نگاه ...
حمایت کاخ سفید از عاشورای 57 تا عاشورای 88
حمایت کاخ سفید از عاشورای 57 تا عاشورای 88
شهید من
تمام شهیدان جبهه‌ی حق از آغاز حیات بشر تا برپایی صحرای محشر به خصوص
بسم الله الرحمن الرحیم

دانه‌های انار ...

فضای کمتری
با حضور بشر به گند کشیده شود،
مسلما بهتر است!

ویژه
تریبون مستضعفین
خمینی بت شکن
نرم افزارهای دفاع مقدس / امام و رهبری/ دکتر حسن عباسی / استاد رحیم پور و دیگر محصولات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی
دوستان
شیعیان یمن - اسپريچو - 22 خرداد 1388 - رصدخانه - بی عمر - جسد زنده - آغاز در نهایت - پژواک - سجیل - آذرباد - خاکریزیـسم - تخریبچی - دیار شهود - خصوصی نیست …! - چهار نما - چشم ـ زخم - باسيدعلي‏تافتح‏قدس‏ومكه - پابرهنه - پاکت‌ها - بیقرار - شــعـــركـــده - گندم و بلدرچین - دوئل - یک خبرنگار - وب نوشت - چای نبات - واژگون … - انقلاب سوم - تنها برای تو - روزنامه دانشجویی - آرمانشهر - کافه تریا - انتفاضه سوم - فراموشخانه عدالت - ســایـبـریـا - تاملات - دردنامه - درياچه ي قو - e-حدیث نفس - حيرتكده ي عقل - ناروزنامه نگار - نسیم حیات - دفتر بی خط - شبیخون - یکتا - یه دانِ ش جو و قس علیهذا - آخرالزمان و ظهور مهدی موعود(عج) - چغـ(قـ)ک - وب‌نوشت دنج - در انتظار موعود - تغلب سبز - دودینگ هاوس - نقدی بر فرهنگ مدرنیته - زرنگار - ترنم فکر - آب و آتش - ساقور - نون والقلم - کاریکاتورهای مازيار بیژنی - دستنوشته های یک نسل سومی - بیداری - درد - دانشجوی بسیجی - خاکریز - فتوتا - آهستان - داداشی وب - جنگي که بود، جنگي که هست - محمود احمدی نژاد - انتهای افق - راوی - دو رکعت عشق - اقاليم قبله - آرمان خواهی - از قونیه تا بلخ - نسل بیدار - پلخمون - مجاهدین - گاه نوشته‌های من - منطقه ممنوعه - تهاني - یک نفر طلبه - کافه اندیشه - الوان وب - وبلاگ بحر - نفسانیات یک من - تارنما - ساده غزل - مدرسه ما - گام آخر - پرواز تا بیکران - هبوط - فرزند انقلاب - پاسخ‌گويی سران سه قوه - سـواد آیـنه - بچه های قلم - بی خوابی های یک برنامه نویس - در جستجوی حقیقت - کیستی ما - ترديد راهي به دانايي - اسماعیل نیوز - قطعه 26 - مبارز کلیپ - عکاس مسلمان - كافه حزب الله - پاسداران - میرزا قلي خان راپورتچي - جنبش نرم افزاری و تولیدعلم و آزاداندیشی - ادواردو - آیات غمزه - طبیب - سرباز روح الله - خون و دلقک - گروه فرهنگی عمار یاسر -
وب 2
حواشی

انقلاب اسلامی؛ آغازی برای عدل جهانی

تمام تلاش آنان این است که به هر شیوه‌ی ممکنی جلوی “انقلاب اسلامی در جهان” را بگیرند. و اینجاست که باید قواعد بازی را تغییر داد. حتی زمین آنرا. اگر دشمن بر مرزهای خودساخته‌اش چنین تاکید دارد، ما باید به فکر مبارزات فارغ از مرز و کشور باشیم. اگر او به فکر قدسیت بخشی به nation-state است ما باید به دنبال احیای رابطه‌ی امام – امت باشیم… نگاه امام به نظام جمهوری اسلامی ایران نقطه‌ی شروع حکومت جهانی اسلام و برقراری عدل جهانی است…

کلمات کلیدی: ، ، ، ، ، ، ،

چطور است به جای سران فتنه، مرا بازداشت کنید؟

«… آقای “گل آقا”! خدایت رحمت کند؛ نوشتی “خاتمی” و همان خاتمی خوانده شد.
ولی ما در ۹ دی نوشتیم “محاکمه” اما خوانده شد “مناظره”.
نوشتیم “گوشمالی” اما خوانده شد”ماستمالی”.
نوشتیم “ولایت” اما خوانده شد “حکمیت”.
نوشتیم”ابن عباس” اما خوانده شد “ابوموسی”.
نوشتیم “کربلا” اما خوانده شد “کوفه”.
نوشتیم “بین الحرمین” اما خوانده شد “بینابین”.
نوشتیم “اقتدار” اما خوانده شد “اعتدال”.
نوشتیم “دادگری” اما خوانده شد “میانجیگری”.
اصلا آقای آملی لاریجانی! چطور است به جای سران فتنه، مرا بازداشت کنید!
بزنید؛ این گردن من…»

مرد تو کجا بودی؟ آن چیست دستت؟ کیبورد است یا بمب اتم؟ می‌دانی با ما چه کرده‌ای؟ هر روز منتظریم تا بخوانیم، مطلبت را. وبلاگت را؛ …

بخشی از مطلب محشر حسین قدیانی بود. مطلبی به زیبایی باقی مطالبش. واقعا زبان کم می آورد … دوستی زحمت کشید و ۲۲ مطلب وبلاگش را در یک پی دی اف کم حجم جمع کرده است. دانلود کنید!

تکمیلیه: PDF مطالب ۱ تا ۲۸ شان نیز توسط همان دوست در دو نسخه با عکس و بدون عکس تهیه شده است.
مطالب تا شماره ۲۸ ساده (با حجم ۴۹۰ کیلو بایت) – مطالب تا شماره ۲۸ با عکس (با حجم یک مگابایت)

کلمات کلیدی: ، ، ،

همه چیز زیر سر لباس‌شخصی‌هاست!

