» مساله به این سادگیها هم نیست!
صالح عزیز مرا به بازی وبلاگی در باب صدا و سیمای جمهوری اسلامی دعوت کرد. خود نیز نکات مهمی را یادآور شد . که من با نظراتش بسیار موافقم و در حقیقت به شرح آن میپردازم. نکاتی دربارهی سازمانی عریض و طویل مینویسم که بر سر سفره جمهوری اسلامی نشسته و نمکدانها را یک به یک میشکند! مطلبم خیلی طولانی شد. اما وقت بگذارید و همهاش را با دقت بخوانید. به نظرم مطالب مهم است …
۱) بحران تئوریک جدی است.
ابزار خنثی نیست؛ ابزار از مبانی فلسفیای که آنرا برای نیل به هدف خاصی ساخته است، به شدت متاثر است؛ لاجرم ابزار مدرن از مبانی فلسفی مدرنیته متاثر است. تکنولوژی مدرن ساخته شده است تا اهداف مدرنیته را برآورد؛ برای اینکه ابزار در جهت آن فلسفهها حرکت کند، کار خاصی لازم نیست! تنها به یک عقل ابزاری معمولی نیاز است.
ابزاری که در ساختارهای تئوریک و فلسفی دیگر ساخته شده است، وقتی در ساختاری با فلسفههایی متضاد با فلسفههای مبدا، به کار گرفته میشود، بحران میآفریند. هم خود بحران زده زیست خواهد کرد و هم با توجه به مقدار قدرت اثر گذاریاش، جامعه انسانی تحت فلسفههای جدید را بحران زده میکند. چرا که ابزار تکنولوژیک فلسفههای بنیادی خود را با خود به جامعهی جدید میآورد. و سعی در القا این فلسفهها خواهد کرد. اینجاست که بحران آغاز میشود.
اگر در این انتقال جامعهی مقصد خودآگاه نباشد و این مبانی فلسفی را نشناسد و دست به اصلاح آن نزند، بر دامنهی بحران خواهد افزود. و بحران ادامه خواهد یافت؛ و این معمولا در مواجهه با تکنولوژیهای پیشرفتهتر بیشتر نمایان خواهد بود. چرا که انسانها با پدیدهای شگفت برخورد میکنند و چنان که رسم عوام است، در برابرش متعجب و مغلوب میشوند. و گاه چنان این توفق تکنولوژیک ادامه مییابد که حتی پیشفرضها دیده نمیشوند. و لذا سعی در اصلاح آنها نخواهند کرد.
و رسانههای تکنولوژیک جزء خطرناکترین تکنولوژیها و ابزارهایی هستند که وقتی به جامعهای جدید منتقل میشوند، تا مدتها هوش و اختیار از سر مخاطبان میبرند؛ و این به دلیل قدرت رسانه است که با آمیزش با تکنولوژی بر قدرت سحرش افزون گشته است.
صدا و سیما –به طور خاصتر تلهویزیون- در ایران چنین نقشی را داشته است. با ورودش جامعهی جدید را تحت تاثیر قرار داد؛ هر چند تا سالیانی فلسفههای حاکم بر جامعه که در تضاد کامل با مدرنیته بودند، در برابر این رسانه ایستادند و تسلیم نشد. ضریب رشد این رسانه در پیش از انقلاب بیانگر همین نکته است.
وقتی بنیانهای اسلامی-فلسفی جامعه در سال ۵۷ بر جریان خواهان مدرنیزاسیون غلبه کرد، و قدرت سیاسی را در دست گرفت، زمان آن بود که با مظاهر تکنولوژیک نیز برخوردی متناسب با فلسفههای جدید – که کاملا در تضاد با مدرنیته بودهاند- صورت بگیرد. اما چنین نشد … یا به نظر میرسد اگر کاری هم شد، بیفایده بوده است! از طرفی نیز عامهی مردم به خیال اینکه این جریان جدید بر تکنولوژی کنترل دارد (که میباید میداشت)، آغوش خود را بر تکنولوژی ها و رسانهها بعد از انقلاب گشودند. اما …
صدا و سیما با همان فلسفههای مدرن و غربیاش باقی ماند. هر چند آدمهایی که از آن بهره میگرفتند عوض شده بودند. اندک اندک رسوخ خود را بیشتر کرد. از روزی سه تا چهار ساعت برنامه تا به امروز و شبکههایی ۲۴ ساعته!! و ضریب نفوذ بالای ۹۵ درصدی در جامعهی ایران …
اما تغییر افراد تنها تاثیری مقطعی و ظاهری داشت! که این تاثیرات به مرور زمان کمتر و کمتر شد. و ظاهرش نیز خیلی شبیه ظاهر مشابهان غربی و شرقیاش شد. در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در اوقات شرعی اذان پخش میشود! به همانگونه که در بعضی شبکههای خصوصی مسلمانان در ناف غرب چنین میشود! و این میشود ادای دِین این رسانه به دین!
