مصرف در جامعه و به ویژه در خانواده تبدیل شوند.

    زنان در دنیای مدرن به محور زندگی اجتماعی تبدیل شده اند. شاید بد نباشد که بدانیم materialism یا ماده گرایی که تفکر غالب در مغرب زمین است از ریشه matter است که هم به معنای شیئ محسوس و ملموس است و هم به معنای جنس مادینه و مونث. در واقع ماده در فارسی با matter ریشه مشترک دارند ( د و ت در فارسی به جای هم بکار می روند زردشتی و زرتشتی و ماده و ماته از نمونه های متعدد آن است) و همان طور که در فارسی ماده هم بر شیئ محسوس و ملموس دلالت دارد و هم بر جنس مادینه و مونث، در زبان انگلیسی نیز چنین است. در واقع باید اذعان کرد ماده گرایی و مادینه گرایی دو روی یک سکه اند که امروز تفکر غالب در مغرب را تشکیل می دهند و کسی را یارای انکار و یا انتقاد از آن نیست.

    در جامعه خودمان با اینکه هنوز مدرنیته به طور کامل جا نیفتاده است، روند تبدیل شدن مردان به عناصری دست دوم کاملا محسوس است؛ مردان در خانواده اغلب به حساب پس اندازی تبدیل شده اند که نه در انتخاب نوع منزل و محل و مکان آن حق رای دارند و نه در انتخاب لوازم و اثاثیه منزل و نه در چینش و ترتیب آنها. هر چه هست سلیقه خانم خانه و فرزندان است. در مساله فرزندان نیز این مادر است که سکان اصلی تعلیم و تربیت آنان را در دست دارد؛ اوست که مدرسه بچه ها را انتخاب می کند و به مدرسه بچه ها سر می زند و از اوضاع و احوال آنها باخبر است؛ بچه ها نیز در انجام کارها و امورات خود بیشتر با مادر خود مشورت می کنند، البته اگر مشورت کنند. در مساله ازدواج نیز چه برای دختر خواستگار بیاید و چه برای پسر به خواستگاری بروند، این خانم خانه است که حرف آخر را می زند و مرد تنها برای آنکه احترام ظاهریش حفظ شود ناچارست خود را همفکر خانم نشان دهد.

    متاسفانه نقش مردها به عناصری کم اثر تبدیل شده و یا همان طور که پیشتر گفتیم به یک حساب پس انداز تبدیل شده است. مردان «زن ذلیل» بهترین صفتی است که خود مردهای مدرن به خود داده اند. البته باید توجه داشت که زن ذلیلی در ذات مدرنیته نهفته است، زیرا مردان دیگر آن مردان گذشته نیستند بلکه تا حدودی به جنس سومی که میان مرد بودن و زن بودن معلق است تبدیل شده اند. امروزه در جامعه خودمان می بینیم که میان اقشار به اصطلاح روشنفکر، زن ذلیلی به یک افتخار بزرگ بدل شده است و هر که می خواهد در این سلک وارد شود ابتدا باید چند دشنام و نفرین در نکوهش مردان و ظلم هایی که در حق زنان روا داشته اند نثار کند و سپس فصلی در منقبت زن ذلیلی سخن بگوید تا بدین وسیله روشنفکر بودن خود را ثابت کند. تکیه کلام این دست به اصطلاح روشنفکران این است که «خانم ها مقدمند» و به این شعار خود نیز بسیار می نازند. با کمی تامل در این شعار بزرگ می توان بیشتر به ابعاد پدیده مدرن «زن زدگی» که پیامدی جز تبدیل زنان به محور و عناصر اصیل و شمس گون و تبدیل مردان به عناصری حاشیه ای، کم خاصیت و تابع زن و قمر گون ندارد، پی برد.

    از همین روست که دکتر شریعتی از مردان و پدران مدرن با عبارت «پاپای پپه» یاد می کرد و جا دارد آنها را «بابای ببو» نیز بنامیم و این پپگی و ببویی روز به روز در حال بیشتر شدن نیز هست.

    متاسفانه در جامعه ما روز به روز پدیده «زن زدگی» شدید تر می شود، زیرا با توجه به اینکه پسران مجبور هستند به خدمت سربازی بروند، پس به ناچار دو سال از درس و دانشگاه دور می شوند و پس از بازگشت از خدمت نیز به دلیل توقع خانواده نمی توانند با فراغ بال به درس بپردازند. همین امر موجب شده است که دختران که نه خدمت سربازی دارند و نه خانواده از آنها توقع کار و اشتغال دارد، بیش از دو سوم ظرفیت دانشگاه ها را به خود اختصاص دهند. بالا رفتن سطح تحصیلات دختران و تنگ کردن عرصه بر پسران، خود مشکل جدیدی را به وجود آورده که همان عدم تناسب و سنخیت در اشتغال است. دختران تحصیلکرده با مشاغل شایسته و آبرومند و با درآمد بالا از یک سو و پسران کمتر تحصیلکرده، با مشاغلی چون دلالی، مسافرکشی، آبدارچی، پیک موتوری و… از سویی دیگر، یکی از عوارضی است که طلیعه آن نمودار شده است. البته این مساله به همین جا ختم نمی شود زیرا این افراد چه خانم ها و چه آقایان باید ازدواج کنند، آنهم با کسی که طبق عرف جامعه ما باید در شان آنها باشد. اما وضعیت در جامعه چگونه است؟ دختران تحصیل کرده، با مشاغل معمولا مناسبتر، با درآمدهای بیشتر و پسرها معمولا با تحصیلات کمتر و شغل های پایین تر.

    در چنین وضعیتی است که مشاهده می کنیم دختران، همسرانی هم کفو و مناسب خود نمی یابند و این سبب بالا رفتن سن ازدواج می شود که خود در حال تبدیل شدن به معضلی بزرگ است. اگر هم عده ای از آنان تن به ازدواج با افرادی پایین تر از خود بدهند، عوارض مختلفی به دنبال خواهد داشت که یکی از آنها تحقیر مرد به عنوان پدر خانواده می باشد. البته یکی از عوامل افزایش طلاق را نیز در همین مساله باید جستجو کرد و در کنار آن همانگونه که عده ای از روان شناسان گفته اند از عوامل گسترش روحیه همجنس گرایانه، به ویژه در میان پسران، وجود پدران ضعیف النفس و کم اثر در خانواده و اقتدار بیش از حد مادر است.

    مشکل دیگری که در جامعه ما وجود دارد تمایل برخی پسران به ازدواج با دخترانی است که از نظر سن چندین سال از آنها بزرگترند. متاسفانه این پدیده که عوارض متعددی درپی دارد توسط رسانه ها و کارشناسان آنها دامن زده می شود. اگر چه آنها ظاهرا به نیت خیر و برای سامان دادن به دخترانی که سن بالا دارند به تشویق این مساله می پردازند اما از این نکته غافلند که وجود تناسب میان دختر و پسر، که یکی از این موارد تناسب در سن و سال است، عامل مهمی در تداوم خانواده و جلوگیری از طلاق است. این رسانه ها و افراد با نیت خیر به تشویق پسران به ازدواج با دخترانی که سن آنها بالاترست می پردازند و از این راه می خواهند از عوارض وجود دختران مجرد در جامعه بکاهند اما به این مساله توجه ندارند که وجود یک دختر مجرد ازدواج نکرده از وجود یک زن و مرد مطلقه که چه بسا بچه نیز داشته باشد کم خطر تر است؛ پس بهتر است اگر نیت خیری دارند آن را از طریق تشویق دختران به ازدواج در سنین پایین عملی نمایند. به هر روی یکی از عواملی که سبب افزایش اقتدار زن و تحقیر مرد در خانواده می شود، همین ازدواج دختران سن بالا با پسران سن پایین است.

    متاسفانه افزایش اقتدار زنان به ویژه در حوزه خانواده و تحقیر مرد خود یکی از عوامل بر هم خوردن توازن و تعادل نیروها در خانواده است و از آنجا که مرد ریاست خانواده را بر عهده دارد، مشخص است تحقیر او چه عوارضی را به دنبال دارد. شاید جالب باشد بدانیم که یکی از عوارض تنزل موقعیت و جایگاه مرد در خانواده به وجود آمدن انحرافات جنسی و همجنس گرایی به ویژه برای پسران است. اما آنچه دربرخی نظریه ها به عنوان یکی از علل به وجود آمدن همجنس گرایی در برخی پسران بیان شده است تا حدود زیادی تامل برانگیز است؛ و آن عبارت است از وجود مادری قوی و پدری منفعل. ما خود نیز به وضوح مشاهده می کنیم که در جوامع شرقی به ویژه اسلامی که هنوز مرد به عنوان پدر خانواده حیثیت و آبرویی دارد، میزان همجنس گرایی به مراتب کمتر از جوامعی است که پدر منزلت و احترام خود را از دست داده و زن سالاری در آنجا حاکم شده است.

    تحقیر مرد در جامعه و به تبع آن تحقیر پدر و حتی حذف کامل پدر، اعم از حذف فیزیکی و یا حذف اثربخشی، عوارض متعددی در پی دارد: «بسیاری از افراد اعتقاد دارند که بی پدری با بزه کاری و خشونت مرتبط است و شواهد تحقیقات هم بر باور آنان صحه می گذارد. حضور پدر در خانه تضمینی برای آن نیست که جوان مرتکب جرم نخواهد شد اما عامل مناسبی برای پیشگیری است. در آمریکا ۶۰ درصد متجاوزان به عنف، ۷۲ درصد قاتلان نوجوان و ۷۰ درصد محکومان حبس های بلند مدت از خانه های بدون پدر بوده اند. پدران برای پسرانشان در نقش یک الگو اهمیت دارند. وجود آنان برای حفظ اقتدار و نظم و نیز کمک به حفظ خویشتن داری و احساس همدلی در پسران ضرورت دارد. متاسفانه برای آینده نزدیک کار از کار گذشته است…. در طی سه دهه گذشته به تعداد نوجوانانی که رابطه جنسی داشته اند، افزوده شده است. در نیمه دهه ۵۰ {۱۹۵۰ } فقط ۲۷ درصد دختران تا ۱۸ سالگی آمیزش جنسی داشتند و این رقم در سال ۱۹۸۸ به ۵۶ درصد که یک چهارم آنها پانزده ساله بودند رسیده است… عوامل بسیاری، از سن پایین بلوغ جنسی دختران تا تضعیف هنجارهای فرهنگی، در این روند موثر هستند. اما بی پدری هم به اندازه این عوامل و شاید بیشتر، اهمیت دارد. عقل سلیم پشتوانه محکم پژوهش هایی است که می گویند پدران نقش کلیدی در شکل گیری رفتار جنسی دختران شان دارند… بنابر نظرسنجی های اخیر ۲۰ درصد زنان بزرگسال و ۵ تا ۱۰ درصد مردان بزرگسال، در زمان کودکی شان سوءاستفاده جنسی را تجربه کرده اند. با این همه خشونت جسمانی درباره کودکان حدود دو برابر شایع تر از خشونت جنسی است. اکثر شواهد، افزایش واقعی بدرفتاری با کودکان در هر دو مورد جسمی و جنسی را در دهه های اخیر نشان می دهد. یکی از بزرگترین علل موثر بر سوءاستفاده از کودکان، فروپاشی خانواده و زندگی در خانوارهای زن سرپرست و تک سرپرست است که تقریبا در تمامی بررسی های انجام گرفته، مشاهده شده است… چرا زندگی در خانواده بدون پدر، کودکان را در معرض چنین مخاطراتی قرار می دهد؟ عموما دو توجیه ارائه می شوند: کودکان تحت نظارت و حمایت کمتری هستند و بیشتر دچار کمبود محبت می شوند که این باعث افزایش آسیب پذیری آنان در مقابل سوءاستفاده کنندگان جنسی می شود؛ این افراد بچه ها را با ابراز محبت، علاقه و دوستی به دام می اندازند. نبود پدر هر دوی این توجیهات را در بر می گیرد…. یکی دیگر از مشکلات جدی در همه گزارش ها ناپدری است… تقریبا یک زن از هر شش زنی که در سالهای کودکی اش ناپدری نقش پررنگی به عهده داشته است، مورد سوءاستفاده جنسی او قرار گرفته است، اما فقط یک زن از هر ۴۰ زن مورد سوءاستفاده پدر بیولوژیکی خود قرار داشته است» (پوپنو، ۱۳۸۹ :۵۴ )

    البته تنها کودکان از پدیده بی پدری و تحقیر و توهین به مرد و پدر و گاه حذف آن در رنج و سختی نمی افتند بلکه این شاهکار زنان و فمنیستها دامن خود آنها را نیز گرفته است: «هر چه زن قوی تر باشد، همسرش ولخرج تر می شود. به طور صریح هیچ چیز به اندازه تصویر مردی که شریک ازدواجش، حق تصمیم گیری و نقشش را در خانواده نادیده گرفته، رقت انگیز نیست. اغلب این مردان کارشان به ایستادن بیهوده در گوشه خیابان ها منتهی می شود یا اینکه ناامیدی شان در هرگونه رابطه با زنان به طور تهاجمی بیرون می ریزند. (پاسنو، ۱۳۸۴ : ۱۰۵ )

    به هر روی تحقیر مرد و تکریم بیش از حد و گاه چابلوسانه زنان و تبدیل آنان به جنس اول، با اولویت دادن به آنها در حضور در دانشگاه، در استخدام و اشتغال و…، علاوه بر ضرر و زیانی که برای مردان و کودکان دارد، گریبان خود زنها را نیز می گیرد. یکی از آن موارد طبق گزارش دیلی تلگراف بدین شرح است: «مردانی که درآمد آنها از همسرشان پایین تر است و از لحاظ مالی به آنها وابسته هستند با احتمال بیشتری ممکن است به سراغ زن دیگری بروند. دانشمندان با انجام تحقیقاتی برای بررسی تاثیر میزان درآمد زنان و مردان روی تعهد آنها به یکدیگر، متوجه شدند مردانی که درآمد کمتری نسبت به همسر خود دارند ممکن است با احتمال ۵ برابر بیشتر با زن دیگری رابطه برقرار کنند. محققان معتقدند برخی از مردان برای تسکین ناراحتی ها و احساسات خود که به دلیل کمرنگ شدن نقش سنتی آنها به عنوان نان آور خانواده به وجود می آید به سمت زن یا زنان دیگر سوق پیدا می کنند…. کریستین مانچ، روانشناسی که این تحقیقات را انجام داده است در این باره گفت: احتمال ارتباط با زنی دیگر غیر از همسر در مردانی که درآمد شان از همسرشان کمتر است، ممکن است تا ۵ برابر افزایش پیدا کند. مهم ترین دلیل آن هم عدم رضایت آنهاست. آنها از زندگی خود راضی نیستند و احساس خوشایندی در این مورد ندارند. البته از سوی دیگر وابستگی زنان به همسر در مورد مسایل مالی هم باعث افزایش رضایت مندی مردان می شود و هم میزان پایبندی آنها به زندگی و تعهد به همسر را افزایش می دهد، به طوری که همسران زنانی که به طور کامل از لحاظ مالی به همسر خود وابسته هستند با احتمال ۷۵ درصد بیشتر از همسران زنان مستقل نسبت به همسر خود وفادار می مانند» ( مانچ، ۱۳۸۹ : ۱۲ )

    همچنین ازدواج و وجود یک مرد توانمند و حامی در کنار یک زنی که به شوهرش و اقتدار او احترام می گذارد نقش به سزایی در تامین آسودگی روانی هر دوی آنها دارد. البته اثر مثبت آن برای زنان، به دلیل ساخت ویژه جسمی و روحیشان بیشتر است، زیرا «وقتی که تعداد مردان غیر متعهد بالا رود، میزان خشونت علیه زنان هم افزایش می یابد… ازدواج عامل امنیتی محکمی برای زنان به شمار می آید. ازدواج رضایت بخش میان شریکان جنسی وفادار، به خصوص وقتی بچه های بیولوژیکی خود را بزرگ می کنند، باعث بروز خشونت کمتری در مقایسه با شرایط دیگر است». ( پوپنو، ۱۳۸۹ : ۵)

    به نظر می رسد اگر می خواهیم از این وضعیت به درآییم، و یا حداقل وضعمان بدتر از این نشود، بهتر است که این مسابقه ای که میان مردان روشنفکر، برای تحقیر خودشان و تکریم زنان وجود دارد، کنار گذاشته شود. همچنین بهتر است که با توجه به اینکه بانوان محترم این امتیاز بزرگ را دارند که از خدمت دو ساله سربازی معاف می باشند این امتیاز را هم به پسرها دهیم که برای آنها سهمیه ای در دانشگاه ها قایل شویم، که این کار حتی به نفع خود خانم ها و تمام جامعه خواهد بود؛ زیرا نمی توان تصور کرد سرنوشت زنان و مردان یک جامعه از هم جداست و آنچه به نفع خانم هاست به ضرر آقایان است یا بالعکس.