یعنی شک داشتی؟ واقعا؟ این رو همه می‌دونن! خیلی واضحه! معلومه که همه چی تقصیر منه! یعنی کلا تقصیر همه لباس شخصی‌هاست! هر اتفاقی در هر جا بیفتد، تقصیر ماست! این که واضحه! همه می‌دونن! حتی شایعه شده حضرت حافظ هم می‌خواهد در بیانیه‌ای از لباس شخصی‌ها دوری کنه! و از این به بعد لباس‌های فرم بپوشه! واقعا نمی‌دونستی؟ مجبورم کاملا جدی باهات صحبت کنم.
اگر نگاهی به کل تاریخ بیندازی، خواهی دید که همیشه پای یک، بلکه چند نفر “لباس شخصی” درمیان بوده است! همین ماجرای برادرکشی قابیل را نگاه کن! اصلا یکی از دلایلی که هابیل باعث شد تا قابیل “مجبور” به قتل بشود، این بود که هابیل یک لباس شخصی بود! اصلا هیچ حق انتخاب همسر برای قابیل قائل نبود! و همه می‌دانند که این بردارکشی به دلیل این رفتارهای هابیل بود. یا همین ابراهیم را نگاه کن! یک لباس شخصی تمام عیار است! یک تنه جلوی حق آزادی مذهب را گرفته است! رفته و تمام خدایان مردم را خُرد کرده است! چرا؟ خوب چون یک لباس شخصی نمی‌تواند ببیند بقیه لباس شخصی نیستند! نمرود هم مجبور می‌شود برای حفظ حقوق بشر، او را به آتش بیندازد. کاری که باید با همه لباس شخصی‌ها کرد. یا مثلا همین مسیح پسر مریم را نگاه کن. فکر کردی چرا باید این یهودی‌های مظلوم و این پادشاهان مهربان رومی کاری به این مسیح مهربان داشته باشند که گونه‌هایش را می‌آورد تا سیلی بزنند؟ نه واقعا؟ غیر از این است که او هم یک لباس شخصی بود؟ غیر از این است که وارد مجالس می‌شدند و آنجا را همراه حواریون به هم می‌ریختند؟ همین محمد بن عبدالله را ببین. او هم یک لباس شخصی بود. کلی هم برای خودش سپاه لباس شخصی جمع کرده بود. البته لباس‌هاشان همه پاره و کهنه بودند. ولی به هر حال لباس شخصی بودند! ببین چقدر افراطی‌گری کردند! چقدر جنگ راه انداختند و تنش‌زایی کردند! یک تنه نامه نوشته است به ابرقدرت‌های منطقه و جهان. بعد دنبال اقتدارگرایی و از بین بردن افکار مختلف و آزادی بیان و اینها بود! می‌خواست همه را مسلمان کند. یا پسرعمویش علی ابن ابی‌طالب را ببین! او هم همین طور. همواره به دنبال تنش در جامعه بود. اصلا نمی‌گذاشت یک لحظه وحدت در جامعه شکل بگیرد. پشت سر هم جنگ راه می‌انداخت. آن هم با کسانی که کلی سابقه‌های درخشان داشتند. اصلا هم اهل اعتدال نبود. لباس شخصی واقعی بود. با افراطی‌گری می‌خواست لباس‌های آدم‌های با کلاس را از کابین زنان‌شان هم در بیاورد. حالا چند تکه مگر بیشتر بود؟ همین جور بگیر تا الان! تاریخ پر است از بحران‌آفرینی لباس‌شخصی‌ها در برابر زندگی مرفه و رعایت حقوق بشر!
همین نواب صفوی را ببین! انگار نه انگار مملکت در حال حرکت چهار نعل به سمت مدرنیته و رهایی از سنت بود! کارهای خشونت طلبانه می‌کرد. یک مجسمه کامل از خصایص لباس‌شخصی‌ها بود. می‌گفت حکومت اسلامی! آن هم چه وقتی؟ وقتی روشنفکران مملکت در حال معاشقه با دنیای پیشرفته‌ی غرب بودند! یا مثلا مدرس را ببین! یک لباس شخصی متججر! همواره می‌خواست سرمایه‌های سیاسی کشور را از بین ببرد! شاه و خانواده و نمایندگان مجلس و تعداد فراوانی منورالفکر مگر کم سرمایه‌هایی بودند؟ یا همین خمینی! یک لباس شخصی سر سخت دیکتاتور بود. با شرق و غرب و همه‌ی تجربه‌های بشری مخالف بود. همواره می‌گفت فقط اسلام! همواره جامعه را در تنش با جهان قرار می‌داد. ۸ سال با تمام دنیا جنگ کرد! حتی سال آخر عمرش هم فرمان ضد حقوق بشری ارتداد سلمان رشدی را صادر کرد! اصلا آزادی بیان نبود. همواره به نویسندگان منورالفکر و مخالفان قانون و کسانی که منافق می‌نامید هشدار می‌داد! تعداد زیادی هم لباس شخصی تربیت کرده بود! چند صد هزارنفرشان که در جنگ مردند. خیلی‌ها هم باقی ماندند تا جریان لباس شخصی‌ها را ادامه دهند. یک مکتبی هم راه انداخت به نام بسیج! که می‌گفت همه‌ی عاشقان از ازل تا ابد در آن عضو بوده اند! …
- بس کن جناب! پشت سر هم می‌گویی! یک لحظه…
ببین! اگر لباس شخصی بودن یعنی این چیزهایی که تو می‌گویی، من یک لباس شخصی هستم. یعنی دوست دارم مثل آنها باشم. حداقل پول لباسم را شخصا می‌دهم! بهتر از آن است که یونیفرم پوش آمریکا، اسرائیل و کل جهان استکبار باشم! بهتر از آن است که یونیفرم پوش شیطان باشم! بهتر از آن است که با یونیفرم سبز آمریکایی بروم شیشه بشکنم، سطل آشغال آتش بزنم، بانک و مغازه و خانه مردم، آتش بزنم، به آرمان‌های امام توهین کنم، به امام حسین(ع) جسارت کنم! ترجیح می‌دهم توسط یونیفرم پوشان سبز به جرم لباس شخصی بودن تکه تکه شوم و آتش بگیرم.
و بدان! پول لباسم را شخصا می‌پردازم اما نمی‌گذارم بیت‌المال، بیت‌الحال شخصی عده‌ای بشود! لباس شخصی می‌پوشم اما نمی‌گذارم عده‌ای به بهای خون و محرومیت کوخ‌نشینان، کاخ شخصی، ویلای شخصی، محافظ شخصی، هلی‌کوپتر شخصی، سلطنت شخصی راه بیندازند! ! لباس شخصی می‌پوشم اما نمی‌گذارم مفسدین (اقتصادی، سیاسی، رسانه‌ای و …) لحظه‌ای آب خوش از گلویشان پایین رود. لباس شخصی می‌پوشم اما نمی‌گذارم دینم، آرمان امامم، راه ره‌برم، مورد اهانت واقع شود! لباس شخصی می‌پوشم اما اجازه نمی‌دهم قانون‌شکنان و دیکتاتوران سبزینه پوش رای ملتم را نادیده بگیرند و بی‌مجازات بمانند! لباس شخصی می‌پوشم اما نمی‌گذارم دشمنم ضربه‌ای به اسلام و ایران بزند! لباس شخصی می‌پوشم اما …
و مطمئن باش! یک لحظه محبت دنیای مدرن در دلم جای نخواهد گرفت. یک لحظه سر تسلیم برابر دنیایی که در آن نفسانیت بشر خدایی می‌کند، فرو نخواهم آورد. یک لحظه در برابر نظمی که شیطان بزرگ برقرار کند، آرام نخواهم گرفت. یک لحظه شهروند خوبی برای جامعه مدنی نخواهم بود. هر چه بتوانم در بر هم زدن این نظم شیطانی خواهم کوشید! هر چقدر لازم باشد قلم می‌زنم، شمشیر می‌زنم و خون خواهم ریخت! و زود خواهد بود که کار این دنیای پوچ دنیاپرستان مدرن را با ظهورش یک سره بر باد خواهیم داد!

