نگاه ...
شهید من
تمام شهیدان جبهه‌ی حق از آغاز حیات بشر تا برپایی صحرای محشر به خصوص
بسم الله الرحمن الرحیم

دانه‌های انار ...

آمار کور است.
نمی‌بینی مگر؟

و می‌گویند ...

دوستان
ساده غزل - منطقه ممنوعه - آیات غمزه - مسلمان برابری طلب - یکتا - ــــــمــریــمـــــ نوشت - یک خبرنگار - شورآباد - بیقرار - پاکت‌ها - خاکریزیـسم - ســایـبـریـا - تاملات - گروه فرهنگی عمار یاسر - هابیل - دفتر بی خط - صاد - فراموشخانه عدالت - جنگي که بود، جنگي که هست - یک فنجان فکر - ادواردو - دردنامه - بچه های قلم - گندم و بلدرچین - کاریکاتورهای مازيار بیژنی - کیستی ما - 22 خرداد 1388 - ابتدا - چهار نما - انتفاضه سوم - سـواد آیـنه - خاکریز - آینده از آن مظلومین تاریخ … - چغـ(قـ)ک - دیار شهود - آب و آتش - وادی - فتوتا - مظلومیت سانسور شده - آهستان - نظر سوم - در جستجوی حقیقت - آرمان خواهی - آخرالزمان و ظهور مهدی موعود(عج) - تغلب سبز - جنبش نرم افزاری و تولیدعلم و آزاداندیشی - پابرهنه - مطالبه آرمان‌های انقلاب از صدا و سیما - داداشی وب - مبارز کلیپ - نفسانیات یک من - e-حدیث نفس - ترديد راهي به دانايي - تارنما - زُبُر الحدید - دو اسلام - دانشطلب - درد - اسپريچو - هلا - شش گوشه - درياچه ي قو - سجیل - عزم رفتن - راوی - پاسخ‌گويی سران سه قوه - جسد زنده - نسیم حیات - مهتد - عکاس مسلمان - شَوَند - مرگ آگاهی - اقاليم قبله - دستنوشته های یک نسل سومی - روزنوشت - طبیب - واژگون … - بیداری - پلخمون - شــعـــركـــده - انقلاب سوم - ترنم فکر - چای نبات - میرزا قلي خان راپورتچي - نون و القلم … - فرصت - انتهای افق - رصدخانه - شرب مدام - قلم زن - دو نوع اسلام، دو نوع مسلمان - آغاز در نهایت - دوئل - آرمانشهر - یه دانِ ش جو و قس علیهذا - حيرتكده ي عقل - مجاهدین - ساقور - گاه نوشته‌های من - قطعه 26 - خصوصی نیست …! - تفکر با چاشنی خنده - هبوط - کلام نو - بی عمر - روزنامه دانشجویی - وب‌نوشت دنج - نقد 123 - چشم ـ زخم - وب نوشت - گام آخر - وبلاگ بحر - مسئله روش - دادگاه انقلاب اسلامی - دو رکعت عشق - نون والقلم - شبکه در انتهای افق - پاسداران - مجاز - كافه حزب الله - آذرباد - سوتک - شیعیان یمن - اسکالپل - بچه محل - ناروزنامه نگار - فرزند انقلاب - بی خوابی های یک برنامه نویس - دودینگ هاوس - زرنگار - اسماعیل نیوز - کافه اندیشه - قیام مستضعفین -
کلمات کلیدی
وب 2
حواشی
  • RSS مطالب وبلاگ
  • RSS لینک‌های روزانه
  • وردپرس فارسی