    همچنین باید توجه داشت که در نظام اجتماعی و اقتصادی اسلام نه مانند نظام لیبرالی غربی تک تک افراد اصالت دارند و نه مانند نظام سوسیالیستی جامعه اصالت دارد بلکه در کنار احترام به فردیت افراد و جمعیت جامعه، آنچه اصالت دارد خانواده است و از آنجا که خانواده حول ریاست مرد و مدیریت زن می چرخد، باید از تحقیر مرد در جامعه اجتناب کرد.

    باید توجه داشت که هر خانواده ای برای شکل گیری و تداوم به دو عنصر نیازمند است یکی آسایش و دیگری آرامش؛ مسوول تامین آسایش، که ناظر به امکانات رفاهی و مادی است، مرد است و این وظیفه ذاتی و اصلی اوست. اما مسئول برقراری آرامش، که ناظر به امور معنوی و عاطفی و تامین امنیت روانی است، زن است و این مهم ترین وظیفه زن است که هیچ کس جز او نمی تواند آن را انجام دهد. بنابراین طبیعی است که خانواده ای می تواند استمراری با نشاط و پویا داشته باشد که این دو عنصر آسایش و آرامش را که مکمل یکدیگرند، در کنار هم داشته باشد.

    در اینجا تذکار این مطلب ضروری است که از آنجا که خانواده باید حول ریاست یک نفر بچرخد- زیرا یک نهاد نمی تواند دو رییس داشته باشد – از نظر اسلام این ریاست با مرد است: « الرجال قوامون علی النساء » البته ریاست مرد به معنای دیکتاتوری و ستمگری نیست بلکه به معنای “جوانمرد سالاری” است یعنی ریاستی توام با مروت، گذشت، احترام و محبت مرد به همسر و فرزندان و اهل خانواده؛ بنابراین ضرورت دارد که برای حفظ کیان خانواده بیش از این به تحقیر مردان در جامعه دامن زده نشود.

    ذکر اقرار هایی از برخی زنان که زمانی فمنیست بوده اند در اینجا جالب می نماید، زیرا فمنیسم هر چند در راستای حقوق زنان و بر خلاف میل مردان حرکت کرده است، اما آنچه نتیجه داده در واقع به نفع مردان، البته نه همه مردان بلکه مردان هوسباز و بی قید و بند بوده است. خانم دانیل کرتیندن در این خصوص می نویسد: « این مردان هستند که نفع بیشتری از تصمیم زنانشان مبنی بر مستقل بودن، کسب کرده اند. ایدئولوژی آزادی جنسی که اساس فمنیسم است تا کنون بهترین چیز برای مردان جوان بوده است… سکس، بدون منع اجتماعی، یا قبول هر گونه مسئولیت!»

    سوزان فیلد در واشنگتن تایمز نوشت: «ممکن است زنان مسئول تغییر قوانین مطلوب کیهانی بین ونوس و مریخ باشند، اما مردان به طور فزاینده ای از آن سود برده اند. آنها آنچه را که آرزو داشته اند (یا لااقل بعضی را) به دست آورده اند: آزادی از قید نان آوری خانه… وقتی ونوس شروع به گوش کردن به ساعت بیولوژیکش می کند یا بدتر از آن حامله می شود، مریخ مجبور نیست برای فرار به لشگر خارجی بپیوندد. او می تواند به سمت یک زن جوان تر برود که حامله نیست و ساعت بیولوژیک او صدا نمی کند. مرد از جانب دیگر دوستان مردش لکه دار نمی شود یا از جانب دیگر زنان مورد انتقاد واقع نمی شود یا… آیا کسی تعجب نمی کند چرا شوونیستهای مرد توسط فمنیست های مرد جایگزین شده اند؟ همان طور که زنان فعالانه برای کسب برتری و قدرت، که قبلا در حوزه مردان بود تلاش می کنند، مردها نیز دوباره در جستجوی لذت پرستی هستند. خوانندگان مجله سکسی playboy در بین مردان دانشگاهی ۶۲ درصد بیشتر از ۴ سال گذشته است…. بسیاری از مردان جوان این نسل، نقش پشتیبانی را که در کتاب مقدس توصیف می شود نمی فهمند، زیرا آنان توسط مادرانی پرورش یافته اند که توسط فمنیستها به آنها تلقین شده که نقش پدر به عنوان پشتیبان مفهومی بیگانه است. مادران آنها آرزومند چنین نقشی بوده اند، اما آنها خود نمی دانند چگونه آن را به پسرانشان بیاموزند. روز شنبه من در دفترم مشغول کار بودم، مرد جوانی از کارکنان فوکوس به دفترم آمد… او در رشته جامعه شناسی که در دانشگاه محلی در حال گذراندن آن بود دچار مشکل شده است. او گفت که استاد از ۲۰۰ دانشجوی کلاس نظرخواهی کرده و فقط ۵ نفر گفتند که چنانچه ببینند زن جوانی مورد تجاوز واقع شده، در قضیه مداخله خواهند کرد. گرچه این موضوع خوف انگیز است، اما شما باید دیدگاه ذهنی مردان جوانی را در نظر بگیرید که در سن رشد خود این پیام را توسط فمنیست ها آموخته اند: زنان با مردان برابرند، آنها می توانند از خود مراقبت کنند» ( پاسنو، ۱۳۸۴ : ۱۱۸ )

    به هر روی به منظور بازیابی جایگاه خانواده و ازدواج و ایجاد خانواده های جوانمردسالار باید پیش از آنکه بیش از این دیر شود دست به کار شد. دیوید پوپنو در این خصوص چنین می نویسد: «با بازگرداندن پدران به جایگاه خود در زندگی فرزندان شان تا حدی باید سیر تغییر فرهنگی چند دهه گذشته به سوی فرد گرایی افراطی را خنثی کنیم. باید دوباره برخی گزاره ها یا یافته های فرهنگی را که در سراسر تاریخ از نظر جهانی پذیرفته شده بودند، ولی امروزه متداول نیستند، هر چند کاملا از بین نرفته اند، احیا کنیم. ازدواج باید به عنوان نهاد محکمی از نو بنا شود، نقش پدر نیز باید دوباره تعریف شود، چنین تغییراتی به هیچ وجه غیر ممکن نیست» (پوپنو، ۱۳۸۹ : ۵۵ )

    منابع و مآخذ:

    ۱- پاسنو، دایانو (۱۳۸۶). فمنیسم راه یا بی راه:کشف دوباره خواست خدا برای آزادی زنان. ترجمه محمد رضا مجیدی.تهران دفتر نشر معارف

    ۲- پوپنو، دیوید (۱۳۸۹). دنیایی در نبود پدران” ترجمه مریم رفیعی در دوماهنامه علمی، فرهنگی و اجتماعی زنان حورا شماره ۳۵ صص ۵۳ تا ۵۶٫

    ۳- کاپلان، هارولد و بنیامین سادوک (۱۳۶۹). مسایل جنسی و اختلالات روان تنی. ترجمه نصرت الله پور افکاری تبریز : انتشارات رسالت.

    ۴- فیشر، هلن (۱۳۸۱). جنس اول. ترجمه نغمه صفاریان پور تهران: انتشارات زریاب.

    ۵- مانچ، کریستین (۱۳۸۹). “مردان کم درآمد بیشتر به همسران خود خیانت می کنند” در هفته نامه سلامت { به نقل از دیلی تلگراف } سال ششم، ۶ شهریور، شماره ۲۸۴ ص ۱۲

    منبع: رضا مهریزی، فصلنامه سمات، شماره سوم، پاییز ۸۹

    رضا مهریزی فرزند عبدالرسول متولد ۱۳۵۹ شهرستان ورامین. در سال ۱۳۸۳ در مقطع کارشناسی الهیات و معارف گرایش فقه و مبانی حقوق اسلامی از دانشگاه تهرانmehrizi و در سال ۱۳۸۸ در مقطع کارشناسی ارشد ایرانشناسی از دانشگاه شهید بهشتی فارغ التحصیل شد . از پایان نامه وی با عنوان “بررسی تطبیقی نقش دولت ساسانی و صفوی در احیای هویت ملی” در چهاردهمین جشنواره پایان نامه های دانشجویی سراسر کشور ، خردادماه سال ۱۳۸۹ به عنوان پایان نامه برتر در رشته تاریخ ، تقدیر شد. از وی تاکنون مقالات متعددی در نشریات مختلف به چاپ رسیده است.

    کلمات کلیدی: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

    دو سایت خوب درباره امام روح‌الله و نواده‌اش

    تقدیم به امام روح‌الله؛
    و نواده‌ی واقعی او، سید حسن نصرالله..

    واقعا مظلوم‌ترین فرد برای ماها امام روح الله است. فقط اسمش را می‌دانیم. آن مرکز هدم و تخریب آثار که دست عده‌ای خائن به آرمان‌های امام افتاده است برای سودجویی‌های شخصی و سیاسی، یک ذره خدمت نمی‌کنند به امام. دریغ از یک نسخه عربی و انگلیسی درست از صحیفه امام. از هزاران کاری که باید می‌کردند، هیچ نکردند! ماجرای ۱۶ آذر ۸۸ و نهایت وقاحت مسئولان این مرکز از یادمان نمی‌رود. خدا ازشان نگذرد…
    موسسه‌ای به نام امام، علیه امام…
    درباره ۱۶ آذر ۸۸: مستندات توهین‌ها را به مرکز نشر آثار امام خمینی داده ایم، منتظر موضع گیری هستیم! / نامه سرگشاده + تهیه و ارسال CD اهانت ها به انصاری

    مدت هاست عمرِ کاری شما در آن موسسه به پایان رسیده است!… مرکز واقعی حفظ و نشر ارزش‌های حضرت امام روح الله(ره) در قلب‌های مردم آزاده جهان است، نه صندلی چند روزه شما و اگر این بار نیز سکوت کنید، این مرکز برای همیشه به روی شما بسته خواهد شد.

    شعر بسیار زیبای یکی از دانشجویان امیرکبیر در همان ایام: همان‌ها که گویند ما یار تو / چرا پاره کردند رخسار تو؟ (توضیحات تفصیلی از حوادث آن موقع: +)متاسفانه مدتها یک سایت درست حسابی در نت درباره امام وجود نداشت. حتی صحیفه را نیز نمی‌شود درست داشت. تبیان یک نسخه ضعیف گذاشته است. حتی یک جمله از امام را که در گوگل جستجو می‌کنی، این سایت را نمی‌آورد. می‌توانید نسخه خوبی از نرم افزار صحیفه را از این جا دانلود کنید. امکانات بسیار خوبی دارد برای استفاده در کامپیوتر.بارها جمع‌های مختلف مردمی سعی کردند سایت‌هایی برای امام راه اندازی کنند. اما به دلایل مختلف کار تا مرحله‌ای جلو رفته است بعد ادامه نیافته است. مثلا این نمونهنسبتا مناسب را ببینید. حالا یک نفر پیدا شده است که برای امام یک سایت بسیار جذاب طراحی کرده است. حتی خط به خط صحیفه را خوانده و غلط املایی‌های نسخه‌ی تایپی را گرفته است و در سایت قرار داده است. یا هر سخنرانی‌ای که تلویزیون از امام پخش می‌کند، ضبط می‌کند تا به مرور روی سایت بگذارد.

    گذشته از امکانات فنی خوبی که دارد، یک بخش جذابی دارد به نام «امروز در صحیفه»؛ که در آن مطالبی از صحیفه را که در سال‌های مختلف در تاریخ روز، صادر شده، نمایش می‌دهد. بخش دیگرش کلمات قصار از امام روح الله است. قابلیت‌های خوبی دارد. سایت  به همت یکی از عاشقان امام روح الله راه افتاده است. قطعا هنوز باید کارهای زیادی کرد. هم برای تکمیل محتوا و هم برای تبلیغ؛
    اگر کسانی هستند که ایده‌هایی برای این سایت دارند، بگویند تا کار شود. اگر کسی هم هست که به صورت جدی (و نه از روی جو گیری) بخواهد کمک  بکند، خبر دهد. مثلا می‌دانم غیر از پیشنهاد ایده‌های جدید، به کسانی احتیاج دارد تا نسخه‌های تایپی عربی وانگلیسی صحیفه امام را خط به خط بخوانند، و غلط‌های احتمالی‌اش را بگیرند. هر کمک دیگری هم می‌توانید بکنید، خبر دهید. ان شاء الله بتوانیم یک قدم کوچکی برای اشاعه آرمان‌های امام برداریم…

    یک کار خوب مردمی دیگر، که توسط یک نفر مجاهد پیگیر انجام می‌شود، سایتی است درباره سید حسن نصرالله. این سایت نیز -تا آنجا که می‌دانم- توسط یک طلبه جوان مشهدی مدیریت می‌شود، از آن کارهای پربرکت مردمی است که تنها با خلوص عاشقان امام روح الله انجام می‌شود.

    در این سایت، فیلم، صوت و بیانات سید حسن نصرالله، رهبر حزب الله لبنان و از بزرگترین متفکرین معاصر، را قرار می‌دهد. سعی می‌کند، کلام این نواده‌ی واقعی امام روح الله را ترجمه کند. تقسیم بندی موضوعی نیز دارد. قطعا با دادن ایده‌ها و کمک‌هایی (از تولید ایده و محتوا تا تبلیغ)، این سایت نیز می‌تواند یاری بخش خوبی باشدهر دوی این سایت‌ها را تبلیغ کنید!
    کلمات کلیدی: ، ، ، ، ، ،

    سومالی میدان جنگ فقر و غنا؛ ریشه‌های اصلی قحطی…

    تا ماه‌ها پیش به دلیل تبلیغات رسانه‌های مختلف، سومالی با «دزدان دریایی»ش به خاطر‌ها می‌آمد. دزدانی که از قضا روابط گرمی با اسرائیل داشتند. و اسلحه‌های مدرن خریداری شده از اسرائیل یک نمود آن بود.

    اما کسانی که بیشتر پیگیر تحولات شمال آفریقا بودند، حوالی سال ۲۰۰۶ را به خاطر می‌آورند که جنگ بین «اتحادیه‌ی محاکم شرعی اسلامی سومالی» و اتیوپی، مدتها خبرساز بود. جنگی که اسلام‌گراهای سومالی در اعتراض به حضور نظامی تمام عیار اتیوپی در این کشور برای حمایت از شبه‌دولت نظامی غرب‌گرای سومالی، وارد آن شده بودند.

    اسلام‌گرایان سومالی همان موقع این کار اتیوپی را اقدامی به دستور آمریکا، جهت جلوگیری از ایجاد امنیت و آرامش در سومالی و اجرای احکام اسلامی می‌دانستند. چرا که پیش از این نیز از دخالت‌های اتیوپی-که خود دولتی کاملا وابسته به آمریکا دارد- در حمایت از شبه‌نظامیان غرب‌گرای سومالی، انتقادات شدیدی کرده بودند. همان ایام بود که مستند مرکز فرهنگی- مردمی میثاق درباره اسلام‌گرایان سومالی به کارگردانی سلیم غفوری، مورد توجه قرار گرفت.