کلمات کلیدی: ، ، ، ، ، ، ، ،

اهمال نسبت به غزه باعث جسارت در ساخت دیوار فولادی

اشاره: در این سالهای فعالیت دانشجویی هیچگاه مصاحبه‌هایم با جاهای مختلف را در وبلاگم قرار ندادم. دلایل مختلف داشته است. معمولا مطالبش را به عنوان یک یادداشت تنظیم می‌کردم. خیالم هم راحت بود که الفاظ را همان طور که می‌خواهم می‌نویسم. این متن مصاحبه‌ای است در روز ۳۰ دی ماه. البته متنی که خبرگزاری منتشر کرده حذفیات دارد. باقی قسمت‌ها هم پاستوریزه کردند (متن مصاحبه را البته ضبط کرده دارم). من الفاظ تندتری به کار برده بودم! شاید سر فرصت کامل‌ترش را بنویسم. بگذریم!

کلمات کلیدی: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

بادمجان تلخ پلاستیکی به جای انگور ناب

دوست دارند ماجرا را یک تفاوت ظاهری نشان دهند. البته تلاش هم می‌کنند. تمام همّ‌‌شان این است که ماجرا مانند داستان انگور و اوزوم و زبان‌های مختلفِ “یک چیز” فهمیده شود. روح شرقی هم که باور دارد «هم‌دلی از هم‌زبانی بهتر است». اگر هم‌دلی ایجاد شود، دیگر غیرهم‌زبانی چه اهمیتی دارد؟ عده‌ای از سر سادگی و عده‌ای از روی نفاق، سعی می‌کنند بگویند که “حقوق بشر”ی که غرب می‌گوید، همان حقوق انسان به عنوان اشرف مخلوقات است که در دین بر آن تاکید شده است! تمام تکیه‌شان هم بر نتایج جزئی مشترکی است که هر از چندی یافت می‌شود. و تبحر عجیبی هم دارند بر نادیده گرفتن اصطکاک‌های شدیدی که «حقوق بشر» در نتایج، روش و مبانی با آنچه اسلام درباره‌ی انسان می‌گویند. تمام مدعا جز این نیست که مگر نه اینکه بشر فطرت مشترکی دارد؟ پس حقوق بشر برای همه‌ی انسان‌ها یکسان است. غربی و شرقی، الحادی و اسلامی ندارد!
از ادعاهای ژورنالیسم زرد برخی جریانات و دعواهای کودکانه‌ی سیاسی دگم‌اندیشان مدرنیست که بگذریم، تشخیص این جهت‌داری در حوزه‌ی آنچه غرب مدعی است که “حقوق جهانی بشر” است، خیلی مشکل نیست. اتفاقا علی‌رغم قرائت‌های مختلفی که در غرب از متن اعلامیه‌ی حقوق بشر ارائه می‌دهند، خودشان نیز خوب بر این مبانی نظری وقوف دارند. و با اطلاع و پذیرش همین مبانی است که قرائت‌های مختلف خود را ارائه می‌دهند. خلاف مقلدان ساده‌لوحشان در داخل که حتی فکرشان به چنین مباحثی هم نمی‌رسد!

کلمات کلیدی: ، ، ، ، ، ، ،

کشف حجاب؛ و دو راهی باخت برای دیکتاتوری سبز

دعوت به کشف حجاب!

هفته‌ی پیش از ۱۶ آذر بود. بخشی از گروهک سبز تبلیغات زیادی راه انداخته بودند برای کشف حجاب. دنبال نکردم ببینم انجام دادند یا نه! اما همان موقع در فتوبلاگم نوشتم: «کاش یکی بهشان یادآوری می کرد ۱۷ دی سالگرد کشف حجاب توسط رضاخان است . چه جالب است که دیکتاتوری رضا خان با دیکتاتوری جلبک ها یک چیز را می خواهند! کشف حجاب …».

نزدیکی‌های ۱۷ دی (سالگرد کشف حجاب توسط دیکتاتوری رضاخان!) دوباره بخشی از گروهک سبز تبلیغات کردند که باید “تابوی” حجاب را بشکنند! جریان‌های فمنیستی سال‌هاست به دنبال چنین چیزی هستند. الان ضد دین‌های گروهک سبز هم با فرصتی که یافته‌اند به جد دنبال این هستند.

گروهک سبز یک جمع ناهمگون است. انواع و اقسام گروه‌ها در آن هست! از سکولار و لاییک تا مارکسیست و سلطنت طلب! از مجاهدین خلقی تا دوم خردادی‌ها! خوب این شلم شوربا چه می‌خواهد بشود؟ هر کس ساز خودش را می‌زند! هر چند تمام تلاش‌شان را می‌کنند تا پیوند تاکتیکی داشته باشند. اما بالاخره تا کجا؟

کلمات کلیدی: ، ، ، ، ، ،

فرو رفته در گردابی از ترس و پوچی

بلندای فرودست!