  • بیشترین بازدیدها:
  • فوری// میرحسین موسوی توسط لباس شخصی‌ها کشته شد - 24,460 بار
  • هدیه‌ای برای نیویورک… - 18,921 بار
  • کارشکنی در کار رئیس جمهور، کفر است! - 18,631 بار
  • دست نوشته های شهید چمران درباره فلسطین - 4,492 بار
  • دختر جان! ارزش “خبری” نداری؛ حتی مرگت! - 4,486 بار
  • قتل و عام دانشجوها در ۱۶ آذر در دانشگاه امیرکبیر + عکس - 3,717 بار
  • ‫دفاع بد از حجاب یا توجیه ناشیانه رفتار هتاکان؟ - 3,106 بار
  • یزدان تفنگ ندارد - 3,042 بار
  • آقای یامین‌پور! اول جنگ است - 2,889 بار
  • نگاهی به همه اتفاقات تسخیر سفارت انگلستان توسط دانشجویان و حواشی آن - 2,886 بار
  • چرا باید شهید بهشتی تخریب می‌شد؟ - 2,810 بار
  • رمضان اشرافی سیما - 2,795 بار
  • نوید نصرت به فضل پایمردی ملت بر عهد با الله - 2,542 بار
  • چادری بر سر فمنیسم… - 2,455 بار
  • شوی تبلیغاتی اوباما - 2,362 بار
  • درباره فیس بوک و انقلاب‌های منطقه - 2,220 بار
  • همین همسایه‌ی کناری! - 2,219 بار
  • متهم قوه قضاییه است! - 2,111 بار
  • تاملی درباره علم دینی - 2,080 بار
  • ۱۳ آبان به یادماندنی؛ نبرد با آمریکا و تفاله‌های آمریکا - 2,015 بار
  • کشف حجاب؛ و دو راهی باخت برای دیکتاتوری سبز - 2,013 بار
  • مستی یزیدیان سبز و رسیدن به پایان چاه هلاکت - 1,992 بار
  • آیا «حسینیه ارشاد» فایده دارد؟ - 1,901 بار
  • ۹ دی حاصل ارتباط عمیق قلبی مردم با رهبر عزیز انقلاب - 1,890 بار
  • پرسش‌هایی پیش روی آقای ضرغامی - 1,884 بار
  • هسته‌های مقاومت مردمی علیه اشرافیت فرهنگی - 1,870 بار
  • تاسیس اسرائیل؛ روز نکبت ! - 1,759 بار
  • پاسخ وزارت کشور به درخواست تجمع موسوی و کروبی - 1,759 بار
  • مظلومیت مسلمانان سین کیانگ چین و موج سواری آمریکا - 1,737 بار
  • آخرین اخبار از تحولات انقلاب مردمی تونس - 1,650 بار
  • از تسخیر لانه تا تسخیر تهران - 1,647 بار
  • روز قدس جهانی! - 1,612 بار
  • منورالفکری همزاد خشونت است - 1,543 بار
  • آیت الله لاریجانی ممنونم؛ … - 1,535 بار
  • توهین در پاسخ گل؛ روایتی از تدفین شهدا در دانشگاه امیرکبیر - 1,533 بار
  • علیرضا توسلی! قربانی دروغ گویی و خباثت سبزها - 1,511 بار
  • ۱۲ نکته درباره یک افتضاح: دانشجوی پولی - 1,459 بار
  • پروژه شکست؛ از ترور تا شورش خیابانی! - 1,437 بار
  • آنچه جلسه وزیر علوم را جنجالی کرد - 1,405 بار
  • من غلط کردم جاسوس نشدم! - 1,401 بار
  • فرو رفته در گردابی از ترس و پوچی - 1,387 بار
  • دلم برای تو تنگ است مصطفی مازح - 1,348 بار
  • چاره‌ای به جز جنگیدن نداریم! - 1,306 بار
  • مبدا سنجش تاریخ و جغرافیا - 1,278 بار
  • از سیل تا قحطی! آزمون بزرگ رمضان - 1,278 بار
  • چرا حامیان موسوی خود را اغتشاشگر می دانند؟ - 1,260 بار
  • کاریکاتور : بعضی ها عادت دارند سخت فکر کنند - 1,239 بار
  • آیا صدای ملت را می‌شنود؟ - 1,202 بار
  • فواید سوسک در سلف - 1,198 بار
  • «۹ دی» قوی‌تر برخواهد گشت - 1,137 بار

  • کاروان جهانی الی بیت المقدس

    » پیش‌فرض‌های مستتر در موضوع “صبر ریحانه‌ها”

    یکم؛ نویسنده وبلاگ زیتون، مدتی پیش به بنده لطف داشتند و دعوت کردند برای نوشتن درباره صبر ریحانه با زبان روزه و در گرما. و البته دوستان دیگری نیز نوشته‌اند. بعضی نوشته‌ها خیلی صمیمانه و زیباست. اصل حرکت برای تقدیر از سختی خواهرانی است که در گرما و با زبان روزه، حجاب خود را حفظ می‌کنند. نیت راه‌اندازان این حرکت بسیار نیکو و گران‌قدر است. و نیز مطالبی که نوشته شد. خداوند خیر جزیلشان دهد.