افراد به مرور که با این رسانهی تکنولوژیک کار کردند، زبان آن را یاد گرفتند و تحت تاثیر فلسفههای آن قرار گرفتند. و مغلوب شدند!
کار تا آنجا پیش رفت که افراد مسخور شدهی تکنولوژی، با آنکه به مبانی فلسفی دیگری معتقدند، خیلی سریع فلسفه جدید را یاد میگیرند بی آنکه آن را بفهمند. چرا که با آن فلسفه است که میتوانند از ابزار جدید بهترین استفاده را کنند. بازی را خوب یاد میگیرند! تا آنجا در تکنولوژیزدگی پیش میروند که خود در تولید فکرهای مورد نیاز آن سهیم میشوند؛ و دانشکدهی صدا و سیما، دانشکدهی خبر، دانشکدههای ارتباطات و غیره در ایران در حال اجرای این نقش هستند …
و این همهاش به دلیل ضعف افراد شاغل در این رسانهی عریض و طویل نبود؛ وقتی افراد خوب در ساختارهای فاسد قرار بگیرند، عملهی شیطان خواهند شد، بی آنکه بخواهند. در یک سبد فاسد هر چقدر هم سیب سالم بریزید، از کارکرد فساد آور سبد کم نخواهد کرد.
باور کنیم که لاریجانی و ضرغامی آدمهای خوبی هستند! اما در این ساختار که مبتنی بر فلسفههای خاصی است، کار بیشتری نمیتوانند بکنند، جز آنکه به پیشرفت کمی این رسانه کمک کنند.
در چنین ساختارهایی فرمانروایان نه ضرغامی، که معاونان و مجریان امور فنی هستند. حکمران واقعی در این چنین رسانههایی کسانی هستند که بر و فن و تکنیک مسلط اند. این نکتهای است که معمولا از آن غفلت میشود…
ساختار این رسانه هنوز بر مبانی مدرن و غربیاش استوار است. به همین دلیل است که ریختن محتوای اسلامی در این ساختار به شدت سخت میشود؛ و گاها نتیجهی عکس از چنین تلاشی حاصل میشود.
ساختار خود را حفظ کرده است. و برای حفظ خودش ادبیاتی ایجاد میکند و هر که را که به آن ادبیات پایبند نباشد دور میریزد. و اخراج خیل نیروهای فرهنگی حزباللهی در این رسانه، مصادیق همین گفتارند.
اما به هر حال باید پرسشهای بنیادی را از نو پرسید و به آنها پاسخی متناسب با مبانی انقلاب اسلامی داد. پرسشهایی که اگر به آنها پاسخی روشن داده نشود، پاسخهایی مفروض گرفته میشود که مبانی فلسفی این رسانهی تکنولوژیک برایش تعیین میکند! و این چنین میشود که مثلا هنوز در این رسانه بر ارائهی یک رسانهی مستقل تبلیغ میشود! «رسانهی مستقل» افسانهای که رسانهها برای نفوذ و فریب به کار میبرند. در حالی که نه تنها هیچ رسانهی مستقلی وجود ندارد، که اصولا چنین چیزی نه ممکن است و نه حتی مطلوب.
چرا یک نظام اسلامی به رسانهای این چنین نیاز دارد؟ مخاطبان چه کسانی هستند؟ چه چیزهایی است که باید گفته شود؟ چه چیزهایی نباید گفته شود؟ چه قدر از سهم یک رسانه باید سرگرمی باشد؟ و … سوالهایی از این دست فروانند. و به برخی از آنها هم از طرف امام خمینی (ره)، مقام معظم رهبری، و بسیاری دیگر از متفکران، پاسخ گفته شده است. هر چند عزمی در بین مدیران سیما برای شنیدن این پاسخها وجود ندارد.
پرسشها و بنیادهای فلسفی در باب این رسانه و دروغهایی را که این رسانه به عنوان حقایق مسلم تحویل میدهد، بسیار فراوان است. بر شمردن این سوالها، مبانی و دروغها فرصت دیگری میطلبد …
۲) سکولاریزم نهادینه شده است.
