دانه های انار

 

سیاست
یعنی “اعمال” یک نوع “فرهنگ”

 

وقتی،
بر اساس آفرینشت عمل نمی‌کنی،
مهم نیست که دیگر چه غلطی می‌کنی؛

 

هیچ مرگی، مرگ نیست.
جز وجود …

 

حیران آن دلم؛
که کم از سنگ خاره نیست‎…

 اصل صفرم حیات

موجود؛
“همیشه” موجود است

 

زبان چاقویی است
که دسته‌اش را می‌برد…

 

خون از نگاه تشنه گل
شــعــلــه می‌کشــــد

 

این سنگ را،
کی از دل در میاری؟

 

داشت می‌مرد،
اگر صــدقــه نمی‌داد…

 

عقل را مرزهایی است؛
زمان و وجود از آن جمله‌اند.

 

کمال عقل،
شناختن مرزهایش است.

 

معجزه است
که تکرار می‌شود،
در گذر هر «لحظه»؛

 

زندان تنگ و تار و خلوت،
اولی‌تر است بر زندان فراخ و پر غوغا …