    دوم؛ دلایل خاصی داشتم برای تاخیر در نوشتن. از یک سو همان اول که این موضوع را دیدم، چند نکته به ذهنم رسید. اما به دلایلی ترجیح می‌دادم نکاتم را ننویسم. هم از این جهت که نکاتم شاید در توافق با انتظار طراحان این حرکت نباشد –که یحتمل نیست!-. هم اینکه باعث دلسردی آنها که نوشتند یا می‌خواستند بنویسند، نشوم. اما امروز که به عید فطر و آخر این طرح رسیدیم، و نیز ناراحت نشدن دعوت کننده (+)، چند خطی می‌نویسم. شاید برای کارهای بعدی مورد توجه قرار گیرد.

    سوم؛ خلاف ادعای یکی از مدیران این حرکت (+) اتفاقا این حرکت نیز یک حرکت “کاملا انفعالی” است. شاید به قولی حرکت مستقیما پاسخ به حرکت دیگری نباشد. ولی انفعال آن اتفاقا در سطح عمیق‌تری قرار دارد. این حرکت واکنشی به مثلا ادعای آ. کلهر یا کاریکاتور هتاک آمیز علیه حجاب(+) و یا دیگر ادعاها نیست. ولی اتفاقا واکنشی انفعالی است فضای فرهنگی موجود در جامعه. یعنی انفعال نسبت به کنش نیست. نسبت به یک فضا و فرهنگ عمومی جاری در بخشی از جامعه است.

    به نظرتان اینکه یک نفر معتاد نیست، آیا باید ازش تقدیر شود؟ یعنی اصل بر معتاد بودن افراد است و اگر کسی معتاد نشد کار مهمی کرده بود؟ یا آیا باید از اکثریت جامعه به خاطر این که تا حالا قتلی انجام نداده‌اند، تشکر شود؟ پاسخ احتمالا نه است.  قطعا کار خوبی کرده‌اند که قتل نکرده‌اند و معتاد نشده‌اند. آیا کار خوب نباید تقدیر شود؟ اما چرا در ذهن کسی نمی‌گنجد باید تشکر کرد ازشان؟ اما چرا این حس وجود دارد که باید از خانم چادری تشکر شود؟ آیا دلیلش این تصور نیست که او کاری خلاف فضای اکثریت جامعه انجام می‌دهد؟ تصوری که البته غلط است. همسر دوست عزیزم الیاس نیز در این مطلب نکته‌ی خوبی درباره این تصور از چادر نوشته است. یعنی پیشفرض این طرح این است که خوب با روزه و گرما نباید حجاب آن هم از نوع چادر داشت! اگر کسی چنین کاری کرد، خوب کار ویژه‌ای کرده است. این یعنی انفعال.

    تعبیر دیگر این انفعال این است که تصور می‌شود که چادری‌ها در اقلیت‌اند. در حالی که به نظرم این تصور درستی نیست. وقتی احساس شود که آدم‌های خوب در اقلیت‌اند، لاجرم این حس ایجاد می‌شود که باید به صورت ویژه ازشان تشکر کرد. اگر مثلا در جامعه‌ی هزارنفری، ۹۹۹ نفر یک کار خوب را به صورت همیشگی انجام دهند، ازشان تشکر می‌شود؟ طبیعی‌اش این است که نه.

    یعنی این تصورات حاصله از القائات غیر مستقیم فرهنگی، به صورت پیشفرض‌های در این حرکت رسوخ داشته و لذا این حرکت یک حرکت انفعالی نسبت به این فضای فرهنگیِ القایی است.

    اشتباه نشود. من نیز معتقدم که هر کس کار خوبی انجام می‌دهد باید از او تقدیر کرد. اما این تقدیر از سویی نه به این شیوه بلکه باید به شیوه‌ی دیگری صورت گیرد. یعنی نوشتن چند تشکر در چند وبلاگ، کمکی برای این هدف نیست. بلکه باید فضای فرهنگی را طوری ساخت که فرد احساس رضایت کند از چادری بودن نه احساس خجالت. در ثانی تقدیر اصلی را ان شاء الله خدواند انجام خواهد داد با اجری گرانقدر.

