نگاه ...
شهید من
تمام شهیدان جبهه‌ی حق از آغاز حیات بشر تا برپایی صحرای محشر به خصوص
بسم الله الرحمن الرحیم

دانه‌های انار ...

اینکه
چرا وارد جنگ می‌شویم،
همیشه مـهم است. هـمـیـشـه؛

و می‌گویند ...

دوستان
زُبُر الحدید - پلخمون - آذرباد - انتفاضه سوم - کلام نو - خاکریز - نسیم حیات - دو نوع اسلام، دو نوع مسلمان - چهار نما - سـواد آیـنه - بچه محل - دفتر بی خط - وبلاگ بحر - مهتد - دو اسلام - رصدخانه - نظر سوم - چشم ـ زخم - نفسانیات یک من - فتوتا - طبیب - مسئله روش - مجاهدین - چای نبات - داداشی وب - حيرتكده ي عقل - دستنوشته های یک نسل سومی - شورآباد - بیداری - فرزند انقلاب - اقاليم قبله - وادی - یک فنجان فکر - درياچه ي قو - هلا - عکاس مسلمان - وب نوشت - تغلب سبز - جنبش نرم افزاری و تولیدعلم و آزاداندیشی - بیقرار - شش گوشه - دو رکعت عشق - شرب مدام - گاه نوشته‌های من - قلم زن - آغاز در نهایت - ابتدا - دانشطلب - پاکت‌ها - میرزا قلي خان راپورتچي - مطالبه آرمان‌های انقلاب از صدا و سیما - مسلمان برابری طلب - دردنامه - مجاز - صاد - آیات غمزه - شــعـــركـــده - اسماعیل نیوز - ساقور - منطقه ممنوعه - اسپريچو - شیعیان یمن - زرنگار - یک خبرنگار - فرصت - راوی - مبارز کلیپ - کیستی ما - آب و آتش - هابیل - ترديد راهي به دانايي - درد - جسد زنده - خاکریزیـسم - شبکه در انتهای افق - بچه های قلم - کافه اندیشه - وب‌نوشت دنج - جنگي که بود، جنگي که هست - آخرالزمان و ظهور مهدی موعود(عج) - ترنم فکر - سجیل - خصوصی نیست …! - عزم رفتن - تفکر با چاشنی خنده - دوئل - مظلومیت سانسور شده - انقلاب سوم - نقد 123 - تارنما - یه دانِ ش جو و قس علیهذا - ساده غزل - واژگون … - ــــــمــریــمـــــ نوشت - تاملات - e-حدیث نفس - بی خوابی های یک برنامه نویس - دودینگ هاوس - پاسخ‌گويی سران سه قوه - قطعه 26 - فراموشخانه عدالت - چغـ(قـ)ک - 22 خرداد 1388 - ناروزنامه نگار - آهستان - مرگ آگاهی - بی عمر - ســایـبـریـا - در جستجوی حقیقت - آرمان خواهی - نون والقلم - دیار شهود - قیام مستضعفین - آینده از آن مظلومین تاریخ … - گام آخر - كافه حزب الله - پابرهنه - انتهای افق - گروه فرهنگی عمار یاسر - سوتک - یکتا - پاسداران - گندم و بلدرچین - روزنوشت - آرمانشهر - ادواردو - هبوط - کاریکاتورهای مازيار بیژنی - روزنامه دانشجویی - دادگاه انقلاب اسلامی - شَوَند - نون و القلم … - اسکالپل -
کلمات کلیدی
وب 2
حواشی
  • RSS مطالب وبلاگ
  • RSS لینک‌های روزانه
  • وردپرس فارسی

