نگاه ...
شهید من
تمام شهیدان جبهه‌ی حق از آغاز حیات بشر تا برپایی صحرای محشر به خصوص
بسم الله الرحمن الرحیم

دانه‌های انار ...

اینکه
چرا وارد جنگ می‌شویم،
همیشه مـهم است. هـمـیـشـه؛

و می‌گویند ...

دوستان
شبکه در انتهای افق - طبیب - گاه نوشته‌های من - تاملات - آرمان خواهی - انتفاضه سوم - ــــــمــریــمـــــ نوشت - آهستان - نقد 123 - دوئل - فراموشخانه عدالت - دادگاه انقلاب اسلامی - ســایـبـریـا - خاکریز - آیات غمزه - مسلمان برابری طلب - دو رکعت عشق - اقاليم قبله - وب‌نوشت دنج - قطعه 26 - مهتد - چهار نما - اسپريچو - فرصت - آذرباد - نسیم حیات - e-حدیث نفس - حيرتكده ي عقل - پاسخ‌گويی سران سه قوه - هبوط - آغاز در نهایت - مجاز - فرزند انقلاب - انتهای افق - درد - ناروزنامه نگار - شیعیان یمن - گروه فرهنگی عمار یاسر - وادی - آخرالزمان و ظهور مهدی موعود(عج) - کاریکاتورهای مازيار بیژنی - عکاس مسلمان - جنگي که بود، جنگي که هست - مبارز کلیپ - بیقرار - داداشی وب - راوی - یکتا - نفسانیات یک من - بیداری - صاد - پابرهنه - سجیل - کیستی ما - دفتر بی خط - کافه اندیشه - تارنما - جنبش نرم افزاری و تولیدعلم و آزاداندیشی - یک فنجان فکر - اسماعیل نیوز - اسکالپل - شورآباد - وبلاگ بحر - بی عمر - چغـ(قـ)ک - قیام مستضعفین - دستنوشته های یک نسل سومی - قلم زن - نون والقلم - یک خبرنگار - نون و القلم … - دیار شهود - سوتک - چای نبات - مرگ آگاهی - دانشطلب - شش گوشه - میرزا قلي خان راپورتچي - شَوَند - ساقور - دردنامه - تفکر با چاشنی خنده - بی خوابی های یک برنامه نویس - آرمانشهر - دو اسلام - بچه های قلم - پاسداران - روزنوشت - زُبُر الحدید - انقلاب سوم - ادواردو - گندم و بلدرچین - وب نوشت - خاکریزیـسم - فتوتا - ساده غزل - ابتدا - کلام نو - مجاهدین - منطقه ممنوعه - شرب مدام - پاکت‌ها - مطالبه آرمان‌های انقلاب از صدا و سیما - ترنم فکر - هابیل - واژگون … - كافه حزب الله - تغلب سبز - ترديد راهي به دانايي - دو نوع اسلام، دو نوع مسلمان - پلخمون - زرنگار - مسئله روش - در جستجوی حقیقت - سـواد آیـنه - گام آخر - عزم رفتن - آینده از آن مظلومین تاریخ … - نظر سوم - مظلومیت سانسور شده - خصوصی نیست …! - هلا - درياچه ي قو - روزنامه دانشجویی - 22 خرداد 1388 - دودینگ هاوس - جسد زنده - آب و آتش - یه دانِ ش جو و قس علیهذا - چشم ـ زخم - بچه محل - شــعـــركـــده - رصدخانه -
کلمات کلیدی
وب 2
حواشی
  • RSS مطالب وبلاگ
  • RSS لینک‌های روزانه
  • وردپرس فارسی