    چهارم؛ پیش فرض دیگر که احتمالا ناآگاهانه و به صورت ضمنی وارد این طرح شده است، این است که این ایده یک حرکت کاملا حداقلی و تقلیل‌گرایانه است. آیا اینکه زنها در جامعه محجبه باشند، حداکثر خواسته دین از جامعه آرمانی است یا کف خواسته‌های دین این است که “همه”ی خانم‌ها در جامعه چادری باشند؟ “چادری بودن”، تازه شروع ماجراست. فرسنگ‌ها تا رسیدن به حیا و عفاف فاصله است. البته که این قدم، شرط لازم است. اما چه بسیار دختران چادری در تشکل‌های دانشجویی دیده‌ام که حزب‌اللهی یا مومن نامیده می‌شدند اما در نهایت بی‌حیایی و دریدگی حرف می‌زدند و رفتار می‌کردند. یا در همین فضای مجازی در وبلاگ‌ها و شبکه‌های اجتماعی کم ندیده‌ایم دخترانی که مذهبی نامیده می‌شوند، اما با بی‌حیایی کامل در روابطشان با نامحرم برخورد می‌کنند. کار تا آنجا بالا می‌گیرد که به قول یامین‌پور (+) که باید از بعضی‌ها با التماس خواست چادر سر نکنند! او درباره برخی مجریان (یک نمونه زشتش آزاده ن.) و افراد حاضر در صدا و سیما به زیبایی این نکته را نوشته است: «با حجاب به جنگ حجاب می‌روند».

    در این حرکت جوری نمایش داده شده است که خیلی کار نشدنی‌ای انجام شده است. مگر اصلا قرار بوده است به خاطر گرما و روزه، خواهرانمان، چادر از سر بردارند؟ اما حالا که چنین نکرده‌ام، باید ذوق زده شویم که چه کار مهمی؟ دقیقا فرق درباره تصور از جایگاه چادر است. وقتی در سراسر دنیا به خاطر حفظ حجابشان، از درس، کار و زندگی محروم می‌شوند، بعد اینجا به خاطر کمی سختی چادر از سر بردارند؟

    پنجم؛ پیش فرض دیگری هم هست: تصوری مدرنیستی از زن و روابط اجتماعی؛ اصل سوال این ایده چه موقع طرح می‌شود؟ وقتی که این تصور وجود داشته باشد که بخش زیادی از وقت روزانه “زن” در کوچه و خیابان سر می‌شود. و گرنه احتمالا در خانه و زیر کولر که خبری از چادر مشکی و گرما و سختی از این نوع نیست. در حالی که حجاب برای حضور در جامعه و برخورد با نامحرم است که به موارد “اضطرار” محدود شده است. بگذریم که جهد خانمان برانداز فمنیست‌های چادری برآن است تا این اضطرار را تبدیل به امر حاشیه‌ای و بی‌خاصیت کرده و معادلات دنیای مدرن را بر دین تحمیل کند. لیکن، اصل ایده مبتنی بر تصوری غلط و غیر دینی است. زن مسلمان دلیلی ندارد که تمام وقت روزهایش در خیابان و کوچه بگذرد که بعد این مطرح شود که گرما و روزه و حجاب چقدر سخت است! اگر جایی کاری داشته باشد در حد عبور باید در مسیر باشد. و مواردی چون خرید و … نیز محدود است.

    ششم؛ عزیزی می‌گفت «اگر خدا حجاب را بر مردان واجب کرده بود، حتما همه‌شان بی‌حجاب می‌شدند». حرف بسیار مهم و زیرکانه‌ای بود. تمایل به پوشیده بودن و محجبه بودن، حس فطری‌ای است که به شکل شدیدتر و عمیق‌تری در وجود زن -این رحمت الهی-، قرار داده شده است. و این بسیار مهم است.

    هفتم؛ مواردی از این دست را باز شاید بتوان اندیشید. اما می‌خواهم تاکید کنم که به احتمال زیاد راه‌اندازان این موج و کسانی که نوشتند، چنین نیت انفعالی و تقلیل‌گرایانه نداشتند. و بیشتر به صورت ناآگاهانه تحت تاثیر فضای فرهنگی حاکم بر رسانه‌ها و بخشی از جامعه‌ است. اما باید با این دقت نظرها و عمق‌بخشی به تحلیل‌ها، فضایی که قرار است اقدامات فرهنگی را در آن سامان داد، کاراتر و اثرگذارتر و دینی‌تر کرد.

    کلمات کلیدی: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

    ۱۱ نظر »

    • حجاب، کار پیش پا افتاده؟؟؟ جدی؟؟!؟ « سمپاتیک :

      # ۱۱ شهریور ۱۳۹۰ - ۱۲:۱۶ ق.ظ

      [...] ازشون میخوام این خواهش رو جدی بگیرن، چون واقعا الان که این پست رو از آقای ایلیا خوندم، انقدر عصبانی شدم، اتفاقا [...]