  • بیشترین بازدیدها:
  • فوری// میرحسین موسوی توسط لباس شخصی‌ها کشته شد - 23,420 بار
  • هدیه‌ای برای نیویورک… - 18,106 بار
  • کارشکنی در کار رئیس جمهور، کفر است! - 17,820 بار
  • دختر جان! ارزش “خبری” نداری؛ حتی مرگت! - 4,434 بار
  • دست نوشته های شهید چمران درباره فلسطین - 4,357 بار
  • قتل و عام دانشجوها در ۱۶ آذر در دانشگاه امیرکبیر + عکس - 3,675 بار
  • ‫دفاع بد از حجاب یا توجیه ناشیانه رفتار هتاکان؟ - 3,052 بار
  • یزدان تفنگ ندارد - 2,996 بار
  • آقای یامین‌پور! اول جنگ است - 2,860 بار
  • رمضان اشرافی سیما - 2,759 بار
  • چرا باید شهید بهشتی تخریب می‌شد؟ - 2,751 بار
  • نگاهی به همه اتفاقات تسخیر سفارت انگلستان توسط دانشجویان و حواشی آن - 2,745 بار
  • نوید نصرت به فضل پایمردی ملت بر عهد با الله - 2,475 بار
  • چادری بر سر فمنیسم… - 2,381 بار
  • شوی تبلیغاتی اوباما - 2,297 بار
  • همین همسایه‌ی کناری! - 2,170 بار
  • درباره فیس بوک و انقلاب‌های منطقه - 2,150 بار
  • متهم قوه قضاییه است! - 2,080 بار
  • تاملی درباره علم دینی - 2,032 بار
  • کشف حجاب؛ و دو راهی باخت برای دیکتاتوری سبز - 1,985 بار
  • ۱۳ آبان به یادماندنی؛ نبرد با آمریکا و تفاله‌های آمریکا - 1,969 بار
  • مستی یزیدیان سبز و رسیدن به پایان چاه هلاکت - 1,937 بار
  • آیا «حسینیه ارشاد» فایده دارد؟ - 1,863 بار
  • ۹ دی حاصل ارتباط عمیق قلبی مردم با رهبر عزیز انقلاب - 1,861 بار
  • پرسش‌هایی پیش روی آقای ضرغامی - 1,849 بار
  • هسته‌های مقاومت مردمی علیه اشرافیت فرهنگی - 1,827 بار
  • پاسخ وزارت کشور به درخواست تجمع موسوی و کروبی - 1,718 بار
  • تاسیس اسرائیل؛ روز نکبت ! - 1,714 بار
  • مظلومیت مسلمانان سین کیانگ چین و موج سواری آمریکا - 1,671 بار
  • از تسخیر لانه تا تسخیر تهران - 1,611 بار
  • آخرین اخبار از تحولات انقلاب مردمی تونس - 1,603 بار
  • روز قدس جهانی! - 1,586 بار
  • منورالفکری همزاد خشونت است - 1,495 بار
  • توهین در پاسخ گل؛ روایتی از تدفین شهدا در دانشگاه امیرکبیر - 1,488 بار
  • آیت الله لاریجانی ممنونم؛ … - 1,487 بار
  • علیرضا توسلی! قربانی دروغ گویی و خباثت سبزها - 1,467 بار
  • ۱۲ نکته درباره یک افتضاح: دانشجوی پولی - 1,424 بار
  • پروژه شکست؛ از ترور تا شورش خیابانی! - 1,398 بار
  • آنچه جلسه وزیر علوم را جنجالی کرد - 1,369 بار
  • فرو رفته در گردابی از ترس و پوچی - 1,349 بار
  • من غلط کردم جاسوس نشدم! - 1,339 بار
  • دلم برای تو تنگ است مصطفی مازح - 1,307 بار
  • چاره‌ای به جز جنگیدن نداریم! - 1,262 بار
  • مبدا سنجش تاریخ و جغرافیا - 1,244 بار
  • از سیل تا قحطی! آزمون بزرگ رمضان - 1,238 بار
  • چرا حامیان موسوی خود را اغتشاشگر می دانند؟ - 1,220 بار
  • کاریکاتور : بعضی ها عادت دارند سخت فکر کنند - 1,210 بار
  • فواید سوسک در سلف - 1,164 بار
  • آیا صدای ملت را می‌شنود؟ - 1,158 بار
  • «۹ دی» قوی‌تر برخواهد گشت - 1,096 بار

