شهید علاء هشام ابودهیم
صدای گلوله باران از قسمت غربی شهر که به محلات یهودی نشین اختصاص داشت شنیده میشد و همین موضوع حکایت از آن داشت که به احتمال قوی، ماجرا تنها به درگیریهای رایج میان جوانان مبارز فلسطین در “بیتالمقدس شرقی ” با نظامیان اشغالگری که قصد دستگیری آنان را داشتند ختم نمیشود.

شهید علاء هشام ابودهیم
حدود ساعت ۲۱ شب بود که تمامی رسانههای خبری جهان،اخبار مربوط به یک عملیات استشهادی علیه صهیونیستها در “بیتالمقدس غربی “را به طور مستقیم مخابره کردند. خبرنگاران و تصویربرداران رسانهها زمانی به محل اجرای عملیات، یعنی محله “کریات موشی ” رسیده بودند که دقایقی از خاموشی آتش مسلسلها میگذشت و تنها چراغهای سرخ رنگ حدود ۵۰ آمبولانس و دهها خودروی ارتشی و پلیسی فضا را رنگین کرده بود و صدها صهیونیست که انواع یونیفرمهای ارتش، پلیس و نیروهای امدادی را برتن داشتند، در وجب به وجب این محله با حالتی از اضطراب و تشویش رفت و آمد میکردند.
اخبار اولیه از سوی نیروهای پلیس حکایت از آن داشت که دو مرد مسلح فلسطینی، وارد یک مرکز آموزشی صهیونیستی به نام ” یشیفات مرکاز هراف ” شده و با دانشآموزان این مدرسه به صورت مسلحانه درگیر شدهاند. گفته میشد که یکی از این دو مهاجم موفق به فرار شده و دیگری در آموزشگاه به قتل رسیده است. ساعاتی بعد پلیس رژیم صهیونیستی اعلام کرد که تعداد مهاجمان به ” یشیفات مرکاز هراف ” تنها یک نفر بوده است که توسط پلیس و یکی از دانشآموزان این مرکز آموزشی به قتل رسیده است، اما منابع خبری دیگر تعداد کشتهشدگان صهیونیست را بین ۱۰ تا ۱۲ نفر اعلام کرده و از مجروح شدن بیش از ۴۰ صهیونیست دیگر خبر میدادند.
تنها ساعتی پس از پایان درگیریها در “بیتالمقدس غربی ” نیروهای رژیم صهیونیستی، خانهای در “بیت لحم ” را با این احتمال که متعلق به مجری این عملیات باشد به محاصره خود درآوردند همچنین شبکه ۱۰ تلویزیون رژیم صهیونیستی اعلام کرد که مجری عملیات یک فلسطینی از ساکنان محله “جبل مکبر ” در “بیتالمقدس شرقی ” میباشد. هیچ مقام امنیتی و نظامی صهیونیست در برابر دوربینهای تلویزیونی توضیحی برای این سوال نداشت که چگونه یک مرد مسلح فلسطین توانسته است علیرغم تدابیر شدید امنیتی حاکم بر “بیتالمقدس غربی “، که پس از ترور “عماد مغنیه ” چندین برابر شده بود به قلب محلات صهیونیست نشین در بیتالمقدس نفوذ کند و چنین خسارات سنگینی را ایجاد نماید. در آن روزها، “بیتالمقدس غربی ” به یک شهر نظامی به معنای اخص کلمه تبدیل شده بود، خصوصا این که آموزشگاه ” یشیفات مرکاز هراف ” از محافظت ویژهای نیز برخوردار بود. آن چه عمق فاجعه را برای دستگاههای امنیتی و نظامی رژیم صهیونیستی افزایش میداد مقاومت یک ساعته مجری عملیات در برابر دانشآموزان و نیروهای مسلح صهیونیست بود. مرد مسلح فلسطینی پس از ورود به آموزشگاه و به گلوله بستن حاضران در آن، موفق شده بود چندین بار خشاب اسلحه “کلاشینکوف ” خود را تعویض نماید و تخمین زده میشد که وی تا قبل از شهادتش موفق به شلیک ۵۰۰ تا ۶۰۰ گلوله شده است.
