» درآمدی بر ضرورت شناخت و کار بر روی صهیونیزم اسلامی
زمانی بود که صهیونیزم تنها در یهودیت شعبه داشت و مبارزه با آن مبارزه با برخی یهودیان بود .
از حدود دهه ۷۰ میلادی بود که شعبه ای از صهیونیزم در مسیحیت به طور رسمی و البته گسترده ایجاد شد.(که ریشه های تاریخی این فرقه را می توان از آغاز پروتستانیزم پی گیری کرد) و از آن هنگام بود که تا امروز مسیحیان صهیونیست تبدیل به دشمن بشریت شدند. و این بازوهای اجرایی صهیونیزم یهودی به خوبی به صهیونیزم خدمت کرد . در شناخت و معرفی این جریان کارهای خوبی صورت گرفته و می گیرد.
بعد از انقلاب اسلامی و معرفی اسلام ناب محمدی توسط امام (ره) به بشریت ، صهیونیزم یهودی و مسیحی هر دو توجه شان را به این نظام برخواسته از اسلام متوجه ساختند. تا دیروز جکومت های عربی و حتی حکومت شاه با ادعای اسلامی بودن ممالکشان همچون کبریت بی خطر مشکلی برای صهیونیستها نداشتند. اما جمهوری اسلامی چیزی از جنس دیگر بود. آن هنگام که چهره ی واقعی اسلام در این نظام متبلور شد دوباره ترسی بر وجود صهیونیستها افتاد همانند ترسی که از حکومت اسلام در زمان پیامبر (ص) و علی (ع) بر دل اجداد یهودیشان افتاده بود. امروز جمهوری اسلامی ایران بزرگترین دشمن صهیونیزم است و مقابله با آن اولویت اول برنامه های صهیونیزم!! در زمان صدر یهودیانِ آن دوران از هیچ اقدامی برای مقابله با اسلام کوتاهی نکردند و امروز عقبه شان از هیچ اقدامی علیه جمهوری اسلامی کوتاهی نمی کنند. اما ضربه زدن به حکومت اسلامی با گفتمان برون دینی بسیار سخت و بعید است. باید از درون به مبارزه با آن پرداخت. اینگونه است که برای مقابله با جمهوری اسلامی به استراتژی «مذهب علیه مذهب» روی آوردند.
و امروز صهیونیزم را باید در درون جمهوری اسلامی ریشه یابی کرد. امروز باید نگاه ها را به «صهیونیزم اسلامی» خیره کرد . امروز خواص باید بخشی از جبهه نبرد را به طور ویژه به نبرد با صهیونیزم اسلامی منتقل کنند. و این یک وظیفه اساسی است البته نه به قیمت غفلت از مبارزه با سایر شعب صهیونیزم !
در این راه ابتدا باید مشخص کرد که صهیونیزم اسلامی چیست؟مسلمان صهیونیست کیست؟ طریقه عمل آنها چیست؟ از چه طرقی به خدمتگذاری برای صهیونیزم مشغولند؟ و پرسشهایی دیگر … راستش الان فرصت نیست اما ان شاء الله درباره تعبیر صهیونیزم اسلامی به زودی به طور مفصل صحبت خواهم کرد.
و در مواجهه با صهیونیزم اسلامی با وجود اهمیت فوق العاده ، مشکلات فراوانی است –بیشتر از مشکلات مبارزه با صهیونیزم یهودی و مسیحی- که البته ارزش مواجهه را دارد …







تاربلاگ ایلیا » چند نکته در باب اصطلاح «صهیونیزم اسلامی» :
# ۲۲ تیر ۱۳۸۵ - ۷:۱۹ ق.ظ
[...] از تقریبا شهریور سال گذشته چنین مفهومی در ذهن من شکل گرفته بود. به همین علت بود که خواستار توجه خواص به این مفهوم شده بودم. بعد وقتی جنبشی استشهادی یک جمع بندی از آن ارائه کرد و تقریبا مانیفستی اولیه از این جریان را منتشر کرد، من مصمم شدم تا به این موضوع منسجمتر بپردازم. {البته از آنجا که ما عین آقای مهدوی (جنبشی استشهادی) شهره بلاگستان نیستیم زیاد سر و صدا هم نمیکنیم!}. ۱۰ اصلِ (به خصوص ۹ تای اولِ) این مانیفست بخش مهمی از مطالبی که در نظر داشته و دارم را مطرح کرده است. اما انتقاداتی نیز بر این مفهوم وارد شده است. یکی از ایراداتی که بر این مفهوم وارد شده است، ترکیب اسمی اسلام و صهیونیزم است. گروهی معتقدند خود ابداع این ترکیب بسیار خطرناکتر از خود مفهوم است! و عدهای دیگر از این زاویه اشکال میگیرند که چه اصراری است همه چیز را اسلامیزه نماییم؟ و بر سر هر مطلب لفظ اسلامی بیفزاییم؟ و نقد دیگر نیز از این منظر است که شما با ابداع و انتشار این مفهوم چهره اسلام را خدشه دار مینمایید! چرا که اگر ناظری خارجی به این جریان نظاره کند این چنین به نظر میآید که اسلام آنقدر ظرفیت[!] دارد که می تواند با صهیونیزم هم نسبتی برقرار کند! اینها بخشی از ایراداتی است که از زوایای گوناگون به این ترکیب گرفته میشود. لذا به نظر میرسد لازم باشد توضیحاتی در باره این ترکیب داده شود. این ترکیب به نظر شخص من ترکیب رسایی است. یعنی کاملا نشان دهنده این جریان است. جریانی که با ظاهری اسلامی در جهت منافع صهیونیزم حرکت میکند. اما من زیاد به الفاظ اهمیت نمیدهم. یعنی معتقدم که نامگذاریها تنها قراردادی است که گذاشته میشود. لذا برای نمایش این مفهوم اگر دوستانی دیگر الفاظی دیگر استخراج کنند، در صورتی که مناسب باشد حتما استفاده می کنیم. یعنی اصراری به همین لفظ ندارم! میخواهد صهیونیزم اسلامی باشد یا اسلام صهیونیستی و یا حتی صهیونیستهای مسلمان! فرقی نمیکند! پس با مشخص شدن این مطلب که بحث بر سر الفاظ نیست به چند نکته در این باب اشاره می کنم. ۱- خطرناک بودن ابداع این مفهوم را هم یک بنده خدایی در نظری به این مطلب مطرح کرده بود و هم در گروه فرهنگی- مطالعاتی فتح مبین(۲)، یک بنده خدایی این قضیه را مطرح نمود. اما لازم به یادآوری است که این لفظ قبلا نیز وجود داشته است هر چند چندان فراگیر نیست. در مورد تاریخ این اصطلاح تنها یک مقاله با عنوان “از اشرافیت یهودی تا صهیونیسم اسلامی” در سایت « مطالعاتی و تحقیقاتی صهیونیزم » موجود بود. که در آن نیز تنها اشارهای شده بود و از بسط آن پرهیز کرده بود. که پیش از نوشتن «درآمدی بر ضرورت شناخت و کار بر روی صهیونیزم اسلامی» آنرا مطالعه کرده بودم. (البته مانیفست صهیونیزم اسلامی اخیرا به این سایت اضافه شده است) البته این واژه را در جایی دیگر نیز دیده بودم و آن لیست سیدیهای « اندیشکده اعتلای فرهنگی » بود که با عنوان “صهیونیزم اسلامی یا عالی جنابان سبز پوش” آمده بود. اما متاسفانه تا کنون نتوانستهام این سیدی را ببینم. پس این واژه ابداع نیست. اما به هر حال من هنوز متوجه علت خطرناک بودن این نامگذاری نمیشوم. با آنکه خواهان توضیح از مطرح کنندگان این بحث هم بودهام اما نتیجهای نگرفتم! صهیونیزم اسلامی زیرشاخهای از اسلام آمریکایی است و به جد میشود گفت مهمترین بخش آن! مفهومی است که زیر ِ سایه اسلام امریکایی رشد کرده است و تبلیغ میشود! ۲- شخص من نیز در برخی موارد معتقدم که نباید بیهوده لفظ اسلامی را به برخی مفاهیم اضافه کرد. آیا واقعا کفر اسلامی، شیطان پرستی اسلامی و … می تواند معنا داشته باشد؟(مگر این که در متنی با طرز استفاده خاص معنیدار شوند). به خصوص در باب مفاهیمی که در غرب قدسیت دارند. به عنوان مثال شخصا “دموکراسی اسلامی” و ترکیبات مشابه را کاملا بیمعنی میدانم. چرا که معتقدم که دموکراسی از بنیان در تضاد با اسلام است(که مرادم از دموکراسی تنها لفظ نیست و توضیح دموکراسی و این تضادش خود داستان مفصلی است). و استفاده کنندگان از این واژه یا کسانی هستند که از روی ریاکاری و نیازهای سیاسی خود دست به جعل این مفهوم زدهاند، یا کسانیاند که به دلیل عدم شناخت از این مفاهیم، سادهاندیشانه دست به جعل آن میزنند و یا کسانی هستند که مرادشان از دموکراسی اسلامی همان جمهوری اسلامی است که در این صورت نیازی به جعل واژه