  • کاروان جهانی الی بیت المقدس

    » بادمجان تلخ پلاستیکی به جای انگور ناب

    دوست دارند ماجرا را یک تفاوت ظاهری نشان دهند. البته تلاش هم می‌کنند. تمام همّ‌‌شان این است که ماجرا مانند داستان انگور و اوزوم و زبان‌های مختلفِ “یک چیز” فهمیده شود. روح شرقی هم که باور دارد «هم‌دلی از هم‌زبانی بهتر است». اگر هم‌دلی ایجاد شود، دیگر غیرهم‌زبانی چه اهمیتی دارد؟ عده‌ای از سر سادگی و عده‌ای از روی نفاق، سعی می‌کنند بگویند که “حقوق بشر”ی که غرب می‌گوید، همان حقوق انسان به عنوان اشرف مخلوقات است که در دین بر آن تاکید شده است! تمام تکیه‌شان هم بر نتایج جزئی مشترکی است که هر از چندی یافت می‌شود. و تبحر عجیبی هم دارند بر نادیده گرفتن اصطکاک‌های شدیدی که «حقوق بشر» در نتایج، روش و مبانی با آنچه اسلام درباره‌ی انسان می‌گویند. تمام مدعا جز این نیست که مگر نه اینکه بشر فطرت مشترکی دارد؟ پس حقوق بشر برای همه‌ی انسان‌ها یکسان است. غربی و شرقی، الحادی و اسلامی ندارد!
    از ادعاهای ژورنالیسم زرد برخی جریانات و دعواهای کودکانه‌ی سیاسی دگم‌اندیشان مدرنیست که بگذریم، تشخیص این جهت‌داری در حوزه‌ی آنچه غرب مدعی است که “حقوق جهانی بشر” است، خیلی مشکل نیست. اتفاقا علی‌رغم قرائت‌های مختلفی که در غرب از متن اعلامیه‌ی حقوق بشر ارائه می‌دهند، خودشان نیز خوب بر این مبانی نظری وقوف دارند. و با اطلاع و پذیرش همین مبانی است که قرائت‌های مختلف خود را ارائه می‌دهند. خلاف مقلدان ساده‌لوحشان در داخل که حتی فکرشان به چنین مباحثی هم نمی‌رسد!در ساحت هستی‌شناختی حقوق بشر غربی مبتنی بر نگاهی ماتریالیستی و مادی‌گرایانه از جهان است. برای انسان مدرنی که او تنها بشر شمرده می‌شود، جهان از ماده تشکیل شده است و فراتر از آن نیز چیزی وجود ندارد. در این هستی شناختی است که نیازهای طبیعی بشر، همین نیازهای مادی‌اش معنا می‌شود. و اتفاقا اگر برای خرافاتی(!) چون دین یا سایر امور معنوی نیز ارزش کارکردی قائلند، به سبب نقشی است که در تامین بهتر آن نیازهای مادی دارد. نه احتمال وجود چنین ساحت‌هایی. این دقیقا در تضاد با نگاه انسان مسلمان است که نه تنها باید «یومنون بالغیب» باشد. که باید آن ساحت را اصل شمارد. و همواره به یاد داشته باشد که دنیا جز متاعی زودگذر نیست.
    غایتی که مدرنیته برای بشر متصور است رسیدن به حداکثر لذت برای حداکثر افراد است. که البته این شرط دوم را بعضی از قرائت‌های مدرن چندان هم ضریب نمی‌دهند! این روح “لذت‌جویی” است به اعلامیه‌ی حقوق بشر قوام می‌دهد. اتفاقا این سوال که چرا “حق” بشر در این دوران چنین اهمیتی یافته است، به دلیل همین نگاه غایت‌شناختی است. به عکس انسان مسلمان اصل برایش رسیدن به کمال است. کمالی که همان تقرب به حق تعالی است. و اگر در این راه لذتی هم نصیب او شود، پس نمی‌زند. اما همواره می‌داند که هدف چیز دیگری است. و اتفاقا لذتش به تبع نگاه هستی‌شناختی‌اش رنگ و بوی جامع‌تری می‌گیرد. و لذت‌های معنوی چنان جان او را پر می‌کنند که در این که لذات مادی را اساسا لذت بداند، به جد مردد می‌شود. این دو غایت شناسی متفاوت، دو گونه زندگی مختلف را سامان می‌دهند. زندگی‌هایی که حقوق بشر در آنها معنی دیگری می‌یابد.