بلندای فرودست!

چندی پیش تلویزیون یک فیلم سینمایی پخش کرد با عنوان «بلندای فرودست» (+). البته عنوان اصلی‌اش ۹ rota است. ماجرای فیلم درباره‌ی اشغال افغانستان توسط شوروی است. برای من به عنوان یک بیننده معمولی فیلم، جذاب بود. البته از یک سو موضوعش برایم جالب بود و از سویی خوش ساختی‌‌اش. فیلم مال سال ۲۰۰۵ است. ولی مثلا اگر کسی به گفته‌ها دقت نمی‌کرد می‌شد سربازهای شوروی را همان سرباز‌های آمریکایی در نظر گرفت. فیلم برای من چند نکته‌ی جالب داشت. نکاتی که به نظرم بسیار با اهمیت است.

- ترس و وحشت سربازان شوروی:‌ فیلم بسیار خوب توانسته است ترس و حشت حاکم بر فضای سربازان را نشان دهد. چه با استفاده از نوع فیلم‌برداری، چه با دیالوگ‌ها و … . فضا را خوب مجسم کرده است. مثلا آنجا که یک سرباز برای پیدا کردن کبریت! به روستای افغانی‌ها می‌رود. در تمام مدتی که می‌رود و بر می‌گردد تنها چیزی که حاکم است، ترس است. و یا در جایی که سرباز روس با احمد، مجاهد افغان، روبرو می‌شود. واقعا خیلی زیبا در این صحنه ترس را نشان داد. در همه‌ی اینگونه موارد هم خیلی از کشتارهایی که روس‌ها می‌کردند به دلیل همین ترسشان رخ می‌دهد. چه در روستا که بعدش خیلی‌ها کشته می‌شود چه وقتی احمد را که دارد دور می‌شود از پشت می‌زند. و در همه‌ی موارد هم ترسشان عامل بی‌جایی دارد. یعنی در روستا به دلیل دیدن یک پسر بچه‌ی افغان می‌ترسد!

یا در صحنه‌ای دیگر وقتی سربازان روس سوار با تانک از کنار عده‌ای از مردم افغانستان عبور می‌کنند، دیالوگ‌های بسیار قابل توجهی دارد.

و اتفاقا همزمان با این ترس، تصویری که از مردم عادی و مجاهدان افغان نشان می‌دهد، آدم‌های پر رمز و راز، و صد البته آرام و مطمئن است. شوخی‌ها و رجز‌خوانی‌هایی که احمد در میانه‌ی نبرد می‌گوید، هم خوب این را القا می‌کند.

- شهادت طلبی مجاهدان افغان: نکته‌ی مهم دیگر که کاملا به مولفه‌ی ترس وابسته است، برداشتی است که سربازان از “اسلام” و “شهادت‌طلبی” دارند. با اینکه در میانه فیلم با فلش بک هایی در خاطرات سربازان، آموزش‌های لازمی را که آنها راجع به اسلام دیده‌اند، به نمایش می‌گذارد. مثلا اینکه بدون در زدن وارد خانه‌ی هیچ مسلمان نشوید. و اینکه یک مجاهد افغان از مرگ نمی‌ترسد. و این فاکتور هم در صحنه‌های نبرد روس‌ها با مجاهدان و هم در جو عمومی فیلم به خوبی نمایان است.

- تکیه بر تکنولوژی برتر: در تمام طول فیلم یک تقابل جدی مشخص است. لشگری روس با تجهیزات پیشرفته و کاملا مسلح در مقابل عده‌ای آدم معمولی که بهترین سلاحشان کلاشینکف است! در روز‌های آغاز ورود تازه واردها به افغانستان همگی دلشان قرص است به تجهیزات پیشرفته‌شان. به مرور در فیلم نشان می‌دهد که هیچ کدام از این “تکنولوژی‌های پیشرفته” فایده‌ای ندارد. و اتفاقا همین نکته باعث عصبیت و یاس و البته ترس سربازان شوروی می‌شود. یاسی که به گونه‌های مختلف چند بار در دیالوگ‌ها بر آن تاکید می‌شود.

- پوچی و بی‌هدفی اشغالگران: در فیلم بر این نکته هم بسیار تاکید دارد که سربازان هیچ هدفی ندارند. تنها به امید کسب پول به افغانستان آمده‌اند! و هدفی برای این “اشغال” نمی‌دانند و نمی‌فهمند! این اعتراض‌ها بین خود سربازان بسیار رایج است. نکته‌ای که کاملا باعث افسردگی و خودکشی در بین سربازان شده است. نکته‌ای که کاملا در هنگام پخش صحبت‌های گورباچف در فیلم نشان داده می‌شود.

و در مقابل مجاهدان افغان را انسان‌های مصمم و هدفمند نشان می‌دهد. انسان‌هایی که هم می‌دانند چه می‌کنند و هم بر این آگاهی‌شان بسیار مصمم و استوارند.

- بازگشت ذلت آمیز: در فیلم به فرار سربازان و نیز مسلمان شدن عده‌ای از آنان و باقی‌ماندن‌شان در افغانستان اشاره‌ی جدی دارد. و مهم‌تر که بازگشت‌کنندگان را پوچ و بی‌هدف و از دست داده‌ی انسانیت نشان می‌دهد.

در مجموع بسیار فیلم مثبتی علیه اشغالگری است. فیلمی که بعید می‌دانم هنرمندان غربزده‌ی ما و حتی تصوری از ساختش داشته باشند!

