نگاه ...
تبلیغات نستله در تهران به زبان عبری!
تبلیغات نستله در تهران به زبان عبری!
شهید من
تمام شهیدان جبهه‌ی حق از آغاز حیات بشر تا برپایی صحرای محشر به خصوص
بسم الله الرحمن الرحیم

دانه‌های انار ...

سودای توام در جنون،
می‌زد دوش…

و می‌گویند ...

ویژه
تریبون مستضعفین
نرم افزارهای دفاع مقدس / امام و رهبری/ دکتر حسن عباسی / استاد رحیم پور و دیگر محصولات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی

دوستان
گاه نوشته‌های من - دو اسلام - درياچه ي قو - نسیم حیات - درد - گندم و بلدرچین - پاسخ‌گويی سران سه قوه - آخرالزمان و ظهور مهدی موعود(عج) - ترديد راهي به دانايي - ادواردو - آب و آتش - ســایـبـریـا - سـواد آیـنه - شرب مدام - ترنم فکر - آذرباد - تغلب سبز - حيرتكده ي عقل - بچه محل - دودینگ هاوس - یکتا - اسماعیل نیوز - دستنوشته های یک نسل سومی - هبوط - فتوتا - وبلاگ بحر - منطقه ممنوعه - ساده غزل - مجاز - ناروزنامه نگار - كافه حزب الله - بی خوابی های یک برنامه نویس - میرزا قلي خان راپورتچي - یک خبرنگار - دودینگ هاوس - e-حدیث نفس - مسئله روش - سجیل - عکاس مسلمان - روزنامه دانشجویی - چشم ـ زخم - ساقور - بیقرار - دانشطلب - زُبُر الحدید - شیعیان یمن - خاکریز - نون والقلم - انتهای افق - وادی - پاکت‌ها - قلم زن - نقدی بر فرهنگ مدرنیته - یک فنجان فکر - دردنامه - 22 خرداد 1388 - انتفاضه سوم - جنگي که بود، جنگي که هست - پاسداران - کافه اندیشه - آغاز در نهایت - سوتک - بچه های قلم - خصوصی نیست …! - پلخمون - چغـ(قـ)ک - یه دانِ ش جو و قس علیهذا - فرزند انقلاب - در جستجوی حقیقت - اسپريچو - شــعـــركـــده - زرنگار - ــــــمــریــمـــــ نوشت - آرمان خواهی - مظلومیت سانسور شده - پابرهنه - قطعه 26 - چای نبات - داداشی وب - بیداری - آرمانشهر - دیار شهود - آیات غمزه - خاکریزیـسم - کیستی ما - چهار نما - انقلاب سوم - هلا - وب نوشت - فراموشخانه عدالت - آهستان - دوئل - طبیب - جنبش نرم افزاری و تولیدعلم و آزاداندیشی - تارنما - راوی - جسد زنده - اقاليم قبله - ابتدا - مرگ آگاهی - واژگون … - تفکر با چاشنی خنده - دفتر بی خط - صاد - نظر سوم - بی عمر - تاملات - کاریکاتورهای مازيار بیژنی - مجاهدین - گام آخر - گروه فرهنگی عمار یاسر - وب‌نوشت دنج - رصدخانه - دو رکعت عشق - مبارز کلیپ - نفسانیات یک من -
کلمات کلیدی
وب 2
حواشی

» جبر تئوریکِ نفاقِ گروهک سبز

این گونه می‌شود که انجمن‌های مثلا اسلامی و سایر تشکل‌های ضد اسلامی دانشگاه‌ها، در سال 87-88 به ناگهان تغییر چهره می‌دهند. ناگهان دختران قرتی و فاسد و پسران بی دین‌شان از شوراهای مرکزی کنار می‌روند و نیروهای ظاهرا مذهبی‌ترشان –پسران ریش‌دار و دختران چادر به سر- که سالها در حاشیه‌ی این تشکل‌ها تحقیر می‌شدند، بدون درگیری(3)، به روی کار می‌آیند. انجمن‌هایی که سالیان دراز علیه اسلام فعالیت می‌کردند و شعار سکولاریسم، لیبرالیسم، کمونیسم، فمنیسم، ناسیونالیسم و … سر می‌دادند، «ناگهان» به فکر گذاشتن مراسم دعا می‌افتند!