در سازمان دو نوع جریان کاملا واضح است. یعنی کافی است یک بیننده عادی باشید تا تشخیص دهید. سازمان دو بخش دارد: سیاسی مستقیم و غیر سیاسی! که همین نگاه واضحترین دلیل بر سکولاریزم نهادینه شده در این سازمان بی در و پیکر است. این یک امر طبیعی شده است برای مدیران این سازمان.
در بخش سیاسیاش که شامل بخشهای خبری و برنامههای مستقیم سیاسی است. سعی میشود تا مواضع جمهوری اسلامی و گاهی هم انقلاب اسلامی منتشر بشود! خوب تا حدی هم موفق هستند. و در این چند زمینه با آنکه میتوان ایرادهای مصداقی گرفت اما کلیت به نسبت باقی قسمتهای این رسانه مناسبتر است. یکی از مهمترین دلایلش هم این است که در به کارگیری افراد در این حوزه دقت بیشتری میشود و لذا نتیجهی ضد انقلابی کمتری دارد!
اما در بخش غیر سیاسیاش که همان بخشهای فرهنگی، هنری و … است. چیزی که واضح است نداشتن یک ایدهی اسلامی و انقلابی است. چرا که به نظر آقایان انقلاب و اسلام تنها به پخش اذان و قرآن، سخنرانیهای مقام معظم رهبری و بیان مواضع سیاسی مسئولان نظام است. هر چند در این بخشها نیز کار را به جایی رساندند که مثلا سخنرانی رهبری را سانسور و یا تحریف نمودند.
اما در حوزه فرهنگی و هنری این رسانه وقتی یک ایده و فکر درست ارائه نشود، به ناچار عقاید شیطانیای تبلیغ میشود که توسط مبانی این رسانه ترسیم شده است. از لیبرالیسم و فردگرایی افراطی تا مکاتب ضد دین عرفانی! تنها به فکر پر کردن آنتن است به هر طریق که شده. مثلا با پخش روزانه ۸ ساعت فیلمهای سینمایی غربی و شرقی از شبکههای مختلف! و هزینه از پول بیتالمال برای تبلیغ فرهنگ دشمنان!
در حوزههای خانوادگی، طنز و کودک نیز به همین منوال. تنها نقش این رسانه تحمیق فرهنگی مردم است. و این جنایتی است که نمیتوان با در نظر گرفتن برخی کارکردهای مثبت صدا و سیما نیز از آن گذشت.
۳) بزرگترین خیانتی که این سازمان در حق من انجام داد!
مهمترین خیانت این رسانه آن است که انقلاب اسلامی را نه تنها معرفی و به نسل ما منتقل نکرده است که بر عکس آن تصویر بی خاصیتی که از انقلاب تنها در یک دههی خاص نشان میدهد به اندازه تمام تلاشهای دشمن به انقلاب ضربه میزند!
باز خدا را شکر یک سالی است هر از چند گاهی سخنرانیهای امام خمینی عزیز را پخش میکند تا یادمان نرود که این رسانه میراث دار همان نهضت امام است! و اگر جرات میداشتند بعید میدانم که سخنرانیهای مقام معظم رهبری را نیز پخش میکردند.
یعنی اصلیترین خیانت و کوتاهی این رسانه آن است که تفکر حزب اللهی را معرفی نکرده است. اگر هنوز هم جریانهای حزباللهی در جامعه وجود دارد و به نسلهای جدید منتقل میشود، مسلما از راههای دیگر این مهم انجام میگیرد و صدا و سیما نه تنها نقشی نداشته است که بلکه به عکس نقشی اساسی در پنهان کردن و از بین بردن این جریان فکری داشته است.
من و امثال من به برکت راههای دیگر بوده است که با امام خمینی، رهبر، اسلامی که امام معرفی کرد، انقلاب اسلامی، دفاع مقدس و … آشنا شدهایم. این عظیمترین خیانت این رسانه است.
۴) منتظر تغییر از درون نباشید …
باید به این نکته نیز توجه کرد که نباید انتظار داشته باشید که با چهار تا مطلب من و شما، صدا و سیما متحول شود که با بزرگتر از ما نیز چیزی رخ نداده است. صدا و سیما کارش از اصلاح گذشته است. از درون آن اتفاقی نخواهد افتاد.
