» نامهی نیابتی و تقلا برای به زنجیر کشیدن حق
آثار سیلی محکم ملت بر دهان دشمنان داخلی و خارجی انقلاب اسلامی، در حال پیدا شدن است. تقلای آخر جریانی که نابودی خود را نزدیک میبیند شروع شده است. آن اسطورهی توهم و دروغ! در بیانیهی ۱۷ خود مامور شدهاست تا شرایط را برای حفظ متاع دنیای حقیر جریان نفاق فراهم کند. و مجبور شده است در بیانیهای عاجزانه و ملتمسانه، در یک عقب نشینی واضح، از ترس مجازات و خشم ملت، به دنبال روزنهای هر چند کوچک بیفتد تا شاید بتوانند جای اندکی در نظام برای خود نگه دارند. شاید قدرتطلبی، شهوت و دنیاطلبی خود و حامیانش را چند صباحی بیشتر تامین کند! و جالب آنجاست که مدیرمسئول یکی از روزنامههای اصلیشان هم از سویی دیگر به التماس و “چیز” خوردن افتاده است.
موسوی یک مهره سوخته شده است. او اگر چه پیش از این نیز جز ملعبهای در دست دیگران نبود، امروز به کل از بازی کنار زده شده است. و اتفاقا ترور خواهرزادهی او توسط تروریستهای منافقین سبز، آخرین استفاده از لاشهی او توسط جریان سبز بود. و چه خوب خود نیز اشاره میکند که اربابان اغتشاشات او را به حساب نمیآوردهاند!!
او تا دیروز که حمایت کاخ سفید و تلآویو و رجویها به نفعش بود، صدایش در نمیآمد و از کفزدنهای آنها احساس غرور میکرد! اما امروز که ملت او را با جمعی اوباش تروریست تنها گذاشتهاند، یادش افتاده است که باید برائت بجوید! تا دیروز قانونشکنی برای او راحتترین و سادهترین کارها بود اما ناگهان وقت مجازات که میرسد، بر خاطر مبارک فشار میآید که باید قانون را رعایت کرد! و فراوان است از این تناقضات! همهی اینها یک معنی دارد:من رو مجازات نکنید! البته جسورانه نه تنها میخواهد از مجازات بگریزد که مدعی است باید به او باج هم داده شود! یحتمل به دلیل کشتار تعداد زیادی از مردم در این چند ماه، آسیبهای مادی و معنوی به مملکت و … به دلیل برآورده نشدن شهوات ایشان!
هر چند او هنوز اغتشاشگران را مردم میپندارد و شورش و آشوب را تقدیس میکند! او هنوز قادر به دیدن مردم نیست! همانگونه که ۴۰ ملیون را ندید! کار تا آنجا بالا میگیرد که آدم به این خیال می افتد، نکند او عزاداران حسینی را به جای گروهک سبز در روز عاشورا اشتباه گرفته است؟ یا حتی مراسم شیر خوارگان حسینی را به دلیل پارچههای سبزی که به کودکان بسته بودند؟ و گرنه یک فیلم از عزاداری –حتی منافقانه- گروهک سبز در روز عاشورا وجود ندارد! اما تا دلتان بخواهد از اغتشاشات خود فیلم و عکس منتشر کردهاند! او کور است یا خود را به کوری و نفهمی زده است؟
اما برای تکمیل پازل بازی جدید جریان نفاق، کسی وارد میدان شده است که در این سالیان با حرفها و عملهای عجیبش مورد توجه بوده است! کسی که علیرغم تلاشی که میکند تا یک متفکر! و آدم مهم! به حساب بیاید اما معمولا توجهها دقیقا از زاویهی عکس آن متوجه او است. او که سالیان دراز به زندگی در سایه آقای تشخیص مصلحت مشغول بوده است، هر از چندی باید دستورات فرموده را اجرا نماید! اگر روزی معاملهای میکند برای حضور در انتخابات دهم، امروز وظیفهای دیگر بر دوش گرفته است!
او در سالیان حضور سیاسیاش هیچگاه شخصیت مستقلی نداشته است. او همواره یک سرباز خوب و حرف گوشکن برای آقای هاشمی بوده است. اما این روزها او نامهای مینویسد! البته نامه را به نیابت از کس دیگری نوشته است. کسی که توهین به عاشورا و امام حسین (ع) برای او نگرانکننده نیست. بر خلاف سوال پرسیدن از رفتارهای فرزندانش که او را به شدت نگران میکند! آنگونه که آتشفشانها را پس از انتخابات به خروش آورد!! و جالب آنکه در تقارنی عجیب محسن رضایی –دبیر مجمع آقای هاشمی- پس از چندین روز! بالاخره ناراحتی حاج آقا را اعلام کردند!