    • ص :

      # ۱۱ شهریور ۱۳۹۰ - ۵:۱۹ ب.ظ

      اوه برادر… تو کجایی؟
      نبودی ببینی سر تذکر همین مورد پنجم چه گیس و گیس کشی راه انداختن!
      http://1707.razedel.ir/archives/1686

      ممنون که این نکته ها را گفتی. گاهی لازم است.

    • علی الف :

      # ۱۱ شهریور ۱۳۹۰ - ۵:۴۰ ب.ظ

      جناب صاد،
      متاسفانه…
      برادرم! متاسفانه فضای بد و نظرات ضددینی بدی بین دختران مسلمان شکل گرفته است. من واقعا نگران آینده جامعه‌م. خدا به خیر بگذراند

    • م :

      # ۱۲ شهریور ۱۳۹۰ - ۱۲:۰۵ ب.ظ

      رهبر معظم انقلاب در این باره می‌فرمایند: « زنها هم باید ورزش کنند. گاهی من در همین راه «کُلک چال» که از پایین به بالا می‌آیم، یا بعکس به طرف پایین می‌روم، خانمهایی را می‌بینم که با چادر مشکی این راه را طی می‌کنند. با این‌که قسمتی از این راه، بسیار ناهموار و یا به قول ما مشهدی‌ها قلب است، درعین‌حال خانم‌ها این راه ناهموار را تحمّل می‌کنند و با چادر مشکی می‌آیند. خوب؛ این همّت است دیگر. من این‌طور زنها و همچنین افراد مسنّی که این راههای طولانی را طی می‌کنند و می‌روند، بسیار تحسین می‌کنم.»

    • علی الف :

      # ۱۲ شهریور ۱۳۹۰ - ۱۲:۰۶ ب.ظ

      جناب م،
      نقل قول بسیار نیکویی بود. هر چند مدت‌ها قبل دیده بودم. اما بعید می‌دانم برای نیتی که اینجا طرحش کردید، مفید فایده باشد.

    • میری :

      # ۱۲ شهریور ۱۳۹۰ - ۱۲:۴۴ ب.ظ

      چند خطی پیرامون نقد آقای علی.الف بر صبر ریحانه ها
      اول اینکه معنای انفعال همانطور که از اسمش پیداست . عکس العمل در مقابل یک فعل است. و تا فعلی نباشد انفعال معنایی ندارد.اگر تعریف انفعال آن باشد که آقای الف فرموده اند. کلا هر حرفی که راجع به حجاب بزنیم لابد در مقابل جو کلی و روند بی حجابی است پس انعال است. و باید سکوت مطلق نمود. این تعریف را تعمیم دهید به نماز وسایر مسائل تربیتی. اگر ما درباره هر موضوع تربیتی حرفی بزنیم طبق این تعریف منفعلانه است.امیدوارم این بزرگوار درباره تعاریف خود بیشتر دقت بفرمایند
      دوم اینکه صبر ریحانه ها قصد دارد ارائه الگو نماید به آنان که گمان می کنند بندگی در بعضی شرایط سخت است و یا تعطیل می شود. و ربط مطلقی به جریان کلی بی حجابی ندارد.
      سوم اینکه البته حجاب و روزه وظیفه است. اما کجا آورده اند کسانی را که در سخت ترین شرایط به وظیفه شان عمل می کنند نباید تحسین نمود؟ حتما دوستمان می دانند که تحسین و تقدیر یکی از راه های تشویق و الگوسازی برای دیگران است. و این نکته آنجا اهمیت بیشتری پیدا می کند که آقای الف به یادبیاورند که همه خانمهای روزه گیر و محجبه همسن ایشان نیستند. بلکه بسیاری از آنها به تازگی به تکلیف مشرّف شده و سنی حدود ۹ تا۱۵ سال دارند. یعنی کودک و نوجوانند.امیدوارم اگر ایشان صاحب اولاد هستند یا شدند در مقابل نماز خواندن و روزه گرفتن حتما تشویقش کنند و نگویند: وظظیفه ات را انجام داده ای!
      چهارم اینکه همه زنان ما که در بیرون خانه حضور دارند به عشق فمنیسم بازی و زن سالاری بیرون نمیزنند. چه بسا بانوانی که به جبر روزگار مجبور به اشتغال هستند و در عین حال حجاب خود را حفظ می کنند. از آن گذشته، نباید خیال کنیم همه زنان ما در خانه های خود کولر دارند و باز هم نباید خیال کنیم دمای هوای همه جا مثل شهر ماست.حتی زنان خانه داری که رد مناطق محروم جنوبی کشور زندگی می کنند گاه کولر ندارند گاه کولرشان جواب گوی گرمای فصل و عطش روزه شان هم نیست.و علاوه بر اینها همیشه بیرون رفتن ها برای اشتغال نیست. صف های طولانی نان و نفت و حتی آب آشامیدنی چیزهایی است که هنوز در کشور ما هست و بعضا هم زنان باید از عهده ی آن بیرون آیند.
      من البته آقای الف را از نزدیک نمی شناسم. ولی با برداشت های ایشان حدس می زنم ایشان از اهالی پایتخت یا جایی شبیه آن باشند.
      پنجم اینکه کاش دوستانی که انقدر اهل مداقّه هستند این قلم ها را متوجه حرکت های بیگانه کنند و اگر هم نقدی دارند در حین همراهی و همدلی و خیرخواهانه و ازدرون به کار گیرند.
      ششم اینکه البته من هم فکر می کنم آقای علی.الف نیت بدی نداشته اند اما شاید به خاطر عجله به این اشتباه افتاده باشند.

