» آقایان! جاسوسخانه نمیخواهیم؛
زمزمه تشکیل دفتر حافظ منافع آمریکا در تهران و حاشیههایش، چه جنگ روانی باشد چه هر چیز دیگر، خبر سیاه و اسفناکی است. نه از این سو که آمریکا چنین درخواستی دارد، بلکه بیشتر از جهت واکنش تلخ متکی، وزیر امور خارجه و دیگر مسئولان، در این پرونده.
چرا که این درخواست آمریکا –حتی اگر این موضوع برایش تبلیغاتی برای انتخابات آتیاش باشد- نشان از ضعف او خواهد داشت و ناتوانیاش پس از سی سال تلاش همهجانبه در نابودی انقلاب اسلامی. چه آنکه خود اول قطع کنندهی رابطه هم بوده است؛ هر چند آمریکا در دشمنیاش عاقلتر از ماست و این درخواست را رسما مطرح نکرده است و به این زودیها هم چنین نخواهد کرد. و عجزش را از سویی و ذوقزدگیاش را از سوی دیگر پنهان خواهد داشت. چنان که در مذاکراتش دربارهی عراق چنین کرد. در محافل غیر رسمی ذلیلانه درخواست مذاکره میکند ولی در رسانههایش مدعی و طلبکار و پیروزمندانه و از موضع تحقیر ِ ما سخن میگوید. این بار هم همین سناریو رو پیاده خواهد کرد.
باید حدس میزدیم، این سرنوشت شوم را وقتی مذاکرات علیرغم تاکید رهبری(۱) در آغاز سال ۸۵ مطرح میشود و پیش میرود. باید حدس میزدیم که این مذاکرات پشت درهای بسته به معاشقه در میان عموم خواهد رسید! باید حدس میزدیم که خبرهای بدی در کار است، وقتی که رهبر با این تاکیداتش میخواست تا ما را هوشیار کند. و حیف از چنین رهبری با سربازانی چون ما بیخاصیت:
« رابطهى سیاسى با آمریکا براى ما مضر است. اولاً خطر آمریکا را کم نمیکند. آمریکا به عراق حمله کرد؛ در حالى که با هم رابطهى سیاسى داشتند، سفیر داشتند؛ این آنجا سفیر داشت، آن هم اینجا سفیر داشت. رابطه که خطر جنونآمیز و سیطرهطلبانهى هیچ قدرتى را از بین نمیبرد. ثانیاً وجود رابطه براى آمریکائىها – نه امروز، همیشه اینطور بوده – وسیلهاى بوده است براى نفوذ در قشرهاى مستعد مزدورى در آن کشور. انگلیسىها هم همین طور بودند. انگلیسىها هم در طول سالیان متمادى سفارتخانهشان مرکز ارتباط با سفلگان ملت بود؛ کسانى که حاضر بودند خودشان را به دشمن بفروشند. سفارتخانهها یکى از کارهایشان این است.
در همین قضایائى که حدود هفده هجده سال پیش در چین اتفاق افتاد و جنجال فوقالعادهاى شد، سفارت آمریکا محور و مرکز ادارهى آشوبها و اغتشاشها بود. اینها این خلأ را در ایران دارند؛ احتیاج به پایگاه دارند، و پایگاه ندارند؛ این را میخواهند. احتیاج به رفت و آمد آزاد و بىدغدغهى مأموران جاسوسى و مأموران اطلاعاتىشان و ارتباطات نا مشروع آنها با عناصر سفله و مزدور دارند؛ اما این را ندارند. ارتباط، این را براى آنها تأمین میکند. حالا مینشینند آقایان وراجى کردن و حرف زدن و استدلال کردن، که نبود رابطهى با آمریکا براى ما مضر است. نه آقا! نبود رابطهى با آمریکا براى ما مفید است. آن روزى که رابطهى با آمریکا مفید باشد، اول کسى که بگوید رابطه را ایجاد بکنند، خود بنده هستم.»(۲)
آمریکا در ایران چه میخواهد؟ چه شده است که آمریکا به دفتر حافظ منافعش در سفارت سویس قانع نیست و نیاز به دفتری جدید دارد؟ کارمندان سویسی امن نیستند یا در انجام وظیفه سستی میکنند؟ این دفتر به دنبال چیست؟
جنجالی راه خواهد افتاد برای اضافه حقوق ویژهی کارمندان این دفتر برای حضور در یک کشور «جهانسومی» و «محور شرارت». و این آغاز سریال حقیر کردن ما خواهد بود. باید هر روز منتظر گندکاریهای این کارمندان باشیم. به همان شکل که در باقی کشورهای دنیا، نوامیس آنان را بازیچهی خود میکنند تا نژاد برتر(!) آمریکایی را به همه جا صادر کرده باشند!