گمان نمیکردیم به این زودی جریان آقای رضایی خود را به خطر بیندازد و چنین ساده خود را فدای مفسدان فی الارض بکند! اصولا ایشان در این اندازهها نیست که حتی بخواهد برای معاون رئیسجمهور را تعیین تکلیف کند! نمیدانستیم این قدر سریع هتاکیهای موسوی باعث گستاخی کسان دیگر میشود. اما کار اینجا تمام نمیشود. دهانی پر خون طلب خواهد ماند بابت این جسارت …
اما بعد، … آقای هاشمی!
تا کی قرار است به بهانهی حفظ دوستان و همفکران خود، حق و حقیقت را در ساهچالههای سیاستبازیهای کثیف، پنهان کنید؟ مگر میشود با هتاکان به امام حسین(ع) وحدت داشت؟ مگر میشود با دشمنان ولایت فقیه و انقلاب اسلامی وحدت داشت؟ مگر میشود با جنایتکار دروغگویی که پارچهای سبز برای ورود دشمنان، تروریستها و صهیونیستها به کشور فراهم کرد، وحدت داشت؟ مگر میشود تا شمر همپیمان یزید است و شادمان از رفتارش، با او وحدت داشت؟ مگر میشود با عشاق آمریکا و اسرائیل وحدت داشت؟ مگر میشود با دروغگویان و قانونشکنان بدون مجازات، وحدت داشت؟ مگر میتوان به همین راحتی از حق مردم و آبروی نظام گذشت و با مسببانش وحدت داشت و به روی مبارک نیاورد که چند ماه است حضرات چه غلطهایی میکنند؟
آقای هاشمی!
میفهمیم که تمام تلاشتان این است تا افرادی را درون نظام حفظ کنید که به واسطهی حمایتهای شما علیرغم همهی جرمهایشان در این سالیان همچو مار در آستین جمهوری اسلامی پرورش یافتهاند. میخواهید کسانی را از تصفیه شدن و مجازات نجات دهید که سالیان سال با التقاط و نفاق به جان حقیقت جمهوری اسلامی افتاده بودند. کسانی که در پی مسخ جمهوری اسلامی بودند تا دنیای کثیفشان را تامین کنند. میفهمیم که برای فراری دادن فرزندانتان از نتایج جرمهایشان، حاضرید مملکت را به آتش بکشید! همهی اینها را میفهمیم!
اما آقای هاشمی!
بدانید ما نمیگذاریم مثلث ما نمیتوانیم، حق و باطل را به هم بیامیزیند! ما جلوی وحدت با جریان باطل را خواهیم گرفت! نمیگذاریم نظام را با وارد کردن اینها آلوده کنید!
مرتبط:
+ واکنش تشکلهای دانشجویی به نامهی رضایی: اجازه نوشاندن جام زهری دوباره را نمیدهیم
+ نامه رضایی و بیانیه موسوی دو روی یک سکه با دو ادبیات به ظاهر متفاوت / حسین شریعتمداری
+ فرار به جلوی جریان فتنه باعقبنشینی صوری؛ ابوموسی اشعریها به دنبال حکمیت
+ درباره بیانیه موسوی درباره حوادث عاشورا
+ آقای توهم هنوز هم دروغ میگوید!
+ بیانیه ملتمسانه موسوی، نتیجه حضور میلیونی مردم بود
+ زمان از دست رفته
+ دروغها و راستهای بیانیه شماره ۱۷ میرحسین موسوی








بنده خدا :
# ۱۳ دی ۱۳۸۸ - ۱۱:۲۱ ب.ظ
در سخیف و سبک بودن این مقاله همان بس که بی ادبانه و غیر منصفانه و از روی بی بصیرتی نویسنده نوشته شده است
متاسفم که زحمات بیش از نیم قرن آقای هاشمی رفسنجانی به ملت و مملکت و نظام اسلامی نادیده گرفته شده است واین حاکی از بی بصیرتی کامل نویسنده است ، همان چیزی که رهبر معظم انقلاب بر وجود آن تاکید دارند.
علی :
# ۱۳ دی ۱۳۸۸ - ۱۱:۲۲ ب.ظ
جناب بنده خدا،
بیادبانه، غیر منصفانه و از روی بی بصرت!