ماجرای امروز و دیروز، امسال و پارسال نیست. پس از رحلت امام خمینی (ره)، استکبار خارجی در پیوندی آرام با استکبار داخلی، در مراحل گوناگون و با روش‌های مختلف، سعی در نابودی فیزیکی یا حداقل استحاله جمهوری اسلامی داشت. فرایندی که در مراحل گوناگون و با روش‌های موازی(۱) انجام می شد. یک بروز مهم این روشها در دهه ۷۰ با مواجهه سنگین فرهنگی و فکری، بین دو گفتمان انقلاب اسلامی و لیبرال دموکراسی غربی بود. مواجهه‌ای که موجی از تولید فرهنگی بستر لازم برای گفتمان نظری این طیف را فراهم کرده بود. و سپس با به قدرت رسیدن این جریان در دوم خرداد، وارد فاز اجرایی و عملیاتی شد که در ماجراهای ۱۸ تیر به اوج خود رسید.

پس از حوادث ۱۸ تیر و مجلس ۶، عقلای استکبار به کارآمدی این روش – که قبلا در فروپاشی روسیه جواب داده بود- شک کردند. ۳ تیر آنها را مطمئن کرد که آن مرحله شکست خورده است و اگر دیر بجنبند، هیچ راه حل دیگری پاسخگو نخواهد بود!

اما در ۳ تیر اتفاق مهمی افتاد. مردی که تا دیروز خود را فراتر از بازی های جناحی –بلکه صاحب همه مملکت- می دانست، این بار با مخالفت جدی ملت و گروهی از خواص جامعه روبرو شد. او که نوچه هایش (حزب کارگزاران) و هزار فامیل و خُدامش، در همان چهارچوب دشمن برای استحاله حقیقت نظام –نه صورت نظام- حرکت می‌کردند، این بار مجبور شده است خود وارد میدان شود. و این چیزی نبود که استکبار خارجی از آن بگذرد. ۴ سال پیوند بسیار نزدیک استکبار خارجی و داخلی، چنان فضایی علیه دولت نهم، نه به خاطر ضعف‌ها و خطاهایش که به خاطر تعهدش به انقلاب اسلامی و نقاط قوتش، ایجاد کرد. فضایی که از لحاظ بی‌شرمانه بودن و دریده‌گی تنها قابل قیاس با سالهای ۵۷-۵۸ بود.

در طی این چند سال، اتفاقات دیگری هم در حال وقوع بود. انقلاب های مخملی از سوی در کشورهای مختلف با پیروزی مطلق غرب به انجام می‌رسید. و امید بود خاورمیانه جدید هم با پیروزی اسرائیل بر حزب الله لبنان و مقاومت اسلامی فلسطین، وارد شرایط رویایی آمریکا برای تمام کردن کارِ نقلاب اسلامی، بشود. اتفاقی که با مقاوت درخشان جنگ‌های ۳۳ روزه و ۲۲ روزه با شکست انجامید. و البته شکست‌های سنگین نظامی غرب در افغانستان و عراق و در عوضش رشد فوق‌العاده قدرت ایران در منطقه، وضعیت را برای گزینه نظامی – سیاسی به شدت دشوار کرد.

اما نیک می‌دانستند که فرصت را نمی‌توانند بیشتر در اختیار رشد و تعالی انقلاب اسلامی بگذارند. باید وارد یک بازی جدید می‌شدند. بازی‌ای که از اروپای شرقی تا مرزهای جمهوری اسلامی همه‌اش به نفع غرب خاتمه یافته بود: کودتای مخملی؛

اما تجربه سالها مقابله با نظام به آنها نشان داده بود که حلقه‌ی کوچک نیروهای وطنی غرب را راهی به بدنه‌ی اجتماعی مردم نیست. و کودتای مخملی نیاز به مردم در صحنه –حتی در حد ۲ تا ۳ ملیون- دارد!

قبلا نیز اشاره کرده‌ام که تقابل با یک نظام دینی هیچگاه با ادبیات کفرآمیز به سرانجام نخواهد رسید. هیچ نظام دینی از بیرون شکست را پذیرا نمی‌شود. مگر آنکه در درونش اتفاقاتی رخ دهد. ضعف و رکود ظاهری جامعه صدر اسلام، نه به دلیل نبرد با کفار و مشرکان که به دلیل نفاق و دنیاخواهی خواص بروز کرد. حتی جامعه مسیحی کاتولیکی تحریف شده، در قرون وسطی نیز جز با ظهور پروتستانیسم، از صحنه خارج نمی‌شد.