کارهای تجاریاش همزمان با تامین منافع غولهای تجاریاش با حداکثر سودبری، کارگران و مصرفکنندگان را برای دلارهایش له خواهد کرد. و این کوچکترین خطر برای اقتصاد کشور خواهد بود. چه این شرکتها به سرعت ریشه خواهند دواند در اقتصاد تا در موقع لزوم قدرت خفهکردن ما را داشته باشند.
در حمایت از اتباعش از هیچ کاری دریغ نخواهد کرد. و به سرعت تمام امکانهای دور زدن قانون را به خوبی یاد خواهد گرفت تا برای مردم «درجهی یک» آسایش کامل فراهم شود.
از هیچ کاری برای ترویج فرهنگ آمریکایی دریغ نخواهد داشت. و اسلام آمریکایی هم به صورت خاص حمایت خواهد شد. حمایت از متحجرین، بهاییان و … حمایت از تساهل و تسامح و بیغیرتی و فساد جنسی، همجنسبازی، برنامههای ضد دین و … حمایت از غربزدگی و خودباختگی … حمایت از کاسهلیسی آمریکاییها و …
در عرصهی سیاسی حمایت از سکولاریسم، اسرائیل، صهیونیسم، دموکراسی و حقوق بشر و … بهانههای خوبی خواهد بود برایش تا از همهی عناصر ضد انقلاب و اپوزیسیون حمایت معنوی (چرا بد بینی؟ مطمئن باش حتما و حتما و حتما فقط حمایت معنوی) خواهد کرد. و این عرصهای است وسیع برای حمایت کردن، هر روز بیانیه دادن و مصاحبه کردن …
در عرصهی امنیتی پناهگاهی خوب خواهد بود برای تمام جاسوسها و اشرار. و نه تنها پناهگاه که پایگاه برنامهریزی. مرکز فتنههای روزانهی امنیتی.
روزگار پر کاری خواهد بود برای این دفتر حافظ منافع! معلوم است که از دبی و اردن و هلند و انگلیس و آمریکا نمیشود راحت این کارها را کرد. هر بار که اپوزسیون، وابستگان فرهنگی و سیاسی، خائنین و جاسوسها تشریف میبرند به خارج از کشور تا دستورات تازه بگیرند، علاوه بر هزینهی گزاف آن برای آمریکا، از لحاظ امنیتی هم لو نرفتن این عناصر در داخل کشور بسیار مشکل خواهد بود. بالاخره ۳۰ سال است نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی، این کشور را مقتدر نگاه داشتهاند.
اما برنامهریزی برای براندازی نظام اسلامی از نافِ تهران، هم کمخرجتر است، هم مفیدتر و هم بهانهای جدید برای رسانههای غربی علیه ایران! و البته دست نیروهای امنیتی هم بسته خواهد بود تا حد زیادی! بعد از ۳۰ سال تونل مخفی جاسوسخانهی انگلیس در نافِ تهران لو میرود! بعد از ۳۰ سال هنوز باغ قلهک در اشغال انگلیس است و حتی مدعی هم هستند! فکرش را کنید آمریکا هم وارد میدان شود. مخصوصا وقتی پولهایی را برای براندازی خرج کرده، میکند و خواهد کرد که با کل درآمد مملکت قابل مقایسه است.
