» پروژه شکست؛ از ترور تا شورش خیابانی!
وقتی هفته نامه همت پس از ۵ شماره از دوره جدید انتشار در بهمن ۸۷ به دستور مقام قضایی بسته شد، کسی شک نداشت که علت این تعطیلی “جلد آن” بود. این بار نیز مانند دور اول تعطیلی، آخرین شماره اش با انتقاد به سیاست های آقای هاشمی رفسنجانی و اطرافیانش بسته شد. اما این جلد چیز دیگری نیز می گوید! در این جلد سخن از حضور افراد کمتر نام آشنایی می رود که به همراه نام آشنایان آن، همگی در اردوگاه آقای هاشمی، چهار سال اخیر مشغول فعالیت بوده اند. هر چند آمدن برخی نام ها را در جلد “همت ۵” کمی بی انصافی می دانم، اما حضور هسته ای این چنین که بخش مهمی از آنها دارای سبقه های امنیتی و اطلاعاتی بوده اند، قابل تامل است.
هسته ای که پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در نهادهای مختلف امنیتی حاضر بوده اند و همین روند را در دولت های آقایان هاشمی و خاتمی ادامه داده اند. هر چند برخی از آنان پس از ۲ خرداد و در سایه خاتمی که در خیال و رویای گفتگوی تمدن ها بود، خوابهای دیگری در سر پروراندند و قصد داشتند که هاشمی را از عرصه سیاست خارج کنند. در حالی که آقای رفسنجانی نقشی مهم در طول دوران انقلاب در حمایت از آنان داشت. یکی اش مسکوت گذاشته شدن پرونده ی انفجار دفتر نخست وزیری و شهادت آقایان رجایی و باهنر و حمایت شدید ایشان از بهزاد نبوی، خ.ق. و سازمان مجاهدین انقلاب در این پرونده بوده است. ماجرایی که اگر گشوده می شد، پای خیلی هاشان به میدان کشیده می شد. اما علی رغم این از آقای هاشمی بابت حمایت هایش، با ملقب کردنش به عالیجناب سرخ پوش و ماجرای مجلس ششم سپاسگذاری کردند! اما خیلی زود سرشان به سنگ خورد! هر چند دیر شده بود: انتخاب نهم؛ دوباره همگی رجوع کردند به منجی کشور از ارتجاع(!): آقای هاشمی رفسنجانی؛ اما این بار متواضع تر و مطیع تر در برابر مرد کهنه کار سیاست ایران حاضر شدند.
مجال پرداختن به ماجراهای ۴ سال دولت نهم نیست که این هسته مشغول چه بوده است. که امیدوارم خیلی زود حقیقت ماجراها روشن شود. اما خلاصه آنکه انتخاب احمدی نژاد یک اتفاق جدید بود. خیلی از حلقه های دو جناح سنتی را که بیشتر این سالها اکثرا مشغول جنگ زرگری بوده اند، بر هم زد. دو جناحی که دستان رهبر معظم انقلاب را نیز برای حرکت دادن سریع انقلاب اسلامی به سمت آرمان های نهایی اش، بسته بودند. اما احمدی نژاد فضا را برای یک جریان سوم که خالصانه تر، عمیق تر، آگاهانه تر دل در آرمان های انقلاب اسلامی دارند، گشود. و این ماجرایی بود که برای محافظه کاران از سویی و خسته شدگان از دیگر سو که اتفاقا هر دو رفاه طلبی را برگزیده بودند، خیلی ناخوشایند بود. این گونه است که دیروز(پس از انتخاب احمدی نژاد) موتلفه و مشارکت جلسات پشت درهای بسته می گذارند و امروز ناطق نوری و خاتمی (دو رقیب سال ۷۶) زیر علم میرحسین موسوی سینه می زنند. و مسلما انتخاب دوباره احمدی نژاد این تقسیم بندی های چپ و راست را متحول خواهد کرد و این بار معیار “آرمان های انقلاب اسلامی” تعیین کننده خواهد بود.
