» اعترافاتی که جریان غربزده ی نفاق را آچمز کرد
از مدت ها قبل مطرح بود که به زودی اعترافات برخی از اغتشاش گران و سران و مجریان انقلاب مخملی، به صورت عمومی پخش خواهد شد. وقتی همان موقع سران ضد انقلاب و جریان دوم خرداد، به دست و پا زدن مفتضحانه ای افتادند تا از تاثیر آنها بکاهند، معلوم بود که اتفاق مهمی در حال وقوع است. تا جایی که در اقدامی مضحک از پیش هر گونه اعتراف را تکذیب می کردند! پس از پخش اولین دادگاه متهمان آشوب های اخیر، که سیاسیونی که سالیان دراز فعالیت ضد انقلابی آنها مطرح بود، شروع به پخش شد، کار بالاتر گرفت. ترس، وحشت، دستپاچگی و روان پریشی حتی در نوچه های دست پایینی «جنبش مغز پسته ای» نمایان بود. حداقل من انتظار داشتم آدم های رده پایین تر و بازیچه، که احتمالا از نیات واقعی ماجراها بی خبر بودند و فریب خورده جو سازی رسانه ای بودند، واکنش عاقلانه تری را انجام دهند. انتظاری که سرابی بیش نبود. و متاسفانه جوگیری و دوری از منطق و عقلانیت –همچون چند ماه حضور موج سبز- ، قدرت هرگونه اندیشه و رفتار انسانی تر را از آنها گرفته است و لذا چون سالیان گذشته و البته بسیار شدیدتر دست به انواع خشونت کلامی و رسانه ای زده اند.
۱- برگزاری چنین دادگاهی و رسیدگی بدون مصلحت سنجی و کاملا جدی و قانونی به موارد اتهامی، و مجازات شدید و قاطع و بدون ملاحظات سیاسی، بسیار امیدوارانه و با اهمیت است. و مسلما پخش گسترده این دادگاه ها (به خصوص از صدا و سیما) فوق العاده حرکت مثبتی است.
آنها که خد سالیان دراز و به خصوص در ۴ سال اخیر در لجن پراکنی و دروغ گویی فساد سیاسی و رسانه ای، شهره و متبحر بوده اند، باید تحمل همین اندک برخوردی را که به دلیل جرایمشان می شود، داشته باشند. اما نشان دادند که هنوز نیز همان رویه را ادامه می دهند.
۲- غیر از بخشی از اعترافات که مربوط به طریقه برنامه ریزی، هماهنگی و اجرای اغتشاشات بوده است، آن بخش از سخنان سران این جریان (چون ابطحی، عطریانفر و…) که نشان از توبه حضرات و پشیمانی آنها دارد، جای تامل بیشتر است. بخش اول که به احتمال بسیار زیاد قریب به حقیقت خواهد بود مورد بحث ما نیست.
اما درباره بخش دوم، دو حالت متصور است!
یک) سران بخشی از جریان دوم خرداد در اعترافات اخیر حقیقت را گفته اند و از گذشته خود پشیمان شده اند! در این حالت هر چند باید خوشحال بود از هدایت اینها! اما این ماجرا روی دیگری هم دارد. عقیده و جریانی که از آغاز دهه ۷۰ با تلاش های گسترده چنین وارد کار شده است که ۸ سال در قدرت بوده اند، باید به شدت پوچ و عبث باشد که سرانش با چند روز زندان متنبه شد و متوجه اشتباهات خود شوند. البته می شود گفت که اینها آدم های ضعیف و بی خاصیتی بودند که جزء سران این جریان اشتباها شمرده می شوند. اما وقتی به سوابقشان نگاه می شود، نشان می دهد نه آدم ضعیفی بوده اند و نه اشتباها جزء سران جریانی خاص شمرده شده اند. شما نقش عطریانفر را در هجمه شدید رسانه ای ۲خرداد علیه اسلام و انقلاب نگاه کنید. از شرق تا شهروند امروز، جزء آخرین سلسله کارهای قوی اوست! در این حالت ضربه ای اساسی و نمایشی از پوچی نگاه غربزده و التقاطی حاکم بر جریان ۲ خرداد است که سرانش چنین سریع وا می دهند.
دو) به نظر شخص من حالت اول بسیار دور از ذهن و بعید است. و تا حد زیادی ساده لوحانه است. واقعیت این است که حضرات تنها برای نجات خود علاوه بر حقایقی که درباره روند انجام اغتشاشات گفته اند، کمی هم دم از توبه و توجه به اشتباهات خود می زنند تا بلکه از مجازات آن ها کاسته شده و منافع سخیف دنیوی خود را حفظ کنند. برای فاحشه های سیاسی عقیده و فکر و نظر مهم نیست! برایشان تنها منافع مادی شان اولویت دارد بر همه چیز. تاریخ ۳۰ ساله هم نشان می دهد که چگونه این جریان در عمر خود عقاید ۱۸۰ درجه ای داشته است! از اسید پاشی و خشونت های غیر اسلامی در اول انقلاب تا ترویج فحشا و دفاع از فساد اخلاقی در دوران اخیر! از دشمنی سخت با آمریکا تا کاسه لیسی آمریکا. این رشته سر دراز دارد.
لذا اینها که نه یکی دو فرد که غالب سران –حتی رده های دو و سه- این جریان را تشکیل می دهند، همواره به منافع حقیر دنیوی اند. لذا امروز برای کاستن مجازات حاضرند چنین حرفهایی بزنند، فردا که خدای ناکرده آزاد شوند در جمع غربزده ها و دوم خردادی ها صحبت های دیگر خواهند کرد و اعترافات خود را پس می گیرند.