    سومالیقحطی و گرسنگی

    اما اینک سومالی تصویر دیگری در ذهن‌ها یافته است. قحطی و مصیبت، انتشار تصاویر و اخبار دردناک از کودکان و زنان و مردان سومالیایی دل‌ها را سخت ملتهب می‌کند. آمارها از وضعیت کودکان بسیار درد آور است. آژانس آوارگان سازمان ملل خبر داده است که « قحطی تاکنون جان ۲۹ هزار کودک سومالیائی زیر ۵ سال را تنها در جنوب سومالی گرفته است». مدیر برنامه جهانی غذا گفته است: «هر ۶ دقیقه یک کودک سومالیایی به دلیل قحطی زدگی و فقر جان می سپارد». ۶۴۰ هزار کودک دیگر نیز به سوء تغذیه مبتلا هستند و بیماری به شدت جان کودکان سومالی را به تهدید می‌کند. و سه میلیون و ۶۰۰ هزار نفر از مسلمانان سومالیایی در وضعیت هشدار به سر می‌برند. حداقل ۱۲ میلیون و ۴۰۰ هزار نفر در شاخ افریقا ازجمله سومالی، جیبوتی و… از خشکسالی شدید رنج می برند. نبود آب آشامیدنی سالم و شرایط بهداشتی سبب شیوع بیماری‌هایی همچون وبا شده است. در کنار این آمارها، دیدن تصاویر و فیلم‌های بسیار دردناک کودکان و افراد گرسنه و در حال فوت، تصویری به شدت ترحم آفرین و تاسف بار را برای مخاطب به همراه دارد.

    البته این همه‌ی ماجرا نیست. با تقریب خوبی تمام مردم سومالی مسلمان (از فرقه شافعی‌) هستند. علی‌رغم تمام سال‌های دشواری که بر سومالی گذشته است، مردم این دیار عشق بسیاری به اسلام دارند. و امسال که ماه رمضان با قحطی شدید و مرگ عزیزانشان همراه بود، باز روزه های مومنانه و نمازهای جماعت در گرما و تشنگی و سختی، به پا بود. و این افطارهایی با سفره‌های خالی اجر فراوانی برای این مسلمانان همراه خواهد داشت. همین عشق و عمل به شریعت است که این‌ها را با وجود مصیبت‌هایی دشوار، چنین کریم و عزت‌مند نگاه داشته است. عزت و کرامتی که باید سعی کنیم ما نیز در کمک به آنها رعایت کنیم. نکند با نشان دادن تصاویری، یا طرز کمک‌مان، یا با منت گذاشتن، برادران و خواهرانمان را ذلیل نشان دهیم و از کرامتشان در نگاه ما کم شود.

    فقر در سرزمین ثروت ها و جنگ

    علی‌رغم فوری بودن و ضروری‌بودن خطر قحطی برای این کشور، این تنها و ریشه اصلی مشکلات سومالی نیست. کشوری که منابع خوبی از آهن، نفت، گاز، و به ویژه اورانیوم دارد، در یک موقعیت استراتژیگ و مهم قرار دارد (به عنوان نمونه بسیاری از جریان انتقال انرژی جهان از آبهای این منطقه صورت می‌گیرد)، چرا باید سالیان دراز پس از اعلام استقلال در ۱۹۶۰ از قیمومیت انگلیس و پیشتر ایتالیا، درگیری‌های سیاسی، کودتاها، جنگ‌ها داخلی آن کشور را ملتهب نگاه دارد؟

    باید کمی به عقب برگردیم. از زمان استقلال پس از چند سال اولیه درگیری، محمد زیادباره، توانست حکو.مت نسبتا با ثباتی را تشکیل دهد. وی که خود یک ژنرال بود، گفته می‌شود از حمایت آمریکا به دلیل مدیریت کشورهای همسایه (مثلا اتیوپی که آن موقع از حامیان شوروی بود)، برخوردار بود. وی البته اقدامات نسبتا خوبی هم مثلا افزایش ضریب سوادآموزی در کشور از۵ به ۵۵ درصد داشت. اما درگیری‌های قدرت و رفتارهای وی، و نقشه‌های جدید آمریکا در منطقه، ایجاد شدن گروه‌های شورشی که مثلا در شمال اعلام استقلال نسبی کردند، باعث شد در سال ۹۱ دولت وی سقوط کند. و جنگ داخلی آغاز شود. شکل‌گیری گروه‌های مسلح در نقاط مختلف، باعث افزایش بسیار زیاد ناامنی و به‌هم‌ریختگی اوضاع این کشور شد.

    در آن سال‌ها سازمان ملل پس از صدور قطع‌نامه‌های مطابق معمول بی‌فایده، با عملیاتی به نام «زنده کردن امید» اعلام کرد قصد کمک به مردم سومالی را دارد. ولی اتفاقی که افتاد این بود که بوش پدر در اواخر دولتش ۳۰ هزار نفر از نظامیان آمریکا را در سومالی مستقر کرد. به نظر می‌رسید این حضور نه برای کمک که به دلیل برنامه‌ی آمریکا برای افزایش حضور نظامی در شاخ آفریقا و اقیانوس هند و خلیج عدن بود.

    اعتراضات مردم‌ و گروه‌ها به رفتارها و حضور آمریکا، باعث جنگی بین گروه «محمد فرح عیدید» با آمریکا شد. جنگی که شکست در نهایت با آمریکا بود و با سقوط یک بالگرد آمریکایی در سال ۹۴ و نمایش تصاویر جنازه‌های سوخته آمریکایی و نیز گرداندن یک باقیمانده آن در خیابان‌ها، به اوج رسید. این اتفاق که باعث تحقیر بی‌سابقه آمریکا در قاره سیاه شد، زمینه را برای خروج نظامیان آمریکایی از سومالی توسط کلینتون فراهم آورد. هر چند بعدها آمریکا با ساخت فیلم سفارشی سقوط شاهین سیاه سعی کرد این تحقیر را کمی التیام ببخشد.


    بالگرد ساقط شده آمریکایی در فیلم سقوط شاهین سیاه

    اتحادیه محاکم شرعی در سرزمینی بدون قانون و حکومت

    در این شرایط، بعضی از علمای دینی برای رسیدگی به وضع مردم در نبود دولت و قانون، بر اساس احکام اسلامی در مناطق مختلف دست به تشکیل دادگاه‌های شرعی کردند. برای ضمانت اجرای احکام، هر دادگاه یک شاخه نظامی نیز داشت. با استقبال مردم و تامین امنیت و آسایش، این دادگاه‌ها به سرعت در نقاط مختلف توسط علمای گوناگون رشد یافت. فرآیندی که در سال‌های حوالی ۲۰۰۵ با متحد شدن این دادگاه‌ها و تشکیل «اتحادیه محاکم شرعی» به ریاست «حسن طاهر اویس» و ریاست اجرایی «شیخ شریف احمد»، درس‌خوانده‌ی الازهر، شد.

    این اتحادیه با تلاش برای سامان دادن به اوضاع سومالی، با پیشروی مناسبی جنگ‌سالاران را شکست داده و موگادیشو را نیز فتح کرد. در حالی که نشانه‌هایی از اصلاح امور و آرامش به چشم می‌خورد، ارتش اتیوپی با اشاره آمریکا وارد جنگ تمام عیار علیه این اتحادیه و حمایت از شبه‌نظامیان غرب‌گرا شد. هر چند با مقاومت مردم در سال ۲۰۰۸ مجبور به ترک سومالی شد. پس از سال‌های ۲۰۰۷ شریف احمد، از سوی همرزمان سابق متهم به برقراری ارتباط با آمریکا شد و وی از سمتش استعفا داد. پس از آن با رایزنی‌های گوناگون در سال ۲۰۰۹ به ریاست‌جمهوری سومالی رسید. انتخابی که هم‌پیمانی وی با آمریکا را چندان دور از واقعیت نیز نشان نمی‌دهد.

    آمریکا در طول سالهای پس از ۱۱سپتامبر با ادعای مبارزه با تروریسم در سومالی، علاوه بر اینکه خود با هواپیماهای بدون سرنشین و موشک‌های کروز این کشور را مورد حمله قرار می‌داد، از نیروهای نظامی آمیسام (شاخه نظامی اتحادیه آفریقا) برای جنگ در سومالی استفاده می‌کرد.

    کلمات کلیدی: ، ، ، ، ،

    نقش‌های زبان و جملات بدیهی

    آن موقع که منطق و ریاضی را با عشق دیوانه کننده‌ای می‌خواندم، خیلی حساس بودم به معنای واژگان، دقت، صراحت و منطقی بودن جملات. هنوز هم البته. دقت، منطق و معنایی که متاسفانه به لطف دانشگاه‌های تهی از سواد و رسانه‌های زرد (تلویزیون و نشریات و اینترنت) از بین رفته است. چنان احمقانه برای نابودیِ ظرافت‌های زبانی که مهمترین وسیله برای رسیدن به عالم معناست، دست و پا می‌زنند که آدمی زاد متعجب می‌شود… بگذریم؛
    ویتگنشتاین متاخر که از نظریات خام و ساده اندیشانه‌ی اولیه خود توبه کرد، بحثی را طرح می‌کند با عنوان “بازی‌های زبانی”. مهم این نظریه نیست. مهم این است که معتقد است که باید زبان را در عمل فهمید. و بازیهای مختلفی وجود دارد. و اصل هم با “عرف” است.
    درباره این جملات طنز(؟) «پ ن پ» باید بگویم که این‌ها – احتمالا از سر نفهمی!- یک نقطه‌ی اساسی را هدف گرفته‌اند. یعنی نقش اجتماعی-عاطفی زبان را. اتفاقا این نقشش از نقش منطقی-علمی زبان، هم گسترده‌تر، هم پیچیده‌تر و هم مهمتر است. بعید است به این زودی‌ها کسی بتواند از عهده فهم پیچیدگی نقش زبان و پیوندهای اجتماعی و عاطفی برآید. همین پیچیدگی و عمق و نقش حیاتی که زبان بازی می‌کند، باعث می‌شود تا اتفاقات این‌چنین، زنجیره‌ای از اتفاقات فرهنگی را رغم بزند. اتفاقاتی که شاید در ظاهر بی‌ربط برسند، اما جامعه عمیقا از آن متاثر می‌شود. این یعنی خطر. یعنی نباید به همین راحتی این ساحت زیرین زبان و لذا بنیادی و اثر گذار را به بازیچه گرفت. چنین موج‌هایی ممکن است به گسست‌های عاطفی-انسانی بینجامد.

    کلمات کلیدی: ، ، ، ، ،

    لینک‌های تکمیلی درباره تسخیر سفارت انگلیس

    مطلب قبلی‌ام درباره تسخیر سفارت انگلیس توسط دانشجویان، با بازخوردها و استقبال فراوانی روبرو شد: «نگاهی به همه اتفاقات تسخیر سفارت انگلستان توسط دانشجویان و حواشی آن»؛ پس از آن نیز اتفاقاتی رخ داد ومطالب جدید نوشته شد. لازم دیدم، چنین محتوایی را از مطالب جدید بفرستم.

    ششمین بیانیه شورای متحصنین لانه فتنه گری روباه پبر

    متعجبیم جمعی که خود را صاحب اندیشه و تحلیل می‌داند چگونه و با چه معیاری حرکات دانشجویان را نسنجیده خوانده و بدون آنکه بتواند بغض و خشم چند صدساله این ملت مظلوم انواع فتنه گری‌ها، زخم زدن‌ها و سیاسی کاری‌ها را ببیند… مگر حضرات فوق ذکر نقش و یا حتی حضوری در خروش قاطبه دانشجویان حزب اللهی داشته‌اند که حال دم از ندامت و پشیمانی می‌زنند؟ … فضا سازی‌های رسانه‌ای و بازی‌هایی که هر روز از جایی آغاز می‌شود، تنها برای گرفتن انرژی و پتانسیل مردم و مشغول کردن ذهن‌ها برای دوری از هدف اصیل اقدام انقلابی دانشجویان است

    مقابله دانشجویان با استکبار محدود به مرزهای ایران نیست (بیانیه هفتم)

     تسخیر باید ادامه داشته باشد! + فوایدی بر این تسخیر

    در این هنگام هر گونه فراموشی و کاهلی نسبت به بازی جدید، عقب‌نشینی از فضای تهاجمی علیه انگلیس و درگیری در مباحث فرسایشی درون‌جبهه‌ای یعنی دادن فرصت به انگلیس برای امتیاز گرفتن از ایران. هر چند که مقصود این نوشته پرداختن به تسخیر لانه روباه پیر طی هفته گذشته نیست اما بر آن است که بگوید “در سایر فضاها نظیر فضای رسانه‌ای تسخیر باید ادامه داشته باشد!”

     طرح ۳۴ مورد خسارت انگلیس به ایران و لزوم دریافت غرامت آن / بازگشت جاسوسان انگلیسی کابوسی تعبیر نشدنی است

    بیانیه هشتم: ما دانشجویان ضمن ابراز این مطلب که راضی به پرداخت یک ریال از اموال ملت ایران به عنوان غرامت به انگلیسی ها نیستیم، اعلام می داریم، اکنون زمینه قطع کامل روابط فراهم گردیده و بازگشت جاسوسان انگلیسی به خاک پاک میهنمان کابوسی تعبیر نشدنی خواهد بود.
     حال و پس از طرح ۳۴ مورد آشکار از خسارت های نظام سلطنتی بریتانیا از دیوان بین المللی دادگستری، قوه قضائیه، مجلس شورای اسلامی و وزارت خارجه جمهوری اسلامی نیز می خواهیم تا هرچه سریعتر نسبت به محاسبه میزان خسارات وارده بر ملت ایران و دریافت فوری آن اقدام نموده و قطع کامل روابط با این رژیم را اجرایی نمایند.

    حداقل ۳۹۹ بار دیگر هم باید سفارت روباه را تسخیر کنیم

    از یک نمونه‌اش شروع کنم: «محکومیت یک شرکت انگلیسی به پرداخت ۴۰۰میلیون پوند جریمه به ایران» (+)؛ دیوان بین المللی داوری یک شرکت انگلیسی را، در سال ۲۰۰۶ محکوم به پرداخت این غرامت به ایران کرده است. سال ۲۰۱۰ یک روزنامه انگلیسی این خبر را منتشر کرده و این سایت از آن نقل کرده است. خوب در این همه سال چنین غرامت از یک شرکت خصوصی انگلیسی چرا پیگیری نشده است؟ عرف دیپلماتیک و سفارتخانه‌ها به چه دردی می‌خورند؟این فقط یک شرکت انگلیسی است. صدها و هزارها مورد این چنینی می‌توان از عملکرد دولت قبیح انگلستان یافت.

    حسن عباسی: سفارت انگلیس را زودتر از آمریکا باید تسخیر می‌کردیم

    عازار، یک تحلیل‌گر سیاسی عرب درباره تسخیر سفارت:خشم ایرانیها فراتراز تظاهرات علیه انگلیس / حمایت یک ائتلاف بین المللی متشکل از ۷ سازمان ضد جنگ از حرکات ضد انگلیسی دانشجویان ایرانحمایت “زنان برای صلح و عدالت” واشنگتن از حرکات ضد انگلیسی دانشجویان / مقاله‌ای جدید از فیدل کاسترو: ایران در طول تاریخ قربانی توطئه‌های متعدد انگلیس و آمریکا بوده است / ‘کمال خلف’، نویسنده فلسطینی: انگلیس با بزرگنمایی ورود دانشجویان ایرانی به سفارت خود در تهران، به دنبال سوءاستفاده و تلافی تصمیم مجلس ایران در اخراج سفیر این کشور است / ابیانه: اگر ماه محرم نبود، جا داشت جشن بزرگی در سراسر کشور برپا کنیم / یکی از رهبران جهاد اسلامی فلسطین، اقدام دانشجویان در تسخیر سفارت انگلیس را ستودنی و پاک کردن نجاست استکبار دانست / کارشناس فلسطینی در گفت‌وگو با فارس: اقدام دانشجویان ایرانی واکنش به سیاست‌های استعماری غرب بود

    جمعی از جوانان و دانشجویان انقلابی مصری درباره اقدام دانشجویان ایرانی در تسخیر سفارت انگلیس: فریادهای ما در ‘التحریر’ همان فریادهای دانشجویان ایرانی است

    اعلام حمایت دانشجویان فلسطینی از اقدام ضدانگلیسی دانشجویان ایرانی: حرکت دانشجویان ایرانی حاکی از جاری بودن روح انقلابی در قلب و ذهن آنهاست/ به ایران که با وجود فشارهای غرب، عقب‌نشینی نمی‌کند افتخار می‌کنم

    تسخیر سفارت انگلستان یعنی هم‌بستگی جهانی علیه بی‌عدالتی

    جوانان تشکل صدای فلسطین اندونزی ضمن بیانیه‌ای از اقدام دانشجویان ایرانی در تسخیر سفارت انگلستان حمایت کردند و نوشتند: «حافظه تاریخی تمامی ملت‌های مستضعف دنیا مملو از استعمار قدرت‌های توخالی و متکبری است که همگی تحت رهبری آمریکا و انگلیس جنایتکار بوده‌اند. در این میان نقش رژیم ظالم انگلیس به عنوان پایه‌گذار رژیم صهیونیستی در قلب امت اسلام کارنامه‌ای سیاه و غیرقابل دفاع است.»

