» … باز هم تو مجرمی!
--جمعه، ۳۰ فروردین ۱۳۸۷
حال بدی به من دست میدهد. وقتی چنین احمقانه روند داستان سعی دارد از نقش اولش و تمام جرمهایش دفاع کند. چه آن موقع که با وسوسهای شیطانی روستایش را برای رسیدن به یک زندگی رویایی در شهر ترک کرد. یا وقتی کودکش را برای «راحتی خودش»، به دیگری سپرد. و حتی هنگامی که همچو موجودی ذلیل و حقیر سعی در باز پس گیری –یا بهتر بگویم دزدی- کودکش میکند.
حتی با آن که همواره سعی میکنم از دیدن این سریال خودداری کنم، اما حتی شنیدن گهگاهی صدایش هم تهوعی باور نکردنی بر تمام وجودم حاکم میکند.
اشاره: از دادن هرگونه چرندیات درباب نقش اجتماع، اطرافیان و … و نیز تبرئهی نقش اول مجموعهی «بیداری» بپرهیزید؛








میرزا :
# ۳۱ فروردین ۱۳۸۷ - ۱۰:۱۳ ق.ظ
ما هم متقابلاً لینک دادیم. خدا قبول کند.