“اسحاق دادون ” از دانشآموزان مرکز آموزشی “یشیفات مرکاز هراف ” که بنا به ادعای رسانههای صهیونیستی، عامل قتل مجری عملیات میباشد، طی گفتوگویی اظهار کرد: “فرد مهاجم که شلوار جین به پا داشت با مسلسل کلاشینکوف به طرف دانشآموزان شلیک کرد. من یک بار او را دیدم که مشغول تیراندازی هوایی بود اماناگهان ناپدید شد. دفعه بعد او را نزدیکی در کتابخانه دیدم “. فرمانده پلیسی “بیتالمقدس “، ژنرال “آهارون فرانکو ” نیز مدعی بود که مهاجم فلسطین سلاح خود را در یک جبعه کارتونی پنهان کرده بود.
تنها صبح روز بعد از این عملیات بود که هویت کامل مجری آن توسط رسانههای به سراسر جهان مخابره شد: جوانی ۲۰ ساله از ساکنان “جبلالمکبر ” به نام “علاء هشام ابودهیم “.
اشغالگران صهیونیست رسما اعلام کردند که امکان پیشگیری از عملیات این جوان فلسطینی وجود نداشته است،زیرا او هیچ سابقه امنیتی و تروریستی نداشته و مهمتر این که دارای “کارت هویت زرد ” نیز بوده است. شهروندان دارای این کارت میتوانند به راحتی در تمامی محلات بیتالمقدس تردد کنند و هیچگونه وابستگی به سازمانها و جریانات ضد امنیتی ندارند و خلاصه کلام این که احتمال ایجاد هر گونه تهدیدی از جانب آنان علیه صهیونیستها در کم ترین سطح ممکن قرار دارد.
در همان شب اجرای عملیات و تنها ساعتی پس از آن، در حالی که هنوز هیچ گروهی مسوولیت این عملیات را برعهده نگرفته بود، شبکه تلویزیونی “المنار ” وابسته به “حزب الله لبنان ” اعلام کرد که گروهی موسوم به “یگانهای احرار الجلیل – مجموعه شهید عماد مغنیه و شهدای غزه ” به دنبال یک تماس تلفنی با تحریریه این شبکه تلویزیونی، مسوولیت عملیات استشهادی در “بیتالمقدس غربی ” را پذیرفته است. شبکه “المنار ” در ابتدا اعلام کرد که چنین گروهی جدید بوده و تا به حال نامی از آن شنیده نشده است اما به فاصله کمی مشخص شد که نام این گروه قبلا در خصوص اجرای عملیاتی علیه یک صهیونیست در شهر “حیفا ” نیز برده شده است.
مدتی بعد، اخبار دیگری نیز از سوابق این گروه منتشر شد، بر اساس این اخبار، نام “یگانهای احرار الجلیل ” برای نخستین بار در سال ۲۰۰۳ میلادی منتشر شد. در این سال مسوولیت قتل یک نظامی صهیونیست و ربودن یک صهیونیست از اهالی “طبریه ” و قتل او توسط این گروه پذیرفته شد. همچنین یک فلسطینی در حالی که قصد داشت یک سرباز اسرائیلی را در منطقه “الجلیل ” به قتل برساند دستگیر شد که وی اعتراف کرد از اعضای گروه مزبور میباشد. پس از این تا اوایل سال ۲۰۰۷ هیچ نام و نشانی از “یگانهای احرار الجلیل ” دیده نشد تا این که با عملیات قتل یک شهرکنشین صهیونیست و مصادره اسلحه او در یکی از محلات قدیمی قدس نام این گروه بار دیگر در رسانهها منتشر شد. در همین عملیات، یکی از اعضای این گروه با نام “احمد الخطیب ” نیز به شهادت رسید. این گروه در بیانیهای اعلام کرد که عملیات مذکور را در پاسخ به ترور یکی از رهبران خود به نام “محمد الخطیب ” که در سال ۲۰۰۴، به شهادت رسیده بود به اجرا در آورده است و کماکان به تلاش خود برای اجرای عملیات در منطقه “خط سبز ” (مناطق اشغالی سال ۱۹۶۷) ادامه خواهد داد. از این مقطع تا مارس سال ۲۰۰۸ میلادی، این گروه تعدادی عملیات کوچک و پراکنده را به نام خود به ثبت رساند، تا این که با عملیات بینظیر در ” یشیفات مرکاز هراف ” نام “یگانهای احرار الجلیل ” به سراسر جهان شناسانده شد.