کلمات کلیدی: ، ، ، ، ، ، ، ، ،

نامه‌ی نیابتی و تقلا برای به زنجیر کشیدن حق

آثار سیلی محکم ملت بر دهان دشمنان داخلی و خارجی انقلاب اسلامی، در حال پیدا شدن است. تقلای آخر جریانی که نابودی خود را نزدیک می‌بیند شروع شده است. آن اسطوره‌ی توهم و دروغ! در بیانیه‌ی ۱۷ خود مامور شده‌است تا شرایط را برای حفظ متاع دنیای حقیر جریان نفاق فراهم کند. و مجبور شده است در بیانیه‌ای عاجزانه و ملتمسانه، در یک عقب نشینی واضح، از ترس مجازات و خشم ملت، به دنبال روزنه‌ای هر چند کوچک بیفتد تا شاید بتوانند جای اندکی در نظام برای خود نگه دارند. شاید قدرت‌طلبی، شهوت و دنیاطلبی خود و حامیانش را چند صباحی بیشتر تامین کند! و جالب آنجاست که مدیرمسئول یکی از روزنامه‌های اصلی‌شان هم از سویی دیگر به التماس و “چیز” خوردن افتاده است.

موسوی یک مهره سوخته شده است. او اگر چه پیش از این نیز جز ملعبه‌ای در دست دیگران نبود، امروز به کل از بازی کنار زده شده است. و اتفاقا ترور خواهرزاده‌ی او توسط تروریست‌های منافقین سبز، آخرین استفاده از لاشه‌ی او توسط جریان سبز بود. و چه خوب خود نیز اشاره می‌کند که اربابان اغتشاشات او را به حساب نمی‌آورده‌اند!!

او تا دیروز که حمایت کاخ سفید و تل‌آویو و رجوی‌ها به نفعش بود، صدایش در نمی‌آمد و از کف‌زدن‌های آنها احساس غرور می‌کرد! اما امروز که ملت او را با جمعی اوباش تروریست تنها گذاشته‌اند، یادش افتاده است که باید برائت بجوید! تا دیروز قانون‌شکنی برای او راحت‌ترین و ساده‌ترین کارها بود اما ناگهان وقت مجازات که می‌رسد، بر خاطر مبارک فشار می‌آید که باید قانون را رعایت کرد! و فراوان است از این تناقضات! همه‌ی اینها یک معنی دارد:‌من رو مجازات نکنید! البته جسورانه نه تنها می‌خواهد از مجازات بگریزد که مدعی است باید به او باج هم داده شود! یحتمل به دلیل کشتار تعداد زیادی از مردم در این چند ماه، آسیب‌های مادی و معنوی به مملکت و … به دلیل برآورده نشدن شهوات ایشان!

کلمات کلیدی: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

تجمع ملیونی هم یک شعبده بازی است!

تظاهرات‌ها و تجمعات این چند روز، به خصوص تجمع باشکوهی که ۹ دی در تهران برگزار شد، ضربه‌ی مهلکی بر دشمنان و مستکبرین داخلی و خارجی بود! تا ساعت‌ها در حیرت، گیجی، بهت و استیصال بودند. به سان سالیان دراز عجز و نفهمی‌شان، باز هم از فهم رفتار ملت ایران ناتوان بودند. همانطور که از فهم حضور ۸۵ درصدی در انتخابات ۸۸ و نتیجه‌اش ناتوان بودند. و بسیار جالب است که رفتار امروزشان هم همانند رفتار ۲۳ خردادشان است. آنروز هم از فلاکت نفهمی دست به توهمات بزرگ و دروغ‌های شرم‌آور زدند. و بدتر آنکه ملت را به دلیل عدم هم‌راهی، تحقیر کردند و مورد بدترین توهین‌ها قرار دادند. بی‌چاره‌ها کاری نمی‌توانند بکند! مجبورند برای حیات کثیفشان دست به چنین اعمالی بزنند.
اگر آنروز آرای ملت را ندیدند و آن‌را دروغین می‌شمردند، امروز نیز جمعیت را فقط در میدان انقلاب و ۴۰ هزار نفر می‌دیدند! و خیل جمعیت از آزادی تا میدان امام حسین و درخیابان کارگر بالا و پایین میدان و نیز در کل شهرستان‌های کشور برای دو روز متوالی را نادیده می‌گیرند و دروغ می‌شمارند! انکاری که آنچنان ساده‌لوحانه و احمقانه است که هر کودکی در قبالش تنها لبخندی خواهد زد بر بی‌خردی گوینده‌ی این ادعا!
اگر آن روز پس از لوث شدن دروغ خواندن آرا، تنها سندشان برای تقلب پخش کردن سیب‌زمینی و افزایش حقوق بود! امروز مدعی پخش کیک و ساندیس و ساندویچ‌اند! جالب‌تر آنکه این مدعایشان خود متناقض است با ادعای تقلب شان! که اگر ملت به خاطر سیب‌زمینی و حقوق به دیگری رای داده‌اند، پس شما بر چه حماقتی مدعی تقلب شده‌اید؟ و امروز هم می‌پرسم اگر ملت سبزند و طرفدار سینه چاک شما، پس چرا فریب یک ساندیس را خوردند و به شما خیانت کردند؟ اگر ملت طرفدار شما نیستند پس این توهین‌های بی‌شرمانه را به چه حقی به زبان می‌آورید؟
آن روز به جای آنکه واقعیت را ببیند و بفهمند که اکثریت ملت طور دیگر می‌اندیشد، دست به انکار و دروغ و بحران سازی و اغتشاش زدند! و امروز هم به جای آنکه این جمعیت ملیونی را در سراسر کشور ببینند، دست به شایعه‌سازی و دروغ‌سازی برای خشونت‌های روز عاشورا می‌زنند (مشتی از خروار! زنی که در عاشورا شدیدا مجروح شده!!)
در باتلاق دشمنان دست و پا نزنید! بیشتر فرو خواهید رفت! واقعیت را ببینید! این مردم که در این چند روز در کل کشور حاضر شدند هزاران برابر از جمعیت اندک شما در روز عاشورا، ۱۶ آذر، ۱۳ آبان، روز قدس و … است که فقط هم در تهران بودند! حتی اگر فقط جمعیت تهران را با جمعیت روز ۲۵ خردادتان در تهران مقایسه کنیم باز هم هر چقدر مدعی تعداد باشید، جمعیت ۹ دی تهران ۴-۵ برابر آن بود. هر چند معتقدم که آن جمعیت ۲۵ خرداد هم در فضای غبار آلود و با اخبار دروغی که رسانه‌هایشان منتشر کرده بودند جمع شدند. و به مرور با روشن شدن حقایق و خباثت و بی‌شرمی جریان فتنه، آن جمعیت هم از این گروهک دور شد. امروز دیگر کسی را ندارند!
جریان فتنه و رسانه‌های حامی‌شان (العربیه و الجزیره تا بی بی سی و سی ان ان و صدای آمریکا و …) می تواند باز هم دروغ بگوید! می‌تواند باز هم واقعیت را نبیند! می‌تواند باز هم خود و اندک هوادارانشان را فریب دهند! می‌تواند ۹ دی را هم شعبده بازی بنامند! اما واقعیت عوض نخواهد شد. تنها شما ذلیل و خوار می‌شوید …
وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ لَکِنَّ الْمُنَافِقِینَ لَا یعْلَمُونَ (سوره منافقون – آیه ۸ )

