» مرد علم و جهاد …
شهادت این بزرگواران که عمری را به مجاهدت در راه اهداف اسلام گذراندهاند به دست اشخاص جنایتکاری که عمری به خونخواری و ستمپیشگی گذراندهاند؛ عجیب نیست. عجیب آن است که مجاهدان راه حق در بستر بمیرند و ستمگران جنایتپیشه، دست خبیث خود را به خون آنان آغشته نکنند. عجیب نیست که مرحوم صدر و همشیره مظلومهاش به شهادت نائل شدند؛ عجیب آن است که ملتهای اسلامی خصوصا ملت شریف عراق و عشایر دجله و فرات و جوانان غیور دانشگاهها و سایر جوانان عزیز عراق از کنار این مصیبت بزرگ که به اسلام و آل بیت رسولالله(ص) وارد میشود، بیتفاوت بگذرند و به حزب ملعون بعث فرصت دهند که مفاخر آنان را یکی پس از دیگری مظلومانه شهید کند …
روحالله الموسوی الخمینی
او بیشک یک نابغه و یک ستاره درخشان بود. از جنبه علمی، جامعیت و تحقیق و نوآوری و شجاعت علمی را یکجا در وجود خود داشت. در اصول، در فقه، در فلسفه و هر آنچه که با این دانشها ارتباط دارند، در زمره بنیانگزاران و صاحبان مکتب محسوب میشد. استعداد خارقالعاده و پشتکار کم نظیر او از وی عال ذوفنون و ژرفنگری پدید آورده بود که دید نافذ و ذهن جستجوگرش در آفاق علوم متداول حوزهها محصور نمیماند و هر آنچه را که برای یک مرجع بزرگ دینی در دنیای متنوع امروز سزاوار است، به حیطه تحقیق و مطالعه میکشید و سخنی نو و فکری بکر و اثری ماندگار در آن میآفرید.
بیشک اگر این جوهره علم و تحقیق و این ذخیره تمام نشدنی انسانی، با دست پلید جنایتکاران، از حوزهعلمیه ربوده نمیشد، جامعه شیعی و اسلامی میتوانست در آیندهای نزدیک، شاهد اوج دیگری در قلمرو مرجعیت و ریاست علمی و دینی باشدو توفیق و مدد الهی، آمیختگی این فضیلتهای بزرگ را با رتبه والای جهاد فی سبیل الله رقم زد. در هنگامی که حوزه کهن نجف در بوته آزمایش مواجهه با امواج بیداری اسلامی و انقلابی قرار گرفت، این شخصیت بیدار و آگاه، قدم در راه مجاهدتی علمی و سیاسی نهاد و درخشش معنوی خود را مضاعف ساخت. بینش عمیق او نیاز زمان را حس کرد و در راهی که اجداد طاهرینش به روی پیروان و جانشینان خود گشوده بودند، گامی استوار نهاد و چه زود پاداش این فداکاری عظیم، یعنی محنت و سپس شهادت در راه خدا را دریافت کرد.
سید علی خامنهای
اینها بخش اندکی بود از تمام آنچه دربارهی «شهید سید محمد باقر صدر و خواهر گرامیاش» گفتهاند. امروز سالروز شهادت مردی بزرگ از جهان اسلام. شخصیتی که مثل او کم بوده و کم خواهند بود. دربارهاش گفتهاند که اگر صدام ملعون دست خود را به خون این عزیزان آلوده نمیکرد، انقلابی اسلامی در عراق ایجاد میشد. و امت اسلام به خصوص ملت مظلوم عراق با این مصیبتهای امروز مواجه نمیبود.
نه شهید صدر را میشناختم و نه درک میکردم عمق کینهی آمریکاییها از برخی جریانهای عراق را. تا اینکه «یادنامه شهید محمد باقر صدر» را دیدم. که نشریهی قوی شاهد یاران شماره ۱۸ خود را به این شهید و خواهرش اختصاص داده بود. شمارهای بسیار جذاب و جالب بود. طی چند روز از ابتدا تا انتهایش را خواندم. و از آن هنگام از ارادتمندان شهید صدر شدهام. و امروز میتوانم بفهمم علت دشمنی آمریکاییها را با شاگردان و همفکران این شهید عزیز. شاگردانی که تبدیل به وزنهای در عرصهی سیاسی امروز عراق شدهاند. خدایشان رحمت کند.








مظاهر :
# ۲۱ فروردین ۱۳۸۷ - ۱۰:۱۱ ق.ظ
سلام. خوشحالم که تارنگارت را دیدم و نمردم. نمردم و دیدم.
علی :
# ۲۲ فروردین ۱۳۸۷ - ۱۰:۵۴ ق.ظ
مظاهر گرامی،
البته من زیاد مطمئن نیستم که چندان سودی از این آشنایی برده باشی!
محمد علی :
# ۲۳ فروردین ۱۳۸۷ - ۹:۲۳ ق.ظ
سلام
تازه من هم با علی موافقم!!
کمااینکه مظاهر گرامی سودی از آشنایی با خیلی های دیگر هم نبرده است !!!!