  • بیشترین بازدیدها:
  • فوری// میرحسین موسوی توسط لباس شخصی‌ها کشته شد - 23,420 بار
  • هدیه‌ای برای نیویورک… - 18,106 بار
  • کارشکنی در کار رئیس جمهور، کفر است! - 17,820 بار
  • دختر جان! ارزش “خبری” نداری؛ حتی مرگت! - 4,434 بار
  • دست نوشته های شهید چمران درباره فلسطین - 4,357 بار
  • قتل و عام دانشجوها در ۱۶ آذر در دانشگاه امیرکبیر + عکس - 3,675 بار
  • ‫دفاع بد از حجاب یا توجیه ناشیانه رفتار هتاکان؟ - 3,052 بار
  • یزدان تفنگ ندارد - 2,996 بار
  • آقای یامین‌پور! اول جنگ است - 2,860 بار
  • رمضان اشرافی سیما - 2,759 بار
  • چرا باید شهید بهشتی تخریب می‌شد؟ - 2,751 بار
  • نگاهی به همه اتفاقات تسخیر سفارت انگلستان توسط دانشجویان و حواشی آن - 2,745 بار
  • نوید نصرت به فضل پایمردی ملت بر عهد با الله - 2,475 بار
  • چادری بر سر فمنیسم… - 2,381 بار
  • شوی تبلیغاتی اوباما - 2,297 بار
  • همین همسایه‌ی کناری! - 2,170 بار
  • درباره فیس بوک و انقلاب‌های منطقه - 2,150 بار
  • متهم قوه قضاییه است! - 2,080 بار
  • تاملی درباره علم دینی - 2,032 بار
  • کشف حجاب؛ و دو راهی باخت برای دیکتاتوری سبز - 1,985 بار
  • ۱۳ آبان به یادماندنی؛ نبرد با آمریکا و تفاله‌های آمریکا - 1,969 بار
  • مستی یزیدیان سبز و رسیدن به پایان چاه هلاکت - 1,937 بار
  • آیا «حسینیه ارشاد» فایده دارد؟ - 1,863 بار
  • ۹ دی حاصل ارتباط عمیق قلبی مردم با رهبر عزیز انقلاب - 1,861 بار
  • پرسش‌هایی پیش روی آقای ضرغامی - 1,849 بار
  • هسته‌های مقاومت مردمی علیه اشرافیت فرهنگی - 1,827 بار
  • پاسخ وزارت کشور به درخواست تجمع موسوی و کروبی - 1,718 بار
  • تاسیس اسرائیل؛ روز نکبت ! - 1,714 بار
  • مظلومیت مسلمانان سین کیانگ چین و موج سواری آمریکا - 1,671 بار
  • از تسخیر لانه تا تسخیر تهران - 1,611 بار
  • آخرین اخبار از تحولات انقلاب مردمی تونس - 1,603 بار
  • روز قدس جهانی! - 1,586 بار
  • منورالفکری همزاد خشونت است - 1,495 بار
  • توهین در پاسخ گل؛ روایتی از تدفین شهدا در دانشگاه امیرکبیر - 1,488 بار
  • آیت الله لاریجانی ممنونم؛ … - 1,487 بار
  • علیرضا توسلی! قربانی دروغ گویی و خباثت سبزها - 1,466 بار
  • ۱۲ نکته درباره یک افتضاح: دانشجوی پولی - 1,424 بار
  • پروژه شکست؛ از ترور تا شورش خیابانی! - 1,398 بار
  • آنچه جلسه وزیر علوم را جنجالی کرد - 1,369 بار
  • فرو رفته در گردابی از ترس و پوچی - 1,349 بار
  • من غلط کردم جاسوس نشدم! - 1,339 بار
  • دلم برای تو تنگ است مصطفی مازح - 1,307 بار
  • چاره‌ای به جز جنگیدن نداریم! - 1,262 بار
  • مبدا سنجش تاریخ و جغرافیا - 1,244 بار
  • از سیل تا قحطی! آزمون بزرگ رمضان - 1,238 بار
  • چرا حامیان موسوی خود را اغتشاشگر می دانند؟ - 1,220 بار
  • کاریکاتور : بعضی ها عادت دارند سخت فکر کنند - 1,210 بار
  • فواید سوسک در سلف - 1,164 بار
  • آیا صدای ملت را می‌شنود؟ - 1,158 بار
  • «۹ دی» قوی‌تر برخواهد گشت - 1,096 بار