نیست. پس در برخی مفاهیم واقعا نمیتوان از پسوند اسلامی سخن گفت. به خصوص اگر مراد از اسلامی پس از آن مفاهیم، بحث محتوی و جهتگیری باشد. اما لفظ اسلامی پس از واژه صهیونیزم نه به این مفهوم آمده است که خبر از جهت گیری و محتوی این جریان بدهد، بلکه این لفظ نشان از آن دارد که جریان صهیونیستی برای بقا و نفوذ در جمهوری اسلامی، از لفظ اسلام به عنوان یک وسیله استفاده مینماید. در حقیقت «حرکت رو به رشد اسلام اصیل، صهیونیسم را به این نتیجه رسانده است که باید با این حرکت نه به صورت شبیهسازی بلکه با مفهوم اصیل آن وارد نبرد شود. که استراتژی آنان در این مواجهه به دو صورت اولویتبندی شده است. مواجهه اول با حرکت اصیل اسلامی آن است که به تدریج حرکت اصیل را به قید و بند خود بکشد که این را تحت عنوان جریان صهیونیسم اسلامی میتوان نامید.»(۳) پس جنس کلمه “اسلامی” که بعد از واژه صهیونیزم آمده است به کل متفاوت از کلمه “اسلامی” بعد از مثلا انقلاب ایران است. یعنی در انقلاب اسلامی، اسلام محتوی و جهت گیری را نمایش میدهد اما در صهیونیزم اسلامی، اسلام ابزار صهیونیزم است برای ضربه به اسلام اصیل! ۳- خود همین ادعا که به اسلام خدشه وارد میکند به اندازه کافی بیبنیان است و نیازی به توضیح نمیبینم. اما یک نکته بسیار مهم نیز این مطلب است که آیا هر چیز نام اسلام گرفت خوب خواهد بود؟ واضح است که نه! وهابیت، بابیت و بهائیت، حجتیه، اسلام آمریکایی، اسلام سلطنتی و … به مطلب زیر دقت نمائید: «انقلاب اسلامی به تعبیر امام حرکتی بود علیه یک نوع اسلام! این تعبیر صریح خود امام است میگوید در انقلاب مردم ما علیه یک نوع اسلام قیام کردند. در نامه به حمید روحانی (رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی در دی ماه ۶۷) میفرماید:«شما باید نشان دهید که مردم ما در انقلاب علیه ظلم و تحجر قیام کردند» این عین تعبیر امام است. انقلاب علیه تحجر بود، منظورشان هم تحجر دینی است که در ادامه همین پیام خود امام میگوید … «بر علیه ظلم و تحجر قیام کردند و فکر اسلام ناب را جایگزین اسلام سلطنتی، اسلام سرمایهداری، اسلام التقاطی و در یک کلمه اسلام آمریکایی کردند.»(۴) ما با اسلام آمریکایی درگیر شدیم که با آمریکا درگیر شدیم، ما با اسلام سلطنتی در افتادیم که با سلطنت در افتادیم. این یک نکته اساسی است که اگر ما امروز هم بخواهیم برای این انقلاب کار بکنیم باید توجه داشته باشیم که وقتی میگوییم انقلاب اسلامی، یک اسلام خاص مد نظر است. هر چیزی که اسم اسلام داشت اسلام انقلابی نیست»(۵) پس صرف اینکه چیزی نام اسلام بگیرد لزومی بر حقیقی بودن آن نیست. چنان که یزیدیان نیز به نام اسلام امام حسین(ع) را شهید کردند. بخش عمدهای از نبرد ائمه با اسلامهای دروغینی بوده است که در زمانشان مطرح میشده است. [...]
کاوه از دانمارک :
# ۲۱ بهمن ۱۳۸۶ - ۶:۵۲ ق.ظ
مقالۀ بسیار مفیداست و از آنجا که انقلاب ۵۷ در جهت قطع کلیۀ وابستگیها به استعمار بوجود آمد که در سایۀ اسلام و تعلیمات آزادیخواهانۀ حسین بن علی علیه السلام رشد کرده و به امید حق سبحان الله تعالی به پیروزی ابدی خواهد رسید. خواهشمندم در افشای این توطئۀ ضربه زدن به انقلاب از درون بیشتر تلاش نمائید.
در پناه خداوند بزرگ و مهربان
تاربلاگ ایلیا » بایگانی » چند نکته در باب اصطلاح «صهیونیزم اسلامی» :
# ۱۲ مهر ۱۳۸۹ - ۱۲:۲۵ ق.ظ
[...] بود. به همین علت بود که خواستار توجه خواص به این مفهوم شده بودم. بعد وقتی جنبشی استشهادی یک جمع بندی از آن ارائه کرد و [...]