آنقدر آدم های عاقل در بینشان یافت می شود که بدانند این بار نیز احمدی- نژاد پیروز عرصه انتخابات خواهد بود. چه آنکه عامل اصلی برتری احمدی- نژاد در ۳ تیر، یعنی مردم، این بار نیز همچنان بلکه مصمم تر پشت او هستند. و سران این هسته حداقل خود را گول نمی زنند. هر چند رسانه- هایشان به شدت تلاش می کنند تا واقعیت را از مردم و حتی بدنه ی طرفداران خود نیز پنهان کنند. اما برای رسیدن به زر و زور از دست رفته، به شدت دست به کار انتخابات دهم شده اند.
در قدم اول پروژه “دولت وحدت ملی” طرح می شود. شاید دوباره فضا برایشان مهیا شود. این بار حتی تندروهای ۲خردادی به یک میانه روی(!) راست نیز راضی شده اند. اما به دلایل مختلف طرح پیش نمی رود.
حضور خاتمی باعث شکل گیری پروژه ی دیگری می شود. با شکست لیست یاران خاتمی در انتخابات مجلس هشتم، ثابت شد که خاتمی یک “مهره کاملا سوخته” است. پس حضورش نمی توانست امیدی را برای پیروزی ایجاد کند. اما از حضورش چه بهره ای می شد برد تا احمدی نژاد و گفتمان او بر زمین بخورد؟ به خصوص که جریاناتی با آوردن »میرحسین« ، که از نظرشان بدیل مناسبی برای احمدی نژاد است، بیشتر امیدوار بودند. در این فضا پروژه “ترور” توسط حجاریان و سایر عناصر امنیتی دوم خردادی این هسته طرح ریزی شد. با ترور (احتمالا ناموفق) خاتمی، و انداختن آن بر گردن احمدی نژاد و داغ شدن فضای جامعه، پیروزی عنصر بدیل احمدی- نژاد که با خاتمی کلی عکس یادگاری انداخته است، می توانست فضا را طبق خواسته آنان فراهم کند. اما تیزبینی و شجاعت “شریعتمداری” و بر ملا شدن این پروژه توسط او، ماجرا را تغییر داد. اما همچنان پروژه نیاز دوم خرداد به “خون” منتفی نشده است. و در همین راستا به خصوص با توجه به نزدیکی به زمان مناظرات تلویزیونی و ترس رقبای احمدی نژاد از مناظرات، چنین به نظر می رسد که ماجرای حمله عده ای ناشناس (که احتمالا به احمدی نژاد منتسب خواهند شد) به آقای موسوی و مجروح شدن ایشان، می تواند یک تیر باشد برای دو هدف: ۱) انجام نشدن مناظرات تلویزیونی ۲) تامین خون برای جریان ضد احمدی نژادی و لذا یکسره کردن پیروزی بدیل احمدی-نژاد؛
پروژه ترور حتی اگر به پیروزی بدیل احمدی نژاد نیانجامد، در راستای “پروژه شکست” قرار می گیرد. پیراهن عثمانی می شود در دست معاویه ها. و فشار بر علی خواهند آورد و جنگ ها راه می اندازند. پروژه شکست، از بعد از شکست در انتخابات عملیاتی خواهد شد. اما از مدتها قبل با توجه به احتمال بالای شکست، زمینه هایش ریخته شده است. نقطه آغاز ماجرا از منزل آقای هاشمی شروع می شود. آقایان کروبی، موسوی و بهزاد نبوی (دلیل حضور او قابل تامل است) در این نشست حاضرند. ریاست جمع را “پسر هاشمی” نماینده آقای هاشمی در این محفل، بر عهده دارد. موضوع راه اندازی “کمیته صیانت از آرا” ست. و نتیجه اش بیانیه مشترک اقایان موسوی و کروبی است بر لزوم وجود این کمیته! ماجرا روشن است! باید رای دوباره ملت به خادم ملت را به حساب تقلب احمدی-نژاد بگذارند! و اینگونه می شود که صداهای مختلف از جریانات و افراد گوناگون بلند می شود که: »ما نگران سلامتی انتخابات آینده هستیم« . و یادداشت های مختلف با استدلال های عجیب مشغول دادن تحلیل می شوند راجع به احتمال مخدوش بودن انتخابات!! کار چنان بالا می گیرد که یکی از معاونین یک بنیاد وابسته به سازمان سیا (خانه آزادی) راه های مبارزه با انتخابات و ناسالم جلوه دادن آن را تبیین می کند. و حتی این هم نوایی از تریبون های نماز جمعه تهران –با تاسف فراوان- به امامت آقای هاشمی شنیده می شود. زمینه ها فراهم می شود برای جنجال پس از انتخابات و فرافکنی یک شکست سنگین. و این چنین آبروی سی سال انتخابات سالم و با شکوه در جمهوری اسلامی، بازیچه دست عده ای قدرت طلب می شود. و متاسفانه هم نوایی عده ای از افراد مهم در نظام جمهوری اسلامی با این بازی دشمن که در هر انتخابات مطرح است، ماجرا را غم انگیز تر و البته پیچیده تر می کند.