اینها فقط ضررهای مستقیمی است که به جمهوری اسلامی وارد خواهد شد. آبروی این همه سال مبارزهی ضد آمریکایی، بین آزدگان جهان خواهد رفت، وقتی امالقرای جهان اسلام هم خود را تسلیم آمریکا کند. و ضررهایی که پی در پی نصیب ملت و اسلام خواهد شد…
با باز شدن این دفتر جنگ تمام عیار را با دشمن خونی خود به داخل خانه خواهیم کشید. و جنگی که در خانه انجام دهی، موجب ذلت خواهد بود(۳). و این آغاز سریالهای تحقیر ایران و اسلام خواهد بود.
پ.ن:
با دوستان که صحبت میکردیم تنها حسنی که گشوده شدن این دفتر حافظ منافع دارد این است که به جنبش دانشجویی اجازه خواهد داد تا هر وقت از ظلم و ستم اسرائیلیها، آمریکاییها و نوکرانش خسته شد و کاسهی صبرش به انتها رسید، آنجا را اشغال کنند و خشم خود را بر سر رئیس این دفتر کذایی پیاده کنند. و مطمئن باشید حتی ماشین این جاسوسها هم در تهران امنیت نخواهد داشت.
پینوشت:
۱- بیانات، رهبر انقلاب اسلامی، ولی امر مسلمین، حضرت آیتالله خامنهای، ۲ فروردین ۸۵٫
۲- بیانات، رهبر انقلاب اسلامی، ولی امر مسلمین، حضرت آیتالله خامنهای، ۱۳ دی ۱۳۸۶٫
۳- امام علی(ع) کلامی دارد با این مضمون.








یاسمن :
# ۲۹ تیر ۱۳۸۷ - ۳:۴۲ ب.ظ
سلام اخوی واقعا تو از اینکه این همه شعار می دی و توهم توطیه داری خسته نمیشی؟! مرد کاری بدون شعار کار کن و کشورت رو اباد کن و به رخ هر چی نامرده بکش . از جمله نامردای خارجی یکی هم دولت امریکا. در ضمن اقا به نظر من با شیطان هم میشه ته جهنم مذاکره کرد و حافظ منافع خود بود البته مومن زیرک باید مذاکره کنه نه ….!!! تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل . یه چیز دیگه هم میخواستم بگم اما این زمان بگذار تا وقت دگر . بنده خدا باشی همیشه انشاالله
فرهنگ :
# ۲۹ تیر ۱۳۸۷ - ۴:۳۸ ب.ظ
دوست عزیز و دلسوز
با سلام و تشکر
بنده اصلا از امریکایی ها دل خوشی ندارم و با بسیاری از صحبتهای شما موافقم ولی چند نکته را سوال دارم :
۱- ایا فکر میکنید این امر مهم بدون هماهنگی با رهبری انجام شده است ؟من نه تنها فکر نمی کنم بلکه مطمعن هستم که رهبر اجازه داده اند .
۲-امریکابرانجام تمامی مواردی که ذکر کرده اید مصر است و من هم تایید میکنم
۳- بایستی واقع بین هم بود . نداشتن رابطه با امریکا منفعتهای بسیاری دارد ولی ضررهای فراوان نیز به همین شکل . من واقعا نسبت هزینه به فایده اش را نمی دانم .
ولی میدانم که بخاطر این عدم رابطه تمام دنیا توی سر ما زده و میزنند . نمونه ان : ببینید چینی ها
فرستاده ویژه رییس جمهور دکتر حسینی را بازدید بدنی میکنند ( طبق اخبار همین یکی دو روزه ) در حالی که انبوهی از واردات اجناس بنجل به کشور را چینی ها هدایت میکنند .
امثال این قضابا کم نیست .