    حمایت “مرکز اقدام بین‌المللی” آمریکا از اعتراض اخیر دانشجویان ایرانی

    ما از درخواست مطرح شده توسط دانشجویان ایرانی طی تظاهرات ۲۹ نوامبر در تهران مبنی بر خاتمه یافتن تهاجمات حکومت انگلستان علیه ایران حمایت می‌کنیم و مانند سایر آزادی‌خواهان جهان خواستار لغو تحریم‌های اقتصادی و خاتمه یافتن تهدیدات نظامی علیه ایران هستیم. (لینک بیانیه در سایت اصلی این مرکز)

    حمایت مرکز مطالعات اندلس اسپانیا از حرکت ضد استعماری دانشجویان ایرانی

    اکنون که جوانان امت اسلام در بهار عربی به پا خاسته و در حال کوتاه کردن دستان دیکتاتورها و از میان بردن منافع صهیونیست‌ها و کشورهای حامی صهیونیسم از امت اسلام هستند اقدام انقلابی دانشجویان ایران در مقابله با رژیم استعمارگر انگلیس همبستگی فرامرزی قلوب ملت‌ها در مبارزه با ظلم و استعمار را نمایش می‌دهد.

    انفجار بمب نزدیک سفارت انگلیس دربحرین

    دانشجویان ایرانی در حمایت از ۹۹‌درصدی‌های جهان سفارت انگلیس را تصرف کردند

    دانشجویان دانشگاه‌های ایران با صدور نامه‌ای خطاب به دانشگاهیان جهان اعلام داشتند که در حمایت از ۹۹ درصدی‌های جهان و در ضدیت با سیاست‌های مستکبرین سفارت انگلیس در تهران را به تصرف خود درآوردند. ما دانشجویان تسخیرکننده سفارت انگلیس در تهران به صراحت اعلام می‌کنیم که پای این تصمیم تاریخی خود ایستاده‌ایم و همچون پدران خود، انگلیس را نیز تحقیر و پشیمان خواهیم کرد

    ما دانشجویان تسخیر کننده سفارت انگلیس رسماً از همه روشنفکران و حقیقت طلبان و دانشجویان دانشگاه‌ها در هر نقطه‌ای از جهان هستند دعوت می‌کنیم که منافع دولت انگلیس را در کشور خودشان مورد هدف قرار دهند و نگذارند بیش از این، این انگل جهانی خون زنان و کودکان کشورهای خود را در شیشه کرده و برج‌های لندن و نیویورک را بالا ببرند


    قطع رابطه کامل با انگلیس خواسته حقیقی همه ملت ایران است

    جنبش عدالتخواه دانشجویی خواستار اجرای مطالبه مردم ایران برای قطع رابطه با دولت انگلیس شد. در این بیانیه ضمن برشمردن برخی پیام‌های حقیقی اعتراضات دانشجویی، حمایت جوانان مختلف کشورهای جهان را نشانه گسترش شعار “مرگ بر انگلیس”در جهان دانست.

    در بیانیه ۳۱۲ بسیج دانشجویی: علت تسخیر سفارت انگلیس کینه ۲۰۰ ساله بود/ مسئولان باغ قلهک را پس بگیرند

    رژیم خبیث انگلیس امروز باید به ملت ما پاسخ دهد که صرف هزینه سالانه ۳۰۰ هزار پوندی لانه جاسوسی این کشور در تهران برای ارتباط‌گیری با NGO های ایرانی با چه اهدافی صورت می‌گرفته است؟ وزیر امورخارجه انگلستان که این روزها با وقاهت تمام به تهدید و خط و نشان کشیدن برای ملت ما مشغول است باید پاسخ دهد که چگونه گزارش‌های به اصطلاح دیپلمات های لندن در ایام فتنه به منظور پروپاگاند رسانه‌ای و ایجاد چالش امنیتی سر از شبکه بی بی سی فارسی در می‌آورد؟ جناب نخست‌وزیر پرادعای انگلستان باید پاسخ‌گو باشد که این‌گونه اقدامات با کدامین عرف دیپلماتیک و روابط دوستانه هم‌خوان است؟

    بازتاب تسخیر سفارت انگلیس در وبلاگ‌های دانشجویی: من پشیمان نیستم که لگد کردم غرور سلطنتی تو را!

    انتشار لایحه حقوقی دانشجویان علیه جنایت‌های صدساله انگلیس در ۲۰ آذرماه / دانشگاهیان تهران با امضای طوماری خواستار قطع رابطه کامل با انگلیس شدند

    نصیحت پدرانه آیت الله مکارم به فرزندان انقلابى

    ما خودجوش‌های خودسر

    حال اگر نیروهای جمهوری، انقلابی‌ها را در چارچوب‌های ایستای خود به‌خوانند، طبیعتاً، با عناصری تندرو، ساختارشکن و خودسر مواجه خواهند شد؛ تند می‌روند چون پیش روی آن‌ها می‌روند، ساختارشکنند چه در قواره‌ی جمهوری نه‌می‌گنجند و خودسرند چه را که از قواعد خودشان تبعیت می‌کنند.
    ریشه‌ی این قضاوت البته بی‌درکی از ماهیت اسلام و بسنده به امر جمهوری است؛ هنگامی که انقلاب را حرکتی دفعی به‌دانیم که در ماهیت ایستای جمهوری تمام شده است، حرکت‌های پویای اجتهادی و جهادی نیز تنها تا پیش از تثبیت جمهوری پذیرفته است. در این تلقی جمهوری در استمرار خود به جای آن که مبتنی بر انقلاب، اسلامی شود، با نفی انقلاب، اسلام را ذیل قواعد خود عرفی می‌کند.
    ... چارچوب فهم انقلاب و نیروهای آن اما نه الزاماً رویه‌های معمول جمهوری اسلامی که آرمان‌های موعود حکومت اسلامی است؛ یعنی چارچوب عمل انقلابی، اسلام آن اندازه که در جمهوری معمول است نیست، بل که اسلام آن گونه است که معهود است. این گونه نیروهای انقلاب در عین پذیرش و پشت دادن به ساختارهای جمهوری، ماهیتی بدیع و خودجوش دارند؛ ماهیتی که اغلب برای جمهوری‌بسنده‌ها بی‌تعریف و بیرون از قاعده است.
    حال هر چه از عمر جمهوری می‌گذرد، میل به ایستادن و نفی پویایی بیش‌تر می‌شود؛ این هم‌آن شکاف میان قاعدان جمهوری‌بسنده و مجاهدان انقلاب‌باور است؛ گسلی که هر از گاه با عبور انقلابی‌ها از مرزهای جمهوری فعال می‌شود، و سفارت انگلیس در تهران یکی از نقاط پرتکان این گسل بوده است.

    آیا احترام به حقوق بین الملل فقط وظیفه ما است؟

    متاسفانه نقض قوانین و مقررات بین المللی امروزه به امری عادی و روزمره تبدیل شده و کسی هم به آن اهمیت نمی دهد. علت آن نیز رفتار آمریکا و دولتهای اروپایی به خصوص انگیس است. زمانی که شان و جایگاه حقوق شکسته می شود هر کسی به خود حق می دهد که آنرا رعایت نکند. اشغال  عراق، اشغال افغانستان، حمله به لیبی، اشغال فلسطین و تحریم ایران… آیا باید دستمال برداریم و برای مظلومیت دیپلماتهای انگلیس گریه کنیم؟

    روباه خوش‌پیمان و مسلمان پاره‌وقت

    تو گوئی که به عین قرآن حمله شده، صداهای شرع و ایمان و دین ، عموما از همان سوی حملۀ بدون مرز به جمهوری اسلامی، در آمد که ( یا أیها الذین آمنوا ، اوفو بالعقود ) ، چرا با انگلیس، قاتل دانشمندان تان، تحریم‌چی و غاصب سرزمین‌های اسلامی‌تان، عهد شکسته‌اید، انگار که اصلا با این توحش انگلیس بین ما و انگلیس ، عهدی مانده است. حالا این که چه تشریعی، به آنان اجازه داده در آن ساختمانهای نزدیک میدان فردوسی بنشینند و عینا علیه ما خیانت ورزند، بماند! اما آن تشریع قطعا اسلام نیست. وسط دعوا، پایبندی آنان به عهد انسانی و شرع و شریعت و آیات قرآن خیلی جالب است که درست سر انگلیس، عود می‌کند!

    حمله به سفارت انگلیس یعنی: هرکس باد کاشت طوفان درو می‌کند !

    هرگاه هریک از طرفین عدم پایبندی خود را به قانونی مکرراً به اثبات برساند و فی‌الواقع قوانین بجای تسریع همزیستی مسالمت آمیز در سایه‌ی احترام کامل به حقوق هر ملت، وسیله‌ای شود برای اضرار به دیگری و ستم، مصداق بارز بی‌عدالتی شده و نه تنها نیازی به پایبندی به آن نیست که بلکه پایبندی یک‌جانبه به اینگونه قانونی عین حماقت و پذیرش ظلم است!حالا بیاییم سر بحث خودمان:
    منطق غرب در مقابل ملت ایران این است: “تمام دنیا مال ما و برای ماست و ما تنها حق مطلق هستیم و فقط وقتی ما به شما لطف کنیم و صلاح بدانیم حق دارید از حق خودتان استفاده بکنید”.
    • ما خودمان سلاح هسته‌ای داریم و هر سال به آنها اضافه می‌کنیم و با هم معامله‌ی کلاهک هسته ای می‌کنیم، ما حتی اگر صلاح بدانیم از سلاح هسته ای استفاده می‌کنیم و کرده ایم، اما شما حق ندارید به دانش هسته ای هم فکر کنید حتی! (+) و (+)
    • ما رسماً و علناً دور هم می‌نشینیم و افرادی از شما را به ترور تهدید می‌کنیم و حتی هرکدام از متفکرین شما را هم صلاح بدانیم ترور می‌کنیم و کرده ایم، اما شما باید به عرف دیپماتیک کاملاً پایبند باشید! (+)
    • ما ۳۳ نفری(بخوانید کشوری) به یک نفر(بخوانید عراق) کمک می‌کنیم و تجهیزات کشتار جمعی و سلاح شیمیایی در اختیارش می‌گذاریم تا به ملت شما حمله کند اما شما باید به عرف دیپماتیک پایبند باشید!
    • منتقدان شما در کشورهای ما حق دارند به سفارت‌خانه‌ی منفور شما حمله کنند و شیشه‌های آنرا بشکنند و تخریب کنند و آتش بزنند، اما شما باید به عرف دیپلماتیک کاملاً پایبند باشید! (+) و (+)

    • ما حق داریم در اردیبهشت ۵۹ به سفارت شما حمله کنیم. گروگان بگیریم و دو نفر کاردار شما را بکشیم! اما شما باید به عرف دیپلماتیک پایبند باشید! (+)
    • ما حق داریم در عراق، وارد ساختمان دیپلماتیک شما شده و ۵ نفر را بازداشت کرده با خود ببریم، اما شما باید به عرف دیپلماتیک پایبند باشید! (+)
    • ما حق داریم هواپیمای مسافربری شما در هوا را بزنیم و زن و بچه بکشیم، اما شما باید به عرف دیپلماتیک کاملاً پایبند باشید!

    • خلاصه؛ ما از ۲۸ مرداد وماقبل آن تا کنون هرکاری که صلاح بدانیم در کشور شما انجام می‌دهیم اما شما باید به عرف دیپلماتیک کاملاً پایبند باشید!

    آیا ساختمان انگلیس در تهران یک سفارت‌خانه بود؟ اسناد غیرقابل انکار !

    بیان این موضوعات فرای از اصل‌ آنها، از طرف یک سایت رسمی دیپلماتیک  دهن‌کجی کامل و زیرسوال بردن استقلال یک کشور است.  به نظرم همین دو نمونه که صراحتاً در مانی‌فست و معرفی این مکان، ذکر شده برای آزاداندیشانی که دنبال حقیقت هستند کافی است و البته اینها اسناد کاملاً علنی و رسمی است و اینکه در خفا چه می‌گذشته و چه روابطی وجود داشته را باید بعدها تاریخ مشخص کند. در عین حال این سفارت‌خانه به این دو مورد اکتفا نکرده و پا را فراتر از این‌ها گذاشته و مکرراً، تاکید می‌کنم مکراراً حتی به صورت مصداقی هم در امور داخلی کشور میزبان دخالت نموده است.

    یادداشتی از یکی از اعضای کمپین بین المللی همبستگی با ایران
    چرا از خواست دانشجویان برای برچیده شدن لانه جاسوسی انگلیس حمایت می‌کنیم؟

    دانشجویان ایران معترض به سفارتخانه کشوری بودند که امپراطوری‌اش را با ریختن خون میلیون‌ها تن از مردم هند، اندونزی، نپال، چین، زلاند نو، سودان، مصر، عمان و آزادیخواهان دیگر کشورهای آفریقایی و آسیایی و با شکنجه و قتل استقلال‌طلبان ایرلند بر پا کرد و بانی تشکیل دولت غاصب و نامشروع اسرائیل بود.  دانشجویان ما کشوری را مواخذه می‌کردند که در کنار حکومت ایالات متحده تجاوز نظامی به افغانستان و عراق و کشتار مردم آنها را رهبری کرد و همین اواخر بمب‌های خود را تحت لوای کمک‌های “انسان دوستانه” بر سر مردم لیبی فروریخت و اکنون نیز توطئه تجاوز نظامی به سوریه را تدارک می‌بیند

    سفارتخانه ای که فتح نشده است!

    مگر نبودند بسیاری که معتقد بودند باید الزامات جامعه جهانی را پذیرفت، به مناسبات بین المللی پایبند بود، باید برای قانون جنگل احترام قائل بود، باید نظام ضعیف و قوی حاکم بر جهان را پذیرفت، یک کشور “جهان سوم” خوب بود تا در آینده آنان ما را به لفظ “در حال توسعه” مفتخر سازند، نباید از مرگ سخن گفت، باید از زندگی گفت از گفتگو! باید تنش زدایی کرد و احترام کشورهای پیشرفته را نگه داشت.

    در نقد منتقدین درون‌گفتمانی تسخیر سفارت انگلیس


    قحطی بزرگ- بزرگترین نسل کشی قرن بیستم- میلیونها ایرانی قربانی خباثت های انگلیس

    یکی از مصائبی که به دلیل حضور نیروهای انگلیسی بر ایرانیان می رود، فاجعه قحطی سالهای ( ۱۹۱۹-۱۹۱۷م) مقارن با (۱۲۹۸-۱۲۹۶ هجری شمسی) است، که در سراسر کشور به وقوع می پیوندد و به تاوان آن بیش از ۱۰ میلیون ایرانی به کام مرگ کشیده می شوند.
    … جالب‌تر این که انگلیسی ها حتی مانع واردات مواد غذایی از آمریکا، هند و بین النهرین به ایران می شدند. به علاوه در زمان قحطی، انگلیسی ها از پرداخت پول درآمدهای نفتی ایران استنکاف ورزیدند.