دیدار آقای م.ع. از اعضای ارشد یک حزب دولت ساخته ی پولدار، در آمریکا با بنیاد سوروس (متخصص انقلاب های مخلملی در جهان) وقتی همراه با سایر نشانه های یک انقلاب مخلملی همراه می شود، معنای جدیدی به فضای تحرکات گاها غریب جریانات و افراد سیاسی این دوره از انتخابات می دهد. و در این راستا خط قرمز شکنی های آقای کروبی، حضور اعضای حزب کارگزاران در ستادهای تمامی نامزدها غیر از احمدی نژاد، نقش مهم رنگ ها در فضای امسال و … همگی در این فضا معنایی نگران کننده می یابد. هر چند امید است که افراد و نامزدها آگاهانه در چنین بازی ای قرار نگرفته باشند. اما …
ماجرا همزمان با انتخابات کلید خواهد خورد. گزارشات “کمیته غیر قانونی صیانت از آرا” محمل مهمی خواهد بود برای یک شب داغ انتخاباتی. شبی که از شدت داغی، حتی کروبی را نیز خواب فرا نخواهد گرفت. و البته دل همه دلسوزان انقلاب را خون فراخواهد گرفت. چرا که پروژه ی جدیدی کلید خورده است. جنجال دروغین پیرامون تقلبات گسترده در انتخابات، با مقدمات و برنامه ریزی های قبلی، افراطیون را به خیابان خواهد کشید تا پروژه ی “شورش خیابانی” کار خود را آغاز کند. شورشی که سودای تکرار پیروزمندانه پروژه ای از جنس ۱۸ تیر را در سر می پروراند.
اما با همه تلاش استکبار داخلی و خارجی، با همه هم پیمانی صاحبان زر، زور و تزویر علیه انقلاب اسلامی، هوشیاری مردم در سایه درایت ها و تدابیر رهبر معظم انقلاب و توجه ویژه حضرت ولی عصر (عج) و توفیقات الهی به سرعت شکست خواهد خورد. و حتی این ایده های خام دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی، به جایی فراتر از کاغذ نخواهد رسید.
نکته: این مطلبی است که به عنوان تیتر یک نشریه دانشجویی ابابیل شماره ۸ (۱۲ خرداد ۸۸) کار شد.
کلمات کلیدی: انتخابات، ابابیل، ترور، دوم خرداد، شورش، علی اکبر هاشمی رفسنجانی









وحید :
# ۲۴ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۲:۵۶ ب.ظ
ها ها ها!!!!!!!!!!!!
این چرندیات چیه برای خودت در اوردی؟ خودت خنده ات نگرفت از این نوشته هات؟
خوب معلومه! وقتی روشنفکر سیاسیتون شریعتمداری باشه ! و نهایت قهرمان ملیتون احمدی نژادی که تحلیلش اینه که آمریکایی های می خواستند بدزدندش! از امثال تو چه انتظاری می شه رفت!
برو عزیز! برو یکم سواد سیاسیتون رو ببر بالا که این مزخرفات رو نگی که مردم بهت بخندند!
علی :
# ۲۶ خرداد ۱۳۸۸ - ۹:۴۲ ب.ظ
جناب وحید!
