» خندهای هم آغوش مرگ
میخواهی جشن بگیری؟ جشن ۶۰ سالگی؟
جشن گرفتن هم دارد. در ۶۰ سال، همسنگ با تاریخ جهود جنایت کردهای! اگر چه هنوز توفیق پیامبرکشی نصیبت نشدهاست، اما آن قدر در بازهای فشرده(۱)، جنازه درست کردهای که در برابر نیاکان جهودت شرمگین نباشی؛ اگر اجدادت یک هلوکاست در یمن برپا کردند تو هر آن که اراده کنی هلوکاستی در غزه راه میاندازی. آن قدر خون در خاطرهی کوتاهت داری، تا با آن سالها جشن بگیری و جامهای رنگین پر کنی؛
جشن گرفتن هم دارد! ۶۰ سال است وسط جماعتی که نامشان مسلمان است، برادران و خواهرانشان را تحقیر میکنی، به آنها تجاوز میکنی، کودکانشان را سلاخی میکنی، مردان و زنانشان را شهید میکنی، خانههایشان را ویران میکنی، ماندههایشان را محاصره میکنی، و باز هم خائنین مسلمان نما به پابوسیات میآیند. چه آنها که عیان(۲) کاسیلیسی میکنند چه آنها که پنهان(۳)؛
جشن بگیر ای اسرائیل!
فعلا مسلمانان منطقه سرشان شلوغ است. حسینبنعلی(ع) را هم قبلا شهید کردهاند و هر محرم کربلا را یاد میکنند و بعد نذری هم میخورند. در امالقرا هم گوجه فرنگی گران است. خلاصه فرصت، همت، حوصله و البته عرضهی ریختن یک سطل آب را هم به سمتت ندارند(۴).
جشن بگیر! جشنی با شکوه!
بوش، گیتس، هالیوود، بالیوود و البته سران عرب منطقه را هم دعوت کن! بگذار جشنی بزرگ ببینند. جشنی که نشان دهد که چقدر باد شدهای. بگذار در لحظهای که بادکنک میترکد آنجا باشند. بگذار از نزدیک ببینند عُرضهی مقاومت اسلامی را. بگذار تا لمس کنند حضور روحالله(ره) را. بگذار درک کنند کلام سید حسن نصرالله را. بگذار بفهمند نگاه احمد یاسین و فتحی شقاقی را. بگذار ببینند که ابودهیم چگونه قلب و مغزت را نشانه گرفت. بگذار تا بوی خون شهدا را حس کنند. بگذار شاهد جشنت باشند برای مراسم محوت. بگذار تا …
آری جشن بگیر؛ جشنی که مرگت را برایت ارمغان آورده است. و برای تمام بشریت؛ جشنی که نسیم مرگت از آن خواهد دمید و تمام آزادگان هستی را شادمان خواهد کرد. منتظر چه هستی؟ جشن بگیر…
پسنوشت:
- اسرائیل میخواهد جشن ۶۰ سالگی بگیرد در سالگرد اشغال فلسطین
- تاسیس اسرائیل؛ روز نکبت
- تولد شوم؛ نگاهی به روند اشغال فلسطین
- نامهای به قوم برگزیده خداوند! صهیونیستهای عزیز!
- و البته من باور میکنم یهودیان ایران سالگرد اشغال فلسطین را جشن نمیگیرند. همانگونه که سالگرد قتل و عام ۷۵ هزار ایرانی به دست استر و مردخای را در روز پوریم(۵) جشن نمیگیرند.
پینوشت:
۱- بازهی فشرده در ریاضیات ماجراهایی دارد …
۲- ابومازن و دیگر خائنین داخل فلسطین …
۳- سران کشورهای اسلامی: اردن، عربستان، قطر، پاکستان و …
۴- یادش بخیر، گفته دریامرد: / کافیست سطل آبی اگر ریزیم، / جز آبروی رفته چه خواهد ماند؟ / امروز اگر که سیل نیانگیزیم …
۵- پوریم عیدی است که یهودیان آنرا به یُمن پیروزیشان بر دشمنانشان! جشن میگیرند.








تهانی :
# ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ - ۴:۰۶ ق.ظ
سلام.
راستش داشتم فکر می کردم اگر اسرائیلی ها به خودشان زحمت بدهند و این جا را ترجمه کنند و بعد بخوانند این نوشته ی شما را به حساب تهدید برای عملیات در روز جشن کذایی شان نمی گذارند؟می گذارند. راستش از فکر دست پاچگی ها و جنب و جوش های شان به خنده افتادم. حتا کمی افتخار کردم.
