نگاه ...
تبلیغات نستله در تهران به زبان عبری!
تبلیغات نستله در تهران به زبان عبری!
شهید من
تمام شهیدان جبهه‌ی حق از آغاز حیات بشر تا برپایی صحرای محشر به خصوص
بسم الله الرحمن الرحیم

دانه‌های انار ...

سودای توام در جنون،
می‌زد دوش…

و می‌گویند ...

ویژه
تریبون مستضعفین
نرم افزارهای دفاع مقدس / امام و رهبری/ دکتر حسن عباسی / استاد رحیم پور و دیگر محصولات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی

دوستان
بچه محل - چشم ـ زخم - آهستان - انتفاضه سوم - پاسداران - ابتدا - كافه حزب الله - روزنامه دانشجویی - فتوتا - گندم و بلدرچین - دودینگ هاوس - کافه اندیشه - مرگ آگاهی - بچه های قلم - ناروزنامه نگار - هبوط - قطعه 26 - وب‌نوشت دنج - ســایـبـریـا - درد - زرنگار - گروه فرهنگی عمار یاسر - منطقه ممنوعه - بیداری - دستنوشته های یک نسل سومی - نظر سوم - آیات غمزه - تفکر با چاشنی خنده - جسد زنده - حيرتكده ي عقل - پلخمون - راوی - دو اسلام - یک فنجان فکر - خاکریز - دانشطلب - آغاز در نهایت - مبارز کلیپ - پابرهنه - بی عمر - ادواردو - سـواد آیـنه - داداشی وب - دردنامه - زُبُر الحدید - کیستی ما - تغلب سبز - نقدی بر فرهنگ مدرنیته - رصدخانه - مسئله روش - تاملات - گام آخر - نون والقلم - ترنم فکر - نسیم حیات - آب و آتش - آخرالزمان و ظهور مهدی موعود(عج) - فراموشخانه عدالت - ساده غزل - دودینگ هاوس - انتهای افق - آرمانشهر - پاکت‌ها - عکاس مسلمان - گاه نوشته‌های من - انقلاب سوم - مجاهدین - ساقور - اسماعیل نیوز - جنبش نرم افزاری و تولیدعلم و آزاداندیشی - بیقرار - صاد - وادی - e-حدیث نفس - خاکریزیـسم - اقاليم قبله - چغـ(قـ)ک - خصوصی نیست …! - بی خوابی های یک برنامه نویس - آذرباد - 22 خرداد 1388 - آرمان خواهی - سوتک - کاریکاتورهای مازيار بیژنی - شیعیان یمن - ــــــمــریــمـــــ نوشت - دو رکعت عشق - چای نبات - نفسانیات یک من - میرزا قلي خان راپورتچي - قلم زن - واژگون … - دوئل - چهار نما - یه دانِ ش جو و قس علیهذا - درياچه ي قو - مجاز - در جستجوی حقیقت - شــعـــركـــده - دفتر بی خط - ترديد راهي به دانايي - فرزند انقلاب - شرب مدام - اسپريچو - هلا - پاسخ‌گويی سران سه قوه - وب نوشت - یکتا - سجیل - یک خبرنگار - مظلومیت سانسور شده - جنگي که بود، جنگي که هست - دیار شهود - وبلاگ بحر - تارنما - طبیب -
کلمات کلیدی
وب 2
حواشی

» ساختارهای GodFather آفرین

«او» تصمیم می‌گیرد؛ و وقتی تصمیم گرفته شد، همه می‌پذیرند. یعنی بهتر است که بپذیرند حتی اگر سخت‌ترین مخالفت‌ها را داشته باشند؛ او بزرگ خاندان است و کلامش خاتمه‌ی هر بحثی؛ «خاندان» همه چیز اوست. و او همه چیز خاندان؛ حداقل این طور به نظر می‌رسد. اعضای خاندان نسبتشان بیشتر از آنکه نسبی باشد سببی است. عامل و عمق این سبب را «میزان وفاداری» به GodFather و ایده‌هایش مشخص می‌کند؛