    ” قحطی بزرگ ” عنوان کتاب مستندی است درباره این رخداد تاریخی که موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی به چاپ رسانده است. یافته های این کتاب به نقل از نویسنده آن بسیار شگفت انگیز است و در داوری تاریخی ما تحول بزرگی ایجاد خواهد کرد.
    معرفی کتاب:
    قحطی سالهای( ۱۹۱۹-۱۹۱۷ م )که در ایران رخ داد و به مرگ میلیونها ایرانی منجر شد دستمایه کتابی است تحت عنوان قحطی بزرگ که از میان صدها سند موجود در آرشیو وزارت امور خارجه آمریکا توسط یک پژوهشگر ایرانی مقیم این کشور گردآوری شده است. این کتاب در ۲۳۵ صفحه و ۷ فصل به بررسی این رخداد تاریخی و علل و عوامل ایجاد آن می پردازد. آقای محمد قلی مجد با تکیه بر اسناد، مدارک، گزارشهای آرشیو وزارت خارجه آمریکا و نیز اخبار، اطلاعات و گزارشهای موجود در روزنامه های آن دوران به ویژه روزنامه رعد و ایران همچنین خاطرات افسران و فرماندهان انگلیسی حاضر در ایران در زمان جنگ جهانی اول پرده از اسرار روزهای سختی بر می دارد که در آن میلیونها ایرانی قربانی سیاست های استعمار پیر انگلستان می شوند.


    جدول تاریخ سیاه روابط انگلستان با ایران

    معتضد: فوران خشم ایرانیان از رفتارخصمانه انگلیس / سایت مطالعاتی درباره روابط ایران و استعمار انگلیس / اینجا هم مطالب پژزهشی بسیار خوبی می‌یابید / انگلیس برای انحراف در انقلاب‌های اسلامی چه‌کار می‌کند؟! / استاد لبنانی: شیوه‌های جدید دخالت انگلیس در امور داخلی کشورها/دخالت سفیر انگلیس در جزیی‌ترین مسائل داخلی لبنان/ نقض حاکمیت سیاسی ایران از سوی انگلیس به روایت اسناد / پرونده‌ای درباره ایران و استعمار انگلیس

    وزیر اسبق امور خارجه انگلیس: سفارت انگلیس نماینده منافع آمریکا در ایران است!!

    “مارک مالوک براون”، در نوشتاری در روزنامه گاردین، خطرات تعطیلی سفارت انگلیس برای این کشور را خاطر نشان کرده و اظهار کرد بسته شدن این سفارت، باعث خواهد شد انگلیس احترام سابقش را به خصوص در چشم آمریکایی‌ها از دست بدهد

    سفیر فراری انگلیس: می ترسیدم مانند سفیر آمریکا دستگیر شوم / سفیر انگلیس در تهران در غم فراق سگ ۷ ساله اش: می خواستم بعد از تظاهرات او را به خانه ام برگردانم اما… به التماس افتاده است انگلیس: «انگلیس: آماده از سرگیری مناسبات با ایران هستیم»؛ این همه اصرار علی رغم این همه تحقیری که شدن نشانه‌ی چیست؟

    حمایت سناتور آمریکایی از ضدانقلاب‌ها: «دانشجویان واقعی به خاطر فعالیت‌های آرام و صلح‌آمیز خود از تحصیل محروم شده‌اند، این دانشجویان کاملا در تضاد با دانشجویان تقلبی‌ای هستند که به سفارت انگلستان حمله کردند!»

    نایب رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی: وزارت خارجه نباید از انگلیسی‌ها عذرخواهی می‌کرد

    آقای صالحی! شما به چه حقی عذر خواهی کردی؟(+) اصلا مگر کسی با اجازه شما این کار را کرده بود که شما قول می‌دهی تکرار نمی‌شود؟ خجالت بکش برادر. خجالت بکش!

    قشقاوی: متناسب با رفتار انگلیس عمل می‌کنیم (یک موضع نسبتا مناسب در مقایسه با مواضع قبلی وزارتی‌ها)

     

    چند انتقاد: آیا از هر دیواری باید بالا رفت؟ / بالا رفتن از دیوار اعتبار نظام /تسخیر سفارت انگلیس ، درست یا غلط؟! /حمله کنندگان به سفارت انگلیس، به چه کسی خدمت کردند؟!/ مناظره ترقی و زیباکلام: اشغال موقت سفارت انگلیس، واکنشی طبیعی بود/ حمله به سفارت انگلیس بر خلاف منافع بلند مدت نظام بود

    کلمات کلیدی: ، ، ، ، ، ، ، ،

    حداقل ۳۹۹ بار دیگر هم باید سفارت روباه را تسخیر کنیم

    سادگی است اسمش یا انفعال یا خورده شیشه؟ هر چه که هست، خیلی نامردی است! این همه رسانه ماجرای خسارت سفارت انگلیس را تیتر یک می‌کنند. معلوم نیست که اصلا آنقدر بوده یا نه. اما حاضر نیستند میلیارد‌ها و تریلیاردها پوند خسارتی که انگلیس به مردم ایران بدهکار است را تیتر یک کنند. من واقعا نمی‌فهمم که چرا این همه ایده‌ی رسانه‌ای را اجرایی نمی‌کنند؟ شاید بی‌غیرتند یا شاید در دلشان حبی نسبت انگلستان هست؟

    اصلا آنهایی که اینقدر نگران رابطه‌ی نداشته با انگلیس هستند، آن موقع که رابطه داشتند چرا برای ایفای حقوق ملت کاری نکردند؟ وزارت خارجه‌ی بی‌عرضه به جای اینقدر رعب و وحشت نسبت به غرب آیا نباید در دادگاه‌ها و مجامع بین‌المللی پیگیر این کارها باشد؟

    از یک نمونه‌اش شروع کنم: «محکومیت یک شرکت انگلیسی به پرداخت ۴۰۰میلیون پوند جریمه به ایران» (+)؛ دیوان بین المللی داوری یک شرکت انگلیسی را، در سال ۲۰۰۶ محکوم به پرداخت این غرامت به ایران کرده است. سال ۲۰۱۰ یک روزنامه انگلیسی این خبر را منتشر کرده و این سایت از آن نقل کرده است. خوب در این همه سال چنین غرامت از یک شرکت خصوصی انگلیسی چرا پیگیری نشده است؟ عرف دیپلماتیک و سفارتخانه‌ها به چه دردی می‌خورند؟

    این فقط یک شرکت انگلیسی است. صدها و هزارها مورد این چنینی می‌توان از عملکرد دولت قبیح انگلستان یافت. شورای متحصنین هم در بیانیه‌ای ۳۴ مورد از بلاهایی را که انگلیسی‌ها بر سر ملت ایران آورده‌اند، لیست کرده است. نهادهای مسئول (از وزارت خارجه و اقتصادی و بازرگانی تا قوه قضاییه و وزارت اطلاعات) باید خیلی جدی برای ایفای این حقوق از دست رفته اقدام کنند. این مطالبه باید گسترده شود.

    کلمات کلیدی: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

    در نقد منتقدین درون‌گفتمانی تسخیر سفارت انگلیس

    یکی از دوستان بسیار منتقد تسخیر سفارت انگلیس، که متاسفانه نقدهایشان را علنی کردند، در ایمیلی درباره بنده نوشت:
    «برادر شما معلوم هست که موضعت چیست؟ ما نفهمیدیم که شما موافق حضور در سفارت و اقدامات مفتضحانه آن بودی و هستی یا اینکه فقط از گفتن اینکه ورود به سفارت اشتباه بوده و کارهای داخل افتضاح تر از آن بیزار هستید؟ شما بسیاری از جاهایی چنان ذکر می نمایید که به ذهن آدم متبادر می شود که این کار قهرمانانه بوده است و با تحلیل کاملاً واقع بینانه و در جاهای دم از حرف نزدن از بسیاری ناگفته برای مصلحت می‌زنید و در جاهای دیگر به گونه ای می گویید که گویا تنها با ذکر و علنی کردن مخالفت مشکل دارید.»
    واقعیت این است که بنده نه در برنامه‌ریزی این حرکت جز مشورتی شرکت داشتم و نه داخل سفارت شدم. نمی‌گویم از روی کلاس یا انفعال. گفتم چون دفاعم نه به خاطر دخیل بودنم است. بنده تعمدا از موضع‌گیری صریح خودداری کرده‌ام و می‌کنم. الان معتقدم که باید از ظرفیت‌های این ماجرا علیه انگلیس تمام قد استفاده کرد و به موضع انفعال نرفت. اینقدر کار هست که بتوان علیه انگلیس انجام داد، الان فرصتی برای صحبت‌های این‌چنینی نیست. نهایت بد انتخاب کردن زمان است که وقت نیروهایمان را به چنین مباحثی بگذاریم الان. نقد یا تعریف‌هایم را در جایش به دوستان می‌گویم لازم هم نیست در وبلاگ منتشرشان کنم. اگر لازم باشد، در وقتش موضعم را صراحت می‌بخشم.

    *****

    یکی بود یکی نبود! لوله‌ی تانک‌های عراقی دم خونه همسایه سر کوچه بود. ته کوچه چند نفری به زور کلاشی پیدا کرده بودند و در حال تیراندازی به سمت عراقی‌ها. ناگهان یکی دو نفر رسیدند. اینها که موقع پیدا کردن اسلحه غیب‌شان زده بود، حالا آمده‌اند به نصیحت و افاضات راهبردی استراتژیک و خیلی کارشناسی شده: چرا خشابت خالیه؟ چرا با یک تیر، زیر ۵ نفر عراقی کشته می‌شود؟ چرا زاویه شلیک ۴۵ درجه نیست؟ تانک رو با کلاش نمی‌زنن که باید آر پی جی باشه! الکی چرا مقاومت می‌کنی؟ بریم مذاکره! چرا بند پوتینت رو اینجوری بستی؟ چرا دستت رو گذاشتی رو خاک، کثیف میشه! و…؛ خلاصه حسابی بحث گرم شد و همه نیروها غیر یکی دو نفر مشغول صحبت درباره ضرورت فلسفی وجود آرپی جی و رنگ خودکاری که باید حکم نوشته بشود و… بحث کردن! اوف ! چه بحث داغی! همه هم سرگرم. اون دو نفر آدم احمق بی بصیرت مزدور و بازیچه و احساساتی و خائن به ولایت فقیه هم بعد از شلیک آخرین گلوله‌شان، شهید شدند… اما بحث‌های خیلی کارشناسی و باکلاس داغ است! اما داغ‌تر هم شد. لوله تانک بود که به جمعشان شلیک کرد و گرمای آتش و خون…

    چه حال و هوای بحث‌ها شبیه زمان تحصن فرودگاه زمان جنگ ۲۲ روزه غزه است. واقعا عجیب است. آن موقع حتی از قبلش این بحث‌ها شکل گرفته بود و تا آخر هم که بساط را جمع کنیم ادامه داشت! تاریخ برای عبرت است و عبرت گیرندگان چه اندک!

    کلمات کلیدی: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

    نگاهی به همه اتفاقات تسخیر سفارت انگلستان توسط دانشجویان و حواشی آن

    امام روح‌الله: و از جمله چیزهایى که مانع دفاع مسلمین از کشورهایشان است، تبلیغات دامنه‏ دار براى هر چه بزرگتر جلوه دادن قدرتهاى خارجى است. در سابق از انگلیس، به دست به اصطلاح روشنفکران و تحصیلکردگان غربزده، یک غول ساخته شده بود و به دولت‏هاى بى‏ اطلاع و ملتهاى دربند تحمیل کرده بودند که اگر به یک فراش سفارتخانه انگلیس یک حرف درشت زده شود، ایران به باد فنا مى‏رود! و پرچم سفارت بر سر خانه هر مجرمى که افراشته مى‏شد از مجازات مصون مى‏گشت. و اشاره سفیر انگلیس به دولت یا صدر اعظم، کافى بود براى اجراى اوامر و اطاعت بى‏چون و چراى او. و امروز از این دو قدرت، خصوصاً امریکا، در بلاد مسلمین همان غول را بسیار بزرگتر و شاخدارتر ساخته‏ اند؛ و گمان مى‏کنند اگر به یکى از این دو قطب گفته شود بالاى چشمت ابروست، کشور از بین مى‏رود! و با خیالهاى خام و مقایسه عصر حاضر با عصرهاى‏ گذشته و دامن‏زدن وابستگان غربزده به این نحو شایعه‏ها، مسلمین را از دفاع بحق خود مأیوس نمودند. و جرم این خود باختگان ملى نما کمتر از مجرم اصلى نیست.

    سیدناالقائد: دولت انگلیس که کارنامه دویست ساله حضور آن‏ها و ارتباط آن‏ها با کشور ما، کارنامه سرتاپا سیاه است- واقعا یک نقطه و یکجا نداریم که بشود نشان داد که دولت انگلیس به نفع ملت ایران یک قدم کوچکى برداشته باشد؛ هرچه بوده ضرر؛ هرچه بوده صدمه‏هاى بزرگ- اینها اعلان مىکنند که ما طرفدار ملت ایرانیم! …اگر ملت ایران، بغض و نفرت از دولت انگلیس را از دل خود پاک نکرده باشد و پاک نکند، حق دارد و به نظر هر عاقلى هم، حق با ملت ایران است. کارى که انگلیسیها با مردم ایران کردند و بلایى که بر سرِ این ملت آوردند، هیچ‏وقت از یادها نخواهد رفت. اینان که امروز در گوشه‏اى از دنیا نشسته‏اند و علیه ملت و دولت ایران حرفهاى مغرضانه و بى‏محتوا مى‏زنند، یادشان رفته است که این دولت ظالم با ملت ایران چه کرد! (+)

    هنوز کمی بیشتر از ۳ ماه از اعتراضات گسترده مردم انگلیس و خشونت وحشیانه‌ی دولت انگلستان علیه مردمش که خواهان بهبود شرایط هستند، نمی‌گذرد. اعتراضاتی که با سرکوبی وحشیانه و هزاران زخمی و بازداشتی و حدود ۵ قربانی بر جای گذاشت. (این وبلاگ مطالب خوبی از حوادث آن ایام جمع کرده است)؛ همین روزها نیز اوضاع انگلستان در گیر اعتراضات و اعتصابات فلج کننده‌ای است. تقریبا به شکل نیمه تعطیل در آمده است : بزرگترین اعتصاب و راهپیمایی ۳۰ ساله اخیر در انگلیس (فیلم) – تظاهرات ۲ میلیون نفری + عکس- اعتصابات به روایت تصویر – در این کانال هم تعداد زیادی ویدئو از شرایط آن موقع مشاهده می‌کنید.

    حدود ۱۰۰ روز از نامه‌ی دانشجویان به کاردار سفارت انگلیس در تهران می‌گذرد. ماجرا از آنجا شروع شد که دانشجویان برای دفاع از حقوق مستضعفین و مردم انگلیسی تجمعی را با صورتک‌هایی از مارک داگان (اولین کشته‌ی اعتراضات لندن)، مقابل سفارت جزیره، برقرار کردند. روز قبلش نامه‌ای به کاردار سفارت زدند و از وی خواستند که در تجمع حاضر شود و به سوالات دانشجویان پاسخ دهد (+). تجمع برگزار شد بدون کوچکترین حرکت و یا شعار خشونت آمیز! (گزارش خبری، عکس:+ و + و +). در قطع‌نامه‌ی پایانی این تجمع از هر یک از قوا و سازمان‌های جمهوری اسلامی درخواستی شد. از مجلس شورای اسلامی نیز قطع کامل روابط با انگلستان خواسته شد(+).