مرتبط:
+ حماسه ۹ دی و پایان یک توهم چند ماهه
+ وقیحانی که جمعیت ملیونی را هم نمی بینند
+ انقلاب علمی سبزها در تخمین جمعیت!
+ نگاه آماری به راهپیمایی عاشورائیان (۹دی) در تهران

کلمات کلیدی: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

نوید نصرت به فضل پایمردی ملت بر عهد با الله

با تمام وجود و از ته قلب باید خدا را شاکر باشم. باید خدا را شکر کنم که که عزت را به ملت ایران بخشیده است. باید خدا را شکر کنم که به من افتخار داد تا هموطن کسانی باشم چنین با غیرت و مقاوم. باید خدا را شکر کنم که جزء ملتی هستم که با تمام داشته‌هایش در حمایت از حسین (ع) و اسلام ناب محمدی ایستاده است. باید خدا را شکر کنم که در دورانی قرار داریم که به قول امام روح الله(ره)* ملتی برتر از ملت عصر رسول الله و عصر دوران امیرالمومنین را درک کرده ام. واقعا زبان نمی‌تواند عظمت این خروش و هیجان را توصیف کند. الحمدلله رب العالمین…
تظاهرات‌های با شکوه این چند روز در سراسر ایران، نشان از زنده بودن ملتی بزرگ دارد. ملتی که عزم کرده‌است تا تمدن جدید اسلامی را به پا کند. ملتی همچنان پر خروش چون آن سال‌ها که امام روح‌الله را یاری کردند. چند روز پیاپی و در شهرهای مختلف، ملت برای دفاع از آرمان‌هایش به صحنه آمد. و در تهران جمعیتی حاضر شد که واقعا در این سالیان بی‌نظیر بود.
وقتی مردم حضور دشمن را در فتنه‌های اخیر ملموس حس کرد چنین شجاعانه و فداکارانه به میدان آمد. اتفاقی که حتی در ۱۳ آبان و روز قدس هم رخ داده بود. و مردم با همه‌ی توان آمده بودند. پر شور تر از قبل. ولی عظمت ۹ دی ۸۸ بی‌مثال بود. روزی که بر تاریخ انقلاب ثبت خواهد شد. روزی به سان ۱۵ خرداد ۴۲٫ روزی که خبر از اتفاقات بزرگی در آینده داشت. ۹ دی سخن‌ها دارد. و اتفاقات مهمی را در پیشرفت انقلاب اسلامی رقم خواهد زد.
ایمان و استقامتی که ملت بر سر اسلام ناب محمدی، آرمان‌های انقلاب اسلامی به خصوص ولایت فقیه، از خود نشان داد، بی شک نصرت و رحمت الهی را به همراه خواهد داشت. و خیلی زود جهان شاهد تحولی بزرگ خواهد بود. تحولی که جهان را آماده‌ی شکستن ظلم‌ها و گشودن آغوش بر ایمان و عدالت خواهد کرد.

* امام خمینی: «من مدعى هستم که مثل ملت ایران و مجلس ایران و دولت ایران و رئیس جمهور ایران و شوراى قضایى ایران و شوراى نگهبان ایران و اینها همه و ملت ایران از صدر تاریخ عالم تا حالا نبوده. بهترین عصرها در اسلام، عصر رسول اکرم است. در عصر رسول اکرم، آن وقت که مکه بودند، حکومتى در کار نبود. آن وقتى که مدینه آمدند و باب حکومت باز شد، شما مى‏دانید که همین مقدس مآبهاى مکه و مدینه و همین افرادى که اظهار ارادت مى‏کردند، با پیغمبر چه مى‏کردند؟ شما مى‏دانید که قرآن مى‏گوید این را؟ خوانده‏اید این را که اگر به آنها مى‏فرمود که جنگ بروید نمى‏رفتند، اگر مى‏رفتند با بهانه برمى‏گشتند؟ … شما کدام ملت را سراغ دارید که با این همه گرفتارى و رنج و با این همه شهید دادن و خون دادن و با این همه زجر و ناکامى، این‏طور مستقیم ایستاده باشند؟… کدام زمان را شما سراغ دارید که مثل حالا باشد؟ چرا نعمت خدا را شکر نمى‏کنید؟ چرا از خدا تشکر نمى‏کنید که در عصرى واقع شده‏اید که یک همچو ملت دارید؟» (صحیفه امام، ج‏۱۶، ص: ۱۳۸)

پ.ن:
در تجمع بزرگ عاشوراییان در سراسر کشور، هیجان عجیبی موج می‌زد. هیجانی که خود را در خلاقیت پلاکاردها و دست‌نوشته‌ها و شعارها بروز می‌داد… واقعا نگاه کردن تصاویر و فیلم‌ها هم بسیار آدم را شاداب و پرنشاط می‌کند.

شهرستان‌ها: گزارش تصویری مهر / قم -۲گزارش تصویری مهر / قم -۱گزارش تصویری مهر / شهرستانها -۵گزارش تصویری مهر / اراکگزارش تصویری مهر / تبریز گزارش تصویری مهر / استان گلستان - گزارش تصویری مهر / قم - گزارش تصویری برنا / قمگزارش تصویری برنا / شیرازگزارش تصویری برنا / کرمانگزارش تصویری برنا / قزوینگزارش تصویری برنا / بوشهر گزارش تصویری فارس از سراسر کشورگزارش تصویری فارس / قمگزارش تصویری ایسنا از سراسر کشورگزارش تصویری ایرنا از سراسر ایران اسلامیگزارش تصویری ایرنا از سراسر ایران اسلامی ۲ گزارش تصویری ایرنا از سراسر ایران اسلامی ۳