۴- میدانید ریشه تمامی این تحقیرها در چیست ؟ فکر نکنیم تمامی اعمال نظام مورد تایید خداوند است . ریشه عدم حل این قضایا در ظلم به بسیاری از مردم و متخصصینی است
که به شکل های مختلف در حال تلف شدن هستند . یکی را از کار کنار میگذارند . ان یکی را با انواع مشکلات اقتصادی محاصره میکنند . یکی دیگر بدلیل ظلم قوه قضاییه به اصطلاح میچزانند . و خلاصه کلام اینکه کارهای ما درست نیست . نه دشمنی مان با عقل پیش میرود و نه دوستی مان . اینها بایستی حل شوند . انوقت عزت هم خواهد امد و امریکا نیز عقب خواهد کشید . مشکل در ارتباط و یا عدم ارتباط نیست . مشکل در این است که سیستم به لحاظ فکری و فرهنگی نتوانسته است واکسیناسیون لازم را بر علیه توطعه ها انجام دهد . البته نمی خواهم ایده ال گرا باشم .واقعیات همواره با تفکرات ما متفاوتند ولی برای تحقق شعارهایی به این بزرگی بایستی بسیار تلاش میکردیم و اگر نکرده ایم بایستی همت کنیم . اصلا بحث این نیست که شکم ملت را سیرکنیم و بعد بگوییم که حل شد که نمی شود . بلکه اگر عسرت و سختی وجود دارد در یک جامعه معتدل و عادل اشکالی بوجود نخواهد اورد. مشکل ما فاصله بین این” من ها”با ان شعارهای تند و تیزی است که شنیده میشود .من فکر میکنم خشممان را نبایستی بر سر دفتر امریکا خالی کنیم ک با ز هم بهانه ای بدست انها خواهد داد . اشکال از جای دیگری است . از انجا بایستی شروع کرد .
تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز
توضیح بنده اصلاح طلب به معنای مصطلح سیاسی اش نیستم که دلم از انها هم خون است
حسن :
# ۲۹ تیر ۱۳۸۷ - ۷:۳۳ ب.ظ
سلام دوست عزیز .
من فکرکنم اگر به جای جنگ های لفظی و نشان دادن مانور های نظامی به دنبال حل مسایل باشیم بهتره
متاسفانه امریکا حرف اول و اخررو در جهان میزنه و رودررو شسدن باهاش در این برهه اززمان کار غیر عقلانی میتونه باشه .اما من هم با بخشهای ازمطالب شما موافقم .در کل باید خیلی هوشیار عمل کرد .
در ضمن خوشحال میشم من رو هم لینک کنید من لینک شما رو در وبلاگ قرار دادم و اگر تمایل داشتید من رو هم لینک کنید با تشکر از شما
سراجی :
# ۲۹ تیر ۱۳۸۷ - ۱۱:۰۵ ب.ظ
باسلام
خسته نباشید. مقاله خوبی بوده. حقیقت را بازگو کردید.
آمریکای برانداز جمهوری اسلامی چگونه ویزای ورود به ایران می گیرد!!! آقایان در خوابند؟! یا میخواهند ژست تجدد بگیرند؟؟ پناه بر خدای کریم.
مجید :
# ۳۰ تیر ۱۳۸۷ - ۹:۳۱ ق.ظ
با سلام فکر نمیکنید کمی تند رفتید .ما با حفظ منافع خود با همه کشور ها به جز اسراییل غاصب می توانیم رابطه برقرار کنیم.من هم مانند شما اعتقاد دارم امریکا ظلم ترین کشور دنیاستاما فرماموش نکین دین ما دین رحمت است.رابطه ما باید به گونهای باشد که به ضرر ملت نباشد.موفق باشید.
واژگون :
# ۳۰ تیر ۱۳۸۷ - ۲:۱۲ ب.ظ
و مطمئن باشید حتی ماشین این جاسوسها هم در تهران امنیت نخواهد داشت.
تکبیر
حاجی چرا جواب تلفن نمیدی حالا
علی :
# ۳۱ تیر ۱۳۸۷ - ۱۲:۲۹ ق.ظ
در پاسخ یاسمن،
بنده که خسته نمیشوم از این حرفها …
پس لطفی بکنید در ته جهنم با شیطان بزرگ و کوچک مذاکراتی داشته باشید تا ما از شر مذاکرات دنیایی خلاص شویم
با تشکر
علی :
# ۳۱ تیر ۱۳۸۷ - ۱۲:۳۱ ق.ظ
در پاسخ حسن،
دوست من!
وقتی آمریکا زبان دیگری جز اسلحه نمیفهمد ما چه باید بکنیم؟
علی :
# ۳۱ تیر ۱۳۸۷ - ۱۲:۳۴ ق.ظ
در پاسخ مجید،
والا به نظر خودم که خیلی کنترل شده نوشتم. حتی چند روزی هم گذاشتم از ماجرا بگذرد تا عصبانی مطلب ننویسم.