شما غیر از سواد داشتن چشمهاتون میبینه؟ این یادداشت مال ۱۲ خرداد است، حالا خیابان ها را دیدی؟ دیدی متاسفانه این پیش بینی ها درست از آب در اومده؟ چرا اینقدر متعصب کور دل هستند بعضیا؟
مردم :
# ۲۸ خرداد ۱۳۸۸ - ۲:۲۷ ق.ظ
اینا که تو راهپیمایی شرکت کردند هیچکدومشون آدم نبودند . فقط شما ها آدمید ؟ این ملت اینقدر احمق نیستند که ندونند هاشمی چه خری بوده ، ولی حوصله دروغگوها رو هم ندارند .
[...] دست و پا شو جمع نکنه له می شه
دیر و زود داره ، سوخت و سوز نداره
علی :
# ۲۸ خرداد ۱۳۸۸ - ۲:۳۲ ق.ظ
جناب مردم!
ما به کسانی که در راهپیمایی شرکت کردندف چیزی گفته ام؟ این مطلب مال ۱۲ خرداد است. ده روز قبل از برگزاری انتخابات! حداقل کامنت های بالایی را می خواندید.
این شما هستید که ۲۴ ملیون را نادیده می گیرد و تنها خود و اطرافیانتان را آدم حساب می کنید. حتی یک ایمیل واقعی نگذاشتید …
سید خجسته :
# ۲۸ خرداد ۱۳۸۸ - ۵:۳۶ ق.ظ
مامنتظریم تامحرم گردد هنگامه امتحان میسرگردد
مامیدانیم تیغ حلقوقم شما یک مو ز سر علی اگر کم گردد
علی :
# ۲۸ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۱:۵۰ ق.ظ
این بار روایت صلح امام حسن نیست بلکه کربلا…
قاسطین مارقین ناکثین در کمین اند
زهرا :
# ۲ تیر ۱۳۸۸ - ۱۱:۱۹ ب.ظ
وحید دوست عزیز توی ۲ خط قشنگ جوابش رو دادی …
راستی نویسنده ی عزیز!! فداییان صدام از فداییان رهبرت و رییس جمهورت ( که مجموعه ای از تو و امثال توست) هم بسیار بیشتر و هم متعصب تر بودند .. چی به روزش اومد .. منتظر همچین روزی برای علی یک دست هم باشید.
علی :
# ۳ تیر ۱۳۸۸ - ۱:۴۰ ق.ظ
جناب زهرا!
وقتی شما این قدر متوهمید که فرق صدام را با رهبر عزیز ما نمی فهمید، من چه کمک بیشتری می توانم به شما بکنم؟
مریم :
# ۲۸ تیر ۱۳۸۸ - ۱۱:۳۷ ب.ظ
علی آقا شما مگه فرق رهبر عزیزتون رو با صدام میدونین؟؟ رهبر شما همون کسی است که فردای سخنرنی ایشون تو نماز جمعه چند نفر به علت تند روی های ایشون و سخنان افراطی ایشون به شهادت رسیدن…و این نشان از عدم کفایت حزب رهبر برای حکومت به این ملته…رهبری که دوست قدیمی خودش رو که باعث به قدرت رسیدنش بوده به احمدی نژاد میفروشه به این ملت بیچاره که اصلا رحم نمیکنه و زیر پاش له میکنه…متاسفم برای اون هایی که ناآگاهانه دارن از ناحق دفاع میکنن چون تو خون های ریخته شده توسط مامورین دولت شریک اند…….
علی :
# ۱۷ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۲:۳۰ ق.ظ
جناب مریم!
اینها همه اش توهمات شماست. و گرنه این فتنه را جریان های دیگری با بازی دادن آقای موسوی بر پا کردن! تو همین مطلب هم بهش اشاره شده! و همانطور که از مدتها قبل هم برنامه آشوب خیابونی بازنده ها مشخص بود.
