» فمنیستها نفاق را کنار میگذارند؟
دوستی لینکی را به من معرفی کرد که در آن به یک موج وبلاگنویسی بین فمنیستها اشاره شده بود. موجی که در آن فمنیستها اقدام به نوشتن از خصوصیترین و غیر شرعیترین ابعاد زندگی خود پرداخته بودند. بعدی از زندگی انسان که اگر در عرصهی عمومی و خارج از حدود شرعی آن (ازدواج) قرار گیرد یکی از کثیفترین حالات حیات بشر را شکل خواهد داد. و در این عرصه فمنیستها با بیشرمی تمام به نقل خاطرات و نکات مدنظرشان پرداخته بودند. تنها نگاه کردن به تیتر مطالبشان کافی بود تا حالت «تهوع عمیقی» را در انسان شکل دهد.
از فمنیستها (آن هم روایت این مقلدان کور) چنین نگاههایی بعید نبود. فمنیسم در طول حیاتش به خصوص پس از تشکیل نظام دینی همواره سمت و سوی فساد اخلاقی و فروپاشی خانواده را به عنوان اهداف خود برگزیده است. فمنیسم در جامعهی ما تلاشی است برای رواج فساد؛ و هر چند در زندگی فمنیستها چنین فسادی معمولی بوده و هست اما در مواجه با جامعه کمتر به صراحت، نیت سوء خود را آشکار کردهاند.
دلیل این رویکرد نفاق آلود و ریاکارانه نیز مشخص است. اگر این شعارهای دفاع از حقوق زنان و ادبیات ظاهرا زیبا را با نیتهای واقعیشان مطرح میکردند مسلما بخش زیادی از اطرافیان خود را نیز از دست میدادند چه رسد به عموم افراد جامعه. و در حقیقت ترس از عکسالعمل مردم مسلمان ایران آنها را به دورویی واداشته بود. همانطور که در این موج وبلاگنویسی هم علی رغم ظاهر جسورانهشان در شکستن حریمها، عفتها و حدود شرعی، جرات آنرا نداشتهاند که به نام واقعی خود مطلب بنویسند. و قریب به اتفاق آنها نام مستعار انتخاب کردهاند.
جریان فمنیستی در کشور، در این نفاق کار را تا آنجا پیش برده بودند که سخن از «فمنیسم اسلامی» میگفتند و مرادشان البته تقلیل و تحریف اسلام به سمت اهداف فمنیستی و ارائهی یک اسلام التقاطی بود. و حتی برخیشان علی رغم آنکه برگزار کنندهی مجالس عیش و فساد شبانه بودند اما در هنگام سخنرانیها در مراکز مختلف سعی در رعایت حجاب در حد معمولی میکردند. و با همین ترفند توانستهاند که حتی در سیما نیز رسوخ کنند و در پس ظاهر نسبتا موجه سخنان فمنیستی را به طرق مختلف مطرح کنند(۱).
و حتی میبینی که برای آنکه ظاهرسازی را تکمیل کنند، برخی از زنهای فمنیست چادر نیز سر میکردند و میکنند و بدین شکل سعی در پنهان کردن مواضع ضد اسلامی خود دارند(۲).
اما بایستی پرسید که با وجود اینکه در چند سال اخیر «دختران مسلمان» با کمیت زیاد در عرصهی وبلاگنویسی حضور پیدا کردهاند و حتی مدعی انجام کار فرهنگی در عرصهی نت نیز هستند، چرا عکسالعمل مناسبی در چنین مواردی نداشتهاند؟ که این موج هم اولین آنها نبوده است. و تنها این وبلاگنویس قدیمی(۳) را میبینی که از موضعی مذهبی به این حرکت اعتراض میکند. و در عوضِ این شجاعتش، از طرف فمنیستها بدترین فحشها و تهمتها را هم میشنود. و شاید این نوشتهی من بهانهای برای تقدیر از شجاعت ایشان باشد …
۱- برنامهی «اردیبهشت» که قبل از عید از شبکهی ۴ پخش میشد از این نوع بود. مجری برنامه با تمام وجود سعی میکرد عقاید فمنیستی را از دهان میهمانانش بیرون بکشد. و البته در بعضی موارد هم موفق میشد.
۲- نخواهید که باور کنم از تضاد اسلام و فمنیسم بیاطلاع بودهاند.
۳- وبلاگ ایشان را از سالهای ۸۱ و ۸۲ میشناسم. هر چند خوانندهی حرفهای آن نبودم …









علی :
# ۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ - ۶:۲۵ ب.ظ
یکی از دلایلی که به نظرم باعث شده تا وبلاگنویس مذکور گمان کند تنها است و نیز اینکه وبلاگنویسان مسلمان دیگر به این قضیه واکنش نشان ندادهاند، این بوده است که این گروهها با هم ارتباط ندارند…
مشکلی که جدی است؛
tahani :
# ۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ - ۱۱:۴۴ ب.ظ
سلام.
راستش چیزی که من دیدم خیلی بیش تر از جسارت چند دختر جوان برای روی دایره ریختن مسائل شخصی شان بود. به نظرم آمد قصدشان بیشتر این بود که به قول خودشان «پورنوگرافی زنانه» را در مرکز توجه قرار بدهند یا حتا تئوریزه اش کنند! بیشترشان هم درباره ی لزوم وجود هم چه چیزی نوشته بودند. خب البته چند نفری هم پیش قدم شده بودند. فکر می کنم از خیلی پیشترها برای ایجاد این موج برنامه داشته اند…اما درباره ی اجتماعات مذهبی وب؛ چیزی که هنوز هم با وجود کانون وبلاگ نویسان دینی و دفتر توسعه و مجمع جایش خالی است اتصال است. وقتی همه ی گروه به موضوع به خصوصی واکنش نشان نمی دهند طبیعی است که واکنش نشان دادن برای افراد سخت می شود. آن قدر که از خیرش می گذرند. مخصوصا وقتی موضوع چیزی از این دست است و با وجود حساسیت هایی که هست. از همه بدتر این که هنوز بعضی ها از اصل جریان بی خبرند! ببینید چقدر خودمان را محصور کرده ایم!!!
موسوی :
# ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ - ۶:۴۰ ب.ظ
سلام
مطلب را لینک نمودم.
زهرا :
# ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ - ۹:۲۲ ق.ظ
خوشحالم که اینجا رو دیدم
راستش همش برام عجیب بود که چرا وبلاگهای مذهبی حرکتی نشون نمیدن؟
متاسفانه توی این قضیه پورنوگرافی و نوشتن از بیدینی و تکذیب خدا و پیغمبر اکثر وبلاگهای غیر مذهبی با هم متحدن و همدیگه رو تائید میکنن. همیشه متعجب بودم چرا وبلاگهای مذهبی اینطوری نیستند
خوشحالم کردید. مرسی
وجی :
# ۲۱ مرداد ۱۳۸۸ - ۴:۳۳ ق.ظ
شما با تعصب و ناآگاهی قضیه را تحلیل کردید!
علی :
# ۲۱ مرداد ۱۳۸۸ - ۹:۴۹ ق.ظ
جناب وجی!
برچسب زدن جزء راحت ترین کارهاست!!
شما دلایل متعصبانه بودن و ناآگاهانه بودن تحلیل را کاش می فرمودید!
یک نفر رهگذر :
# ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۹ - ۹:۱۹ ق.ظ
یک دلیل دیگر این است که دختران مذهبی اصلا مخاطب این وبلاگ ها نیستند. و این خوب است