xxx

دنیای مدرن دنیای «کثرت و وهم» است. کثرت وهم می‌آفریند و وهم کثرت؛ کثرت و وهم دو ابزار مهم دنیای مدرن است برای حق نمایی باطل و باطل نمایی حق؛
اما آیا کثرت در دنیای مدرن، مطلق است و بی حد؟ اگر چنین باشد پس عامل نامیدن این همه کثرت به عنوان مدرن، چیست؟ دنیای مدرن تا کجا کثرت را می‌تواند تحمل کند؟ آیا اصلا کثرت مطلق امکان وجود خواهد داشت؟
به نظر می‌رسد پاسخ منفی است. خود این وحدت موجود در دنیای مدرن که کثرت‌ها را ذیل مفهوم خود جمع کرده است، نشانی از وجود حدودی مشخص و البته سفت و محکم در گسترش کثرت‌ها است. و این روح فعال، اجساد کثیر را به سوی غایتی مشخص حرکت می‌دهد و دنیای مدرن را از گسستگی نجات می‌دهد. و این تنها یکی از حدودی است که مدرنیته بر کثرت‌ها اعمال می‌کند.
دنیای مدرن کثرت‌هایش خطی است. شاید خط‌های مختلفی برای کثرت‌هایش تعریف کرده باشد. یک زمان به مادی‌گرایی اجازه‌ی جولان می‌دهد و زمانی به عرفان ماری‌جوآنایی! اما همه را در حوزه‌ی مدیریت خود دارد. اما خطی بودنش نمادی است برای تک بعدی بودن این کثرت‌ها. و این تک بعدی بودن عرصه‌ی آزاد کثرت‌ها نشأت گرفته از انسان‌شناسی مدرن است.
انسان برای مدرنیته مفهوم خاصی دارد. و این مفهوم یکی از محورهای مشترک تمامی مکاتب دنیای مدرن است. هر چند ظاهرهای متفاوت و متضاد داشته باشند. بشر در دنیای مدرن جانشین خدا نیست؛ بشر خودِ خداست. و برکناری خدا و جایگزینی آن توسط بشر، به سهولت خارج کردن یک انگشتر از انگشت صورت گرفت. و این گونه هر انسانی خدا شد و لذا هر بشر مرکز جهان است. و تمام تلاش بشر در حیات مدرن و رسیدن به توسعه و پیشرفت، تلاشی تقلیدوار است برای کسب همان قدرت‌ها و ویژگی‌هایی که از «خدا» در متون مقدس نام برده شده است. از تلاشی برای تسخیر و تصرف در تمام جهان در نظر بگیرید تا تلاشی مضاعف برای آفرینش و خلق موجودی زنده!
در دنیای مدرن انسان تنها به همان بعد حیوانیتش در نظر گرفته می‌شود. و وجود هر بعد دیگری به شدت انکار می‌شود. بشر خداست و غرایز همان بشرند. و همه‌ی حیات در حال تکاپو برای تامین فرمان‌های غریزه؛ و این همان تک بعدی نگریستن انسان است. کاری که شیطان در روز خلقت انسان نیز آن را انجام داد. و این گونه می‌شود که فرقی نمی‌کند آغاز انسان از تکامل یک بوزینه باشد یا برخورد یک شهاب سنگ و یا یک خدای بیکار!
همان اندازه که دنیای مدرن به نفسانیت هر فرد احترام می‌گذارد و او را تشویق به قدرت بخشی به آن می‌کند، قدرتِ عقل فرد را خاموش و غیر فعال می‌طلبد. و عقلانیت را محصور در «اطاعت خوب از غریزه» می‌کند. و این هم نمادی دیگر از تک بعدی نگریستن انسان است.
و این نگاه تک‌بعدی یک رویه‌ی ثابت در کل مدرنیته است. این رویکرد که همه چیز را می‌شود با گزاره‌ای ساده توضیح داد! انسان، جهان، طبیعت، خدا و … فلانی ابزار تولید را تنها بعد حیات تاریخی بشر می‌داند، دیگری نژاد برتر را، دیگری میل به قدرت را و آن دیگری میل جنسی را؛ و هر دانشمندی از گوشه‌ای بلند می‌شود و تنها یک بعد را در نظر می‌گیرد. و رویکرد تقلیل‌گرایانه، یک اصل همیشگی می‌شود در تحلیل‌ها و مکاتب مدرن.
هر بشری خداست. و جزء تصور خدایی است که باید تک باشد. چند خدایی معنی ندارد بالاخره باید بتی بزرگتر از بقیه باشد که بقیه خدا‌ها زیر نظر او قرار بگیرد! و لذا تمامی ابناء بشر را تشویق می‌کند تا نقش «زئوس» را بازی کنند. و این گونه است که نزاع‌های سخت بین مریدان مدرنیته شکل می‌گیرد تا در یک «روند تکاملی»، طبیعت دست به انتخاب «قدرت برتر» بزند. اینگونه بعضی‌ها بت بزرگتری می‌شوند و بعضی دیگر رده‌های پایین‌تر و برخی هم نقش برده را می‌پذیرند. و این روحیه در حالت جمعی‌اش برای ملت‌ها و دولت‌ها رخ می‌دهد. و جهان دهکده‌ای می‌شود که خدای بزرگش «آمریکا» می‌شود و خداهای کوچکترش اتحادیه اروپا، روسیه، چین، و باقی ملت‌ها نقش مردمان عادی و برده را ایفا می‌کنند.
مدرنیته به همه چیز در همین نگاه تک بعدی‌اش اجازه‌ی فعالیت و تاخت و تاز می‌دهد. و هیچ محدودیتی قائل نیست. کثرت را در حداکثر حالت ممکن (تا به فرد برسد) امکان گسترش می‌دهد. کشور دیکتاتوری، سلطنتی، کودتایی، دموکراتیک، بی‌دولت، کمونیست، فاشیست، لیبرالیست و … همه و همه تحمل می‌شوند. حتی از سنخ لیبی و کره‌ی شمالی؛
در این عرصه با هر عامل وحدت آفرینی مبارزه می‌کند. از سازمان‌های جهانی بگیر تا نهاد خانواده. همه‌ی آنها را تا حد امکان قلع و قمع می‌کند. و اگر سازمان جمعی‌ای شکل می‌گیرد «شر ضروری» خواهد بود که برای کنترل برده‌ها و مردمان ضعیف‌تر لازم است تا مزاحم خدایان نشوند.