  • کاروان جهانی الی بیت المقدس

    » آقای رئیس جمهور! با خشاب خالی نمی شود

    در زمان هر انتخابات، به خصوص ریاست جمهوری، این سوال برای من همیشه مطرح بوده است که چرا باید اینگونه باشد؟ چرا باید حضور افراد مختلف چنین تفاوت های بسیاری را در نظر و عمل یک دولت ایجاد کند؟ چرا بایستی دولت سازندگی بسیاری از آرمان های انقلاب اسلامی را (عدالت، حمایت از مستضعفین جهان، ساده زیستی مسئولین، مبارزه با فساد و…) زیر پا بگذارد؟ چرا باید با پولی که باید برای تعالی مردم و گسترش اسلام خرج می شد، به اشرافیت و فامیل سالاری و انواع مافیاها بیانجامد؟ چرا باید دولت دوم خرداد افسادات را رویه خویش سازد؟ چرا باید کسانی در دولت از پول نظام برای براندازی آن طرح ها بریزند؟ چرا باید عناصری در اطراف خاتمی، نقش سربازهای پیاده آمریکا و اسرائیل را بازی کنند؟ چرا دولت نهم در برقراری عدالت و مبارزه با فقر و فساد و تبعیض چنین مشکلاتی را متحمل می شود؟ سوال هایی که ریشه در یک سوال کلی تر دارد: جایگاه رئیس جمهور در نظامی مبتنی بر انقلاب اسلامی، کجاست؟ و چه باید بکند؟
    خیزشی دوباره شروع شده است برای احیای تمدن اسلامی. تمدنی به مراتب متعالی تر از گذشته ی تاریخی؛ انقلاب اسلامی ایران، به سرعت در حال حرکت است. و این حرکتی جهانی است برای حاکمیت اسلام و نفی طاغوت در سراسر جهان. حرکتی بستر ساز برای حکومت جهانی حضرت مهدی(عج)؛ آرمان ها مشخص اند. و حتی راه نیز مشخص است. جمهوری اسلامی ایران اولین قدم است برای این آرمان ها؛ و ولی فقیه، راه بر دنیای اسلام است به سوی آن تمدن نوین اسلامی؛ تمدنی که در نهایت به دست مهدی موعود(عج) به اوج کمال می رسد. ساختارهای جمهوری اسلامی در کلیاتش و در قانون اساسی اش به آنگونه چیده شده اند که راه به سرعت و دقت طی شود. اما …
    رئیس جمهور در کنار سایر مجموعه های نظام مامور حرکت به بهترین شکل ممکن، در راهی هستند که ولی فقیه برای نیل به آرمان ها، نشان می دهد. و رئیس جمهور مهمترین نقش در مدیریت اجرایی این فرآیند دارد. و با توجه به آرمان ها و راه مشخص شده توسط «ولی امر»، چه باید کردها در سطوح کلی مشخص اند. و جایگاه رئیس جمهور در این تبیین واضح است. لذا هر گونه جهل، انحراف، کم کاری و خدای ناکرده خیانت برخی افراد، مشکلی خواهد بود در نیل به آرمانها.
    علاوه بر این که شخص رئیس جمهور (همچون سایر کارگزاران جمهوری اسلامی) باید اعتقاد کامل به همراه خلوص و جهاد شبانه روزی برای نیل به اهداف داشته باشد، نیاز به نرم افزارهای لازم برای حرکت در مسیر تعالی دارد. بدون وجود یک اندیشه قوی، منسجم، عمیق و گسترده امکان جاری کردن دین در عرصه های حیات بشری ممکن نخواهد بود. و اگر در دوره ای بخش عمده ای از کارگزارن نظام آدمهای توانمند، سالم و معتقدی هم باشند، در طی مسیر با مشکلات فراوانی روبرو خواهند بود. مشکلی که در زمان “احمدی نژاد” نمود یافت. اگر چه شخص ایشان به مبانی انقلاب اسلامی ایران، نسبت به ۲۰ سال گذشته، نزدیکتر بود، اما غیر از نداشتن نیروهای معتقد و کارآمد به اندازه کافی، نداشتن نرم افزار، معضل بسیار جدی و مهمی و در حقیقت اصلی ترین مشکل بود.
    تولید فکر و نرم افزار نظام جمهوری اسلامی بر دو بخش حوزه و دانشگاه استوار است. بنا بر تقسیم بندی نانوشته ای حوزه متولی تولید اندیشه و نرم افزار بنیادی و نظری نظام است و دانشگاه متولی نیازهای کاربردی تر و عملیاتی؛ هر چند این دو گانگی مطلوب نیست، اما تا کنون چنین چیزی وجود دارد.