    • علی الف :

      # ۱۲ شهریور ۱۳۹۰ - ۱۲:۴۵ ب.ظ

      جناب آقای میری،
      سپاس از توجه‌تان و وقتی که گذاشتید. اما کاملا واضح است متن را درست نخوانده‌اید. یا با دقت کافی نخوانده‌اید. بنده در انتخاب الفاظ دقت می‌کنم. و سعی می‌کنم آنچه می‌نویسم منظورم را بگوید. اما از نوع پاسخ‌هایتان، کلا جز چند کلمه از متن چیز خاصی را متوجه نشده‌اید. لطفا کمی عمیق‌تر و بادقت‌تر مطالعه بفرمایید. ضمن اینکه به ربط منطقی نظراتتان نسبت به حرف‌های من نیز دقت بیشتری کنید
      مثلا:
      بارها در متن اشاره کردم نقدم از سر خیرخواهی است. و تشکر کردم از بانیان حرکت.
      یا بحث خروج از خانه را با لفظ اضطرار، تحدید کرده‌ام. پس اینکه زنی مجبور است خرج خانواده بدهد، شاملش نمی‌شود. بحث کولر هم مثالی بود. حتی در جایی که کولر ندارد، در داخل خانه که در مواقع مهماندار بودن، که چادر سر نمی‌کنند.
      یا اصلا به تعریفم از انفعال توجهی نکردید! الان هم این حرکت انفعالی در برابر فضای فرهنگی‌ای است که دیگران ساخته‌اند!

      همه موارد فوق را در متن گفته بودم. چیز جدیدی لازم نیست بگویم. پاسخ تک تک نظرتان در متن هست
      باز هم سپاس از وقتی که گذاشتید و توجه‌تان.

    • مسعود :

      # ۲۰ شهریور ۱۳۹۰ - ۸:۵۵ ق.ظ

      سلام
      دقیق بود. استفاده کردیم. البته فقط اسیب شناسی بود. مطمئنا ما نباید نسبت به ترویج الگوی حجاب بی تفاوت باشیم. برای این کار چه باید کرد؟

    • علی الف :