بله با آمریکا هم میشود رابطه داشت اما وقتی که اندک تغییری در رفتارش مشخص شود!
رضا :
# ۳۱ تیر ۱۳۸۷ - ۲:۱۲ ب.ظ
در گذشته امریکا. شوروی سابق را که نقطه مقابل خود می دانست از داخل وخارج تلاش زیای برای براندازی آن انجام داده و بلعخره موفق شده است. از ان زمان به بعد کشوری نبود که در مقابلش ادعای ابرقدرتی نمایدحال ایران را در اینده نزدیک همان نقطه مقابل مذکور می داند به همین علت تاکنون دست به کارهای ضد فرهنکی .اختلاف قومیتها.متهم به بمب اتمی…… زده است که به لطف خداوند تاکنون موفق نشده است اینجانب خواهان رشد و پویایی همه جانبه کشور عزیزمان ایران هستم اما توهم با عزت و اقتدار و سربلندی مرد عزیز و فکر می کنم ارتباط با امریکا آنهم حضورشان در ایران همان جنگ نرمی خواهد بود که با تدبیر به آن رسیده اند تعبیر این ارتباط از نگاه بنده مار تو استین پرورش دادن از قدیم گفتند سری که در د نمی کنه دستمال نمی بندن .
حسین :
# ۳۱ تیر ۱۳۸۷ - ۲:۴۷ ب.ظ
بسم الله
اولاً باید بگویم شاید من هم هرگز با تاسیس دفتر آمریکا در ایران موافق نباشم اما حالا که شرایط به نحوی پیش می رود که این اتفاق قریب الوقوع است به جای این که بخواهیم جلوی تاسیس دفتر را بگیریم به نظرم بهتر است که به فکر مقابله و کنترل و در مرحله بعد هدایت این دفتر به نفع اهداف خدمان باشیم . تسخیر دفتر که کاری ندارد . اگر دیدیم که پایشان را از گلیمشان دراز تر می کنند ، کار یک صبح تا ظهر است که بچه ها رابریزیم که دفتر و دستکشان را به آتش بکشند . اما به نظرم نبود دفتر آمریکا در ایران و جلوگیری از آن ها در صورت دادن درخاست ، فقط باعث می شود که جلوه ما در جوامع بین المللی خدشه دار شود .
البته به طور جامع در یک پست به این موضوع پرداخته بودم . اما گفتم اینجا هم کامنتی بگذارم بد نیست .
موفق باشید .
یا علی …
حسن :
# ۳۱ تیر ۱۳۸۷ - ۵:۳۵ ب.ظ
سلام علی اقا. علی جان نمیدونی من با این بچه قرتی های غرب زده چیکار کردم انقدر با نوشتهام چلوندموشون که در سایتهای بالاترین و دنباله فقط فحش و دری وری بارم کردند خیال میکنند میتونن افکار ماهارو عوض کنند .پست دانشگاه واون داستان ماکارونی رو هم خوندم خیلی عالی وزیبا نوشتی . ولی این بچه غرتی ها ول کن نیستند و فقط بلدن توهین به اعتقادات و به خوده شخص کنند.انشاالله خداوند حقیقت رو هم به اینها نشون بده .
علی :
# ۲۹ تیر ۱۳۸۷ - ۹:۰۷ ب.ظ
در پاسخ جناب فرهنگ،
۱- آخرین نظر رهبری را که در مطلب گذاشتم. اما وقتی ما غفلت میکنیم وقتی خواص پایشان بلغزد، رهبری شاید مجبور شوند علی رغم میل خود این قضیه را قبول کنند. همان گونه که امام حسن صلح با معاویه را به جبر پذیرفت.
۳- این تو سر زدنها به خاطر عدم رابطه با آمریکا نیست. به علت عدم پایبندی سیاست خارجی کشور به اسلام انقلاب، انقلاب اسلامی و نظام اسلامی است.