    اندیشه های انقلاب اسلامی ایران از درون حوزه بیرون آمده است و در طی مسیر هم کاملا به آن وابسته است. جریان اصلی حوزه قم زاویه ی چندانی با مبانی انقلاب اسلامی ندارد. هر چند با توجه به نیازها از چالاکی و سرعت کافی برای تولید اندیشه برای نیازهای نظام نوپای دینی ندارد. و به همین علت است که «تحول در حوزه» یک ماموریت مهم برای هم قد کردن حوزه با سرعت حرکت انقلاب اسلامی به سوی تمدن اسلامی است.
    اما دانشگاه وضعیت کاملا متفاوتی دارد؛ دانشگاه در یک فرهنگ سکولار و ضد دینی ایجاد شده و قوام یافته است. و در نگاهی ساده اندیشانه این ساختار بدون توجه به مبانی اش وارد ایران شد. هر چند جریانی بر آن بود تا دانشگاه در برابر جریان اصیل علمی کشور (حوزه) قرار گیرد و خدای ناکرده حوزه را به چالش بکشاند. کاری که به نتیجه نرسید و وقوع انقلاب اسلامی، نقطه ی عطفی در شکست این نیات شوم بود. پس از انقلاب هم نیاز اصلاح این ساختار مبتنی بر انقلاب اسلامی بسیار حس شد. و حتی امام خمینی این کار را از جنگ مهمتر دانست. و به واقع هم اهمیت فوق العاده ای دارد. و بر این اساس، مفاهیم انقلاب فرهنگی، وحدت حوزه و دانشگاه و از همه بنیادی تر، «اسلامی کردن دانشگاه ها» مطرح گردید. پرونده هایی که پس از سی سال هنوز قدم های موثری در راستای آن برداشته نشده است. و همین ضعف است که در تمام این سی سال مانع وصول و حرکت سریع در جهت نیل به ارمان ها بوده است. چه آنکه تولیدات دانشگاه قریب به اتفاق آن مبتنی بر یک غرب زدگی مزمن و رویکرد ضد دینی است. و لذا محصولاتش همواره در چالش با بنیادهای نظری انقلاب اسلامی است. و اینگونه است که کارها به سختی پیش می روند. و این گونه می شود که عدالت را در نظریه هاشان به دور می اندازند و سکولاریسم و ضدیت با خدا به عنوان پیش فرضی عمیق در تمام تولیدات آن مستتر می شود. و انسان های ساده لوح و احمق و البته در بعضی مواقع خائن در میان حکومت نیز این موارد را به سرعت در سیاست ها و رفتارهای نظام تزریق می کنند. و این گونه التقاط و دشمن از درون به سنگ اندازی در راه حرکت به سمت تمدن نوین اسلامی می پردازند.
    به همین علت است که حتی وجود رئیس جمهور مومن، خالص و انقلابی هم به سختی می تواند کار را به پیش ببرد. هر چند وجود چنین شخصی که به دور از التقاط ها و ساده لوحی ها به تصمیم گیری می پردازد خود نعمتی است برای توقف این جریان نفوذ سکولاریسم و غرب زدگی در بدنه اجرایی کشور. اما به واقع اگر قرار است تا تمدن نوین اسلامی را هر چه سریعتر برپا کنیم چاره ای جز تولید علم دینی، بپردازیم. و در این بین اسلامی کردن دانشگاه ها از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. مشکل جز با این انقلاب اساسی در درون دانشگاه ها و نظام علمی حل شدنی نخواهد بود. کار هم با شعار و همایش های تشریفاتی پیش نمی رود. به جد باید وارد کار شد…
    و البته در کنار تولید و وجود این نرم افزار، نیاز به وجود آدمهای فهیم، مومن، انقلابی و عمیق نیز برای فهم این علم دینی و اجرای آن نیز بسیار حائز اهمیت است. و در صورت وجود این دو شرط (افراد مومن و انقلابی و علم دینی)، دیگر شاهد این همه نوسان در رفتارهای رئیس جمهوران نخواهیم بود. و حرکت به سمت تمدن اسلامی خیلی شتابان روح اسلام را در جهان خواهد پیچاند. ان شاء الله…