به این نکته هم توجه داشته باشید که این پزهای شنیدن حرف مخالفان – که جناب آقای ضرغامی انجام میدهند- بیشتر یک ابزار رسانهای برای فریب است. و گرنه قطع برنامهی زندهی مناظرهی وحید جلیلی با مدیران سازمان خود مهمترین مصداق برای این فریب است. تا جایی انتقادها را تحمل خواهند کرد که بنیادهای این ساختار فاسد، هدف قرار نگیرد.
۵) راه حل چیست؟
برای حل این معضلات شاید اوایل انقلاب میشد با تعطیل کردن این رسانه، و پرداختن به مراحل زیر، کار را اصلاح کرد. اما در شکل فعلی تعطیل کردن مسلما راه حل نیست و باید این کشتی ویران شده را روی آب تعمیر بنیادی کرد. اما برای این تعمیر باید مراحل زیر را طی کرد:
نخست متفکران مسلمان آشنا به بنیادهای مدرنیته، تکنولوژی و رسانه به بررسی بنیادهای فلسفی و تئوریک این سازمان بپردازند. و در پی اصلاح آن با توجه به بنیادهای انقلاب اسلامی آن باشند.
دوم، بایستی با توجه به مبانی جدید برای این رسانه، ساختاری جدید تعریف کنند. ساختاری که بتوان با آن محتوای اسلامی را عرضه کرد.
سوم، مدیرانی معتقد، شجاع، آگاه به مبانی، قدرتمند، پرکار برای این سازمان یافت. تا بتوانند با شکستن ساختارهایی که به دروغ بهترین حالت معرفی شدهاند، دست به اقدامات انقلابی و اساسی در این سازمان بزنند.
چهارم، نیروی کاری جدید را متناسب با آن مبانی و این ساختار جدید وارد این سازمان بکنند. افرادی که هم با مبانی انقلاب اسلامی تناسب داشته باشند و هم توانایی کار در یک رسانهی تکنولوژیک را داشته باشند.
و السلام.
من نیز دوستان زیر را دعوت به نوشتن دربارهی صدا و سیما میکنم:
پاکت ها - روزنامه دانشجویی - چلو کباب - تردید - انقلابیون - دیار شهود - آرمانشهر - ساقور - کوله پشتی – پاسداران – جنبشی استشهادی – مجاهدین – کافه تریا – از کجا آغاز کنیم؟ - پسر ایرانی - جنبش نرم افزاری و تولیدعلم و آزاداندیشی – زخم عتیق – پلخمون – نفسانیت یک من - شرح
و تمام عزیزانی که لینکشان در وبلاگ بنده هست!








دانش پزوه :
# ۶ مرداد ۱۳۸۶ - ۳:۴۲ ب.ظ
با سلام
به دعوت شما لبیک گفتم و شما را لینکاندم. موفق باشید و ماندگار
محمد آزادی :
# ۶ مرداد ۱۳۸۶ - ۶:۰۰ ب.ظ
سلام.
سطر به سطر یادداشت تان گویای دلسوزی و صداقت شما درباره صداوسیما است.
اما چه فایده که گوشی برای شنیدن نیست.
البته ناامید هم نیستیم.
مجاهد :
# ۶ مرداد ۱۳۸۶ - ۷:۰۹ ب.ظ
سلام علیکم..
اولا که عیدتون مبارک اخوی..
ثانیا، من به دو تا از دوستان بزرگوار دیگه ای هم که مثل شما نسبت به حقیر لطف داشتند و برای این حرکت دعوت کردند، این رو عرض کردم که یکی از صافت مومنین اینه که من اللغو معرضون.!هرچند مومنین اصولا هیچ ربطی به بنده نداره.!
اما اینکه چرا لغو می دونم این ماجرا رو، به خاطر اینه که تقریبا بی تاثیر می دونم. هرچند ما مور به تکلیف و نه نتیجه. اما خب اینم حکم واجب کفایی داره دیگه. اکثر رفقا زحمت کشیدن و نوشتن. الحق که خوب هم نوشتن. از جمله خود شما. دیگه نیازی نیست یه بی سوادی مثل من هم بیاد ان قلت کنه که..
ضمن اینکه اصولا آقا ما جونمون رو دوست داریم.! هم جونمون و هم آبرومون.! ما رو با این مهندسین بدل از سردار، در نندازید.! خطرناکه حسن.!