راستی! چند وقت است همه ی افتخار ما شده همین چیزها؟!
فریاد عدالت :
# ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ - ۸:۱۴ ق.ظ
بعله! در بلاد مسلمان ایران مگر نمی دانی که رب گوجه فرنگی مهمتر از خون برادر مسلمان فلسطینی است ؟ چرا؟ چون رنگین تر است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
فاطمه :
# ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ - ۲:۵۴ ب.ظ
از ماست که بر ماست….فعلا که پدر خواننده ی کره ی زمین که آمریکا باشه…خودش می گه کی باید باشه و کی باید بره…!!
علی :
# ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ - ۸:۵۰ ق.ظ
در پاسخ تهانی،
نمیدانم اما آیا واقعا عرضهی چنین کاری را دارم؟ داریم؟
اما من با یقیین میدانم که این جشن رسمیت بخش یک مرگ خواهد بود که خیلی زود اسرائیل را از نقشه محو خواهد کرد. حتی اگر در جشنشان اتفاقی نیفتد
علی :
# ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ - ۹:۱۱ ق.ظ
در پاسخ به فریاد عدالت،
… بله برادر رنگین تر است!
علی :
# ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ - ۹:۱۴ ق.ظ
در پاسخ فاطمه،
و از ماست که بر ماست! آری!
زهرا :
# ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ - ۱۰:۲۷ ق.ظ
مرسی که نوشتید
ما یک مطلبی نوشتیم در این باره و کلی مجددا فحش خورمان ملش شد:-)
مجاهد یا حمید رفیعی :
# ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ - ۴:۵۶ ب.ظ
سلام حاجی چطوری؟
آخرای مراسم چه خبر؟
راستی همچین اتفاقی میفته به نظر تو؟ اگه بشه ……..
عزت زیاد
علی :
# ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ - ۸:۰۳ ق.ظ
در پاسخ زهرا،
واقعا خسته نباشی به دلیل تحمل این همه فحش خوری! عین همیشه همون تهمتهای تکراری که همیشه به امثال ما میزنند… البته حسابی هم با این وقت کمت مایه گذاشتی در جواب دادنشان. و جایی هم برای حرف زدن ما نگذاشتی البته!!
محمد علی :
# ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ - ۲:۴۷ ب.ظ
سلام
علی جان شما خسته نشدهای؟ این حرفها از مد افتاده برادر. الان روزگار ستاد حمایت از سرمایه گذاری، دعواهای حزبی، مناظرههای شفاف دربارهی پیاز و جعفری … است. این حرفها مال سال ۵۸ است اخوی.
sara :
# ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ - ۹:۵۲ ب.ظ
سلام! عمریس حرف زده ایم!! فقط حرف ! واحساسات ! نمونه اش همایش بود! بله معتقدم مدرک می خواهد مستند میخواهد برای تعطیلی کارخانه های وابسته به صهیونیست در ایران چنان مدارکمان باید قوی باشد که اگر مدیران این کارخانه هال! وکیل گرفتند! وحرفهای ما را نقض کردند بتوانیم دلیل محکمه پسند برای اذهان عمومی و قانون بیاوریم . نه اینکه با دو خط بیایم داد وفریاد کنیم!!!!!! یا بگیم ای دولت اصولگرا چرا کار ی نمی کند !! کوشکی خیلی خوشکل حرف می زد اما …
خیلی ها را دیدم که دم از تحریم کالاهای صهیونیستی می زنند در جمع خود بلاگرها! بعد با افتخار کوکاکولا را میخورند!! عجب؟
البته ما مورد اتهامیم! خانواده به ما میگویند متحجری چون کلا خوراکی خارجی نمیخوری ! صهیونیستی بماند! حزب اللهی ها می گویند!! چه می گویی با احساسات ما همراه باش!
www.islamlogo.blogfa.com :
# ۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ - ۱۲:۱۸ ق.ظ
salam doste aziz man ham khosh hal shodam
omidvaram logohaye bishtari be man moarefi konid
ya ali madad
علی :
# ۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ - ۲:۴۵ ب.ظ
در پاسخ سارا،
چرا مستند دو خطی نمیتواند محکم باشد؟ باید حتما کیلویی باشد؟ مثل کسانی صحبت میکنید که دلیل بد بودن بودجه را کم حجم بودن آن میدانستند و به احمدینژاد گیر دادند که چرا حجم بودجه سالیانه را کم کردی!!