    کلمات کلیدی: ، ، ، ، ، ، ،

    ۴ نظر »

    • عبدا... :

      # ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ - ۶:۴۲ ق.ظ

      بسم ا…

      رهبری می گوید اصلاح الگوی مصرف تا چه بشود ؟ عملیاتی شود دیگر
      ولی چه می شود ؟از خطیب و وزیر که باید سیاست گذاری کنند داد بر میآید اصلاح الگوی مصرف!
      از معاون و مدیر و ….داد اصلاح الگوی مصرف
      و این داد از سر اطاعت ! تا پایین ادامه می یابد و همه داد میزنند اما کو عمل! فقط نام مانده…
      (بیشتر از اندکی تلخیص از رضا امیر خانی جایی)
      حالا بحث ما و شما هم همین است .این هم داد های یک خواننده:
      درست است ۲ جا محل تولید محتواست:حوزه و دیگری دانشگاه
      با اینکه شخصا معتقد به حوزه و بحث های امام هستم ولی آنچه اکنون می یابم این است که درست است که حوزه محل تولید انقلاب بوده است ولی به هر دلیلی (شرایط اجتماعی علمی سیاسی یا هر چیز دیگری) اکنون پتانسیل کار عملیاتی کردن ندارد. یعنی گویا اینها سالها زحمت کشیده بودند و یک سری محتوا داشتند منتها عملی نمی شد(فکر تشکیل جامعه اسلامی) و همین طور مبارزه می کردند و اصرار …وقتی به فضل خدا مبارزه شان ثمر داد حالا جامعه ماند و هزار و یک چیزی که باید استخراج می شد ولی خوب سرعت همان است .نمی دانم شاید هم این حداکثر سرعتشان است و انتظار بیخود داریم ولی به هر حال شاید الان هم اگر ما یخ بزنیم و ۸۰ سال دیگر ادامه دهیم اصلا ۸۰ سال دیگر انقلاب اسلامی کنیم چون این تجربه ها را دارند مشکلی نباشد و آنوقت برای دهه چهارم انقلاب بعدی با کمبود محتوا روبرو شویم! قرض اینکه باید زور استبداد باشد تا همه طلاب را سیاسی کند وبه فکر قانون اسلامی بیندازد !