    علاوه بر پوشش خوب این تجمع به خصوص در رسانه‌های خارجی، BBC از قول کاردار سفارت انگلیس خبر کار کرد که درخواست دانشجویان ایرانی را قبول کرده است (+).  بعد هم بچه ها -بعد از بحث و بررسی مفصل راجع به اینکه چطور جواب داده شود، مناسب تر است-، تصمیم گرفتند که این بیانیه را منتشر کنند(+). در این بیانیه ضمن استقبال تلویحی از جلسه و پاسخگویی کاردار سفارت انگلستان به دانشجویان ایرانی، لیستی از سوالات راجع به جنایات انگلیس ذکر شد تا کاردار سفارت انگلیس به آنها جواب دهد. قسمت آخر بیانیه را در زیر آورده ام:

    …به وجود آمدن این روحیه گفت‌وگوی مستقیم و به این نتیجه رسیدن که باید کرنش در برابر ملت‌های آزادیخواه را کنار گذاشت و در برابرشان پاسخ‌گو بود، خود برکتی است که از ایستادگی ملت‌های مستضعف حاصل شده و شما حتماً در میان دیگر سفرای کشور انگلستان به خود می‌بالید که نماینده دولت انگلستان در نقطه‌ای از دنیا هستید که پیشگام آزادیخواهی و عدالت طلبی از سی و چند سال پیش بوده و هنوز پس از سال‌ها مشغول دست و پنجه نرم کردن با مدعیان دموکراسی و حقوق مردم است و دارد با تحریم‌های گسترده و تحمیل جنگ‌های هشت ساله و ترور نخبگان و سیاستمداران و دانشمندان علمی و ایجاد توطئه‌های داخلی و خارجی تاوان تلاش برای دست‌یابی به آزادی و عدالت را می‌دهد تا به ملت‌های محروم دنیا ثابت کند، می‌شود علی‌رغم تمامی فشارها و هجوم امکانات مادی و معنوی دنیای استکبار در برابر زورگویان و قلدر مآبان ایستاد و راه آزادی و پیشرفت و استقلال را بر محرومین آموخت و کمر خم نکرد.

    دانشجویان انقلابی ایران همانگونه که در دعوتنامه اول برای پاسخ‌گویی و حضورتان در مراسم تجمع اعتراض آمیز مقابل سفارتخانه نوشته‌اند کماکان معتقدند دیدار شما و نمایندگان کشورتان با فرزندان امام خمینی(ره) پیشگام آزادیخواهی و رهبر مستضعفین جهان در آستانه این تحولات تاریخی و به بحث گذاشتن هزاران سؤال موجود در سیاست‌های غلط شما و هم‌پیمانانتان بیش از همه موجب خیرات و برکات فراوان برای دولت انگلیس در جهت تحلیل بهتر قضایای منطقه و آشنایی با روح موج جدید آزادیخواهی و عدالت‌طلبی است که در سراسر دنیا بوجود آمده است و امیدواریم هیچ‌گاه فراوان سؤالاتی که در این نامه تنها به گوشه‌ای از آنها اشاره شد، بی پاسخ نماند.

    در پایان برای آشنایی بیشترتان با محتواهای عمیق و کاربردی تعریف انسان در دین مبین اسلام و ارج نهادن به کرامت نوع بشر برای یک زندگی مسالمت آمیز و برابر در کنار یکدیگر و تعریف همه جانبه حقوق و ابعاد شخصیتی وی به رسم میهمان نوازی ایرانی‌ها یک جلد عهد‌نامه مالک اشتر “نامه ۵۳ نهج البلاغه یادگار امام علی (علیه السلام)” را به همراه یک سری عکس از فجایعی که بمب‌های فسفری برای کودکان در عراق و افغانستان آفریده است بعنوان ضمیمه‌نامه خدمتتان تقدیم می‌گردد.

    اشتیاقتان برای ملاقات با فرندان انقلابی امام روح ا…(ره) ستودنی است
    با تقدیم احترامات فائقه
    هسته مرکزی تجمع مقابل سفارت بریتانیا در تهران در حمایت از مستضعفین جهان

    این نامه را BBC به صورت گزیده کار کرد، اما از طرف سفارت انگلیس جوابی به آن داده نشد. همزمان با ۸ آذر سالروز شهادت شهید شهریاری، برای اعتراض به نقش دولت انگلستان در ترور دانشمندان هسته‌ای (جان ساورز رییس سرویس امنیت خارجی انگلیس ( MI6) علنا خواهان ترور دانشمندان هسته‌ای ایران شده بود)، دسته و مراسم عزاداری سالار شهیدان با سخنرانی حجت الاسلام قاسمیان مقابل سفارت انگلستان شکل گرفت(+). این کاری بود که مدتها قبل از آنکه حتی مجلس شورای اسلامی به فکر طرح کاهش روابط با انگلیس بیفتد، توسط دانشجویان در حال پیگیری بود تا از آن فرصت استفاده و از سفیر انگلستان سوالات به حق دانشجویان ایرانی مورد مطالبه قرار گیرد. و دولت انگلستان بازخواست شود که چرا پس از گذشت ۱۰۰ روز هیچ پاسخی به سوال‌های دانشجویان داده نشده است.

    13900908124324796_PhotoL.jpg

    صبح ۸ آذر ساعت‌ها پیش از آغاز تجمع، وزارت خارجه‌ی جزیره بریتانیا، طی بیانیه‌ای عجولانه ناشی از ترس و انفعال و نیز برای فرار از مسئولیت دولتش در ترور دانشمندان ما، بیانیه‌ای صادر کرد و خواستار مراقبت از کارکنان سفارت شد!! (+). بچه‌ها بعد از زمانی از شروع مراسم، به سمت سفارت حمله ور شدند. و وارد سفارت شده پرچم انگلستان را به آتش کشیده و پرچم ایران را برافراشتند. و به صورت موازی نیز جمعیتی بسیار از دانشجویان، همین کار را در باغ قلهک انجام دادند

    sdf.jpg

    گزارش مفصل فارس از این ماجراگزارش تفصیلی رجا از این ماجراگزارش لحظه به لحظه از تجمع بزرگ دانشجویان در مقابل سفارت انگلیس
    فیلم و عکس:: لحظه ورود دانشجویان به سفارتخانه انگلیس و باغ قلهک – عکس: فارس ، شبکه خبر دانشجو و +، مهر و + و + و + و + و +، خبرنامه دانشجویان

    بیانیه شورای متحصنین لانه فتنه‌گری روباه پیر

    انگلیس باید منتظر اقدامات بعدی ملت ایران جهت تسویه حساب سال‌ها کینه از فتنه گری انگلیس در ایران باشد…ما دانشجویان تسخیر کننده لانه فتنه گری روباه پیر اقدام اخیر مجلس در کاهش رابطه با انگلیس را به هیچ وجه متناسب با دشمنی‌های دولت خبیث انگلیس علیه ملت ایران نمی‌دانیم و خواهان قطع رابطه کامل با این دولت خبیث هستیم و اعلام می‌کنیم از مطالبات به حق خود کوتاه نخواهیم آمد.


    بیانیه شماره ۴ شورای متحصنین لانه فتنه گری روباه پیر

    نام این کشور مساوی است با تلخ کامی و خاطرات ناگواری برای مردم ایران. یادآور حوادثی است که نزدیک ترین آن نه برای سالهای دور بلکه برای واقعه ای است که هنوز در خاطره ها زنده است

    از ابتدای مراحل تصمیم گیری نیت تصرف باغ قلهک را داشته اند چرا که آن محل را جزیی از خاک ایران دانسته و باغ مذکور را متعلق به بیت المال می دانند و تصرف آن توسط دولت انگلیس را مصداقی بر زیاده خواهی و چپاول اموال مردم ایران توسط انگلیس می دانند…

     به امید تحقق تمامی آرمان های حضرت روح الله و تشکیل حزب جهانی مستضعفین در برابر مستکبرین جهان

    نامه به احمدی‌نژاد و رئیس سازمان ملل/ اعلام انگیزه های تسخیر جاسوسخانه

    جناب آقای احمدی نژاد خواسته های ما دانشجویان به شرح زیر است: ۱) قطع رابطه کامل با دولت انگلستان  ۲) پایان دادن به تمام معاهدات صورت گرفته با دولت انگلیس  ۳) محاکمه عوامل مزدور انگلیسی و پیگیری جنایات صورت گرفته آنها در طول تاریخ دخالتگری های انگلیس در ایران
    تسخیرکنندگان سفارت: این فقط یک سیلی بود، منتظر مشت پولادین ملت باشید

    گوشه‌ای از خشم ملت ایران را در این حرکت نشان دادیم … بوق‌های تبلیغاتی انگلیسی کوشیدند در این میان، تحقیر اخراج سفیرشان از خاک ایران را با هوچی‌گری و جنجال کاهش داده و با تشکیل جلسات پوچ و بی‌ارزش و صدور بیانیه‌هایی که ارزش کاغذپاره را نیز ندارد بار تحقیر خود را کم کنند.

    قطعنامه پایانی دانشجویان تسخیرکننده باغ قلهک

    تنگ‌تر نمودن حلقه تحریم‌های مالی و علمی ایران اگر تاکنون قرار بود نتیجه‌ای بدهد در همان تحریم‌های اولیه شما و در ۳۰ سال پیش ثمر می‌داد. ملت ایران در کنار مسئولین نظام همچون کوهی آهنین در مقابل صف‌آرایی مستکبران و تحریم‌های آنان ایستاده است و به مدد الهی فروپاشی هیمنه آنان را در سفارت دولت خبیث انگلیس جشن خواهد گرفت

    ناگفته های عضو شورای متحصنین از تسخیر سفارت انگلستان

    تصمیم این برنامه ۲۶ آبان گرفته شده بود…مقابل سفارت انگلستان بنای ما بر این بود که قفل و زنجیر به در سفارت بزنیم و با این کار نمادین اعلام کنیم که خواستار تعطیل شدن سفارت هستیم که البته تعدادی از دانشجویان این کار را انجام دادند. در نهایت برای رسیدن به در سفارت بین دانشجویان و نیروی انتظامی درگیری صورت گرفت و منجر به آن شد که عده‌ای از جمعیت حاضر وارد سفارت شوند…

    … هدف ما از این برنامه تحقیر انگلستان بود، ما می‌خواستیم به آن‌ها نشان دهیم که تحریم بانک مرکزی به منزله اعلان جنگ است و دانشجویان ایرانی حاضرند هزینه‌های بیشتر از این برای حفظ آرمان‌های خود بپردازند.

    استقبال گسترده از هیئت دیپلماتیک سفارت ایران در لندن : بامداد شنبه، ساعت یک صبح فرودگاه مهرآباد13900908200828578_PhotoL.jpg

    شعری از علیرضا قزوه در مورد تسخیر سفارت انگلیس

    شهید همت بالا پرید از دیوار سفارت/شهید تهرانی مقدم/در صف مقدم این جنگ است /یا کافی المهمات/مهمات کم داریم/تنها امن یجیب بخوان و نترس/زیارت عاشورا بخوان و با او باش/و فکر نکن به بدمست‌ها/که قی می‌کنند هر شب /در صفحه‌های فیس بوک /یا کافی المهمات/این کربلای چندم ما بود؟

    اگر ۴ هزار و ۴۴۴ روز هم بگذرد انگلیس هیچ غلطی نمی تواند بکند / گزارشی از یکی از دانشجویانی که در باغ قلهک حاضر بود به همراه تصاویر خاص وی / به فرانسه توصیه می کنیم حواسش به پرچم آبی و سفید و قرمزش باشد! /  روایت یکی دیگر از دانشجویان حاضر در تسخیر سفارت: تا می‌خـــوردیـم، زدنــد! +عکس و حاشیه / گفت‌وگویی با یکی از دانشجویان داخل جاسوسخانه انگلیس/ حواشی تسخیر سفارت انگلیس از زبان یک شاهد عینی /

    دانشجویان ۹۰ دانشگاه استان فارس: تحقیر دولت انگلیس به دست دانشجویان مسلمان مرهمی بود بر زخم‌ها /انجمن اسلامی دانشجویان مستقل: تسخیر سفارت، تکلیفی در برابر دهه‌ها جنایت انگلیس / انجمن اسلامی دانشجویان ۲۵ دانشگاه کشور: قطع رابطه با بریتانیای صغیر مطالبه تاریخی ما بود/ جشن شکرگزاری برپا می کنیم /دانشجویان سفارتخانه یک‌درصدی‌ها را تسخیر کردند/رابطه با انگلیس مگر فایده‌ای برای ما دارد؟/بسیج دانشجویی علوم‌پزشکی شیراز: بریتانیا در تاریخ ایران یعنی مجموعه خیانت‌ها/ دانشجویان ابراز غرور می‌کنند که با اقدام روز گذشته خود خروج دیپلمات‌های انگلیسی از کشور را سرعت بخشیدند/ شورای امنیت در حمله به سفارت ایران در لندن لال بود؟/تسخیر سفارت پاسخی به قلدرمآبی انگلیس / تعداد زیادی از دانشجویان مجروح شدند /دانشجویان دانشگاه‌های ارومیه در حمایت از تسخیر دانشجویی سفارت انگلیس و باغ قلهک، در میدان ایالت ارومیه تجمع کردند / انگلیس با بحران مشروعیت مواجه است، ابتدا آن را حل کند /دانشجویان انتظار بیشتری از سیاسیون داشتند-ما منتظر اقدامات بعدی نمایندگان مجلس هستیم / امضای طومار ۲۰ متری به منظور قطع کامل روابط با انگلیس

    13900908214_2011333199k.jpg

    واکنش مرعوبانه شورای امنیت سازمان ملل به تسخیر سفارت انگلیس در تهران / کامرون: حمله به سفارت انگلیس در تهران غیر قابل دفاع است / عصبانیت و تهدید وزیر خارجه انگلیس از سقوط سفارتشان (جالبه معاونش گفته ما نمی‌خواهیم روابط با ایران قطع شود +)/ انگلیس دستور تعطیلی سفارت ایران در لندن را صادر کرد/اوباما برای دانشجویان ایرانی خط و نشان کشید (این بی‌آبرو ماها را آشوبگر خطاب کرده است!!)/ گاف مضحک بکمن: تنها نامزد زن حاضر در رقابت های ریاست جمهوری آمریکا در اظهارتی عجیب در خصوص تجمع دانشجویان ایرانی در مقابل سفارت انگلیس گفت : اگر من رئیس جمهور آمریکا بودم سفارتمان را در تهران تعطیل می کردم!!

    حتی “جو بایدن”، معاون اول رئیس جمهوری آمریکا که به عراق سفر کرده، نیز به طور ضمنی به خودجوش بودن اقدام دانشجویان ایرانی در ورود به سفارت رژیم انگلیس اذعان کرد (+).