این ماجرایی بود که انقلاب اسلامی نیز تجربه کرد. سالها مبارزه با شرق و غرب در طولانی‌ترین جنگ قرن اخیر، نه تنها باعث ضعف و رکود نظام اسلامی نشد، که به عکس خود محملی برای استمرار روح اسلام انقلابی و خوداتکایی و شکوفایی استعدادها گردید. و دفاع مقدس ضامن بقا و تعالی این نظام شد(۲). و همین مساله بود که در مواجهه با مکاتب کفرآلود و غربی در اوایل انقلاب، انقلاب اسلامی را پیروز نهایی گردانید. و همین اتفاق بود که مواجهه کفر و شرک به خصوص لیبرال دموکراسی را در  ۸ سال قدرت جریان ۲ خرداد، به ناکام گذاشت. چرا که ادبیاتی که می‌خواست انقلاب اسلامی را خاموش کند، ادبیات ضددینی بود.

و اتفاقا عدم وجود بدنه‌ی اجتماعی برای جریان ضد انقلاب، سکولار و ۲ خردادی در همین جدایی آنها از دین بوده است. مردم مسلمان ایران با همه مشکلات و اختلاف‌هایشان، مسلمانانی بودند که انقلابی دینی را سامان بخشیده بودند. و مسلما تسلیم این جریانات غیردینی و ضددینی نمی‌شدند.

اما کار وارد فاز جدیدی شده بود. مرحله‌ای بسیار خطرناک برای انقلاب اسلامی؛ تجربه نفاق در صدر اسلام و همزمان شدنش با دنیاخواهی عده‌ای از خواص، عواقب بسیار بدی برای اسلام و امت اسلام داشت. و باعث یک رکود ظاهری طولانی و انحرافات بسیار در دنیای اسلام شد. دشمنان انقلاب اسلامی این بار قصد داشتند تا به استراتژی “مذهب علیه مذهب” نقش اصلی را بدهند.

این گونه می‌شود که انجمن‌های مثلا اسلامی و سایر تشکل‌های ضد اسلامی دانشگاه‌ها، در سال ۸۷-۸۸ به ناگهان تغییر چهره می‌دهند. ناگهان دختران قرتی و فاسد و پسران بی دین‌شان از شوراهای مرکزی کنار می‌روند و نیروهای ظاهرا مذهبی‌ترشان –پسران ریش‌دار و دختران چادر به سر- که سالها در حاشیه‌ی این تشکل‌ها تحقیر می‌شدند، بدون درگیری(۳)، به روی کار می‌آیند. انجمن‌هایی که سالیان دراز علیه اسلام فعالیت می‌کردند و شعار سکولاریسم، لیبرالیسم، کمونیسم، فمنیسم، ناسیونالیسم و … سر می‌دادند، «ناگهان» به فکر گذاشتن مراسم دعا می‌افتند!

جریان سیاسی آنها نیز همین تغییر را پی می‌گیرد. دغدغه‌هایشان از آزادی و سکولاریسم به عدالت و معیشت مردم تغییر می‌دهند! و ناچار به ظاهر نزدیکترین آدم خود به انقلاب اسلامی را وارد گود کردند. و مرحله به مرحله خط نفاق را پیش می‌گیرند و جلو می‌آیند.

و صد البته این ظاهرسازی‌ها بی‌تاثیر نخواهد بود. و افراد بسیاری فریب ظاهر را خواهند خورد. همان‌گونه که بسیاری فریب نفاق معاویه و دستگاه شام را می‌خوردند و به علی(ع) و اولادش نفرین می‌کردند. و بی‌بصیرتی افراد وقتی با سکوت یا دنیا‌خواهی برخی خواص همراه شود، اهل نفاق به اهداف خود نزدیک‌تر می‌شوند.

