» غباری که باید نسیم فجر بزداید …
انسان و نسیان در هم آمیختهاند. چنان عمیق که امیدی به رهایی از این آمیختگی نیست جز بر مهذبین نفس و جهاد کنندگان فی سبیل الله؛ فراموشی و غفلت حضور خود را در حیات بشر با قدرت تمام اعلام میدارد. و در تار و پود حیاتش چنان نفوذ کرده است که عالمیان «اهل ذکر» را دیوانه پندارند و خارج از دایره بشریت(۱)؛ گاه تا آنجا این شیفتگی بشر به فراموشی و نسیان پیش میرود که اگر نبود شواهدی از انسانهایی عجین شده به ذکر و حقیقت هستی، حکم میکردم که وجه امتیاز ذاتی بشر از سایر موجودات در غلبهی فراموشکاریاش است(۲) …
و بشر عصیان پیشه و عجول در خُسرانش، نه تنها به فراموشی خو کرده است که تمام عزم و همت خود را در مقابلهی با «ذکر» به کار انداخته است. و “خود غافل سازی” را از آن خصایص اختصاصی خود ساخته است. و اگر نبود خواست خداوند بر حفظ ذکر(۳)، بشر نشانی از ذکر باقی نمیگذاشت که اکثر هم لا یعقلون …
هر چند وقتی دقیقتر میشوی میبینی که تاریخ نمایانگر خواست انسان است در جستجوی فراموش شدهها؛ و نه تنها نمایانگر، که این جستجو است که تاریخ را جاری ساخته است. و در این هنگام است که فطرت انسان به نجات او میآید در نبرد با شیاطین و نفسانیاتش. و در هر عصری اهل حق تمام جهد خود را معطوف کرده است به زنده نگهداشتن ذکر؛
و تکرار آن هنگام که بشر را فرامیخواند به یادآوری آن گمشده، لاجرم بر هم میزند بساط شیرین غفلتش را. چرا که هر یادآوری، بشر را ندا میدهد به عملی. و چنین است که تکرارِ ذکر بر او تلخ خواهد بود و جانکاه؛ و این طعم تلخ است که بشر را وامیدارد تا با دیدگان گشوده خود را به غفلت بسپارد تا آسوده شود از رنج ذکر. و البته دنیای مدرن تمام جذابیتش –و قدرتش- در تامین همین غفلت است برای بشر.
و البته شیطان و نفس در هنگام ذکر نیز در گوشهی عزلت فرو نمیروند. اما این بار سعی در قطع باطن ذکر از ظاهرش دارد. قلب را از ذکر وا میدارد و لسان را مداوم میکند در ذکر. لاجرم این ظاهر را مانعی میسازد در وصل آن باطن(۴). و به ناچار بشر سرگشته به دنبال ظاهرهایی جدید و نو میگردد بی آن که بدان اشکال نه در ظاهر که جایی دیگر باید آن را جست.
و دههی فجر ذکری است از یک آزمون بزرگ. ذکری است از نصری بزرگتر. ذکری است از وحدت کلمه. ذکری است از نعمتی گرانبها. ذکری است از رهبری فرزانه. ذکری است از حیات دوبارهی اسلام.
این ایام برای عموم مردم از یک سو یادآوری ظلمتی است که به نور بدل گشت. و زنده کنندهی هر سالهی خاطراتی تلخ و شیرین، باشد که شکر نعمت گویند و قدرش بدانند.
از سوی دیگر یادآوری میکند آرمانهایی را که برایش قیام شد، برایش شهید داده شد. به مردم تذکر میدهد که این قیامی بود برای ایجاد حکومتی اسلامی. قیامی بود برای برقراری عدالت در تمامی ارض خدا و در تمامی عرصهها. قیامی بود برای زمینه چینی ظهور مهدی موعود(عج) …
ذکر اول مردم را فرا میخواند تا اسلام ناب محمدی را بشناسند؛ و ذکر دوم مردم را فرا میخواند به مطالبهی آرمانهای انقلاب اسلامی از کسانی که این ۲۹ سال در زمرهی مسئولین بودند.
ذکر اول مردم را فرا میخواند به تلاش، مشارکت، جهاد و استفادهی مناسب از این نعمت؛ ذکر دوم آنها را فرا میخواند به تصفیهی مسئولین نااهل و نامحرم بر اساس آن معیار ناب.
ذکر اول مردم را فرا میخواند به حیات طیبه؛ ذکر دوم آنها را مصمم میکند در مبارزه با فقر و فساد و تبعیض.
اما این ایام برای حاکمان نیز سخن از «اذکاری» دارد بس مهم.
آنها را تلنگری است تا درک کنند که چه بار سنگینی بر دوش گرفتهاند. آنها را فرا میخواند به بازشناسی آرمان، راه و مسیر طی شده و اصلاح آن. تا اگر آرمان در روزمرگیها، غبار غفلت گرفته است، دوباره زنده شوند. اگر انحرافی در راه طی شده وجود داشته است اصلاح شود.
و مانند هر ذکر دیگری شیطانیان در کارند تا اگر نمیتوانند مستقیما ظاهرش را هدف بگیرند آن را از باطنش دور کنند. مراسمات گرامیداشت دههی فجر را بنگیرد تا ببینید تا چه حد بر زندهنگهداشتن آن اذکار برای مردم و مسئولین توجه نشان میدهند!
و دههی فجر درسهایی است برای همه، شاید که هدایت شویم …
تذکار:
۱- لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ ۞ وَمَا هُوَ إِلا ذِکْرٌ لِلْعَالَمِینَ ۞ قلم، آیات ۵۱ و ۵۲
۲- که زمین و آسمان و ما فیها پیوسته در حمد و ثنای حق تعالی هستند! اما بشر …
۳- إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ / حجر، آیه ۹
۴- در همین زمینه: حجابهای غفلت زای مناسک!








اریستیسکا :
# ۲۴ بهمن ۱۳۸۶ - ۸:۰۶ ب.ظ
سلام
وبلاگ خیلی خوبی دارید…
من بهتون لینک دادم
شما این کارو نمیکنید؟!
موفق باشید
علی :
# ۲۵ بهمن ۱۳۸۶ - ۳:۴۱ ب.ظ
با تشکر از نظر لطف شما …