» بازیچه سابق؛ بازیچه امروز …
سال دوم و سوم دانشگاه، با او برخورد داشتم. بارها سر مسائل مختلف دانشگاه و کشور با هم صحبت کرده بودیم. ناصح فریدی چند سالی دبیر انجمن غیرقانونی ۴۹ دانشگاهمان بود (بدون انتخابات!). انجمنی که از ۷۵ – ۷۶ در بحبوحه دوم خرداد، به صورت غیر قانونی اعلام موجودیت کرده بود. آدم بی سوادی بود. از لحاظ تشیکلاتی نیز این چند سال اخیر مجموعه شان علی رغم تمام جذابیت های جنسی و غیره که برای جذب ایجاد می کردند، جزء ضعیف ترین دورانشان بود.با آنکه مثل الان آدم بی سوادی بودم، جزء تفریحات سالمم! این بود که با او و دیگر معدود سران این جمع، دست به مباحثه و مناظره بزنم. هر بار که با خوشحالی ناشی از پیروزی از میدان خارج می شدم، بیشتر تحریک می شدم برای ادامه بحث ها. بارها پیش آمده بود؛ … بعدها که دبیر انجمن اسلامی دانشگاهمان* شدم؛ این روند بیشتر ادامه یافت. و خوب همیشه به بهانه ای آنها را در موضع دفاع می انداختم. روحیه تهاجمی ام اعصابشان را خورد می کرد. به خصوص که در جلسات مختلف در حضور مسئولین دانشگاه (شورای فرهنگی و …)، شدیدترین فشارها را بر آنها می آوردم. در انفعال عجیبی قرار گرفته بودند. هیچ شلوغ کاری –حتی کار معمولی غیر اردو- نمی توانستند بکنند. چون به اندازه کافی بلا سرشان آورده بودیم! سخت ماجرا آنجا بود که تا قبل از حضور من، متاسفانه آدم های قبلی انجمن مان، آدم های منفعلی بودند. و کلا در فضای گل و بلبلی بودند!! … یادش بخیر!
البته ماجراهای انقلابی گری هایم طولانی است. بارها شده است که خواسته ام خاطرات دوران فعالیت های دانشجویی ام را بنویسم اما فراغت لازم پیش نیامده است. باید بروم گوشه کویر و با خاطری آسوده بنویسم! این چند خط را نوشتم چون دیدم در اغتشاشات اخیر، این آقا را به عنوان متهم اغتشاشات محاکمه می کنند (متن خبر). نکته مهم این ماجرا ارتباط او و تنی چند از دانشگاهیان سابقم با گروهک منافقین است.
همانطور که قبلا هم گفته ام، در حوادث تحصن چند روزه سال گذشته، نوع عملکرد اینها و آشوب آفرینی شان، از این مجموعه خیلی کوچک و ضعیف بسیار غیر منتظره بود. در همان موقع نوع پشتیبانی عجیب رسانه های منافقین و نیز رسانه های اروپایی، کاملا نشان از ماجرایی مهمتر داشت. البته شواهد حاکی از دخالت مستقیم گروهک تروریستی پژاک هم داشت. اما این ارتباط که در این دادگاه بر آن تاکید شده است، می تواند کلیدی بر ماجراهای آن روز باشد.
در همان ماجرا ها هم به مسئولان مربوطه دانشگاه و خارج آن، گفتم که این آدم رابط آشوبهای دانشگاه با خارج آن بود. و کلی هم نقد داشتم بر جدی نگرفتن محاکمه و مجازات عاملان آن ماجراها. به خصوص که از دوستانی خبر داشتم که پس از آن ماجراهای دانشگاه، فریدی به همراه باطبی از کشور خارج شده اند. هر چند بهمن ماه قبل خبر از بازگشت او به دانشگاه و آزاد شدن برخی دیگر از آشوب طلبان سال گذشته دانشگاه داشتم. و این کلی باعث نقدهای تند من به رئیس دانشگاه و سایر مسئولین بود. اما امیدوارم این بار به مجازات کارهای خود به طور کامل برسند.
اما نکته ای که برایم جالب است، سرمایه گذاری سران انقلاب مخملی و اغتشاش گر بر آدم های ضعیف است. اگر باقی آنها نیز در سطح او بوده باشند، بی خود نیست پروژه شان چنین مفتضحانه شکست خورد. راستش من دلم برای پولهای هلند، آمریکا، انگلیس، سوروس و مهدی هاشمی می سوزد!
* انجمن اسلامی دانشگاه سابقم جزء سه بنیانگذار و عضو اصلی اتحادیه انجمن اسلامی دانشجویان مستقل است.
پی نوشت: انجمن غیر قانونی ۴۹ سال گذشته به استناد شکایات من و برخی مسئولین از آنها، تعطیل شد
کلمات کلیدی: گروهک تروریستی، آشوب، انجمن 49، انجمن اسلامی دانشجویان، اعترافات، تربیت معلم تهران، دانشگاه، دادگاه، ضد انقلاب