    نقطه‌ی بنیادی و عمیق دیگر پرسش از این “بشر” است. “انسان” چیست و چه خصوصیاتی دارد؟ “زن” و “مرد” کیستند و نقاط افتراق و اشتراکشان کجاست؟ وقتی تصورت از انسان «حیوان ناطق» باشد یک نوع باید و نباید‌هایی به او توصیه می‌کنی. و وقتی تصورت «حیوان ابزارساز» باشد نوعی دیگر. و وقتی او را «عقده‌های جنسی متحرک» بدانی از نوعی دیگر! و اگر او را خلق شده از طین بدانی و صاحب آن دم از روح الهی، نوع دیگری برایش سخن خواهی گفت. این نظامات مختلف فارغ از صحت و سقم نظراتشان نوع مختلف و در اکثر موارد متضاد و متناقضی از لیست حقوق ارائه خواهند کرد. و حتی برخی نظامات اگر نه به جای حقوق اما هم ردیف آن سخن از تکلیف خواهند راند. وقتی اعلامیه‌ی حقوق بشر فعلی بشر عصیان‌گر علیه حق تعالی را نمونه‌ی استاندارد موجودی که بشر نامیده می‌شود، در نظر می‌گیرد، می‌توان تصور کرد تقابلش با تصوری اسلامی از بشر تا چه حد جدی است.
    حال این “بشر” برای رسیدن به آن “غایات” در این “نظام هستی” از چه “روشی” پیروی کند؟ و این سوالی اساسی است که علی‌رغم وابستگی تنگاتنگ با سه حوزه فوق، حوزه‌ی متمایز و نیازمند حرف نو است. وقتی تفکری برای بشر ابزاری به نام “عقل” قائل باشد که می‌تواند او را راه‌نما باشد، بسیار متمایز –و پر واضح است متضاد و متناقض- خواهد بود با تفکری دیگر که “عقل” را محدود، ناتوان و غیر واقع‌نما می‌داند و آنرا در گوشه‌ی تاریخ باقی می‌گذارد و همچون آرزویی محال به آن نظاره می‌کند. جریانی که “تجربه‌ی حسی” را تنها راه معرفتی بشر معرفی می‌کند عمیقا متضاد است با جریانی که چیزی به نام “وحی” را چون چراغی در تاریکی‌های مطلق به دست بشر می‌دهد. این تفاوت‌های روشی-معرفتی که نظام‌های مختلف فکری برای بشر پیشنهاد می‌کنند، خود باعث تغییرات بنیادی در لیست “حقوق بشر” می‌شود. تفاوت‌هایی که تصور آشتی‌شان هم به شدت غیر واقعی و تمسخر آمیز است.
    آنچه به اجمال فراوان اشاره شد، نقاطی بنیادی در زیر سوال بردن جهانشمول و ازلی و ابدی بودن اعلامیه‌ی حقوق بشر و نظام‌های مبتنی بر آن است. در هر یک از این حوزه‌ها ده‌ها و صدها سوال و نقد اساسی می‌توان طرح کرد تا اسطوره‌ی خیالی این ادعای محدود، غیر واقعی و تبلیغاتی حقوق بشر را زیر سوال ببرد. به واقعا با کدامین پشتوانه عده‌ای می‌توانند از این اعلامیه دفاع کنند؟ اصولا چه کسی گفته است بشر حق دارد؟ و اگر داشته باشد چه کسی این حقوق را به بشر داده است؟ فرضا از این هم بگذریم چرا این لیست حقوق طبیعی و برای همه‌ی افراد بشر است؟ و هزاران سوال دیگری که غرب نحیف‌تر از آن است که حتی بتواند در این موارد به تفکر دست بزند. چه رسد به دادن پاسخ‌های بسنده!
    و اتفاقا چون خود نیز نیک بر این ضعف‌های آشکار ادعاهایشان واقفند، نه در ساحت تفکر و اندیشه که تنها در ساحت سطحی سیاسی از این «ابزار» استفاده می‌کنند تا جهان را تحت مدیریت و سلطه‌ی خود حفظ کنند. و این بی‌جهت نیست که هر گاه کشوری و نظامی با غرب دچار مشکل (به خصوص اقتصادی) می‌شود، ناگهان بیانیه‌های نقض حقوق بشر آن کشور در رسانه‌های مختلف اعلام می‌شود! و در جلسات سیاسی چون چماق بر سر آنها کوبیده می‌شود. و آدم تعجب می‌کند چگونه عده‌ای خام‌اندیش در داخل ماجرای حقوق بشر را این‌قدر جدی گرفته‌اند. در حالی که ابزاری شده است که به دلیل شدت استفاده، کاملا مبتذل و زننده شده است.
