» آنچه جلسه وزیر علوم را جنجالی کرد
فردای دیدار رهبر عزیز انقلاب با دانشجویان، وزیر علوم برنامهی افطاری داشت. ما هم بودیم. در یک حرکت خیلی بد، وزیر تنها به ۴-۵ نفر و هر کدام فقط ۳ دقیقه وقت صحبت داد. فقط ۳ دقیقه. این خیلی بد بود. اصلا در ذهن خیلی از مسئولان هیچ توجهی به جریان دانشجویی نیست. البته معضل فقط آقای وزیر نیست. خیلیها اینگونهاند. در این حوزه هم مثل خیلی حوزههای دیگر از رهبر انقلاب الگو گیری نمیکنند، که ایشان غیر از توجه جدی به جریان دانشجویی خیلی از کارها را به آنها میسپارد.
خلاصه سومین نفر رفتم پشت تریبون. صحبتهای زیر را ارائه کردم. کلا فضای جلسه عوض شد.
-واقعا ۳ دقیقه جای تاسف است. رهبر عزیز انقلاب با آن همه پر بودن وقتشان، ۷ دقیقه وقت دادند و شما؟ اگر این جلسات نمایشی است و برای پز دادن، بفرمایید ما وقتمان را تلف نکنیم و فکر نکنیم روی مسائل. علاوه بر این که خیلی حرفها را در جلسات قبلی گفتهایم. اگر خیلی تمایل دارید، {رو به مجری جلسه} آنها را پرینت بگیرید و بدهید به وزیر تا اگر به آنها عمل شد، ما حرفهای جدید بیاوریم
- مفهوم دانشگاه اسلامی را نباید سطحی کرد به چندتا ظواهر. دانشگاه اگر مستضعفین محورش نباشد اسلامی نخواهد بود.
- رویکرد فرهنگی مثل باقی جاهای دولت در وزارتخانه هم نادیده گرفته میشود. وزارت علوم بیشتر وزارت ساختمان سازی است تا وزارت علوم.
چرا باید مسائل فرهنگی و فضای فرهنگی دانشگاه تقلیل یابد به ۴ تا کانون عکس و فیلم و موسیقی. اینها تنهایک جزء کوچک و بیاهمیت فرهنگ است. واقعا جای تاسف است که یک مدیریت فرهنگی پلاکارد بزند و از یک کنسرت موسیقی تشکر کند! باید آن فضای دینی را ایجاد کنند.
درباره مدیریت فرهنگی در دانشگاهها هم باید گفت که اکثر آنها بیدغدغه و بیانگیزه اند. و خیلیهاشان اصلا آشنایی با آرمانهای انقلاب ندارند. بگذریم که تنها هنرشان تقلید از کارهای تشکلهاست. آن هم تقلید سخیف.
- آقای وزیر! علم بهتر است یا ثروت؟ باید تکلیفتان را روشن کنید. اگر واقعا علم بهتر است پس بالاخره این ماجرای دانشجوی پولی چیست؟ این مدرکفروشیها قطعا نسبتی با عدالت ندارد. این ماجرا خیلی مهم است.
واقعا دانشجویی که برای ۴ سال تحصیل ۸۰-۱۰۰ ملیون پول بدهد، چه خدمتی به انقلاب و مردم خواهد کرد؟ میشود یک مسئول اشرافی که این فجایع را در کشور میآفریند.
ما حرفها و مستندات زیادی داریم و قبلا گفتهایم که در این وقت کوتاه نمیشود به آن پرداخت
- آقای وزیر! دانشگاههای ما دارند به سمتی میرود که عدالت آموزشی برقرار نیست. کسانی میتوانند به دانشگاه راه یابند که از تمکن و کلاسهای آنچنانی و مدارس غیرانتفاعی بهره بردهاند. طبقات اجتماعی خاصی دارند راه مییابند. امکان برای ورود فقرا و مستضعفین به شدت کم رنگ است.
- نکته ای هم درباره مدیریت دانشگاهها بگویم. بسیاری از مدیران دانشگاهها ترجیح میدهند دانشگاهها مرده باشد و هیچ کس در آن حرف نزند. برخورد با ضد انقلاب خوب است. ولی این برای نیروهای حزب اللهی هم هست. به نیروهای حزب اللهی اجازه صحبت و فعالیت داده نمیشود.
- نکتهی مهم دیگر وظیفه وزارت برای ایجاد بستر برای ارتباط با دانشجویان مسلمان و انقلابی جهان است. در همین سیل پاکستان بچههای تشکل دانشجویی امامیه که دانشجویان به شدت طرفدار انقلاب، عاشقان امام و آقا هستند، به ما میل زدند که به ما کمک کنید. در حالی که باید پیش از اینها این ارتباطات برقرار میبود. و از آن استفاده میشد.