۴- ریشهی بسیاری از مشکلات بر میگردد به عمل نکردن به فرامین الهی در امر سیاست، اقتصاد و … و این شامل هم مسئولان میشود و هم مردم. اگر همه سعی در انجام فرامین الهی میداشتند خیلی از مشکلات حل میشد.
یک عاقل :
# ۱ مرداد ۱۳۸۷ - ۴:۰۰ ب.ظ
رابطه با امریکا مسئله ای بود که بالاخره به این نقطه می رسید،اما نباید صورت مسئله رو پاک کرد بلکه باید راه حل صحیح رو پیدا کرد.من فکر می کنم هنوز برای این کار زود باشه چون شرایط مناسب فراهم نیست و ما یا راه افراط رو در پیش می گیریم یا تفریط، نه راهی که بر اساس اصولمون و به نفعمون باشه.
arash :
# ۹ مرداد ۱۳۸۷ - ۱:۴۹ ق.ظ
سلام دوست گرامیم
خداوند زمانی محمد(ص) را فرمان خواندن داد که سیاهی جهالت و یأس بر آسمان قلب انسانیت سایه افکنده بود و او با خواندن خود شکوفههای امید را بر درخت وجود نشانده، عشق را جان دوباره بخشیده و ایثار را توان ایستادن داد .
عید غلبه نور بر ظلمت ، غلبه علم و دانائی بر جهالت و بعثت مکارم الاخلاق بر عاشقان و پیروانش مبارک باد.
(( اسلام در اروپا نیز مجددا بروز شد)) … آرش
جسد زنده :
# ۱۳ مرداد ۱۳۸۷ - ۹:۵۳ ب.ظ
خیلی ببخشید جسارت است ولی من هم یک چیزی بگویم:
شما فکر نکنید نظام اجازه میدهد همانطور که سفارت دانمارک را گرفتیم این دفتر را هم بگیریم. ر.ک. نیروی انتظامی! وقتی غیرتی میشود.
منظورم این است که کنار آمدن با این قضیه به بهانه امید واهی به تسخیر لانه جدید خیلی بچگانه است، نظر شما چیست؟
محمدصالح :
# ۱۶ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۲:۳۰ ق.ظ
سلام
شما دعوت شدهاید تا علیه تروریسم و حقوق بشر غربی بنویسید. تفصیلش در وبلاگم
منتظرم.
سارا مومنی :
# ۱۶ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۲:۵۱ ق.ظ
سلام دوست محترم
با مطالعه مطلبی جدید در باره نزدیک شدن ساعت صفر تخریب مسجد الاقصی و تلاش شدید صهیونیستها برای یهودی سازی قدس در یاری مردم مظلوم فلسطین و مبارزه با قاتلان انبیاء و بدترین قوم خدا دست در دست هم نهیم
اللهم عجل فرج مولانا صاحب العصر والزمان علیه السلام
متولد نهم شهریور پنجاه و هفت :
# ۱۶ مرداد ۱۳۸۷ - ۸:۰۷ ب.ظ
بسم الله النور
چقدر بی انصافند کسانی که می خواهند بر حقایق همچو آفتاب ، ابرهای تیره بدگمانی و سوءظن بکشند…
آری به راستی امام موسی صدر از آن درهای یگانه ای است ، که در تمامی عرصه های حیات ، خوش درخشید و نگارمان نه ، «نجم المؤتمر» که به غمزه «ماه مجلس» شد …
و اکنون بعد از گذشت به سی سال هنوز او در پرده اختفاست و به مثابه خورشیدی است در پشت ابر …
تا امروز ۶۴ پست برای شناخت کوتاه از زندگی پر بار موسی صدر با نگاهی بر کتاب یاران امام به روایت اسناد ساواک جلد هفدهم در وبلاگ نهم شهریور پنجاه و هفت درج شد .
از این به بعد نگاهی خواهم داشت به اسناد مهمی که در این کتاب وجود دارد . اسنادی که ثابت کرده است موسی صدر بیش از آنچه ما می دانیم و فکر می کنیم برای حیات مادی و معنوی این سرزمین منشا اثر بوده است .
در این راه خوشحال خواهم شد از نظرات تمامی دوستان بهره ببرم .
منتظر قدوم سبزتان هستم .