    سفرای فرانسه، سوئد و هلند و آلمان از کشور فرار کردند. اسپانیا و ایتالیا سفیران ایران در کشورشان را فراخواندند. اتریش: قصد نداریم سفیر خود را از تهران فرا بخوانیم / سفیر دانمارک:اعتراض حق دانشجویان است (+)
    اما مهمتر: اولین بازگشت حقارت‌آمیز اروپایی‌ها: سفارت نروژ در تهران مجددا آغاز به کار کرد

    بازتاب اولیه در بی‌بی‌سی، سی‌ان‌ان، راشاتودی، الجزیرهبازتاب تجمع دانشجویان ایرانی در مقابل سفارت انگلیس در رسانه‌های انگلیسبازتاب در رسانه‌های آمریکایی - آسوشیتدپرس: دانشجویان اسناد سفارت انگلستان را به بیرون پرت کردند - بازتاب در رسانه‌های فرانسهشینهوادر رسانه‌های هندگزارشی از بازتاب‌ها در رسانه‌های غربیبازتابی دیگر در رسانه‌های غربیتسخیر سفارت انگلیس توسط دانشجویان در روزنامه‌های ۵ شنبه ایران چگونه بازتاب داشت؟ / حمله شدید سایت‌های ضدانقلاب به “دانشجویان” تسخیرکننده سفارت انگلیس/ واکنش‌ها به تسخیر سفارت در اینجا به روز می‌شود

    یکی از رهبران جهاد اسلامی فلسطین، اقدام دانشجویان در تسخیر سفارت انگلیس را ستودنی و پاک کردن نجاست استکبار دانست / کارشناس فلسطینی در گفت‌وگو با فارس: اقدام دانشجویان ایرانی واکنش به سیاست‌های استعماری غرب بود / نامه کارشناس انگلیسی به ویلیام هیگ:خشم گسترده عمومی از سیاست‌های انگلیس عامل تسخیر سفارت بود /

    مدیر سابق بی‌بیِ‌سی در گفتگو با فارس:اقدام دولت انگلیس در اخراج دیپلمات‌های ایران «احمقانه» بود: «آلن هارت با اشاره به سابقه بد تاریخی انگلیس در اذهان مردم ایران اظهار داشت که مردم ایران حق دارند از این کشور عصبانی باشند.»/ گزارش و فیلم مصاحبه دکتر مرندی با راشا تودی درخصوص طبیعی بودن حمله به سفارت انگلیس/ کارشناس غربی: لندن مقصر اصلی حمله به سفارت انگلیس است
    726739_orig.jpg
    آیت الله سید احمد خاتمی: ابراز تنفر دانشجویان از انگلیس کار شایسته‌ای بود / رئیس مجلس: اقدام دیروز دانشجویان نمادی از ‌افکار عمومی ‌ایران بود/ رفتار ‌انگلیس “بی‌شرمانه” استاقدام شورای امنیت برای محکوم کردن اقدام دانشجویان سرپوشی بر جنایات انگلیس است / رئیس قوه قضاییه: کاهش رابطه با انگلیس خواست ملت بود/این نتیجه برخورد توهین آمیز هر کشور با ایران است/ باقری لنکرانی:رابطه ایران با انگلیس بیشتر برای انگلیس منفعت داشت /رسایی با حمایت از کار دانشجویان و قطع کامل روابط با انگلستان، در واکنش به اظهارات انگلیس درباره تسخیر سفارت گفت: انگلیس بیش از این زبان درازی کند با خشم انقلابی مردم مواجه می‌شود /نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس در واکنش به اظهارات تهدیدآمیز وزیر خارجه آمریکا، گفت: انگلیسی‌ها به جایی گردنکشی باید به فکر اصلاح رفتار خود با ملت ایران باشند (+)/زاکانی: اقدام خودجوش دانشجویان برآمده از یک خشم مقدس بود(+)/
    تقاضا از رئیس محترم جمهور

    دولت محترم جمهوری اسلامی ایران! خواهشمندیم از اخراج سفیر و کارمندان سفارت انگلیس خودداری کنید؛ آنان را گروگان گرفته و با همه اموال و دارایی های بلوکه شده ایران در کشورهای غربی معاوضه کنید. ضمنا به ازای نکشتن و عدم قصاص نفس آنان، به خاطر جنایت ها و قصابی هایی که در این کشور و در حق ملت بزرگ ایران و مسلمانان کشورمان انجام داده اند، مبلغ دیه و خسارت وارده را به طور کامل دریافت نمایید

    26593.jpg

    رژیم انگلیس در شهادت برادرم همکار تروریست‌ها بود/اگر عباس بود حامی دانشجویان می‌شد
    سید عباس لواسانی، شهید ترور شده در سفارت ایران در لندن در سال ۵۹ است. برادرش نکات جالبی گفته است:

    چرا پلیس انگلیس پس از ۵ روز و تنها با صدای شلیک بعد از اینکه ۲ تن از اعضای سفارت شهید شدند عملیات خود را آغاز کرد؟ در واقع می‌توان اینگونه گفت که این اقدام تروریستی توسط خود دولت انگلیس برنامه‌ریزی شده بود و مجرم اصلی همین رژیم انگلیس‌ بود…

    در جریان اشغال سفارت کشورمان در لندن هیچ سازمان بین‌المللی نه تنها این اقدام ضد حقوق‌بشر و وحشیانه را محکوم نکرد بلکه سال‌ها اعتراض و پیگیر ما نیز به هیچ نتیجه‌ای نرسید …
    گزارشی از جدئیات حوادث آن موقع…حمله به سفارت ایران در پاریس با تبر و خونسردی پلیس فرانسه+ فیلم / ورود منافقان به سفارت کشورمان در دانمارک + فیلم/حمله منافقین به سفارت ایران در نروژ و خونسردی پلیس +فیلم/ بازخوانی حادثه گروگانگیری سال ۵۹ و شهادت ۲ کارمند سفارت ایران در لندن: «این مأمور انگلیسی که خود در زمان وقوع حادثه مشاور رئیس پلیس اسکاتلندیارد بود گفت‌:«اشغال سفارت و مرگ دیپلماتهای ایرانی را رئیس MI6طرح‌ریزی کرده و اجرای آن را به چند تروریست عراقی که دست پرورده سازمان اطلاعاتی انگلیس بودند واگذار نمود»/ سه فیلم از حمله به سفارت‌خانه‌های ایران در اروپا/ چرا سازمان ملل این‌گونه مواقع کور و کر می‌شود؟ /“فیلم” حمله به سفارت ایران در لندن و عدم حمایت پلیس انگلیس سال ۲۰۱۰/ فیلم حمله اوباش به سفارت ایران و خونسردی پلیس در اسلو سال ۲۰۱۰/ امروز: جزئیات پرتاب کوکتل مولوتف به سفارت ایران در سوئیس +عکس/ناگفته‌های تهاجم به سفارت ایران در لندن و شهادت دو دیپلمات/ غرب‎گرایان داخلی می‌خواهند این پرونده را ببندند
    گفتگویی با عباس سلیمی نمین که در سال ۵۹ هنگام شهادت دو کارمند سفارت ایران در لندن، آنجا مشغول تحصیل بود:

    تمامی صاحبنظران که مدارک پیدا و پنهان را مطالعه کردند نتیجه‌ای جز این نخواهند گرفت. انگلیس به عنوان یکی از همپیمانان امریکا جهت فشار به ایران دست به انجام این اقدام ضدایرانی زد…

    …دولت انگلستان این مسائل را رد نکرده و در آن زمان خود ما دانشجویان هم این سؤالات و ابهامات را مطرح می‌کردیم و برای دانشجویان هم مثل روز مشخص بود که خود انگلستان از طراحان این قضیه بوده است…
    … مادر شهید صمدزاده دچار مشکلات جسمی فراوانی شده بود و از نظر مالی بشدت تحت فشار بود اما وزارت خارجه اینها را شهید هم حساب نکرد. مادر شهید لواسانی هم به همین شکل و بشدت نیازمند حمایت بود…
    ما اولین باری که با وزارت خارجه درگیر شدیم گفتند که پرونده بسته شده است. با چه حقی پرونده نظام خواهی ملت و ایرانیان را بسته‌اید؟!غرب‌گرا بودن به معنی این‌که ملت خودمان را شهروند درجه چند بدانیم نیست، اصلاً شما غرب‌گرا باشید اما زیر بار بندگی و پذیرش نوکری نروید.این صحنه‌ها را شما در خیلی جاهای دیگر هم دیدید، وقتی جانبازان شیمیایی ما جلوی سفارت آلمان رفتند و طلب خسارت کردند آقایان گفتند که این دون شأن میهمان نوازی است.صهیونیست‌ها به بهانه واهی از جنگ جهانی دوم تا به امروز خسارت می‌گیرند. حالا آقای میردامادی رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ششم می‌گفت حرکت جانبازها برخلاف میهمان نوازی ما است
    13900908214_2011333208k.jpg

    کدام عرف دیپلماتیک؟

    واکنش‌های صورت گرفته در پی تجمع اعتراض آمیز جمعی از دانشجویان و حمله به سفارت انگلستان، تا حدودی قابل پیش بینی بود… حاکی از آنند که اینبار نیز در تحلیل معاندین و مخالفان نظام و جمعی از دوستان پرادعا و کم عمل، نباید منتظر چیزی بیشتر از «استاندارد دوگانه» بود…

    در چنین شرایطی، زمانی که یک کشور در اعمال سیاستهای خصمانه علیه یک ملت، دارای اشتهار تاریخی است و ذره‌ای دست از دشمنی و ماجراجویی علیه کشور بر نمی‌دارد، چگونه می‌توان نسبت به اینهمه عداوت بی‌تفاوت بود؟ چه تفاوتی وجود دارد میان سازمان مللی که در قبال جنگ نابرابر ۳۳ روزه در ردای حمایت از متجاوز در می‌آید یا رژیم اشغالگری که از استثمار و تحقیر ملت مصر سوء استفاده می‌کند، با کارگزاران دربار ملکه جنایتکار که حاضر نیستند سرنخ دشمنی با ملت ایران را برای لحظه‌ای زمین بگذارند؟
    کسانی که با استفاده از مفاهیمی نظیر «عرف دیپلماتیک»، دانشجویان معترض را شماتت می‌کنند، برای مقابله با دشمنی آشکار و بیشرمانه روباه پیر با ملت ایران، چه اقدامی انجام داده‌اند؟…
    حقیقت ماجرا آن است که «عرف دیپلماتیک» نیز مانند بسیاری از ژست‌های قانونگرایانه مخالفین نظام، چیزی بیشتر از تمسک به یک حربه نخ نما شده نیست و وجدان آگاه ملل جهان هوشیار‌تر از آنست که نشانه‌های آشکار این استاندارد دوگانه را نبیند.

    {برای انگلیسی‌ها} برقرار ماندن رابطه برای بریتانیا مهم بوده و هست چراکه هرزمان که قرار بود خدشه ای به رابطه ایران و دولت فخیمه وارد آید سیل رایزنی ها و پیغام پسغام های انگلیسی ها برای این جلوگیری از این اتفاق سرازیر می شد تا جایی که حتی آنها در زمانی حاضر شدند برای جلوگیری از کاهش رابطه فعالیت های بی بی سی را در ایران محدود کنند و به نظر می رسد این بار نیز نخواهند گذاشت موضوع قطع رابطه بیش از این کش پیدا کند

    … همه می دانند که مبادلات ایران با انگلیس آنقدر نیست که قطع رابطه بتواند برای ما مشکل خاصی را بوجود آورد و غربی ها هم فقط روی جنگ روانی و تبلیغاتی آن حساب باز کرده اند ولی این قطع رابطه می تواند انگلیس را از یک امتیاز بزرگ یعنی حضور در ایران، محروم کند.
     امیدی برای توده‌ها و پیام مشخصی برای اروپا

    اشغال سفارت انگلستان، گرچه تبعاتی منفی نیز خواهد داشت ولی دست‌آوردهای جمهوری اسلامی ایران و جبهه مقاومت از این اقدام بسیار بزرگ‌تر از آن است که این اقدام نادرست خوانده شود. تبعات منفی‌ای چون ایجاد مشکل برای ایرانی‌های مسافر یا ساکن در انگلستان، قطع روابط ما با این کشور و حرکت‌های دیپلماتیک نمادین کشورهای غربی علیه ما در برابر آن‌چه به دست آورده‌ایم قابل صرف نظر کردن اند.

    … تسخیر سفارت دولت مستکبر انگلستان در نگاه مردم منطقه و کشورمان که سابقه‌ی ستم‌کاری‌های این کشور و دست‌نشاندگان‌اش را در ذهن دارند اتفاق مبارکی است. مشاهده‌ی این که بریتانیای کبیر و قدرتمند در برابر چنین تحقیری کار زیادی از دستش برنمی‌آید از جنبه‌ی دیپلماسی عمومی در جهان اسلام و جبهه‌ی مستضعفین اثرگذاری کمی ندارد و در دراز مدت به تشجیع و قدرت‌مندتر شدن ملت ما و جبهه‌ جهانی مستضعفین می‌انجامد.

    من از همه‌ به خاطر تحقیر ِ بریتانیای ِ صغیر معذرت می‌خواهم

    من از آقای خامنه‌ای معذرت می‌خواهم که مثل ِ خیلی‌ها نیستیم که می‌توانند و توانایی ِ آن را دارند که قباحت‌های انگلیس را به صورت ِ روزمرَه ببینند… من از حضرت ِ آقا معذرت می‌خواهم که هیچ احترام و حرمتی برای نمایندگان ِ انگلیس قائل نیستیم. من از حضرت ِ آقا معذرت می‌خواهم که نمی‌توانیم این همه برنامه‌ریزی‌های بریتانیای ِ صغیر را برای فشار بر مردم ایران نادیده بگیریم و هیچ اقدامی نکنیم. من از حضرت ِ آقا معذرت می‌خواهم که توانایی نداریم که این همه هزینه‌های مادی انگلیس را که برای نابودی اسلام و برای فشار بر مردم مظلوم جهان می‌کند، ببینیم و بی‌خیال باشیم.
    من از مردم ِ عزیزمان هم معذرت می‌خواهم که آن روز وارد ِ سفارت شدیم و پرچم ِ حسین بن علی را بالا بردیم و نشد که مجلس ِ عزای ِ شیخ فضل الله را که صاحبان ِ سفارت، زاییده‌ی قاتلان‌ش بودند برپا کنیم. من از مردم ایران معذرت می‌خواهم که دیر به فکر این افتادیم که باغ قلهک را که از آن ِ ایرانیان است پس بگیریم. من معذرت می‌خواهم که مال ِ مردم‌خوارها و نماینده‌ی ظلمه را در باغ قلهک به اسارت گرفتیم و خواستیم تا تاوان ِ اشغال ِ باغ قلهک را بدهند. من از مردم ِ عزیزم معذرت می‌خواهم که نیروهای انتظامی مجبور شد که با مشت و لگد به سر و صورت‌مان بزنند و سپر و باتوم و هر چه در دست و بال‌شان بود را هزینه‌ی ما کند و حقوق‌شان را با این کارها، حلال کنند. من از مردم عزیزمان معذرت می‌خواهم که به خاطر وقت ِ کم، نتوانستیم دیگ‌های پلوی ِ مشروطه را از سفارت بیرون بیاوریم و با آن‌ها در مصلی، نمایشگاه بگذاریم.

    ***

    من از یقه دیپلمات‌ها معذرت می‌خواهم که کارشان را زیاد کردیم و مجبور شدند بگویند یک مشت دانش‌جو این کار را کرده‌اند و ما دخیل نبودیم. من از همه‌ی ایشان معذرت‌ می‌خواهم که اهل مصلحت‌طلبی نبودیم و نیستیم و کار  ِ ما هم نیست. من از همه‌ی ایشان معذرت‌خواهی می‌کنم که قانون‌های نوشته شده و به عمل نیامده‌ی سازمان‌های بین المللی را اگر چه در بسیاری از موارد می‌پذیریم، اما نمی‌توانیم یک‌جانبه به آن‌ها عمل کنیم. من از همه‌ی دیپلمات‌ها معذرت می‌خواهم که نمی‌توانیم به سهولتی که ایشان می‌توانند، این همه غیرقانونی عمل کردن‌ها و عمل‌نکردن‌های بریتانیای صغیر را ببینیم و دم بر نیاوریم و دست روی دست بگذاریم.
    من از برادران و خواهران ِ اپوزوسیون معذرت می‌خواهم که این چند روزه باید عزاردار می‌شدند و به هر بهانه‌ای چنگ می‌‌زنند که از حرمت ِ زعیم‌شان حمایت کنند. من از ایشان معذرت می خواهم که مجبور شدند دم از قانون‌گرایی بزنند در حالی که همه می‌دانیم چه‌قدر به قانون احترام می‌گذارند و کارنامه‌ی رفتارهای غیرقانونی‌شان در سال هشتاد و هشت، اظهر ِ من الشمس بود. من از اپوزوسیون‌ها معذرت می‌خواهم که حالا نمی‌توانند هر از چندگاهی در سفارت ِ انگلیس، مجلس ِ جشن و طرب برگزار کنند و عقده‌های ولنگاری‌شان را خالی کنند و از این به بعد باید دنبال ِ مکانی بگردند برای گرده‌افشانی‌های‌شان.
    من از همه معذرت می‌خواهم که بنا نداریم هیچ‌گاه حرمت ِ نامحرمان و ظالمان را رعایت کنیم.