بعد از صحبتهای من یکی دو نفری هم حرف زدند. بعد وزیر آمد صحبتهایش را بکند. به طرز کاملا واضحی قصد طفره رفتن داشتن. خیلی جالب بود که در طول صحبتش فقط کنایه به حرفهای من می زد. بچهها هم متوجه شده بودند. به قول سید، ۵ دقیقه حرف زدم ۵۰ دقیقه تیکه انداخت (البته من۴ دقیقه و خوردهای صحبت کردم).
وزیر ابتدا یک صحبتی از وضعیت ضد دینی دانشگاه کرد. با این هدف که من دارم به اینها میپردازم. میخواستم با مهدی بلند شوم و بگویم که جناب وزیر! ما کمتر یا بیشتر این چیزها را دیدهایم. اتفاقا برای اصلاح این چیزها این نکاتی که گفته شد باید اصلاح شود.
یک حرف دیگری هم داشت میگفت ما بعضی کارها را کردیم برای اصلاح دانشگاه و حلقهی بستهی سکولارها. مثلا متمرکز کردن دانشجوی دکتری یا برخورد با این شعار که دانشگاه باید مستقل باشد. این کارهایش البته خوب بود. به خصوص مبارزه با توهم و شعار احمقانه دانشگاه مستقل از حاکمیت! ولی باید بداند که اگر جلسات بیشتری با جریانات دانشجویی داشته باشد، برای رسیدن به این اهدافش هم موفقتر خواهد بود.
او انتهای وقتش چند تا سوال هم پاسخ داد. و البته اصلا به هیچ یک از سوالهای مهم ما و بعضی دیگر دوستان جواب نداد. ولی به سوالهای اداری مفصل پاسخ داد! بعضی اینجا فقط سوالات شخصی شان را میپرسیدند. مثلا کسی کل صحبتش صحبت بورس بود یا آن خانم تنها مشکلش پول دادن به دانشجویان دکتری!
واقعیت این است جلسه با دانشجویان برای خیلیها رفع تکلیف و نمایشی و برای پز دادن است. نه اعتقادی دارند به شنیدن آرمانها و نه میدانند ظرفیتهایی را که جریان دانشجویی داد برای پیشبرد کارها. این تازه وزیر علوم است که مرتبط ترین وزیر به دانشگاه است. وزیری که هر ماه باید جلسه داشته باشد. ولی در طول مدیریتش تنها یکی – دو جلسه بوده است!
بعد از صحبتهای وزیر دوباره دستم را بردم بالا. از دانشجوی پولی پرسیدم. تقریبا تبدیل به مجادله شد. واقعا استدلالهای وزیر شرم آور بود. خیلی بد. فقط نگران آن چندتا پولدارند که پولشان کجا خرج شود! دوستی دیگر بحث پاسخگویی را طرح کرد و عدم توجه وزیر و باقی وزرا! دوستی دیگر هم از محدود کردن بچه حزباللهیها در دانشگاهها سخن گفت. وزیر منظورش را نفهمید. بعد من دوباره همین دغدغه را مطرح کردم. خلاصه جلسهی داغی شد.
+ مهدی هم یک روایتی از این ماجرا نوشته است. بخوانید آنرا و نوع نگاه حاکم بر وزارت علوم درباره دانشجوی پولی را.
+ گزارش پاستوریزهی فارس از صحبتهای وزیر









mhgh :
# ۸ شهریور ۱۳۸۹ - ۶:۴۵ ق.ظ
آنچه
یا
آنکه
با اینکه
من
یعنی
تو
ها؟
علی الف :
# ۸ شهریور ۱۳۸۹ - ۱۱:۴۸ ق.ظ
mhgh،
خوب من این جوری نوشتم. خواننده باید عاقل باشد
هبوط :
# ۸ شهریور ۱۳۸۹ - ۱۱:۳۵ ب.ظ
اینکه ادم ۵ دقیقه حرف بزنه ۵۰ دقیقه تیکه بشنوه معنا و مفهومش این است که تیر خورده وسط سیبل.
خسته نباشید
التماس دعا
یا حق
مهدی :
# ۱۱ شهریور ۱۳۸۹ - ۶:۴۲ ق.ظ
سلام / ببخشید میشه توضیح بدید که چرا دانشگاه مستقل از حاکمیت، توهم و احمقانه است؟ میخوام بدونم. ممنون.
علی الف :
# ۱۱ شهریور ۱۳۸۹ - ۶:۴۳ ق.ظ
سلام مهدی جان!
اتفاقا دیروز سر زدم به وبلاگت در وردپرس. نمیدانستیم جای جدید رفتهای. حداقل آنجا مینوشتی:)
اما درباره این سوال. داستان مفصلی است. باید سر فرصت یک مطلب بنویسم. انتظار نداری که در یک جواب کامنت زخمیاش کنم؟
مهدی :
# ۱۳ شهریور ۱۳۸۹ - ۱:۲۰ ب.ظ
پس منتظرم.