همه این حرفهای شما تهمت های کثیفی است که هیچ سندی هم ندارید … امیدوارم در فردای قیامت پاسخگو باشید … هر چند سبزها نشان داده اند هیچ وقت درباره جنایت هایشان پاسخگو نیستند
کاظم :
# ۳۰ شهریور ۱۳۸۸ - ۵:۱۵ ب.ظ
جناب علی آقا، با اینکه میدونم نیت شما خیر و دنبال این هستی که واقعیتها را منعکس کنی و راه را از چاه به این( وحید – زهرا – مریم و …غافلان و مغرضین) نشان بدهی، اما از من به تو نصیحت ، اینها نه اهل حق و حقیقتند، نه به دنبال دین و خدا. با کسانی سعی میکنی بحث کنی که مثال یاسین در گوش…خواندنه. اینهاهم امسال رهبرانشون هستند،نه حرف حساب حالیشون میشه ، نه منطق دارن،نه حتی حرفهای خودشان را که زمان تبلیغات انتخابات در مورد قانون و لزوم رعایت آن و عدم قانون گریزی از جانب خود حضراتشون گفته بودن قبول دارند و اینها هم که پیروان مثلآ سینه چاکشون هستنددنبال سر یکسری دزدومنافق ابلهانه راه افتادن و جالب مرگ بر دیکتاتور سر میدن.
فاطمه :
# ۱ مهر ۱۳۸۸ - ۱:۴۲ ب.ظ
بی غیریای بی جرات…
میبینم که با اینکه ایمیل هم میگیرید نظرارو نمایش نمیدید!
خدایی خیلی بدبختین
علی :
# ۱ مهر ۱۳۸۸ - ۱:۴۳ ب.ظ
جناب فاطمه!
اوال، به دلیل مشغله، من الان آمده تا نظرات را تایید کنم. گمان کردید من صبح تا شب نشسته پای وبلاگ که نظرات شما را تایید کنم؟ روزی یکی دوبار سر میزنم.
دوم، به دلیل توهین هایتان، به خصوص به رهبر عزیزمان، نظرتان را تایید نکردم. شما می توانید به شخص من هر توهین و تهمتی می خواهید بزنید. ولی حق ندارید به عزیزان و مقدسات من توهین کنید
سوم، به راحتی هر چه تمام تر تهمت می زنید. البته از شماها که یک عمر عادت به حرفهای روی هوا و بی سند دارید بیش از این انتظار نمی رود
ایران :
# ۲ مهر ۱۳۸۸ - ۱:۴۶ ب.ظ
ببین علی آقا ؟!!, اونقدر شما و امثال شما ((فرومایه)) هستید که نمیخوام با شما بحث کنم ولی شاعر جوابتون رو سال ها پیش داده:
انتقام هرزه گویان را به خاموشی سپار/تیغ می گوید جواب مرغ ناهنگام را
روش فکر کن.
مهدی :
# ۵ مهر ۱۳۸۸ - ۱:۱۷ ب.ظ
سلام
علی آقا بیخودی با این جماعت بحث میکنی.. خب راست میگن بنده خداها.. حق دارن الان همه برگ درختا سبزه.. چمن سبزه.. جنگل سبزه حتی شکم بچه منم سبز کار میکنه.. معنیش یعنی اینکه همه طرفدار اینا هستن.. بعدشم اینا به صورت خودجوش میریزن توخیابونا تقصیر ندارن که دلشون میخواد آروم راهپیمایی کنن ولی یه مشت سطل زباله زبون نفهم که دمای احتراقشون خیلی پائینه تا اینارو می بینن داغ میکنن و آتیش میگیرن.. اصلاً دولت مخصوصاً اون سطلا روگذاشته تو خیابون تا بچه های معصوم سبزپوشو تحریک کنه که آتیشش بزنن. تازشم چرا باید شیشه بانکها و ماشینا اینقدر سست باشه که با انداختن یه سنگ بشکنه؟ اینا همه نشونه بی کفایتی دولته.. اصلاً این مردم گداگشته پاپتی باید برن تو دهاتاشون گاو بچرونن .. اونارو چه به انتخاب رئیس جمهور؟؟ مگه نمی بینی اینا چقدر زیادن؟ هرچی زناکار، مشروبخور، عرق خور، قمارباز، دزد و چاقوکش و بی دینه تو سنخ ایناس.
حالا صبر کن اگه آهشون گردن منو تورو نگرفت. همین آشنای ما.. فکر کنم به عمرش یه غسل واجبم نکرده.. ولی شبا بعد از اینکه از بغل دوست دخترش بلند میشد.. میرفت پشت بوم الله اکبر میگفت، خب حرف حق دیگه جواب نداره که حتماً این الله اکبرا یه روزی یقه مارو میگیره. تازه بنده خدا نمازجمعه هم رفته بود. درحالیکه واجب الغسل بود اونم چه غسلی..