تهران: گزارش تصویری فارسگزارش تصویری فارس ۱گزارش تصویری فارس ۲گزارش تصویری فارس ۳گزارش تصویری فارس ۴گزارش تصویری مهر ۱گزارش تصویری مهر۲گزارش تصویری مهر ۳گزارش تصویری مهر۴گزارش تصویری برنا ۱گزارش تصویری برنا ۲گزارش تصویری برنا ۳گزارش تصویری برنا ۴ - گزارش تصویر ایسنا ۱گزارش تصویری ایسنا۲گزارش تصویری ایسنا ۳گزارش تصویری ایسنا ۴گزارش تصویری ایسنا ۵گزارش تصویری ایسنا۶گزارش تصویری ایسنا ۷گزارش تصویری ایرنا ۱گزارش تصویری ایرنا ۲ - گزارش تصویری ایرنا ۳ - گزارش تصویری ایلنا۱گزارش تصویری ایلنا۲گزارش تصویری ایلنا۳گزارش تصویری جهان نیوز – فارس / تجدید میثاق مردم ورامین با مقام معظم رهبری - ایسنا / تجدید بیعت کفن پوشان ورامینی با مقام معظم رهبریگزارش تصویری مهر /ورامین ۲گزارش تصویری مهر / ورامین ۱

کلمات کلیدی: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

مستی یزیدیان سبز و رسیدن به پایان چاه هلاکت

سر را که برید هلهله برپا کردند. شمر –همو که همرزم حسین(ع) بود در سپاه علی(ع)- مستانه لبخند می‌زد و خود را آماده می‌کرد برای جشن پیروزی و غنیمت‌ها! تبلیغات‌چی‌های حزب اموی چاپلوسانه هر یک سعی می‌کردند خبر را با آب و تاب بیشتر به گوش یزید برسانند تا صله بگیرند! آن هنگام که خیمه‌ها آتش می‌زدند و النگو از دست کودکان بیرون می‌کشیدند، دنیای خود را آباد می‌دیدند و مهیا برای کامرانی! و «زَینَ لَهُمُ الشَّیطَانُ أَعْمَالَهُمْ»؛
وقتی مفتخرانه سایت‌های خودشان را پر کردند از تصاویر و فیلم‌های فتوحات روز عاشورایشان، خوش خیال بودند که چه کار مهمی کرده‌اند! هر کدام سعی می‌کردند برای چاپلوسی بزرگتر عکس‌ها و فیلم‌های بیشتری از شیشه‌شکستن‌ها، سطل آشغال آتش زدن‌ها، بانک آتش‌زدن‌ها، ماشین و موتورسیکلت آتش‌زدن‌ها، کتک زدن ماموران پلیس و سربازان وظیفه و … منتشر کنند. تبلیغات‌چی‌هایشان هم هر یک سعی در ربودن گوی از دیگری داشتن در وخیم نشان دادن اوضاع. شاید که اربابان را بیشتر خوش آید و صله‌های دلاری ببارد! و ناچار شده‌اند در این رقابت تا می‌توانند فلکه دروغ را بگشایند و قرص‌های اکس مصرف کنند و خود بگویند و خود بخندند! و کار به جایی برسد که هاآرتص را توهم زلزله بردارد! و «زَینَ لَهُمُ الشَّیطَانُ أَعْمَالَهُمْ»؛

کلمات کلیدی: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

دلتنگ نقطه‌ی رهایی: مقصد غزه!

چند ماهی بود که در محاصره بودند. اوضاعشان واقعا بد بود. با جمعی از بچه‌ها هر از چندی به دنبال کارهایی برای این قضیه بودیم. از کارهای رسانه‌ای تا ایده‌ی کمک مالی و فشار برای تحریم نفتی.
اما وقتی جنگ شروع شد اوضاع خیلی فرق کرد. چند روزی مانده بود به محرم. یک شور و هیجانی ایجاد کرد. با بچه‌ها جلسات مختلفی داشتیم. ماجرا دیگر از کار رسانه‌ای و اینها گذشته بود. دو راهی عجیبی بود. از یک طرف واقعا این عطش بود که وارد جنگ نظامی بشویم. از طرفی عملی نبود. نه شرایط منطقه و نه حتی آمادگی نظامی بچه‌ها. هر چند یکی دو نفری رفته بودند و در سوریه و ترکیه بازداشت شده بودند.