این بار هدفی که از سوی گروه موسوم به “یگانهای احرار الجلیل – مجموعه شهید مغنیه و شهدای غزه ” انتخاب شده بود اهمیت فوقالعادهای داشت. آموزشگاه “یشیفات مرکاز هراف “، یکی از مهمترین واحد های آموزشی رژیم صهیونیستی، موسوم به “یشیوا ” (با تلفظ عبری “یشیفات “) به شمار میآید. این آموزشگاهها توسط اولین “خاخام اعظم ” دولت جعلی اسرائیل به نام “آبراهام اسحاق هکوهین کوک ” در سال ۱۹۲۴ میلادی تاسیس شد. این آموزشگاهها که به دلیل تکیه بر متون “تلمود ” به “مدارس تلمودی ” نیز شهرت دارند وظیفه آموزش صدها دانشآموز یهودی از ۱۸ تا ۳۰ سال را برعهده دارند که تمامی آنان از اعضای ارتش صهیونیستی به شمار میروند. با مرگ موسس این آموزشگاهها، ریاست آنها برعهده “تسیفی یهودا ” قرار گرفت. این شخص پدر معنوی جنبشی “گوش آمونیم ” به شمار میرود که از تندروترین و موثرترین جریانات افراطی در درون رژیم صهیونیستی میباشد. مدارس فوقالذکر مهمترین کانون تربیت رجال سیاسی و روحانیون افراطی صهیونیست میباشد که سیاستمداران و روحانیون صهیونیست سرشناسی در آنها آموزش دیدهاند.
برخلاف آن چه در رسانههای غربی و صهیونیستی تبلیغ می شود که دانشآموزان این مدرسه را غیرنظامیان تشکیل میدهند، تمامی جوانان مشغول تحصیل در این مراکز آموزشی دارای آموزش نظامی کامل و مسلح به سلاح گرم هستند و همانطور که گفته شد مجری عملیات در “بیتالمقدس غربی ” نیز توسط یکی از دانشآموزان همین مدرسه و با گلوله کلت کمری به شهادت رسید.
عملیات در مدرسه تلمودی “یشیفات مرکاز هراف ” تنها سه هفته پس از ترور فرمانده بزرگ مقاومت اسلامی لبنان “حاج عماد مغنیه ” و کمتر از یک هفته پس از کشتار بیرحمانه ۱۳۰ تن از اهالی غزه که ۳۰ تن از آنان را زنان و کودکان زیر ۱۵ سال تشکیل میدادند انجام گرفت و به لحاظ زمان اجرا، مکان انجام آن و حتی مجری عملیات دارای امتیازات ویژه و خارقالعادهای بود.
هنوز هم مشخص نشده است که چنین عملیاتی با وجود آماده باش کامل تمام ماشین امنیتی و نظامی رژیم صهیونیستی چگونه میسر شده است و طراحان اصلی آن چه شخص یا اشخاص یا گروههایی بودهاند. علیرغم آن که با فشار ایالات متحده بر متحدان خود، بسیاری از کشورهای عربی و اسلامی این عملیات بینظیر را محکوم نمودند، هیچ کس نتوانست جشن و شادی اهالی غزه را پس از انتشار خبر این عملیات متوقف کرده یا پنهان نماید. از همه مهمتر آن که، برافراشته شدن پرچم “حزبالله لبنان ” در محله زندگی شهید “علاء ابودهیم ” و در هنگام تشییع باشکوه پیکر او، پیامی ترسآور برای رژیم صهیونیستی در برداشت. این رژیم که در پی ماجراجوییهای خود،از بیم انتقام مقاومت اسلامی لبنان در سراسر جهان به وابستگان خود اعلام آماده باش داده بود، کمتر انتظار میکشید که در داخل اراضی اشغالی سال ۱۹۴۸ ضربهای دریافت کند و در حقیقت باید عملیات “بیتالمقدس غربی ” را گشودن جبههای جدید و دور از انتظار در برابر رژیم صهیونیستی دانست که نشانههای بارزی از اتحاد استراتژیک حزبالله و مقاومت فلسطین در آن به چشم میخورد، اتحادی که رژیم صهیونیستی همواره از آن بیم داشت و تمام تلاش خود را برای عدم تحقق آن به کار میگرفت. اینک خون شهید “علاء هشام ابودهیم ” پرچم حزبالله را در مناطق اشغالی فلسطین برافراشته است و رژیم صهیونیستی نیز چارهای ندارد جز آن که تلفات سنگین خود را به پای هر دو دشمن سرسخت خود یعنی مقاومت فلسطین و مقاومت اسلامی لبنان بنویسد و صد البته به اعتراف ژنرال “دودی کوهن ” فرمانده پلیس رژیم صهیونیستی، در انتظار تعداد بسیاری از این دست عملیاتها باشد.
مطالب مرتبط:
+ خاخام کوک و گروه افراطی گوش امونیم
+ چه چیزی ابودهیم را متمایز می کند؟