    تسخیر سفارت؛ پژواک رفتار دولت خبیث/ کشتن یک‌میلیون نفر به بهانه سلاح کشتارجمعی شرم‌آور است نه ورود به ساختمان

    برخورد نیروی انتظامی با تجمع روز سه شنبه دانشجویان تجمع کننده در مقابل سفارت مانند همیشه سخت و خشن بود…با این حال، گویا وزارت امور خارجه انگلیس…انتظار داشته که نیروی های انتظامی و امنیتی ایران با گلوله با دانشجویان برخورد کنند و چند نفر را بکشند تا خاطر ملکه انگلیس آرام شود…
    روز گذشته تلوزیون بی‌بی‌سی فارسی پس از آنکه انواع و اقسام فحاشی ها را نسبت به دانشجویان ایرانی روا داشت و آن‌ها را اراذل و اوباش و وحشی لقب داد، مجری برنامه نوبت شما گفت: مسئولان حکومتی در انگلیس حساب دارند، خانواده هایشان اینجاست! امیدواریم دولت انگلیس در اقدامی انقلابی تمام این حساب‎ها را ببندد و تمام فرزندان این مسئولین محترم را اخراج کند که در تهران بهترین سرویس ها به این افراد داده خواهد شد….

    13900909193547234_PhotoL.jpg

    تصویر محمدرضا پهلوی شاه مخلوع در سفارت انگلیسپشینهادهای میلیونی رسانه های خارجی برای خرید تصاویر گرفته شده از داخل سفارت انگلیس به دانشجویان -

    وزارت خارجه اساسا هیچ سنخیتی با انقلاب اسلامی و آرمان‌هایش ندارد. مشغول کار خود است! کاملا در زمین دشمن بازی می‌کند در تمام این سال‌ها. بالاخره انتظاری هم نیست ازشان. لذا چنین موضع‌گیری‌هایی+) از طرف آنها عادی است. و متاسفانه به تعدادی از سفرای اروپایی اجازه دادند که از قلهک و سفارت انگلیس بازدید کنند(+)

    نیروی انتظامی هم برخورد سختی داشت (+ و + و + و + و + و + و + و  وخامت حال یکی از دانشجویان مصدوم به خاطر برخورد پلیس). جا داشت دانشجویان بیانیه‌ای انتقادی می‌نوشتند. هر چند آنها هم وظیفه خودشان را انجام دادند و نباید مورد شماتت قرار گیرند. حتی اگر خیلی شدید برخورد کرده باشند. اشکال اصلی را بر ضعف قانونی باید دانست که از آمر به معروف و ناهی از منکر و حامیان آرمان‌های انقلاب اسلامی حمایت نمی‌کند (بستر مطالبه و خلا بزرگ). و گرنه  پلیس چه گناهی دارد؟ همه باتوم‌ها و گازهای اشک‌آوری که خوردیم، همه کبودی‌ها، فدای یک لحظه حیات جمهوری اسلامی، فدای یک تار موی حاج قاسم سلیمانی، اینها که اهمیتی ندارد.
    معاون سیاسی بسیج دانشجویی: «پیگیر حقوقی دانشجویان مورد ضرب و شتم قرار گرفته و دانشجویان بازداشت شده هستیم»

    خدا قوت به همه کسانی که این کار را انجام دادند. به همه کسانی که برایش زحمت کشیدند!
    خداوند خیر جزیل نصیبتان کند. باید این روند را با قدرت تا قطع کامل روابط ادامه داد. باید ملت‌های جهان را از عرف‌های دروغین دیپلماتیک نجات داد و نظم ناعادلانه‌ی جهانی را بر هم ریخت و دنیایی انسانی‌تر ساخت که همه مستضعفین جهان از آن بهره خواهند برد.  فعالیتی که ان شاء الله باعث امیدهای تازه در منطقه خواهد شد. همانگونه که اکنون نیز بسیاری از فعالان انقلاب‌های منطقه از این اتفاق شاد و در حمایت از آن مصرند…

     شادباش و تسلیت شد رمز پربگشوده ها
    شهریاری پر کشید از بند زندان جفا

    صاحب اندیشه را کشتند گر سگ های پست
    زنده شد اندیشه ی پولادمردان خدا
    سینه گر پر گشت زین غم اشک ها گر ریخته
    گشته اثباتی به مظلومان عصر اشقیا
    کافر قداره بند مست وحشی را بگو
    سر به زیر آرم تورا خواهم ز تن باشد جدا
    قد عقل ما به عمق حُمق دشمن نارسد
    کی چنین اثبات حق ما شود اینسان رسا؟
    آتش کین در جگرهامان زبان ها می کشد
    خنجرش زن تا بسوزد دودمانت داغ ما
    سینه را همچون سپر آماده ی تیرت کنم
    منطق عشق است غسل خون، بی چون و چرا
    ترس تو از چیست؟ از بمب و کلاهک؟ هان بگو
    سینه ام بشکاف صدها بمب می گردد رها
    راه ما حق است ما در انتظار روی یار
    چشم بر دستان ساقی نائب آن دلربا
    تا شهادت را چو فرزندی به آغوش پدر
    در بغل داریم بی باگیم همچون مرتضا
    قطره قطره غرقه در بحر شهادت می شویم
    وای از اقیانوس های خون قوم مصطفا

    محمدامین ستاریان (+)
    (دانشجوی مکانیک دانشگاه امیرکبیر)

    قسمت دوم این مطلب:

    لینک‌های تکمیلی درباره تسخیر سفارت انگلیس

    کلمات کلیدی: ، ، ، ، ، ، ، ،

    فساد در راس امور مجلس است؟

    قبل‌تر را یادم نیست، اما خوب یادم هست که غرب‌پرست‌ها و خائنان مجلس ششم احتمالا اولین خشت این چنین قانون تبعیض‌آمیزی را بنا نهادند. دوم‌خردادی‌ها و کارگزارانی‌ها که تمام زندگی‌شان همین زخارف دنیای فانی است باید هم چنین می‌کردند. اتفاقی که در مجلس هفتم لغو شد.

    من نمی‌دانم بعضی چرا مجلس هشتم را اصولگرا می‌دانند؟ یک اشتباه و فریب عظیم است. همان آغاز کارش بود که اقدام زننده صد میلیون وام به هر نماینده سر و صدای زیادی داشت. معلوم هم نشد آخرش چه شد. مجلسی که عباسپور (برادر زن جاسبی) رئیس کمیسیون آموزش آن است و در لیست مثلا اصولگراها، مجلس اصولگراست؟ یا مجلسی که باهنر نایب رئیسش باشد، ننگی بر دامن اصولگرایی نیست؟ و بدتر، مجلسی که بزرگترین دزدی تاریخ انقلاب را (وقف دانشگاه آزاد) در روز روشن داشت رسمی می‌کرد، عجیب است که چنین مصوبه‌های ضداسلامی‌ای داشته باشد؟ مجلسی که در تمام ۴ سال فعالیت‌ش، یک و تنها یک مصوبه و قانونگذاری علیه مفاسد اقتصادی نداشته است، عجیب است چنین بی‌عدالتی؟ مجلسی که قانون نظارت بر نمایندگان برای جلوگیری از انواع فساد آنها، را با بی‌آبرویی تمام در صحن رد کرد و سپس نسخه‌ای عقیم، بی‌زهر و بی‌خطر را به طور نمایشی مصوب کرد، اصولگرا است؟ مجلسی که دانشجوی پولی را به راحتی تصویب می‌کند، چه نسبتی با انقلاب دارد؟ مجلسی که آن به ظاهر آخوندی که شرم از قداست لباس و عمامه‌اش ندارد و این مصوبه اشرافی را با دلیلی اشرافی و سلطنتی‌تر، توجیه می‌کند، اصولگراست؟ هرگز! تف بر نمایندگان بی‌حیایی که در مقابل دیدگان ملت دست به ویژه‌خواری می‌زنند.

    مجلس پر از اشکال است. نشان داده است که خرج‌های میلیونی زمان تبلیغات انتخاباتی به چه نیت‌های شومی انجام می‌شود. این‌ها که افشا شده است، احتمالا بخشی از عمق فاجعه‌ای است که مجلس مبتلای به آن است. طرح‌های مغرضانه و سیاسی، لابی‌گری و بده بستان‌ها با مراکز ثروت و قدرت، معاملات با وزرا، فسادهای منطقه‌ای و … همه و همه اگر کاویده شوند، سه هزار میلیارد ریال در برابرش هیچ است!  کاش به جای آن همه خرج برای ساختمان جدید با معماری غرب‌زده و ظاهری زشت، کمی وقت صرف اصلاح این بحران‌های عمیق می‌شد!

    مجلس جایگاهی بس مهم دارد در نظام ما. اگر اصلاحی در نظامات و ساز و کار جمهوری اسلامی قرار باشد رخ دهد از طرق قوانین و ساختارها است. غول بروکراسی تنها از این طریق قابل نابودی است. چنین فضایی نشان از جایگاه حیاتی مجلس دارد. لذا کم‌کاری‌ها و راه یافتن افراد نالایقی که تنها به دنبال پر کردن جیب خود هستند –البته به اسم نوکری مردم!-، غیر از فساد باعث مشکلات فراوانی در نظام قانونی و اشکالات فراوان در حرکت نظام به سمت آرمان‌های انقلاب اسلامی شده است.

    این یعنی کم کاریِ جنبش دانشجویی و دلسوزان انقلاب! اگر مطالبات خود را از مجلس جدی‌تر پیگیری می‌کردند، اگر آدم‌های لایق‌تری را به مردم معرفی می‌کردند، اگر رای دهندگان به مصوبه‌ی وقف دانشگاه آزاد را شناسایی کرده بودند و تجمع‌ها و مطالبات و اعتراضات مردمی علیه آن نانمایندگان ملت، رقم زده بودند، اگر حواس‌ها به فعالیت‌های نماینده هر شهر بود و از وی پاسخ می‌خواستند، اگر اندیشمندان و صاحب‌نظران برای ساختارهای ویران مجلس طرح‌های اصلاحی پیشنهاد می‌دادند و اگر و اگر …

    مشکلات ساختاری مجلس بسیار عمیق است. از شفاف نبودن رفتار یک نماینده تا میزان دخل و خرج آنها و به طور کلی نبود هیچ نظارت مردمی و قانونی بر آنها، این مثلث سبز را متاسفانه هاله‌ای از بسترهای فسادآمیز کرده است که کسی صدایش را در نمی‌آورد. چرا که اگر درهایش گشوده شود…؛ بگذریم! که قوه قضاییه انگار فقط وقت، سرعت و قاطعیتش برای مجازات آدم‌های بی کس و کاری چون ما است و البته به برادر رئیسش تعصب خیلی زیادی دارد و سریع ما را مجازات خواهد کرد! و گرنه مهدی هاشمی که نه تنها هیچ گونه جرمی مرتکب نشده است، که هیچ شکواییه‌ای هم از او نشده است!!(+) و لاجرم وکیل آ. هاشمی به آ. اژه‌ای تهمت دروغگو بودن می‌زند که قبلا گفته بود: «قوه قضاییه ایشان ]مهدی هاشمی[ را به عنوان متهم معرفی کرده است و در حال حاضر نیز تحت تعقیب است و هر وقت وارد ایران شود، دستگیر می‌شود.»(+). بگذریم که کلا خاندان هاشمی هر چقدر هم جرم کند و فحاشی، باز هم مصونیت قضایی دارند!

    خلاصه که مجلس هم ساختاری مشکل دارد و هم آدم‌های غیرمناسب و ناشایسته در آن راه یافته‌اند. امروز برای نظام هیچ چیزی حیاتی‌تر و با اولویت‌تر از اصلاح اساسی ساختارها و روندهای زهر آلود مجلس نیست. و در مرحله‌ی بعد تلاش برای راه پیدا کردن آدم‌ها کاربلد و امین و متعهد به آنجا. راستی امسال انتخابات مجلس است!

    و دقیقا همین انتخابات است که باعث شد بعد از جریحه‌دار شدن احساسات عمومی از مصوبه‌ای به شدت ضد مردمی و اشرافی‌منشانه، سعی کنند به نوعی دست به توجیه بزنند. ابتدا سعی کردند بگویند که مصوبه اصلا ضد عدالت نیست و اشرافی‌گری و فساد ندارد! بعد که دیدند اوضاع وخیم‌تر از این توجیهات بی‌شرمانه‌ است، دست به اعتراضاتی در مجلس زدند. کار تا آنجا رفت که رئیس قوه مقننه فرمودند که تصویب این طرح درست نبود! در مرحله دوم که دیدند این شعارهای بی عمل اثر ندارد، طی طرحی خواستند فقط استفساریه را لغو کنند و همان موقع به طرح بعضی نمایندگان که خواستار لغو کامل این تبصره‌ی ظالمانه بودند، رای منفی دادند. با ادامه اعتراضات، و تلاش برخی نمایندگان بالاخره به اکراه و احتمالا با آه و حسرت که حیف شد چنین موقعیتی از دست رفت، تلاش برای لغو این قانون ضد مردمی داشتند(+). و باز که دیدند پرونده‌ی مجلس هشتم با این دست گل، حسابی سیاه شده است و آقایان ممکن است در انتخابات رای نیاورند، طرح کاهش روابط با انگلیس را طرح کردند. و در بوق و کرنا کردند. البته که چنین طرحی بسیار هم خوب است. بلکه باید خیلی زودتر تصویب می‌شد. که اساسا در این شرایط که خباثت‌ها و حماقت‌های دولتمردان جزیره‌ی انگلیسی، ادامه دارد طرح قطع روابط باید تصویب می‌شد. اما همین طرح مجلس هم ظاهرا تنها یک نمایش است. سالهاست که جریان دانشجویی –به دلیل اطلاعم- دنبال این بوده که چنین طرحی در مجلس تصویب شود. همیشه نمایندگان غرب‌زده و منفعل و مصلحت‌سنجی‌های گروهی و شخصی و وجود آقازاده‌ها در لندن، از انجامش سر زده بودند. طرح الان نیز چندان مطالبه جدی حقوق ملت ایران از این جنایت‌پیشگان بریتانیایی را ندارد. که باید از همه حقوقی و خساراتی که انگلیسی‌ها در این سالیان دراز نابود کرده است، مطالبه می‌کردند. اما انگار فقط می‌خواستند آبرویی که ازشان بر زمین ریخته است، التیام یابد. حاشا و کلا! گویی با ادبیات انقلاب بیگانه‌اند. مگر با شکم‌های ورم کرده از بی‌دردی و ویژه‌خواری و زندگی‌های مرفه و اشرافی، کسی می‌تواند واقعا به مبارزه مستکبرین جهانی برود؟ هرگز جز شعارهای مفت و بی‌اثر چیزی از آنها در نخواهد آمد.

    چه نیکو گفت امام روح الله در پیام قطعنامه: «و آنها که تصور می کنند مبارزه در راه استقلال و آزادی و  مستضعفین و محرومان جهان با سرمایه داری و رفاه طلبی منافات ندارد، با الفبای مبارزه بیگانه‌اند و آنهایی هم که تصور می‌کنند سرمایه‌داران و مرفه‌های بی‌درد، با نصیحت و پند و اندرز تنبیه می‌شوند و به مبارزان راه آزادی پیوسته و یا به آنان کمک می‌کنند آب در هاون می‌کوبند بحث مبارزه و رفاه، بحث قیام و راحت طلبی بحث دنیا خواهی و آخرت‌جویی ، دو مقوله‌ای است که هر گز با هم جمع نمی‌شود. و تنها آنهایی تا آخر خط با ما هستند که درد فقر و محرومیت و استضعاف را چشیده باشند». این خطی است که باید در انتخابات آینده مجلس دنبال شود تا فساد و اشرافیت ویژه‌خواری از راس امور مجلس پایین آمده، خدمت به مردم و مستضعفین و آرمان‌های انقلاب اسلامی جایش را پر کند…

    مرتبط:
    + موج وبلاگی اعتراض به این مصوبه ننگین
    + جزوه آسیب شناسی مجلس شورای اسلامی
    + جزوه جدید: انتخاب روشن؛ دیدگاه‌های امام خمینی پیرامون انتخابات مجلس
    + بیانیه شدیداللحن ۸ بسیج دانشجویی تهران / اعتراض شدید جنبش عدالتخواه دانشجویی
    + فعالان دانشجویی:‌ این مصوبه رفاه‌طلبانه و غیرمردمی است
    + چرا طرح دو فوریتی لغو این مصوبه ننگین رای نیاورد؟ و اصل تبعیض هنوز پابرجاست!

    کلمات کلیدی: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

    تاربلاگ ایلیا
    بخش ویژه
    موضوعات
    نویسندگان