      # ۲۰ شهریور ۱۳۹۰ - ۸:۵۶ ق.ظ

      برادر مسعود،
      من به عنوان یک اصل شخصی، هرگز هیچ کس را از کار برای حجاب منع نکرده و نمی‌کنم. همین‌طور که این دوستان را منع نکردم. البته ایرادات را می‌گویم، سعی می‌کنم اصلاح کنم، ولی همین‌کارهای ریز و کوچک –حتی خیلی کم‌فایده – اثرش خودش را در کل می‌گذارد.
      برادرم!
      مهمترین اشکال در کارهای مربوط به حجاب، جزئی و بخشی دیدن کار است. این که به صورت کلان و قطعه‌ای از یک پازل دیده نمی‌شود. مسئله‌ی حجاب(+ و +)، بدون حل برخی مسائل دیگر حل نخواهد شد! محسن رضایی مصاحبه‌ای دارد که می‌گوید بی‌حجابی از خانواده‌های مسئولین نظام (اعم از دولتی و نظامی) شروع شد. بلی! اگر دین را به صورت کلی نبینی که باید همه‌ی شئونش در همه‌ی جامعه اجرا شود، بی‌حجابی از دل همین خانواده‌های مثلا مذهبی در می‌آید! چرا که اشرافیت و خوی رفاه‌زدگی حاصلش همین است. باید مسائل را به صورت یک کل دید و از ارتباط آنها با هم غفلت نکرد.
      ریشه اصلی حجاب را باید در مدرن‌زدگی فرهنگی که درباره زن و خانواده به جامعه تحمیل شده است باید جستجو کرد. مشکل روح فمنیستی حاکم بر جامعه است. به صورت ویژه و اساسی می‌خواهم تاکید کنم که نه ماهواره مقصر اصلی است نه فمنیست‌های سکولار و ضد دین! مقصر اتفاقا روح التقاطی‌ای است که بین بچه مسلمان‌ها جاری است. ماجرا نشریه مبتذل فائزه هاشمی – که همیشه چادر به سر دارد- است. نتیجه آن روحیه‌ای است که دوچرخه سواری، آشپزخانه اُپن و … را باب کرد. نتیجه نابود کردن فرهنگ حیا و عفت در رفتارهای زنان است که مثلا زنان چادری مسئولین، برنامه‌هایی با زنان چادری در صدا و سیما باب کرد. نتیجه بحث اشتغال زنان و بحران عاطفی خانواده است. نتیجه در عدم اطاعت پذیری زن از شوهرش است. چون در محل کار همه‌اش تحقیر و توسری دیده است، خیال می‌کند دربرابر شوهر باید عصیان کند تا تلافی شود! ریشه در فیلم‌های کثیف و خائنانه‌ای چون پدرسالار و هزاران مورد دیگر دارد. نتیجه در تحقیر کار خانه، بچه‌داری، آشپزی، همسرداری است! نتیجه در کوبیدن غیرت مردان نسبت به نوامیس‌شان به بهانه‌های مختلف است. نتیجه دیر ازدواج کردن دختران است. نتیجه توهمات احمقانه‌ای است که برای ازدواج ساخته‌اند. نتیجه فمنیست‌های چادری در دانشگاه‌ها دارد که با وقاحت تا ۱۱ و نیم شب به بهانه کار فرهنگی در جلسه می‌گذرانند. نتیجه در لاس زدن‌های همین مثلا مذهبی‌ها در همین فضای مجازی دارد. نتیجه عدم دقت در صنف پوشاک و مانتو و … است. نتیجه این است که فلان خانم ننگ‌ش می‌آید ماجرای مافیای چادر و واردات و قیمت آن را دنبال کند، اما خیال می‌کند با ادای رفتارهای مردانه در آوردن، کلی انقلابی شده است! نتیجه امثال آن نشریه اینترنتی است که به اسم اسلام، تمام ریشه‌های عمیق حیا، خانواده و … را نابود می‌کند. نتیجه تعریف زن خارج از محیط خانواده است. نتیجه بی‌اهمیتی شوهران به احساسات همسرانشان است. نتیجه شرط شرکت‌های خصوصی برای استخدام زنان زیبا رو و آرایش‌کرده و اهل لاس و حال است! نتیجه هم اتاقی ۳۰۰ روزه زن و مرد در محل کار است. نتیجه استفاده حضرات مثلا اصولگرا از زن با استفاده از رانت زنانگی‌شان برای وزیر و وکیل شدن است! نتیجه مرد نبودن پدران و برادران و شوهران است. نتیجه کوتاه آمدن علمای تبلیغات‌چی از آرمان‌های اسلام برای عفاف و حجاب و خانواده، به بهانه‌ی جذب حداکثری است. نتیجه تشکل‌های دختریزه است. نتیجه دانشگاه‌های ننگ‌آور مختلط است. نتیجه رفتار آن عده‌ای است که به اسم مبارزه با فمنیسم خودشان کثیف‌ترین آموزه‌های فمنیستی را در عمل اجرا می‌کنند. نتیجه…
      برادر من!
      مسئله‌ی حجاب، نتیجه هزاران عامل است. اگر همه‌ی اینها به صورت همزمان حل نشود، مجبورند به همین کارهای سطحی، بد سلیقه، با رویکرد غلط، و به دور از ریشه‌های اصلی، بپردازند. خوب هم هست. تقصیری ندارند، بالاخره بنا به توانشان عمل می‌کنند. برایشان دعا هم می‌کنم. ان شاء الله خدا خیر همین کارهایشان را بدهد. اما کم فایده بل بی‌فایده است. چون ریشه‌ها را درست نشانه نگرفته است. چون به مسائل حاشیه‌ای می‌پردازند. البته همین‌کارها هم نباید قطع شود بلکه باید بر کمیت‌ش افزوده و کیفیتش بهبود یابد. دعا کنیم بر کثرت همین افراد هم افزوده شود.