کلمات کلیدی: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

پروژکتوری به نام تاریخ

اواسط تابستان بود. دوستی نگران بود از آینده‌ی جمهوری اسلامی. خلاف من. دلم روشن بود. و امروز روشن‌تر. خیلی روشن‌تر. «تاریخ جمهوری اسلامی پر است از فتنه‌ها و توطئه‌های مختلف. و استواری‌اش بر بستری از عبرت‌های تاریخی». من گفتم؛ اگر آن روز با اطلاعات اندکم این حرف را می‌زدم. اما این روزها تاریخ اهمیت بسیار بیشتری یافته است. تاریخی که می‌تواند یاوری باشد برای فهم زوایای پنهانی شرایط امروز؛
از یک سو تاریخ صدر اسلام و از سویی دیگر تاریخ انقلاب اسلامی. وقتی در تاریخ به نیت “عبرت‌آموزی” و برای زندگی امروزت نظر بیفکنی، راهنماهایی خواهی شد. وقتی به شخصیت‌هایی که علیه امام علی(ع) به جنگ و مبارزه پرداختند نگاه می‌اندازی. وقتی به حرف‌ها و روش‌هایشان نگاه می‌کنی. گویا سخنان آنان است که از سوی عده‌ای در روزنامه‌ها، سایت‌ها و سخنرانی‌هاشان تکرار می‌شود. وقتی به شخصیت‌ها و مواضع کسانی نگاه می‌کنی که در عاشورا شمشیر بر حسین بن علی (ع)، خیلی برایت آشنا می‌آید! می‌بینی که مواضع و شخصیت عده‌ای چقدر شبیه آنان است! وقتی شمر زمانی فرمانده سپاه امام علی بود، می‌بینی که نخست وزیر امام بودن نیز برای بعضی رهابخش از شقاوت‌ها نیست! ماجرا فقط شخص نیست. ماجرا یک جریانی است که تاریخ خوب آنها را برایت نشان می‌دهد.
و تاریخ انقلاب گنجینه‌ای است پر گوهر برای خرج در شرایط روز. وقتی در اوایل انقلاب می‌بینی که چطور لیبرال‌ها، کمونیست‌ها، مجاهدین خلق، ملاهای درباری و التقاطی، منورالفکران دینی و لائیک و … چطور همه هم قسم شده‌اند علیه امام و یارانش، از حوادث ماه‌های اخیر تعجب نخواهی کرد! وقتی ببینی شعارهایی که علیه امام در خیابان و در مقالاتشان می‌گفتند همان است که علیه رهبر انقلاب می‌گویند، عبرت‌ها خواهی یافت! وقتی بیانیه‌های رجوی و بنی صدر و سخنرانی‌هایشان را می‌خوانی! می‌فهمی جریان اموی چه عجیب دست به تکرار تاریخ زده‌اند! وقتی اسناد به دست آمده از لانه جاسوسی را –حتی تفننی- تورق کنی، می‌فهمی دشمن چطور توطئه می‌کند و ما چه ساده‌لوح! نظاره‌گریم.
تاریخ آرامش می‌دهد. آرامش می‌دهد که اسلام باقی خواهد ماند. آرامش می‌دهد که جمهوری اسلامی با این بادها فرو نخواهد ریخت! به شرطها و شروطها … اما نگران باید بود. از اینکه وظیفه‌مان را انجام می‌دهیم یا نه! نگران از اینکه با انقلاب خواهیم ماند یا خیر! نگران از اینکه روزی علیه انقلاب شمشیر بکشیم!! …
پ.ن:
- مجالسی که این روزها می‌روم (پناهیان و دیگران) این نکته را اولویت‌دار کرده است. مثلا حجت الاسلام علیرضا پناهیان نکته‌ای از زمان پیامبر گفت بس تامل برانگیز! می‌گفت: خالد بن ولید به دستور پیامبر و در زمان حکومت ایشان برای انجام کاری رفت. و ۳۰ نفر را به ناحق کشت! آقای فلان علیه پیامبر ۳۰ بیانیه می‌داد؟
- این سلسله سخنرانی‌های حسن رحیم پور راجع به اسناد لانه جاسوسی -که از سیما پخش می‌شود- واقعا شنیدنی است! چیزهایی می‌خواند از این اسناد گویا مال امروز است.
- واقعا باید وقت جدی بگذارم بر خواندن عمیق تاریخ صدر اسلام و تاریخ انقلاب اسلامی.

مرتبط: تاریخ شهادت می‌دهد!

کلمات کلیدی: ، ، ، ، ، ،

گم کردن مرز و عروسک خیمه‌شب‌بازی شدن

ماجرا خیلی ساده است. آنقدر که غبارآلود کردن و دست‌آویز شدن به توهم توطئه کاری از پیش نمی‌برد. بخش زیادی از پیاده‌نظام گروهک سبز در این روزها، با آن دسته که در یکی دو ماه اول وجود داشتند کاملا متفاوت است. آنها که مانده‌اند گروهی ضد انقلاب‌اند از طیف‌های مختلف (سکولار، مارکسیست، تروریست‌های مجاهدین و …). یا حداقل بیش از نود درصد آنها. آنها که مدتها و سالهاست آرمان‌ها و شعارهای امام راحل را به مبارزه‌ی تمام عیار گرفته‌اند. و لذا کاملا هم از آنها محتمل است که عکس امام را آتش بزنند و پاره کنند. اگر هم تا الان چنین نکرده‌اند، خود گواه نفاق این “جریان” است. جریانی که دشمن امام است و به صورت تاکتیکی برای براندازی نظام عکس‌اش را بالا می‌گرفت. اما خیال کردند ملت ایران گول ظواهر را می‌خورد.
راه دور نروم. همین دانشگاه خودمان. می‌دانم بقیه دانشگاه‌های تهران هم اینگونه‌اند. گروهک سبز اگر پیش از انتخابات بدنه‌ی اجتماعی معمولی در دانشگاه داشت، اما ریزش شدیدی در روند آن‌ها بود. الان جمعی که زیر علم گروهک سبز در دانشگاه جمع شده‌اند، «تَحْسَبُهُمْ جَمِیعًا وَ قُلُوبُهُمْ شَتَّى» (حشر- ۱۴). سکولارها، لیبرال‌ها، مارکسیست‌ها، هواداران گروهک تروریستی مجاهدین و نهضت آزادی، ضد اسلام‌ها و … همه زیر یک “رنگ” جمع شده‌اند. در این بین هم البته تعداد بسیار اندکی بچه مسلمانی که اعتقادی به اسلام و حکومت دینی (با قرائتی التقاطی که از سران التقاطی دوم خردادی گرفته‌اند!!) دارند و احترام هم برای امام قائلند (آن هم فقط بخش کوچک اندیشه امام که توسط ۲خردادی‌ها معرفی می‌شود)، هستند. این‌ها حدودا زیر ۱۰ درصد کل سبزک‌ها هستند. و اتفاقا تصمیم‌های اصلی در تجمعات را نمی‌گیرند.

کلمات کلیدی: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

قلب‌هایمان می‌تپد هنوز برای راه و خلف صالحت …

باید کاری می‌کردیم. پاراگراف ۱۶ آذر را باید ما می‌بستیم. با بچه‌ها اراده‌ی جدی کردیم یک تجمع با شکوه بگذاریم. از پنجشنبه تا یکشنبه صبح کل نیروهامان را بسیج کردیم تا به صورت چهره به چهره با بچه‌هایی که دغدغه‌ی انقلاب دارند صحبت کنند. بچه‌ها غیرت به خرج دادند. در خوابگاه‌ها با دوستانشان شروع به صحبت کردند. زنگ زدند و وقت گذاشتند برای نشان دادن اهمیت ماجرا…
شنبه شب ۱۱۲ نفر از بچه‌های اصلی مجموعه را در حسینیه جمع کردیم: ببینید رفقا! به امام روح‌الله و به رهبر عزیزمان توهین کرده‌اند. ما باید با یک حضور باشکوه نشان دهیم که اکثریت دانشگاه با آنها مخالفند. یک سری اقلیت قالتاق زبان دراز، با هوچی‌گری می‌خواهند حقایق را مخفی کنند. باید فریادمان را به گوش همه برسانیم.

کلمات کلیدی: ، ، ، ، ، ، ،

تاربلاگ ایلیا
بخش ویژه
موضوعات
نویسندگان