      از مزاح که بگذریم دانشگاه هم که وضعش معلوم است . این حرفها را برای چه می زنیم که باید چنین شود و چنان شود؟ نوشتن این وبلاگ ها و نظرات عیبی که دارد این است که سوپاپ اطمینان نویسنده و خواننده است عده ای مثل هم می شوند و می گویند و میشنوند . نتیجه؟ علی (متاسفانه شاید بهتر باشد بگویم سید علی )می ماند و حوضش ….
      قبلا فکر می کردم شاید اینها برای این است که بعدها که ما جایی مشغول شویم اتین دغدغه ها را داشته باشیم و عمل کنیم ولی این روزها فکر میکنم همین حالا هم خیلی دیر است البته فکر می کنم تا آن زمان هم (تازه اگر کار مربوطی داشته باشم و بی خیال نشده باشم ) کار از کار گذشته باشد…

      این دانشگاهی که الان می بینید و بوی گند سکولاریته از سر و رویش (حتی برخی دروس معارفش) می بارد درست بشو است ؟ انشاءا…هست تا چند سال دیگر چه طور؟

      الان که در دانشگاهیم و روز به روز درگیریم دغدغه داری مان به قدر حرف است(و چه میدان وسیعی است سخن!) وای به روزی که گرفتار روزمرگی بیرون شویم…

      القصه این حرف ها را برای چه می زنید؟ نگویید تا لااقل عقده ای بشویم و پس فردا کاری بکنیم

    • علی :

      # ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ - ۶:۲۵ ق.ظ

      آقا عبد الله،
      من الان کار عملی از دست بر نمی آید و لذا باید این حرف را بزنم که من و شما رفتیم نسل دیگر بداند دنبال چه باید باشد!
      کاملا هم با نگاه شما و مثالتان راجع به اصلاح الگوی مصرف موافقم. اما به نظرتان این حرفها که اینجا زدم خیلی شایع است؟
      دقت کردی هفته وحدت چند تا مجموعه دانشجویی بیانیه میدن تا از آقایون مطالبه کنند؟ نمی دهند برادر! چون این نگاه به ریشه وجود ندارد. ریشه خیلی و خیلی مشکلات همین است …

    • عبدا... :

      # ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ - ۸:۴۱ ق.ظ

      بسم ا…

      البته این کارهای این چنینی واقعا بهتر از هیچ است ،نیازی هم به تشویق نیست تاثیرش را شاید خودتان هم دیده باشید،ولی باید دید چه کارهایی می شود کرد و در مقابل چه کارهایی انجام می شود؟
      ببینید حرف من این نیست که این حرف ها را نزنید و نسل بعد و همین ورودی جدید ها را به باغ نیاورید ، ولی حرف من این است که وقتی چیزی به صفر میل کند (صفر مطلق هم نمی خواهد باشد )می گویند صفر.

      این بلاگ چند بیننده دارد؟ از نسل بعدی مورد نظر شما چند نفر؟مشکل نسل بعدی ها این است که کم حرف می شنوند و کسی وظایفشان را به آنها نمی گوید؟ مگر مشکل ما این بود ؟ یا مشکل بیشتر این بود که جایی نبود که طبق معمول راهی باز باشد و ما ادامه دهیم!البته می دانم باید گفت ولی گفتن تنها را همه می کنند و تاثیرش را هم که این چند ساله دیدیم .
      من می گویم شده ایم یک عده که حرف داریم ، این نسل و آن نسل هم ندارد . کسانی که اهل فکر کردن و دنبال کردن هستند صد البته از سایت پر محتوای شما استفاده می کندد ولی می شویم یک گروه به قول قرآن “فی خوضهم یلعبون ” من بگویم شما بگویی به به و …البته این بحث ها می تواند مفید باشد به شرطی که فقط همین نباشد.