    • م.ع. :

      # ۲۱ شهریور ۱۳۹۰ - ۲:۲۸ ب.ظ

      صحبتهای شما را خیلی از خانم های چادری قبول دارند.”ضرورت”.مشکل اینجاست.تعریف شما از ضرورت چیست؟ حتما باید صف نان و نفت باشد؟؟؟ خانم چادری نیازی به تفریح ندارد؟ سینما دوست ندارد؟ پارک نمی خواهد؟ اگر این سوال را یکی از خانم های چادری از من بکند نگاهی به سر و وضعش می کنم .اگر به نظرم اعتقادی به واژه ی “عبد” داشت، جوابش را این طور می دهم: ببین خدا گفته خلق الموت و الحیات لیبلوکم ایکم احسن عملا…یعنی دین حداکثری…یعنی تقوا.یعنی بنده اونیه که اگه جایی احتمال گناه می بینه نره. با این وضع پارک ها و سینما ها و تئاتر هم می دونم دوست داری ولی… اما واقعا مگر چند تا از زنان مذهبی! ما این حرفها را قبول دارند؟چند نفر مومن اند به این که من یتق الله یجعل له مخرجا و واقعا یرزقه من حیث لا یحتسب؟؟ ملت این حرفا در کjش نمی رود… خوشی می خواهد، آن هم در لحظه.در آن.و تا جای مناسبی نباشد خیلی از زنان ما برای با هم بودن گز کردن خیابان ها و وقت گذراندن پشت ویترین مغاز ه ها را ترجیح می دهند به خیلی چیزها

    • کاوه :

      # ۲۱ شهریور ۱۳۹۰ - ۹:۰۵ ب.ظ

      مطلب خوبی بود
      البته من از طرح زیتون بی خبرم و مطالبی رو که در ادامه می گم فقط ناظر به همین متنی که اینجا خوندم
      اما بعضی قسمت هاش خیلی برام غریب بود
      اول استفاده از واژه د-ر-ی-…گ-ی که اصلا مناسب و صحیح نیست
      دوم اصطلاح نچسب و غیر مانوس فمنسیت چادری
      قبول دارم که برخی افراد چادری آن طور که باید شایسته این لباس نیستند (که اشاره به آون خانم مجری کاملا مصداق درستی برای این صحبت بود،البته به نظر من) ، همون طور که بعضی آقایون به ظاهر مذهبی با رفتارهایی مثل نگاه به نامحرم و … حیا در مردان مذهبی را زیر سوال می برند
      اما این عبارت را نوعی توهین به چادر و چادری های محترم می دانم
      به یاد آن سخن امام عزیزمان راجع به روحانیت که فرمودند:
      ما روحانی دزد نداریم بلکه دزد در لباس روحانیت داریم و ….
      باز هم به نظر بنده حقیر ما چادری بی حیا نداریم بلکه بی حیا در لباس چادری داریم

      همچنین خود پسوند چادری یادآور حضور اجتماعی صحیح زنان است و این عبارت نوعی نتاقض درونی دارد.

      یه موردی هم که یه کم ناجور بود اینکه خرید رو جزو امور اضطرار برای فعالیت و حضور خواهران مطرح کردید که کمی بوی تنبلی آقایون برای فراراز انجام وظیفه خطیر خرید منزل را میداد!

      جدای از این گیرهای سه پیچ! کلیت مباحثی رو که گفتی رو جدا قبول دارم و ممنونم
      یا علی

    RSS برای نظردهی این مطلب

    نظر دهید

    لازم است

    لازم است، نمایش داده نمی‌شود

    *
    برای تشخیص ربات‌های مردم آزار از انسان است.
    Anti-spam image


    تاربلاگ ایلیا
    بخش ویژه
    موضوعات
    نویسندگان