ما هرچی حرف داشتیم تو همون دیداری که پارسال داشتیم باهاش، بهش گفتیم. اونجا تاثیری نداشت، الان هم بعید می دونم الا تلف کردن وقت و توان بچه ها چیز دیگه ای داشته باشه. البته به قول آقای آزادی ناامید نیستم. اما خب امیدوار هم نیستم.!
حرف تو این وادی خیلی زیاده علی آقا. انشاءالله اگر عمری باقی بود، بعدا در موردش با هم حرف میزنیم..
یازهرا(س)./
مجاهد :
# ۶ مرداد ۱۳۸۶ - ۷:۱۱ ب.ظ
البته ذکر این نکته هم لازمه که صدا و سیما تا قبل از این، عملا ارگان رسانه ای جناح راست بود. حالا هم تبدیل شده به ارگان رسانه ای هاشمی و باندش.! نتیجه اخلاقی اینکه خب وقتی چیزی برای من نیست، براش دل نمی سوزونم.!
توجیه مسخره تر از این دیده بودی؟!
یازهرا(س)./
سید مجید علوی :
# ۷ مرداد ۱۳۸۶ - ۷:۴۷ ب.ظ
با سلام
به روزم با مطلبی با عنوان آقایان کمی انصاف…؟!
http://www.nasle-bidar.blogfa.com/post-7.aspx
محمدمسیح :
# ۸ مرداد ۱۳۸۶ - ۱۰:۴۸ ق.ظ
بسم الله؛
برادر علی، ما خیلی وقت است از این جمع با لگد پرت شده ایم بیرون، و لبیک گفتن به این تکبیر ها و بعد لینک نشدن و تمسخر به اینکه سانسورت کردیم، خوب با این اوصاف دوست ندارم دستی دستی خودم را مسخره کنم.
ما خیلی وقت است از زمین بازی شما اخراج شده ایم …
علی :
# ۸ مرداد ۱۳۸۶ - ۳:۲۸ ب.ظ
پاسخ به محمد مسیح:
با همه انتقاداتی که به جنابعالی وارد است، از دایره بیرون نیستی اما اگر خود بپذیری که بیرون از این جمعی، لاجرم بیرون خواهی رفت. آیا اگر اینها بگویند که شما کافر هستید، دیگر نماز نمیخوانید؟
همدلی :
# ۹ مرداد ۱۳۸۶ - ۸:۱۲ ق.ظ
موافقم که سازمان صدا و سیما خوب عمل نمی کنه اما در برابر بعضی شبکه ها جای شکرش باقیه
علی :
# ۹ مرداد ۱۳۸۶ - ۸:۴۹ ق.ظ
پاسخ به همدلی:
دوست عزیز، همیشه همین گونه توجیحات باعث شده است که صدا و سیما هر روز در سراشیبی انحطاط سریعتر حرکت کند
سید مجید علوی :
# ۹ مرداد ۱۳۸۶ - ۸:۲۸ ب.ظ
با سلام
با مطلبی با عنوان تدارکات عجیب و غریب کارگزاران برای پیروزی !! به روزم/
http://nasle-bidar.blogfa.com/post-12.aspx
محمد حسین خوش بیان :
# ۹ مرداد ۱۳۸۶ - ۱۰:۵۹ ب.ظ
مطالب بالا تایید می شود …!
…
..
.
منم بازی … بزرودی می آپم در موردش …
فقط تبلیغش پا خودت داداشی
مصطفی نمازیان :
# ۱۰ مرداد ۱۳۸۶ - ۱:۲۷ ب.ظ
بنام خدا.با سلام به دوستان عزیز.وبلاگ شما را لینک دادم.جالب بود.شما نیز لینک دهید.والسلام
ahmad :
# ۱۱ مرداد ۱۳۸۶ - ۱۲:۲۶ ق.ظ
mamnoon az inke be webe ma sar zadi
ma ham mikhaim dar morede resane mofassal bahs konim khoshhal misham nazarat va man ba haye khoobi bedid
ya ali
سید مجید علوی :
# ۱۵ مرداد ۱۳۸۶ - ۷:۱۱ ب.ظ
با سلام /به روزم با زوج جاسوس را چه قدرمی شناسید
http://www.nasle-bidar.blogfa.com/post-16.aspx
با تشکر…
سید مجید علوی :
# ۱۷ مرداد ۱۳۸۶ - ۷:۴۳ ب.ظ
سلام به روزم /با آقای کروبی لطفا از خواب بیدار شوید؟!
نظر یادتون نره/
با آرزوی توفیق برای دولت اصول گرا
یا علی