      گفتید چون فعلا کاری از دستتان بر نمی آید ، به رسم شریعت ۷۰ حدس می زنم که رفته اید و نشده ولی باز هم شاید این پیشنهادات هم بد نباشد.
      چرا کار از دستتان بر نمی آید ؟ یک بار یکی از مسئولان دانشگاه می گفت این چیز هایی که شما می گویید را من چون در بدنه دانشجویی نیستم اصلا حساس نشده بودم . در مورد حوزه ها هم همین است . قدیم ها گاها م یرفتند مسافرت برای دیدار علما ، علاوه بر شنیدن نصایح همین روابط interactive نیاز ها را مشخص می کند . حالا چه قدر اهالی حوزه را مطلع می کنیم که بخواهیم انتظار رفع توقعات داشته باشیم . نمی توانیم خلا هایی که م یبینیم را در قالب نامه بفرستیم . و یک باره و ده باره ادامه دهیم . مثلا این بچه های فلان کانون می توانند از علما دیدار بگیرند و ….ولی ما برای همچین کاری نمی توانیم ؟

      این بچه های دانشگاه امام صادق که با آقای ضرغامی دیدن کردند از آسمان آمده بودند ؟ اگر از هر دانشگاهی همه پاسخگویی می طلبیدند بهتر نبود(مضافا بر این که ما از دانشگاه مشهور پلی تکنیک تهرانیم!)

      هر چه ما شور تر می شویم آش آن طرف هم بی نمک تر می گردد هنر ما این نیست که فحش بدهیم به میر حسین ! خوب آنها که کارشان را می کنند . اصلا هیچ برنامه جذب گذاشتیم ؟ مثلا چند بار موضوع کنفرانس درس معارف را که تریبون مناسبی هست سکولاریته مطرح کرده ایم . این بچه های خوابگاهی اصلا تا حالا سکولاریته شنیده اند؟ اول که می آیند معمولا همه چیز خوب است ولی وقتی با ما مخالفت م یکنند که خود را با سکولار ها می یابند . چرا چون همبرگر، اودکلن و اساسا اصولا گفتن ها و تشویق های آن طرفی ها قوی تر بوده ….

      مثلا چند بار رفته ایم و از گروه معارف که الحق برخی اساتید خوب هم در شان هست خواسته ایم یک نشست مثل این زن در اسلام و قطعنامه راجع به گنداب سکولاریته در علوم بگذارند؟

      به قول آقای مطهری دینی که سر اشتراکاتش اهل کتاب را فرا میخواند(کلمه سوا بیننا و بینکم)و حتی مراعات کفار هم اگر در دین به مبارزه بر نخیزندو… را دارد باید اینقدر بین دو همکلاسی اش فاصله زیاد باشد ؟ هنر این نیست که نشریه ای بدهیم که زور اینها را در بیاورد …همینها آینده سازان ما هستند چه بخواهیم و چه نخواهیم …
      کلا همیشه می خواهیم کاری کنیم بچه ای که همه چیزش می لنگد بگوید قربان احمدی نژاد….جریان درست نمی کنیم که شاید آخرش به این برسد
      بدون جریان هم کار می شود یک دل مشغولی ۴-۵ ساله …فئقش تا وقتی بچه ات دوچرخه و ماشین برقی ازت نمی خواهد.
      همین ۲۰ نفر از دانشگاه هم کافی است …البته سنگ بزرگ و آرمانگرایی آفتی است که حتی گاهی شیطان به دل آدمی می اندازد تا از شروع کار جلوگیری کند ؛ وگرنه در کاری موافق هوای نفس ، نفس آدم به کیفیت های پایین هم راضی می شود که شروع کند .
      تازه از ما حرکت ، از خدا برکت …

      خلاصه برای آنها که همینرا هم نمی گویند بگویید تا دانسته شود! ولی برای خودمانی تر ها هم بگویید ولی بیشتر عمل کنیم که “هل یستوی الذین یعلمون والذین لا یعلمون”

      شاید بحث از کامنت خارج شده ،نیازی به تایید نیست

    • عبدا... :

      # ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ - ۸:۱۵ ق.ظ

      به نام خدا

      از کجا می شود شروع کرد؟
      مثلا امروز شما مسئول شورای اسلامی کردن دانشگاهها ، اولین کار چه باید باشد؟ چه طور شروع می کنید در این فضای موجود ؟
      از کتاب ها شروع می کنید؟ وقتی کسی ۸-۹ سال تا تحصیلات تکمیلی کتاب هایی می خواند که سیب به خاطر فرمول x= 0.5 gt2 پایین می آید، چه طور نباید از او انتظار داشت ما یمسکهن الا ا… را باور کند؟

      خوب آمدیم و این کتاب های سکولار را برداشتیم ، چه چیزی جایش می گذاریم ؟ کتاب داریم ؟ نه ، ۱۰ سال دیگر چه ؟
      انگار منتظریم یکی بیاید و این ها را بنویسد!! آن یکی را هم حوزه می گوید همکاری دانشگاه ما هم می گوییم حوزه .۲۰ سال آینده هم کسی چنین کاری نمی کند

      حالا ما استاد که نیستیم چه کنیم استاد پیدا کنیم یا استاد شویم ؟استاد فیزیک که شدیم قرآنی اش را از کجا ؟ از الان که دانشجوییم چه قدر دنبالش هستیم . چه قدر همان نکاتی که هست و می یابیم و حتی این اساتید حوزه هم یگویند بدون آنکه بحث علمی اش را شنیده باشند را سعی در تدوین و جمع آوری اش می کنیم . برای یک دفاع مقدس کلی تشکل و ستاد و کانون ، این چه قدر اهمیت دارد ؟

      اصلا از استاد ها شروع شود؟ استاد کو؟
      حالا هم استاد هست هم کتاب ، اعلام چنین موضعی از سوی یک مقام مثل اظهار نظر راجع به هولوکاست است!
      می دانم اگر یک استاد تمام فیزیک که حوزه هم رفته باشد پای کار بیاید بهتر است ولی من سر همان حرف ایده آل نگرایی!! خودم هستم . نه اینکه بد پپاده شود بهتر است!(بلکه بدتر است !) ولی ما به حد تکلیفمان مثل همین غزه را که شروعش دانشجویی بود و به زبانها انداخته شد دراین رابطه هم کارهایی می توانیم بکنیم ۰

      بعد از آن اگر گزارش همین لنگ لنگ کار کردن تعدادی دانشجو(خیلی هم لنگ می تواند نباشد !)و در خواست های پی در پی به نهاد های مسئول در حوزه و دانشگاه(دانشگاه را جدی نگیرید!!) و حتی خود آقا برسد اولا یک فید بک خوب از فضا و مطالبات موجود دستشان می آید ! هم از پتانسیل موجود شاید بهتر بتوانند استفاده کنند. نهایتش هم می شود قضیه اعدام فرعون …هوا دست بعضی ها میاید.

      این جور کارها کافی است جرقه اش زده شود و یک ۴ چوب تعریف شود (حالا در همان قدر وسع دانشجویی)
      آنوقت خیلی دانشگاهها در یک برهه جو گیری(طبق معمول)دنبال محتوا و کار می گردند آنوقت کار کلی جلو می افتد آن هم نبود یواش یواش جلو می توان رفت، یک کاری هم هست که با فارغ التحصیلی افراد تمام نمی شود و اتفاقا جای کار زیادی دارد .
      یک سری پتانسیل هم هست مثل بودجه همین کانون جنبش نرم افزاری ، که شده همان قضیه امیر خانی ، فریاد جنبش نرم افزاری –شاید آنها هم فکر می کنند همین کار را فقط می توانند بکنند-

    RSS برای نظردهی این مطلب

    نظر دهید

    لازم است

    لازم است، نمایش داده نمی‌شود

    *
    برای تشخیص ربات‌های مردم آزار از انسان است.
    Anti-spam image


    تاربلاگ ایلیا
    بخش ویژه
    موضوعات
    نویسندگان