اما اگر فردی، گروهی و ملتی تسلیم این قوانین بازی نشوند و بخواهند از دایره‌ی تنگ مدرنیته خارج شوند، ناگهان رویکردی دیگر اتخاذ می‌شود «هر که با ما نیست، بر ماست». و این زمان است که دست‌های آهنین از جیب‌ها، اسلحه‌ها از کارخانه‌ها، بمب‌های هسته‌ای از نیروگاه‌ها خارج می‌شوند. و کار به آنجا خواهند رسانید که تمام جهان بفهمد که «هر که با ما نیست، اصلا نبوده است»؛ و این چنین است که خمینی کبیر (درود بی‌کران حق بر او) تحمل نمی‌شود. انقلاب اسلامی مورد هجمه قرار می‌گیرد. حزب‌الله خطرناک‌ترین جریان تروریستی لقب می‌گیرد. و اسلام ناب یگانه دشمن واقعی دنیای مدرن می‌شود. چرا که تا دیروز اگر جنگی هم بود جنگی خانوادگی بود و زرگری. جنگی بود توافقی بین شرق و غرب در چهار چوب قوانین دنیای مدرن. اما امروز کسی در برابر مدرنیته قد علم کرده است که دنیای مدرن برای نبرد با آن آمادگی کافی ندارد.
و به این ترتیب آفرینش نظام‌های «GodFather»ی نتیجه‌ی ساختاری تفکر و عمل مدرن است. کافی است نگاهی به عمل و نظر عاملان مدرن اندیش در هر عرصه‌ای بیندازید. شعار ایدئولوژی‌شان «مرگ بر ایدئولوژی»، شعار استبدادشان «زنده‌باد آزادی»، شعار دیکتاتوری‌شان «یا مرگ یا دموکراسی»، شعار شکنجه‌گرهایشان « بشر حق دارد»، شعار خرافاتشان «همه چیز باید علمی باشد»، شعار انحصارگراهایشان «تساهل و تسامح و تحمل مخالف»، شعار تئوری‌پردازهایشان «همه توهم توطئه دارند» و … می‌شود.
xxx
اینترنت یکی از فرزندان خلف مدرنیته است. نمی‌دانم آیا مدرنیته تا کنون توانسته بعد از اینترنت، تکنولوژی‌ای چنین مبتنی بر مبانی نظری خود بیافریند یا خیر. اما بی‌شک مدرن‌ترین آفرینش تکنولوژیک بشر از لحاظ نظری این دنیای مجازی است. گویی روح دنیای مدرن در اینترنت حلول کرده است. و وبلاگ حد غایی فردگرایی مدرن است. هر وبلاگ پایگاهی خواهد بود تا خدایان (همان حیوانیت بشرها) اعلام وجود کنند و برای رسیدن به مقام زئوسی تلاش کنند. و لاجرم هر که حیوان‌تر باشد، مدرن‌تر است و مقرب‌تر. و مقربین دنیای مدرن می‌شوند صاحبان دهکده‌ی مجازی و مافیای وبلاگستان!
و اینگونه بود که GodFather اعلام وجود کرد. خط کشی را آغاز کرد. و رسید به این نکته که «هر که با ما نیست، اصلا نبوده است». و سانسور مخالفین، حذف، تهمت زدن، تخطتئه، ترور و … جزء دستور کار GodFather های وبلاگستان (بحثمان بر سر نسخه‌ی فارسی است) قرار می‌گیرد. و اگر برخی برتری‌ها و عوامل قدرت مافیای وبلاگستان ناشی از قدمت و تجربه‌ی کاری آنها، تلاش و زحمات فردی آنها و … باشد، اما همه‌اش ریشه در این حسن‌ها ندارد. نظام مافیا است که آنها را قدرتمندتر می‌کند. و همچون هر مافیای دیگر این مافیا نیز منابع درآمد نامشروع فراوانی نیز دارد تا قدرت آنها را استمرار ببخشد. و عجیب حلقه‌های وفاداری می‌سازند. حلقه‌هایی که حتی وجود یک وبلاگ‌نویس حزب‌اللهی و مسلمان معتقد، برایشان تعجب آور بل غیر ممکن است.
اما اینترنت فضای پیچیده‌تری نسبت به دنیای واقعی دارد. لذا ابزارهایش متفاوت و لاجرم پیچیده‌تر است. و مافیای وبلاگستان نیز از ابزارهای پیچیده‌تری برای اعمال قدرت و نظر استفاده می‌کند. و هیچ محدودیت اخلاقی، انسانی، و … مانع آنها نمی‌شود. و همین پیچیدگی بر قدرت عمل آنها افزوده است. کم ندیده‌ام افراد خوش‌نیت و خاکستری رنگی را که ناخواسته و بی‌اطلاع در تیم مافیا بازی می‌کند تنها به دلیل عرف‌های ساختگی و فرهنگ‌سازی عناصر مافیا. چنان فضا را ساختاری به نفع خود تعریف کرده‌اند که مثلا اگر فلان وبلاگ (جزء مافیا) را نخوانی یا به آن لینک ندهی، تو را در وبلاگستان به اندازه‌ی بند کفش‌شان نیز حساب نخواهند کرد و چنان تو را تحریم خواهند کرد که اجازه‌ی نفس کشیدن در فضای مجازی نیابی!
GodFather وبلاگستان فارسی لزوما «یک فرد» نیست. حلقه‌ای است بسیار کوچک اما پر کار و هماهنگ. و خاندان تمام آنهایی می‌شوند که در جهت مورد نظر GodFather مطلب می‌نویسند و فعالیت می‌کنند. چه این فعالیت اعضای خاندان آگاهانه باشد چه غیر آگاهانه؛ GodFather وقتی تصمیم می‌گیرد، سیاست‌هایش را در «چشمه‌هایی» که در انحصار اوست می‌ریزد. و این چشمه‌ها آبشخور هزاران فرد و جریان دیگر است که بنا به عرف‌هایی از این چشمه‌ها استفاده می‌کنند. و به سهولت به خواست GodFather عمل می‌کنند. و در همین راستا هر تکثری برای مافیا پذیرفته بلکه مورد تشویق است. اما امان از حالتی که فردی (به خصوص از اعضای خاندان) مخالفت کند و این مخالفتش را علنی نماید. روی دیگر مافیای وبلاگستان نمایان می‌شود! و البته GodFather و اعضای وفادار خاندان وجود مافیا را حاصل توهمات عده‌ای اندک می‌دانند. همچون سایر GodFather های دنیای مدرن …
اشاره‌ای کوچکی را هم در انتها ذکر کنم. مشکل نظام مافیاهای موجود در وبلاگستان فارسی نه «ذات رابطه‌ی وفاداری به عقاید و جمع شدن دور عقاید» که در آنچه به آن وفا می‌دارند و علت و چگونگی وفادار شدن به آن آرمان و عقیده است