قضیه خیلی واضح است. آقایون رفتهاند جایزه گرفتهاند از اسرائیل بابت خوش خدمتی اقتصادی؛ اتفاقا این همه مدت هم نستله تکذیب نکرده است. قانون هم به اندازه کافی داریم که آنها را اخراج کنیم. اتفاقا قانون حمایت از انقلاب اسلامی مردم فلسطین، قانون جامعی است.
چرا نمیشود؟ آقایان و بعضی مسئولین دستشان در یک کاسه است. منافع شان به خطر میافتد. خودشان را به خریت میزنند: آقا این شرکت در سوییس است! شاید هم آقایان فکر میکنند ما خریم!!
خواهر من، مشکل مستندات و این چیزها نیست! رئیس جمهور و وزیر اطلاعاتش هم نمیتوانند از هوای نفس اینها بر بیایند.
اگر مستنداتمان ضعیف است و غیر قابل قبول، بروند از ما شکایت کنند. بعد با همان وکیلشان ما را محکوم کنند. تا معلوم شود آنها اصلا به صهیونیستها کمک نمیکنند.
آن خیلیها هم که گفتید به خودشان مربوط است که حاضر نیستند از شکمشان برای حرفشان بگذرند. هوای نفس مگر کم چیزی است؟ جهاد اکبر را که از سر بیکاری «اکبر» ننامیدهاند.
خیزران » اسرائیل، چیزی که به زور می خواهند توی سرمان فرو کنند! :
# ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۷ - ۸:۲۸ ب.ظ
[...] خنده ای هم آغوش مرگ از تاربلاگ ایلیا [...]
sara :
# ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ - ۱۱:۳۲ ق.ظ
من الان کافی نتم ! نظر شما را خواندم! بعد امتحان ریاضی آن هم برای بچه های انسانی باید مغز تعطیل باشد !!! فک میکنم! ولی جدی شما نمی دانید منطق یعنی چی؟/
برادر من! ببین من خودم از آنهایی هستم که در راهپیمایی های مردمی جز دانشجویی اول مردم می روم! از انهایی که کالای خارجی گفتم که مصرف نمی کنم دیگر چه برسد به اسرائیلی ! خودی هستم! حرفهای شما را شنیدم! حرفهای دوستان را، بیشتر داد وفریاد بود! تا استدلال! بیشتر متنی بود برای گریاندن ما ! ! اصلا برادر من اگر فک می کنید ! کارهایی که تا به حال انجام داده ایم درست است پس چرا نتیجه نداده است ؟؟
اگر می گویید مسئولین این مملکت از روی هوس کار می کنند واقدام می کنند پس جمهوری بخصوص اسلامیش وانقلاب ! چه معنی دارد اگر این قوا بد ان قوا بد پس یک دفعه بگویید مملکت ا تماما مشکل دارد اگر مشکل دارد ایا سکوت ما در برابر مملکتی که سرتا پایش از هوی وهوس !هست وظلم هست ! جایز است؟؟
دوم:مشکل این است که با یک حقوقدان مشورت نمی کنید ! ببیند حتما اگر دانشجوی دانشگاه تهران باشید یکی را می شناسید که حقوق بخواندبا او مشو.رت کنید او حتما برای شما خواهد گفت چرا با یکی دو خط نمی توان اقامه ی دعوی کرد شما که نمی خواهید مضحکه ی عالم بشویم درست واصولی وارد شویم!!! باور کنید زودتر نتیجه می دهد. من نمی دانم وباز هم تکرار می کنم چرا فک می کنیم در صورت اقامه ی دعوی طرف مقابلمان ! سکوت می کند!!!
سوم: حتما باید بدانید که نظارت بر کل قوا بر عهده ی رهبریست! یعنی ایشان هم قدرت تشخیص ودستور به قوا را ندارند؟؟؟ اگر ولی مسلمین هستند ایا این ولی شامل سرزمین فلسطین هم نمی شود؟؟ وایا این ولی باید اینقدر بی اعتنا نسبت به مسئله ی فلسطین باشد!
صحبتهای من ادامه ی راهپیمایی! تجمع وهمایشها را نقض نمی کند فقط حرف من این است اگر می خواهیم کار جدی بکنیم!! اصولی پیش برویم!!!یک کم مشور ت کنیم!! یک عده رفته اندزحمت کشیده اند درس خواند ه اند وارد دانشگاه حقوق شده اند وهویج نیستند!