چنین عملکردی از فواحش سیاسی هر چند متصور است اما باز هم ضربه ای به جریان مدعی دموکراسی، حقوق بشر، اصلاحات (یا همان افسادات) و … است. نشان خواهد داد که همه ی این شعارها برای فریب و دروغ است و البته ارزش هیچ گونه دفاع هم ندارند! و تنها برای فریب و رسیدن به زر و زور است!
اتفاقا باز ماندگان این جریان غربزده و التقاطی که خود متوجه شکست سنیگینی است که در هر حالت نصیبش می شود، سعی دارد با بزدل و ترسو نشان دادن معترفین، جریان خودش را از مرگ حفظ کند. چیزی که با دستپاچگی و سردرگمی خود باعث شکست سنگین تر است! چه آنکه عقایدی که ارزش مبارزه و تحمل سختی ندارند، همان بهتر نباشند. عقایدی که سرانش حاضر برای هزینه دادن برایش نیستند، چرا باید برایش تلاش کرد؟
۳- سابقه مماشات و اهمال کاری هایی که قوه قضاییه با فساد و خیانت های افراد خارجی (برخی جاسوسان وابسته به کشورهای خارجی، رکسانا صابری و …) و افراد وابسته به جریانات سیاسی داخل کشور (پرونه انفجار نخست وزیری دهه ۶۰، فسادهای اقتصادی سران سیاسی، موسویان و…) این نگرانی ها را به وجود آورده است که در این مورد هم به خوبی به وظیفه خود در احقاق حقوق ملت و مجازات عاملان آشوب های اخیر، عمل نکند.
چه هنوز این توقع به جا از سوی مردم و دانشجویان وجود دارد که آقای موسوی، مهدی و فائزه هاشمی و سایر اعضای دخیل از خاندان هاشمی، دخالت های سران دانشگاه آزاد در اتفاقات اخیر و … بازداشت شوند و مورد محاکمه قرار گیرند. چه اینها جزء حلقه های اولیه ایجاد اغتشاشات بوده اند.
این نگرانی همچنین وجود دارد با فشار برخی افراد ذی نفوذ افراد شاخص سیاسی و اصلی که اکنون در بازداشت هستند، آزاد شوند. همان اتفاقی که در ماجرای جزایری و موسویان افتاد.
نکته دیگه انتظار برخود جدی و قاطع با اتحادیه اروپا و به خصوص انگلیس، ایتالیا، فرانسه و آلمان در سالهای آتی است. در این ماجرا با توجه به نقش واضح و خائنانه سفارت انگلیس و رسانه های آن کشور، جا داشت تا سفارت انگلیس تعطیل شود. و این انتظار و حتی برخوردهای شدیدتر در سالهای آینده با این کشورها به قوت خود باقی است.
امیدوارم مسئولان امنیتی قضایی و وزارت خارجه با غیرت در برابر زورگویی ها ایستاده و سران آشوب ها و حامیان اصلی شان را مجازات نمایند.
۴- هر چند حوادث پس از انتخابات باعث تلخ کامی ملت شریف ایران شد، اما شکست انقلاب مخملی، و واکسینه شدن نظام در برابر این اقدامات، نمایان شدن چهره نفاق از برخی جریانات سیاسی و خواص، از نقاط مثبتی بود که لازمه ی ایستادگی بر حق و حرکت به سمت انقلاب جهانی حضرت مهدی (عج) است.









بنده خدا :
# ۱۸ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۰:۳۶ ب.ظ
تحلیل اول شاید خیلی به مظر احمقانه بیاید ولی کمی باید تامل کرد ، در مکتبی که اگر فردی تلوتلوخوران از مشروبخانه بیرون آمد نمی شود گفت که نجس خورده و بلکه باید ۷۰ حدس زد و مثلا فکر کرد شاید رفته پسر جوانش را بیاورد و در آنجا دعوا شده و ضربه به سرش زدند ، در چنین دینی که تغافل را در کنار باهوشی و تیز بینی مومن داریم ، ارائه تحلیلهای شخصی درباره افراد درست به نظر نمی آید هرچند این تحلیل ها اشتباه هم نباشند هرچند شخص به ظاهر تواب ابوسفیان باشد ، هرچند ادامه توبه پذیرفتنش یزید را بر تخت امام معصوم نشاندن باشد …..
هرچند احمقاته پذیرفتن هم نشاید …
ولی به نظر می رسد خیلی هم موضوعیت ندارد -اینکه حالا چرا اینها را گفته اند-
فوقش ادب را از بی ادبان آموختن است
(چه بی ادبش عطریانفر باشد چه آن بازجوی هیولای آدم خوار!!که این همه سخنان حکیمانه فرموده بود)
علی :
# ۱۹ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۰:۵۸ ب.ظ
جناب بنده خدا،
اصل مطلب آنجا بود که در هر دو حالت، پوچی و بی خاصیت ایدئولوژی و عقایدی که حضرات عمری برایش پول و عمر خرج کردند را نتیجه گرفته ام …
اما در باره آن حدیث نبوی، تا آنجا که خاطرم هست، این ۷۰ حدس مقید به مومن بودن طرف بود…
احتمالا بر همین اساس هم قاضی احتمالا این سخنان ابطحی و عطریانفر را به عنوان دلیلی بر کاهش مجازات در نظر خواهد گرفت. هر چند برای من نفاق این دو بیشتر مقرون به صحت است …