xxx

اما چاره چیست؟ آیا باید به انتخاب از میان دوگانه‌ی «بازی در تیم GodFatherها» یا «وجود نداشتن» دست زد و اندیشه‌ی امکان راه سوم را به گوشه‌ی تاریک دل‌های غبار گرفته فرستاد؟ یا نه! راه سومی هست؟
اگر راهی باشد، باید از ایده‌ها آغاز شود. بایستی به انتخاب ایده‌ها و آرمان‌هایی جدا از حیطه‌ی بسته‌ی ایده‌های مدرن مافیا دست زد. ایده‌هایی که علی‌رغم وجود بدل‌های فراوان مدرن، از چنان اصلیت و قوتی بهره‌مند باشند که نتوان حتی تصور حضور آنها را در تاریک‌خانه‌ی مدرن، از ذهن گذراند. و تنها دست یافتن به این «هویت و حیات» است که می‌تواند به ما راه انتخابی خارج از دوگانه‌ی بردگی یا وجود نداشتن، ارائه کند.
وقتی این آرمان‌های حیات‌بخش شناخته شد و معیارهای کافی برای تشخیص آنها از نمونه‌های قلابی به دست آمد، وقت عمل فرا می‌رسد. برای خروج از این فضاهای بسته باید به «قدرت عمل» دست یافت. و در فضای وبلاگستان راه‌های نیل به این طُرقِ عمل گسترده خواهد بود. که بایستی در مجالی دیگر به آن پرداخت.

به اشتراک بگذارید:
  • Print
  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • email
  • FriendFeed
  • Technorati
  • Tumblr
  • Twitter
کلمات کلیدی: ، ، ،

نظر دهید

لازم است

لازم است، نمایش داده نمی‌شود


تاربلاگ ایلیا
بخش ویژه
موضوعات
نویسندگان