این گونه است که ظاهر مبارزاتی آنها به الله اکبر گفتن(۴) و نماز جمعه رفتن تغییر می‌کند. هر چند چون بدنه‌ی اولیه آنها –به خلاف لایه‌های زیرین‌شان- اهل دینداری نیستند، نماز خواندن نیز نمی‌دانند و آن ماجراها رخ می‌نماید(۵). و طبل رسوایی نفاق آنها را بلند‌تر می‌نوازد. طبلی که پیش از این با حمایت واضح دشمنان تابلودار انقلاب اسلامی، چون آمریکا و اسرائیل و دول اروپایی، کوس نفاق و دو رویی آنها را بلند کرده بود.

آنچه پس از انتخابات اتفاق افتاد نه از سر تصادف که روشی عامدانه انتخاب شده برای یک مبارزه سنگین علیه انقلاب اسلامی بود. فرآیندی که در سطح دنیا با بدل سازی و مبارزه درون مذهبی با روی کار آوردن القاعده و طالبان و حمایت دول مزدور غرب –به خصوص عربستان- انجام می‌شد، در داخل کشور وارد یک کارزار مستقیم و سخت شده اند.

و مبارزه با نفاق یکی از سخت‌ترین مرحله‌هایی است که یک نظام اسلامی باید طی کند. مرحله‌ای به شدت خطرناک و با ریزه‌کاری‌های فراوان؛

مرتبط:
+ مذهب علیه مذهب : واپسین حربه استعمار // امیرحسین ترکش دوز
+ نفاق و منافق از منظر قرآن کریم // حسن رحیم پور
+ تقابل متدینان سکولار با متدینان دین دار // حسن رحیم پور
+ مذهب علیه مذهب؛ انقلاب علیه انقلاب/خانواده دکتر نصر از مشاور فرح تا مشاوره برای اوباما // مصطفی حریری

پی نوشت:

۱- روش های موازی یعنی اینکه محور اصلی تهاجم فرهنگ و اندیشه بود. اما در کنارش فشار اقتصادی، امنیتی، سیاسی و به خصوص پرونده هسته ای، نیز دنبال می شد. یعنی دشمن در آن واحد سعی در ضربه زدن از زاویه های مختلف دارد. اما در هر دوره یک وجه غالب می شود.

۲- برگرفته از نگاه امام خمینی (ره) به دفاع مقدس.

۳- فعالین دانشجویی می‌دانند که ورود آدم‌های مذهبی به انجمن‌های به اسم اسلامی در سال‌های پس از ۲ خرداد بدون درگیری و جنگ واقعی رخ نمی‌داد. و هر آدم مذهبی با انگ بسیجی بودن اخراج می‌شد!! فتامل …

۴- دوستی تعیرف می‌کرد که شب دومی که سبزها به الله اکبر در محله‌شان روی آورده‌اند، با بچه‌های مذهبی محله هماهنگ کردند و پس از هر الله اکبر آنها با تعدادی اگر نه بیشتر، بلکه برابر با آنها، “خامنه‌ای رهبر” می‌گفتند. و با هر مرگ بر دیکتاتورشان، “مرگ بر دیکتاتور”. چرا که دیکتاتور اقلیتی بودند که می‌خواستند به زور خود را غالب کنند…. می‌گفت، از شب چهارم به بعد دیگر کسی الله اکبر نمی‌گفت.

۵- لایه‌های زیرین این جریان غیر آن ۲ تا ۳ ملیونی است که وارد شورش‌ها و آشوب‌های خیابانی شدند. این لایه‌های زیرین آدم‌های دین‌دار ساده‌ای هستند که فریب ظاهرسازی‌ها را خورده‌اند. برخلاف سران و آن لایه‌های بالایی این جریان.

به اشتراک بگذارید:
  • Print
  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • email
  • FriendFeed
  • Technorati
  • Tumblr
  • Twitter
کلمات کلیدی: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،
مطلب قبلی:    مطلب بعدی:

۲ نظر »

  • سعید ساسانیان :

    # ۱۰ شهریور ۱۳۸۸ - ۱:۵۱ ق.ظ

    بسم الله
    سلام برادر
    لینکتان کردم

  • پلخمون :

    # ۱۰ شهریور ۱۳۸۸ - ۱۰:۱۸ ق.ظ

    سلام
    چاکرم
    بازی وبلاگی ت کو پس؟

RSS برای نظردهی این مطلب

نظر دهید

لازم است

لازم است، نمایش داده نمی‌شود


تاربلاگ ایلیا
بخش ویژه
موضوعات
نویسندگان