سید احمد :
# ۱۶ مهر ۱۳۸۸ - ۹:۲۲ ق.ظ
سلام !
سبقه نداریم ! صبغه درست است ..
یاعلی
تاربلاگ ایلیا » بایگانی » خاطراتی از انتخابات 88 (1) :
# ۱۹ مهر ۱۳۸۸ - ۲:۳۷ ب.ظ
[...] نوع حقوق بشر… {تعفن} » بدون نظر ویژه پروژه شکست؛ از ترور تا شورش خیابانی!و دقیقا روز قبل از مناظره احمدی نژاد و موسوی مطلبی [...]
نگار :
# ۲۶ مهر ۱۳۸۸ - ۱۲:۱۷ ب.ظ
سلام آخ حال میده یه پس گردنی بزنی پس کله های پوک و بی مخ این سبزای لجنی که حال آدم از کودنیشون بهم میخوره
مریم :
# ۲۳ آذر ۱۳۸۸ - ۹:۳۴ ق.ظ
اینقدر توی توهم و حرف های رکیک که ثمره این انقلاب به اصطلاح جمهوری بمونید تا وقتی که بفهمید و باد از یه طرف دیگه بیاد و شما جبهه تون رو عوض کنید
متاسفم
برای جوانی و برای مغز کوچیکتون متاسفم
حیف اینترنتی که اینجوری توسط یه مشت آدم زبون نفهم مثل تو و اون مهدی کثیف حروم بشه
می بینمت وقتی رو که به پای پرچم داران سبز افتادی و داری دست و پاشون رو می لیسی
ولی حتی اون موقع هم عددی نیستی مثل الان که هیچی نیستی
علی :
# ۲۳ آذر ۱۳۸۸ - ۹:۳۵ ق.ظ
سرکار مریم!
ما تا کی باید شعار “ادب مرد به ز دولت اوست”به شماها یادآوری کنیم؟
البته نمی دانم شاید در مکتب شما ادب زن به ز دولت او نباشد!
محمد :
# ۲۱ دی ۱۳۸۸ - ۴:۳۶ ب.ظ
مطلب خوبی نوشتید. شخصیت بعضی نظر دهندگان هم معلوم شد.
اما
متاسفانه نشریه همت در
آخرین شماره خود تصاویر بزرگانی چون آیت ا… جوادی را در کنار سروش و موسوی رده که واقها کار زشت وزننده ای است.
یاعلی مدد.
علی :
# ۲۱ دی ۱۳۸۸ - ۴:۳۷ ب.ظ
آقا محمد،
بنده هم واقعا از این که در شماره جدید خود عکس آقای جوادی و برخی دیگر را گذاشته اند، ناراحت شدم. خیلی زیاد؛
بالاخره این بزرگانی شأنشان فراتر از آقای هاشمی است … باید اعتراضمان را به گوششان برسانیم
سید انتقادی :
# ۲۴ دی ۱۳۸۸ - ۳:۲۶ ب.ظ
این افاضات خانم مریم خانم که افاضه فرمودند که …رهبر شما همون کسی است که فردای سخنرنی ایشون تو نماز جمعه چند نفر به علت تند روی های ایشون و سخنان افراطی ایشون به شهادت رسیدن… بشبیه حرف معاویه و عمرو عاص هست که در جنگ صفین گفتند : عمار را علی کشت چون او باعث شد او به جنگ بیاید.
saber :
# ۲۹ دی ۱۳۸۸ - ۲:۳۰ ق.ظ
jeddan divaneid shoma !
tavahhom az saro kolet mireh bala. onvaght baghi ro motevahhem midoni
khoda aghl bedeh
khodaee in ahmaghhaee ke deleton beheshon khoshe arzesh darand?
human123456 :
# ۱ آذر ۱۳۸۹ - ۲:۰۹ ب.ظ
روز نامه کیهان چند روز قبل از انتخابات
این شورش را متذکر شده بود
(موجود در آرشیو کیهان )
و دلایل جالبی همچون ادامه سناریوی انقلاب های رنگی به تقلید از نمونه های خارجی آن متذکر شده است .