» اصرار جاهلانه، عامل جسارت دشمنان
رحمت الهی شامل همه میشود حتی شقیترین آدمها. و پیامبران دلسوز همهی مردمان هستند، هر چند کافر. و هدایت را برای همه میخواهند. تا آنجا که خدای متعال پیامبر را به آرامش فرا میخواند. اما همین پیامبر هم بوده است که با دشمنان به شدت جنگیده است. و بر مجرمان قصاص جاری کرده است. و اگر نیک بنگری این رفتارشان هم از روی رحمت است.
آیا منظور مشایی هم همین است؟ آیا مشایی میاندیشد غاصبان صهیونیستی از حقیقت ماجرای فلسطین خبر ندارند؟ آیا این شهرک نشینهای یهودی تا این حد از فقدان شعور رنج میبرند؟ آیا جنگ هر روزه در فلسطین اشغالی را نمیبینند؟ آیا نمیفهمند که اگر اینها سرزمین مردم فلسطین را غصب نکرده بودند، این مسائل هم نبود؟ آیا مشکل عدم شناخت آنها است؟ عجب حماقت عظیمی است چنین تصوری!
مشایی لکهی ننگ دولت نهم بل نظام اسلامی است. به همان سان که خیلیها در دولتهای قبلی نیز لکهی ننگ بودند. و حتی ننگین تر از مشایی؛ اما در دولت خادم و تلاشگر و صد در صد مورد اعتماد رهبری چنین لکههایی بیشتر توی چشم میزنند. چنان که لکهای سیاه در صفحهی سفید بزرگی زود به چشم میآید.
مبارزه با صهیونیسم جهانی و اسرائیل چنان با روح اسلامی و انقلابی پیوند خورده است که هیچ خیانت و حتی کوتاهی را دربارهی آن نمیتوان نا دیده گرفت. حتی اگر مشاور «محبوبترین رئیس دولت از زمان مشروطه تا اکنون» باشد. حتی اگر از نزدیکان رئیس جمهور عزیز، دوستداشنتی و پارهی تنِ ما باشد. اما پاره تن اسلام حتما و قطعا مهمتر است.
از موتلفه و جامعهی روحانیت مبارز بگیر تا کیهان، عدالتخانه، رجانیوز، برخی از روحانیون، توکلی، مجلس هشتم، فاطمه رجبی و قاطبهی نیروهای حزباللهی خواستار استعفای او میشوند. و چنین خواستهای از سوی وفاداران به انقلاب اسلامی، امام و رهبری، نه عجیب که عادیترین نوع برخورد بوده است.
و اگر اصرار احمقانه، بیشرمانه و جاهلانهی مشایی نبود، تا کنون ماجرا ختم شده بود. و عرصه را برای عدهای آدم مریض و سوء استفاده گر و بیهویت فراهم نمیکرد. کسانی که سالیان درازی است تیشه در دست، بیوقفه ریشهی انقلاب را هدف گرفته و از هر فرصتی برای حمله به ولایت فقیه و سایر آرمانهای امام خمینی کبیر(ره) استفاده کردهاند. کسانی که اکنون چنان سخن میرانند که گویی سینه چاکان امام و انقلاب بودهاند! کسانی که در نشریاتشان «اسرائیل را مسئلهی ما نمیدانستند». کسانی که نام بردن از «کشور اسرائیل» عادیترین حمایتشان از این جانیان و غاصبان بوده است. کسانی که با کوچکترین اشارهی اربابانشان، مشتاقانه رو به کاسه لیسی اسرائیل و آمریکا آورده اند. چه شدهاست که اینها نگران به حاشیه رفتن سخنان امام و آرمانهای انقلاب شدهاند؟ آیا آنها گمان کردهاند که گوشهای ما این قدر دراز است؟
ماجرای سخنان مشایی یک بحث درون چارچوب انقلاب است. و کسانی که قطعا جزء نامحرمان و نااهلان نسبت به انقلاب هستند، هیچ گونه حقی برای دخالت ندارند. چه اگر قرار باشد کسانی را به خاطر همین گونه از سخنان، مجازات بشوند مسلما آنها متهمان ردیفهای اول هستند. و آنقدر پروندهی سنگینی دارند که زمان زیادی طول خواهد کشید تا نوبت به مشایی برسد.
اما بعد آقای مشایی!
اگر تا امروز با استعفای شما ماجرا ختم میشد، اما شما نشان دادید که تذکرات و نصایح دلسوزانه و مشفقانهی ما در شما اثری نداشته است. و همچنان بر جهالت خود پای میفشارید. که این اصرار شما راه را بر دشمنان انقلاب برای جسارت باز کرده است، و این خود جرمی دیگر است.
آقای مشایی بدانید که ما شما را به معروف امر و از منکر نهی کرده و خواستیم تا با توبه و عذرخواهی، دوباره در این جبهه علیه صهیونیسم و مستکبرین جهان مشغول جهاد شوید. اما حیف … به هر حال بدانید راههای دیگری نیز برای برخورد سراغ داریم.









محمدصالح :
# ۱ شهریور ۱۳۸۷ - ۱۲:۵۰ ق.ظ
من مشایی را مخاطب انتقادات نمیدانم. کسی که باید پاسخگو باشد، محمود احمدینژاد است. مشایی ادعای انقلابیگری ندارد. اما رئیس حمهور ما، با شعار استکبارستیزی آمده است و باید به آن پایبند بماند!
علی :
# ۲ شهریور ۱۳۸۷ - ۹:۱۰ ب.ظ
محمد صالح جان،
بیشک من نیز دوست میداشتم که همان روز اول یک واکنش جدی از احمدینژاد ببینم. اما چون هنوز دلایل او را نشنیدهام چیزی نمیگویم.
حسین :
# ۳ شهریور ۱۳۸۷ - ۴:۴۳ ب.ظ
چه عرض کنیم ؟ به نظرم احتمالات دیگری را نیز در این قضیه می توان مد نظر قرار داد . باید بیشتر تامل کرد . * مشایی دیروز در دیدار هیئت دولت با رهبری حضور داشت . * امام جمعه دلیجان خواستار عدم حضور مشایی در شهرستان شد … چگونه تحلیل می کنید این دو خبر را در کنار هم ؟
علی :
# ۵ شهریور ۱۳۸۷ - ۱۱:۳۳ ب.ظ
حسین جان،
همانطور که به صالح هم گفتم، واقعا الان نمیتوانم درباره رفتار آقا و احمدینژاد درباره مشایی نظر بدم. هر چند بر خبط بودن و جهالت توام با حماقت این فرد مطمئن باشم
باید بیشتر صبر کرد…