من خودی هستم!!! البته شاید یک کنکوری بتواند نفوذی خارجی ها هم باشد! ایضا دوست خارجی ها!!! با انگلیسی ۴۰ درصد ! در ازمون سنجش D:
sara :
# ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ - ۱۱:۳۸ ق.ظ
بر رابطه ی منطق واحساس فک میکنم اما ممکن است دیر بیایم شاید تیر!
اما بدانید تعریف انسان به صورت حد تام در منطق حیوان ناطق است! نه حیوان با احساس که در این صورت رسم تام میشود! تازه در این صورت شامل حیوانهای دیگر مثلا گوسفند هم می شود!!!
فک میکنم! قول می دهم!!
علی :
# ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ - ۱:۳۸ ب.ظ
در پاسخ به سارا،
۱- آیا درست بودن کارها به نتیجه شان است؟ چرا پس پیامبران در برقراری حکومت عدل جز تعداد اندکی موفق نشدند؟
۲- من گفتم بعضی از مسئولین به هوای نفسشان می پردازند. یعنی شما معتقد هستید چنین نیست؟ کلا سکوت در برابر ظلم جایز نیست. اما باید دانست همه از یک نوع نیستند.
۳- حداقل در دوستان نزدیکم دو نفر دانشجوی حقوق از دو دانشگاه هستند. که اتفاقا هر دو هم بر کافی بودن مستندات و قوانین متفق القول هستند!
۴- من فکر نمی کنم سکوت می کنند! منتظرشان هستیم
۵- این مطلب را درباره ی رهبری بخوان:
شبهات پیرامون رهبری در قبال کارآمدی نظام
http://armankhahi.blogfa.com/post-128.aspx
اتفاقا تنها کسی که در مسئله فلسطین به بهترین شکل توجه دارد و کار می کند خود شخص آقا است.
۵- من اتفاقا خیلی از مشورتها و راه ها را رفته ام که به اینجا رسیده ام.
۶- تعریف انسان به حیوان ناطق یک تعریف ارسطویی است. و تعریف اشتباه و ناقصی از انسان است. اصولا منطق نمی تواند بی استفاده از فلسفه تعریف از انسان ارائه کند. تعریف انسان یک مسئله ی فلسفی است که تنها منطق می تواند از لحاظ مشکلات درستش کند.
sara :
# ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ - ۹:۱۹ ق.ظ
سلام
خیلی رو دارم!! الان با کیبورد تنها در منزل کار می کنم! موس را برداشتند! مهارت در کیبورد را یاد گرفتم!!!
! شما می توانید هر چه که می خواهید کنایه بزنید! لایهمنا!چرا؟؟ چون من در اندازه ی خودم ودر حد سن خودم ودر حد اطلاعات خودم نظر می دهم! نه بیشتر از آن حال ممکن است غلط باشد ! یا غلط اندر غلط باشد! یا یک عده مخالف داشته باشد!!!!خوب داشته باشد!!! ! مثلا در بحث زن می خواهد نمام بچه های مذهبی جلوی من صف بکشند وبگویند ! به چاخان ما زنها مورد ظلم واقع نشده ایم!! حتی مرا کتک بزنند! که باید حرفت را پس بگیری نمی گیرم!!!! چون به برخی چیزها معتقدم!!!و… حرفهای شما هم بعضی هایش درست بود! دلیل نمی شود اعتراف نکنم!
درثانی من فک میکنم! اعتقادات یکیست ولی شیوه وروشها متفاوت! به هرحال امیدوارم موفق باشید! در ثالثا من دیروز باز بیشتر فکر کردم! ببینید بر فرض قانون داریم اصلا من خودم برایتان یک سری قانون دیگر می آورم که مشخص شود نه! قا نون زیاد است ! اما مسئله این است! شاید باید از اول بهتر بیان می کردم!! مدرک که می گویم منظور تطبیق اینگونه شرکتها بر این قوانین است! مثلا اگر قرار بود من شخصا کار کنم!! اول می رفتم کل مسائل شرکت نستل وشعبه ی اصلی را در می آوردم اهدافش سیاستهاش چقدر به اسرائیل کمک می کنه و… رو تحقیق می کردم! ومستندات بدست می آوردم وبعد سراغ شرکتهای چند ملیتی مثل شرکت نستل در قزوین خودمان می رفتم!! حتی اگر قرار بودبه عنوان شاکی پرونده در دست شخص من باشد اینطور پرونده را پیش می بردم ر. اگر منطق خوانده باشید وعلاقه مند! حتما باید بدانید که! سفسطه چیست! وچقدر راحت یک وکیل می تواند با سفسطه! ناحق را حق جلوه دهد!!! وتنها راه ایستادن در برابر همین سفسطه!چیزی جز برهان نیست! حرف این است باید انقدر براهین قوی باشد! کهخ در مقابل یک وکیل سفسطه گر ! پیروز بیاید! حال اگر شما انقدر مستنداتتان قوی هست! خوب دست به کار بشوید! می ارزد! تشکیل یک تیم! حتی به نظر من لازم نیست هزینه ی چندانی بکنید! به جای یک حقوقدان با سابقه! که ملیونها تومان از شما پول خواهد گرفت چند وکیل دانشجو! که بالقوه ! حقوق خوانده اند! را بیاورید! به هرحال با همفکری ده تای آنها می شود به اندازه ی یک وکیل خبره! اقامه ی دعوی کرد ودر اخر اصلا دوست ندارم ایت توعهم در ذهن کسی رخ بدهد! که من از حقوق خوشم میآید ! وبه آن به عنوان یک رشته ی انسامند می نگرم!!!!!!