    به دلیل تضادها و مشکلات عمیق عقیدتی و ایدئولوژیک جمهوری اسلامی ایران با غرب، واضح است که آنها از این ابزار استفاده‌ی تام ببرند. اما جمهوری اسلامی چه باید بکند؟ گام جدی و بنیادی برای حل این معضل، ارائه‌ی یک نظام فکری منسجم، بسط یافته و قوی پیرامون انسان، هستی، غایت بشر، معرفت‌شناسی است. تا مبتنی بر این ذخایری که اندیشمندان و علمای اسلام تهیه دیده‌اند دست به تولید نظام “حقوق بشر اسلامی” بزنند. هر چند این نام را برای آن منشور از روی مسامحه می‌گذارم. چه آنکه به نظر نگارنده در نظام اسلامی بر اساس مبانی متفاوت با استفاده از روش و راه‌های متفاوت برای رسیدن بشری متفاوت از تعریف غرب به غایاتی متفاوت با دنیای مدرن، منشوری حاصل خواهد شد. و اگر در برخی جزئیات نهایی اشتراکاتی وجود داشته باشد (مانند مثلا پذیرش حق ازدواج و …) اما از بنیان کاملا متفاوت است. و چنین اقدامی نه یک اقدام انفعالی که اتفاقا در راستای اهداف انقلاب اسلامی برای جاری ساختن احکام الهی در همه‌ی ساحت‌های حیات بشری است. لذا اطمینان ندارم آن منشور نامش “حقوق بشر اسلامی” باشد.
    این تولید علم و نظریه‌پردازی بی‌شک نیازمند صرف زمان و نیروی فراوان انسانی است. اما تا آن هنگام که چنین جهدی از سوی اندیشمندان مسلمان و مومن صورت بگیرد چه باید کرد؟ در حوزه‌ی رسانه‌ای و فکری باید به جد به نقد نظریه‌ی فعلی حقوق بشر هم در حوزه‌ی نظر و هم در عمل پرداخت. و با کار گسترده بر روی آن پوشالی بودن آن را نمایان ساخت. از سویی دیگر باید با تاسیس مراکز مختلف و قوی و حتی با همکاری کشورها و جریان‌های همسو مراکز بین‌المللی، به بررسی و ارائه‌ی گزارش‌های مفصل و مستند راجع به نقض حقوق بشر، مبتنی بر همین نظریه‌ی موجود پرداخت. و بر اساس آن علاوه بر استفاده در جلسات سیاسی با فعال کردن قوای دیپلماتیک در مجامع جهانی دست به شکایت و مقابله به مثل زد.
    در این میانه باید مراقب بود تا دانشگاه‌ها و رسانه‌های کشور به جای نقد نظریه‌ی حقوق بشر غربی و ارائه‌ی مدل اسلامی، مبلغ و فریفته‌ی این اسطوره‌ی خیالی که تمام قوتش در تبلیغات رسانه‌ای است، بشوند.
    در هر حال، غرب تمام تلاشش را می‌کند تا نظریه‌ی حقوق بشر خود را به عنوان «انگوری ناب» به بشریت غالب کند. در حالی که آن چه ارائه می‌دهد هم در عمل و هم در نظر چیزی جز «بادمجان» ی تلخ، گندیده و پلاستیکی بیشتر نیست. راه حل نشان دادن واقعیات درباره‌ی این بادمجان پلاستیکی و هم‌زمان ارائه‌ی یک انگور ناب است.

    کلمات کلیدی: ، ، ، ، ، ، ،

    ۳ نظر »

    • علی :

      # ۲۳ دی ۱۳۸۸ - ۱۱:۵۶ ب.ظ

      این مطلبم را برای یک نشریه دانشجویی نوشته بودم. و به اسم مستعار چاپ کردند! بدون آنکه به من بگویند!!

    • میثم مسیب نیا :

      # ۲۴ دی ۱۳۸۸ - ۷:۳۰ ب.ظ

      ببخشیدا, شرمنده. ولی اکثر حرفا و استدلالهات پرت و پلاست.

    • علی :

      # ۲۴ دی ۱۳۸۸ - ۷:۳۱ ب.ظ

      جناب میثم مسبب نیا،
      کاش کمی از پرت و پلاها را مشخص می‌کردید و مطالب درستش را می فرمودید!

    RSS برای نظردهی این مطلب

    نظر دهید

    لازم است

    لازم است، نمایش داده نمی‌شود

    *
    برای تشخیص ربات‌های مردم آزار از انسان است.
    Anti-spam image


    تاربلاگ ایلیا
    بخش ویژه
    موضوعات
    نویسندگان