دانه های انار

 

فرم‌گرایی،
رکود متخصص‌نمایانه است.

 

در این مزبله تهران،
بی‌خبر مانده‌ایم از آمدن و رفتنـــ
بــهــار…

 

آمار کور است.
نمی‌بینی مگر؟

 

اینکه
چرا وارد جنگ می‌شویم،
همیشه مـهم است. هـمـیـشـه؛

 

عشق؛
یعنی قلب چون آئینه‌ای…

 

ساده‌ترین “اصل” حیـــاتــــ:
پــیــچیدگی بــی‌پایان انــســان…

 

جنده‌دیدگان بی‌غایت،
چون توانند معاشقه با آفتاب؟

 

هر ضربان،
ندای قلب است
برای هنگامه‌ی وضو با خون…

 

آویزان “فرم” شدن،
ســگ دو زدنــی ســت
برای پوشاندن بی‌”محتوایی”…

 

آن گرز پولادین را،
بکوب بر سر این عادات سخیف…

 

فــرار،
قــرار ندارد.

 

وقتی درصد احتمال می‌دهند،
یعنی هر چی دلت می‌خواهد!

 

از توقف بازداشته است
یاد ِصدایت؛
این قلب نحیف را…