sara :
# ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ - ۹:۲۳ ق.ظ
کاری به تعریف ! ارسطویی هم نداشته باشی م وبه ایات خودمان یک نظری بندازیم می بینیم! که خدا با انسان از منظر عقلش صحبت می کند!!نه احساساتش!! . وهمش به او می گوید افلا تتفکرون! افلا تتدبرون! قوم یعقلون و…. !! پس انسان وجودش بیش از آنکه مبتنی بر احساسات باشد مبتنی برعقل است! وفطرت چیزی جز عقل نیست ! والبته بخش اندکش احساس!! نمی دانم نظر شخصی خودم هست! صاحب نظر نیستم!! لطفا ! پشیمان شدم از بقیه ی حرفم!
علی :
# ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ - ۴:۴۰ ب.ظ
در پاسخ سارا:
با سلام،
۱- من نگفتهام که بحث کردن با اعتقاداتتان بد است! تنها غلط بودنش را متذکر میشوم. بهتر هم هست بر عقیده غلط اصرار نکنیم حداقل! خودم را هم اولا میگویم …
۲- شما گمان میکنید ما دلمان نمیخواست چنین اطلاعاتی درباره نستله داشته باشیم؟ یا گمان میکنید سعی برای یافتنش نکردیم؟ یا فکر کردید همهی این قضایا رو اینترنت گذاشته اند؟ به نظرمان در حد دانشجویی کار کردهایم. مسلما وزارت اطلاعات خیلی بهتر از ما مدرک و مستند دارد و میتواند داشته باشد. حتی اگر قرار بود من و یا دیگران شبانهروزی بر روی این قضیه کار کنیم خوب شاید بیشتر میشد نکاتی یافت. هر چند نکات موجود را برای پیگیر شدن مسئولین بسیار کافی میدانم.
۳- اتفاقا چون تعریف ارسطو از انسان را خلاف دیدگاه اسلام میدانم رد میکنم. ولی باز هم بنا بر تصور خودتان دارید از احساس و بدی اش حرف میزنید. نمیدانم منظور شما از احساس چیست! احساس منبعش کجاست؟ یعنی روح احساس را میآفریند؟ عقل؟ مغز؟ قلب؟ دل؟ و … فطرت عقل است. عقل احساس نیست؟ عقل احساسات میفهمد؟ عقل همان منطق است؟ منطق همان ارسطو است؟ و هزاران سوال دیگر … هنوز من معتقدم بر عدم شناخت شما از عقل، احساس، منطق و …
اما باز هم میپرسم فهم شما از مراد قرآن از عقل، تفکر و تدبر چیست؟ چقدر دربارهی عقل در اسلام میدانید؟ قرآن میگوید تعقل با قلب صورت میگیرد. نظر شما چیست؟
۴- بحث چیز خوبی است. حداقل باعث میشود تا عقایدتان برای خودتان شفاف شود. و بهتر بتوانید روی آنها کار کنید.
sara :
# ۲ خرداد ۱۳۸۷ - ۵:۰۱ ب.ظ
نمی دونم!
فعلا حالم خوش نیبست همین اصلا!! همین اصلا!
فقط دعام کنید خواهش میکنم
چرا از اسراییل متنفرم/ یا مخالفش هستم؟ | زهرا :
# ۲۶ مرداد ۱۳۸۹ - ۵:۳۶ ب.ظ
[...] ۲- خنده ای هم آغوش مرگ [...]