بسیار خوب! یک نمونه از بی ادبی را ارائه بفرمایید! چه باید بنویسیم تا منصفانه باشد؟ معیارهای انصاف از نظر شما؟
کاش کمی با بصیرتتان نکاتی را مبذول میفرمودید تا ما بفهمیم آدمهای بصیر چه طوری اند!
در این نوشته بحثی راجع به گذشته و زحمات آقای هاشمی نبوده است. ایشان در گذشته زحمات بسیاری کشیده اند و البته خطاهایی هم داشتند. باید جداگانه به آن پرداخت. به مواضع امروز ایشان چه ارتباطی دارد؟ تاریخ بسیار سراغ دارد از کسانی که زحماتی کشیدند و بعدها همهی آنها را بر باد دادند. گذشتهی هیچ کس، آیندهی او را تضمین نمیکند!
دبیر :
# ۱۴ دی ۱۳۸۸ - ۸:۳۵ ق.ظ
«اگر در ساخت پادکست یا تولید ویدیوکست و یا خلق یک نوشته و تصویر در وبلاگتان مهارت دارید، از شما دعوت می کنیم تا یکی از ثبت نام کنندگان در ۱۴ سفر کربلای “سوگواره وبلاگ نویسان عاشورایی” باشید.
لطفا قبل از ثبت نام حتما “شیوه نامه” را بخوانید.
با تشکر
دبیرخانه دومین سوگواره وبلاگ نویسان عاشورایی»
امیر :
# ۱۵ دی ۱۳۸۸ - ۹:۴۰ ق.ظ
اگر موسوی شهوت قدرت و دنیاطلبی داشت که همان سال ۱۳۶۸ سر به آستان متولیان جدید می سپرد و مقام و منصب (و چه بسا ریاست جمهوری پس از هاشمی) نصیبش می شد…. اگر دنیاطلب بود که در سالهای نخست وزیری به جنگ مافیای سرمایه و بازار (امثال عسکر اولادی و یزدی و خزعلی و مرتضی نبوی و غیره) که خود را مانند امروز پشت آقای خامنه ای پنهان کرده اند نمی رفت… دلیل حقد و کینه این مال اندوزانی که دولت موسوی حق مردم را از حلقوم کثیفشان بیرون کشید روشن است… امروز هم که احمدی نژاد مظهر سپاه جدیدا شیفته زر و زور در قدرت نشسته طبیعی است که موسوی و همه درستکاران ایران برای رضای محرومین پنجه در پنجه دنیای شما ظالمان بیفکنند.
علی :
# ۱۵ دی ۱۳۸۸ - ۹:۴۱ ق.ظ
جناب امیر،
خیلی جالب است! شهوت قدرت طلبی اش را این روزها حسابی نشان داد! گویا ایشان آب گیرشان نیامده بود. وگرنه قهار است! البته ایشان ۱۶ سال قبل هم مشاور روسای جمهور بوده است! و به آن هم افتخار می کرده است …
مافیای قدرت و ثروت هم معلوم است در این مملکت دست کیست! شرکتهای نفتی (ماجرای بهزاد نبوی وزیر صنایع سنگین آقای موسوی! را یادتان هست؟) …
عسکر اولادی هم که دشمنی اش با احمدی نژاد کاملا عیان است! اتفاقا ایشان خیلی علاقه به دشمن احمدی نژاد (آقای هاشمی) دارد! … کمی مطالعه کنید …
از روی استیصال مجبورید حرفهایی بزنید تا مثلا حمایت اشرافیت و فساد اقتصادی را از حضرات پنهان کنید!
ravi :
# ۱۵ دی ۱۳۸۸ - ۱۰:۰۴ ب.ظ
میرسدروزی که شمارابردارمجازات ببینیم
زنده بادجنبش سبز
زنده بادآزادی
زنده بادموسوی
علی :
# ۱۵ دی ۱۳۸۸ - ۱۰:۰۵ ب.ظ
جناب ravi،
قبلا هم یک سبزی وعده داده بودند که ما رو مجازات کنند! البته این همه نشانهی تحمل مخالف است! مانند باقی شعارهایتان فقط برای فریب و دروغ! البته ما هم پاسخ دادیم که:
من به شدت منتظر آن روز هستم که ما را قطعه قطعه کنید و آتش بزنید! همه چیز ما فدای اسلام. با اسلام چه میکنید؟